یک مترجم

غدیر نبی‌زاده – Ghadeer Nabizade

ساغریسازان، میراث شهریِ نیمه‌جان

خانه قدیمی در محله ساغریسازان رشت

پیش‌تر وبلاگی داشتم با نام «شهر زیبای من رشت». در اعتراض به خفقان بلاگفا بستم‌اش. نزدیک به یک سال و نیم است که در باره رشت چیزی ننوشته‌ام و از این موضوع بسیار غمگین‌ام. شهر من، باید اولویت اول من در نوشتن باشد. و البته برای همه باید چنین باشد. در این صورت است که می‌توانیم حرف‌مان را به گوش مردم و مسئولین برسانیم و نگرانی‌هایمان را ابراز کنیم. از این پس، به مانند گذشته نوشتارهایی در باره استان گیلان و شهر رشت در همین وبلاگ می‌نویسم و همچنین سعی می‌کنم تا برگزیده نوشته‌های پیشین‌ام را در سایت قرار دهم تا بتوانم به سرزمین مادری‌ام خدمتی کرده باشم.

نکته دومی که علاقه‌مندم در آغاز به آن اشاره کنم این است که: به‌رغم همه انتقاداتی که به نظام مدیریت شهری و استانی دارم، معتقدم در سال‌های گذشته روند پیشرفت در رشت آغاز شده. شاید پل جانبازان اولین نمونه از این منظور بود. اکنون ۲ پل دیگر نیر در دست ساخت است و پروژه‌های دیگری هم در شُرفِ ساخت و بهره‌برداری. بنابراین باید به عنوان یک شهروندی که همه‌چیز را می‌بیند از مسئولین تشکر کنم. اما همانگونه که مسئولین عزیز هم می‌دانند، متاسفانه عقب‌ماندگی‌های شهر ما (رشت) کم نیست. نکته‌ای که من در زمان حضورم در رشت مدام به دوستانم می‌گویم این است که: پیشرفت در شهرکی که من در آن زندگی می‌کنم ـ در تهران‌ـ به مراتب بیش از کل پیشرفت‌هایی است که در رشت صورت می‌گیرد. شاید در این جمله کمی اغراق وجود داشته باشد اما در اصل ماجرا تفاوتی نمی‌کند. حتما قبول دارید که سیر پیشرفت‌های رشت بسیار کند است و تلاشی بیش از پیش می‌طلبد. بنابراین اگر انتقاد یا پیشنهادی ارائه می‌شود، از روی دلسوزی و با دید باز است. به امید روزی که رشت به شهری زیبا و پرافتخار در ایران و جهان باشد.

***

در شهر رشت محله‌ای قدیمی وجو دارد به نام ساغریسازان. کمتر کسی است در رشت زندگی کند و اسم آن را نشنیده باشد. قطعا اگر قرار باشد بافت قدیمی رشت را نشانِ کسی بدهید، ساغریسازان از بهترین نمونه‌های آن است. در وب‌گردی‌هایم به وبلاگ آقای محمدحسن عاقل‌منش رسیدم که مطلبی نسبتا جامع در باره ساغریسازان نگاشتند. هدف من از این نوشته معرفی ساغریسازان نیست. اما خوب است ابتدا بدانیم که ساغریسازان کجاست و سپس از اهمیت و بزرگ‌داشت آن سخن بگوییم. بنابراین، خواندن نوشته آقای عاقل‌منش را به همه توصیه می‌کنم.

***

روزی که به همراه یکی از بزرگ‌ترها از ساغریسازان می‌گذشتم و در باره بافت آن و آسفالت و چاله‌های آن با هم سخن می‌گفتیم، دوستم گفت که در قدیم ساغریسازان سنگ‌فرش بوده است. البته من چنین چیزی را نه دیده بودم و نه شنیده بودم. اما به نظرم نکتة جالبی بود. امروزه واقعا من نمی‌دانم که اگر قرار باشد کسی را با بافت قدیم شهر رشت (به عنوان نمونه‌ای از گیلان) آشنا کنیم چه باید کرد؟ فارغ از این موضوع خود رشتی‌ها هم با این موضوع بیگانه شده‌اند. دیگر ساخت‌وسازها و پلان‌ها بویی از گیلان و سنت ویژه این منطقه ندارند. به نظرم دست‌کم در یک مساحت کوچکی از شهر باید کاری کرد که بافت قدیمی را حفظ کرد و از آن می‌توان به عنوان مرکز جذب گردشگر و همچنین بازار سنتی استفاده کرد. همانطور که می‌بینیم، در موزه روستایی همین کار را کرده‌اند آن‌‌هم با کمک فرانسه. یعنی ابتدا آمده‌ایم روستاها را به شکل امروزی ساخته‌ایم، بدون هیچ نظارتی. هرکسی هرجوری که خواسته ساخته. سپس آمده‌ایم و از کل روستاهای گیلان چند خانه را برداشته‌ایم و در سراوان به همان شکل روی هم سوار کرده‌ایم و گاو و گوسفند و مرغ و خروس و کشتاپز و … را هم جمع کرده‌ایم تا به مردم گیلان و گردشگران بیرونی نشان دهیم که زندگی روستایی گیلان در گذشته چگونه بوده.  اکنون سوال اینجاست: کجا قرار است میراث شهری گیلان را بازسازی کنیم؟

آیا باید منتظر باشیم که مثلا یک خانه را از سرخبنده بکنند، یک مغازه را از ساغریسازان، یک گمج‌ساز را از کاسه‌فروشان و … و در جایی خارج از شهر سرهم کنند تا بفهمیم زندگی شهری در گیلان چطور بوده؟

من برنامه‌ریزی شهری نخوانده‌ام اما بعید می‌دانم سخنان و پیشنهادات ما که هر از گاهی با دوستان نیز مطرح می‌کنیم، بیراه باشد. تصور کنید: ساغریسازان را از همه ورودی‌هایش سنگ‌فرش کنند. ورود ماشین را به این منطقه ممنوع کنند. برای عبور و مرور در منطقه هم می‌توان از وسایل حمل و نقل قدیمی مانند درشکه یا جدید مانند ماشین‌های برقی استفاده کرد. خانه‌های قدیمی که هنوز آثاری از آن‌ها باقی است بازسازی شوند و خانه‌های جدید با معماری قدیمی، دست‌کم در ظاهر بازسازی شوند. بازار سنتی ساغریسازان به حالت قدیم خود برگردد و بازاریان از همه استان گیلان در آن‌جا محصولات را به گونه سنتی و محلی خود ارائه کنند. این مساله نه تنها گردشگران بیرونی را به خود جذب می‌‌کند بلکه مردم محلی هم می‌توانند مایحتاج خود را تهیه کنند. (موضوعی که در موزه میراث روستایی وجود ندارد، چون همان‌گونه که از اسمش پیداست تنها موزه است و نهایتا شما یک نان‌برنجی می‌خرید و می خورید تا به یاد گیلان قدیم و نان‌برنجی مادربزرگ بیفتید).

نان برنجی پز در موزه میراث روستایی

البته ممکن است در دید برخی از مسئولان یا حتا مردم چنین تصوری غیرممکن به نظر برسد که با شما موافقم. البته تا حدودی. ولی اگر واقعا تا چند سال دیگر چنین نشود یا فکری برای آن نشود واقعا باید چنین تصوری را به  گور برد و نهایتا در حد یک موزه با چند ده هکتار اندیشید که صرفا چند ساعت در هفته باز باشد. شاهد این موضوع هم شدت ساخت‌وسازها و عجیب‌وغریب بودن آن‌هاست. مثلا مجتمع یاس در کوی شهید بیانی؛ این مجتمع ۸۰ واحد مسکونی دارد. کل محوطه این شهرک ۸۰ واحدی بخشی از حیاط پشتی خانه سمیعی بوده. شاید در گذشته تنها چند نفری از آن خانواده بزرگ‌زاده و ثروتمند در حیاط پشتی قدم می‌زدند، اما امروزه به محیطی برای زندگی بیش از ۳۰۰ نفر تبدیل شده است. البته این تنها یک نمونه بود وگرنه امروزه به راحتی‌ می‌توان در کوچه‌پس‌کوچه‌های ساغریسازان خانه‌های چند طبقه‌ای را دید که نه تنها به زیبایی محله قدیمی ساغریسازان ندارند بلکه با دربرگرفتن جمعیت بی‌حساب‌وکتاب در خود، محیط زندگی افراد بومی در ساغریسازان را نیز تهدید می‌کنند. از طرفی برخی بافت‌های بسیار قدیمی در این محله کهن هست که هر از گاهی طعمه آتش می‌شود و هرچه بوده خاکستر می‌‌شود.

گمج فروش در ساغریسازان (جلوی کله پزی عطا)

اگر سیر ساخت‌وسازها و تخریب‌ها به همین صورت ادامه یابد، نمی‌دانم آیا روزی خواهد رسید که بتوانیم ساغریسازان واقعی را دوباره ببینیم و از آن برای نسل بعدی بگوییم؟ از مسئولین محترم خواهشمندیم کاری کنند پیش از این‌که دیر شود. البته ساغریسازان تنها نمونه‌ای از میراث شهری رشت و گیلان است.

برچسب:

۶ دیدگاه‌ها

  1. سلام دوست عزیز
    مدت زیادی بود که وبلاگت رو دنبال می کردم تا شاید چیزی بنویسی تا اینکه شما رو اینجا پیدا کردم!!! خوشحالم که باز در مورد شهر رشت نوشتی و در مورد یک مشکل بسیار مهم که فراموش شده به نظر میاد صحبت کردی،
    چند سال پیش چند تا از دوستام اومده بودند رشت و من واقعا مونده بودم که اونا رو کجا ببرم تا بگم اینجا از بافت های قدیمی شهر رشته!!! می دونستم کجا ولی واقعا خجالت می کشیدم!!! چون بافت های قدیمی ما شکل ناهنجاری دارن و اگه اونا رو نشون ندی سنگین تره!!! البته شهر رشت جذابیت های خاص خودش را دارد و در واقع برای سرپوش گذاشتن بر این گونه موارد بکار می روند ولی فقط با خود میگویی که فقط اینها نیستند که شما مهمان عزیز در مورد شهر زیبای من بایستی بدانی.براستی که به راه حل های خوبی اشاره کردی و شاید کسی از دور آنها را بشنود شاید.
    خوشحال میشم که باز هم در مورد شهر رشت بنویسی.

  2. من خودم بچه ساغریسازانم واز اینکه افرادی مثل شما رامیبینم که به بافت قدیمی شهر ارزش قائلید اظهار شادمانی میکنم.اما افسوس کسی پیشنهادات شما رو عملی نمیکنه وذره ای برای معماریه شهر تعصب ندارن.به امید روزیبهتر

  3. سلام.با تشکر از مطالب خوب شما.
    به نظر من بافت قدیمی رو باید احیا کرد نه ویران.بافت قدیمی نشونه ی اصالت ماست.قکر نمی کنم هیچ جای دنیا معماری زیبای ما رو داشته باشن، حیف نیست که از بین بره و به جاش این آپارتمانهای قوطی شکل ساخته بشه؟

  4. سلام من موضوع پایان نامم اتفاقا نگاهی جامعه شناختی به همین محلست دارم بررسی میکنم از همه جوانب.

  5. سلام دوستان
    شیعیان آلمان کلیپی زیبا از سخنان شهید شیخ حسن شحاتة بهمراه زیر نویس فارسی تهیه کردند که با دیدن این کلیپ میشه بیشتر با شخصیت این شهید بزرگوار که در غربت و مظلومیت به شهادت رسید آشنا شد.
    http://www.nasrtv.com/modules/video/singlefile.php?lid=9300

  6. سلام دوست عزیز وبلاگ بسیار تاثیر گذاری داری
    باید این جور ایده ها گفته بشه
    خیلی ایده ی خوبی بود این که سنگ فرش بشه و با وسایل قدیمی مثل درشکه یا تراموا رفتو امد بشه
    امیدوارم وبلاگتون خاموش نباشه و همیشه فعال باشه
    به امید اینکه همه به زیبا سازی شهرمون اهمیت بدن
    با تشکر

پاسخ دهید

توجه: دیدگاه شما باید قبل از نمایش در اینجا بررسی شود. نیازی به فرستادن دوباره آن نیست.