<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>یک مترجم</title>
	<atom:link href="http://www.nabizade.ir/blog/?feed=rss2" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.nabizade.ir/blog</link>
	<description>غدیر نبی‌زاده - Ghadeer Nabizade</description>
	<lastBuildDate>Thu, 17 May 2012 07:24:49 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.3.1</generator>
		<item>
		<title>آیا فشار امریکا به هند نتیجه خواهد داد؟</title>
		<link>http://www.nabizade.ir/blog/?p=982&#038;utm_source=rss&#038;utm_medium=rss&#038;utm_campaign=%25d8%25a2%25db%258c%25d8%25a7-%25d9%2581%25d8%25b4%25d8%25a7%25d8%25b1-%25d8%25a7%25d9%2585%25d8%25b1%25db%258c%25da%25a9%25d8%25a7-%25d8%25a8%25d9%2587-%25d9%2587%25d9%2586%25d8%25af-%25d9%2586%25d8%25aa%25db%258c%25d8%25ac%25d9%2587-%25d8%25ae%25d9%2588%25d8%25a7%25d9%2587%25d8%25af-%25d8%25af%25d8%25a7%25d8%25af%25d8%259f</link>
		<comments>http://www.nabizade.ir/blog/?p=982#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 17 May 2012 07:22:01 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Ghadeer Nabizade</dc:creator>
				<category><![CDATA[اروپا]]></category>
		<category><![CDATA[ايالات متحده امريكا]]></category>
		<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[بین‌الملل]]></category>
		<category><![CDATA[هند]]></category>
		<category><![CDATA[ACU]]></category>
		<category><![CDATA[Americal Unilateral sanction]]></category>
		<category><![CDATA[Indiia]]></category>
		<category><![CDATA[Iran]]></category>
		<category><![CDATA[Iraq]]></category>
		<category><![CDATA[Kuwait]]></category>
		<category><![CDATA[Saudi Arabia]]></category>
		<category><![CDATA[UN sanctions]]></category>
		<category><![CDATA[کویت، عربستان سعودی، تحریمهای یکجانبه امریکا، تحریم های سازمان ملل]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.nabizade.ir/blog/?p=982</guid>
		<description><![CDATA[در نوشتار قبلی همین وبلاگ و در سایت‌ها و رسانه‌های کشوری و جهانی می‌بینید و می‌شنوید که واردات نفت هند از ایران ۱۱ درصد کاهش یافته است. رسانه‌های غربی و به تبع آن رسانه‌های ایرانی که مقالات و تحلیل‌های آنان را ترجمه می‌کنند، این کاهش را به سفر کلینتون به هند در هفته گذشته و سفر یک مقام دیگر امریکایی در دو روز گذشته نسبت می‌دهند. البته سفرها دروغ نبوده و وجود خارجی دارد اما قطعا دلیل این کاهش ۱۱ درصدی نیست. به صورت شفاف‌تر و کمی هم عریان‌تر به ماجرا می‌پردازم ...]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p dir="RTL"><a href="http://www.nabizade.ir/blog/wp-content/uploads/2012/05/30763272-2170135.jpg"><img class="aligncenter size-medium wp-image-983" title="30763272-2170135" src="http://www.nabizade.ir/blog/wp-content/uploads/2012/05/30763272-2170135-300x273.jpg" alt="" width="300" height="273" /></a></p>
<p dir="RTL">در <a href="http://www.nabizade.ir/blog/?p=977" target="_blank">نوشتار قبلی همین وبلاگ</a> و در سایت‌ها و رسانه‌های کشوری و جهانی می‌بینید و می‌شنوید که واردات نفت هند از ایران ۱۱ درصد کاهش یافته است. رسانه‌های غربی و به تبع آن رسانه‌های ایرانی که مقالات و تحلیل‌های آنان را ترجمه می‌کنند، این کاهش را به سفر کلینتون به هند در هفته گذشته و سفر یک مقام دیگر امریکایی در دو روز گذشته نسبت می‌دهند. <strong>البته سفرها دروغ نبوده و وجود خارجی دارد اما قطعا دلیل این کاهش ۱۱ درصدی نیست</strong>.</p>
<p dir="RTL">به صورت شفاف‌تر و کمی هم عریان‌تر به ماجرا می‌پردازم:</p>
<p dir="RTL"><strong>ایران که سابقا دومین کشور فراهم کننده نفت هند پس از عربستان سعودی به شمار می‌رفت اکنون به جایگاه چهارمی، پس از عربستان سعودی (۶۵۳۵۰۰ بشکه در روز)، عراق (۴۹۰ هزار بشکه در روز) و کویت (۳۵۳۹۰۰ بشکه در روز) تنزل یافته است. صادارت نفت ایران به هند هم‌اکنون ۴۴/۱۷ متریک تن یا ۳۴۹۳۰۰ بشکه در روز می‌باشد (که به گفته یکی از مقامات نفتی هند در سال جاری مالی (مه ۲۰۱۲ تا پایان آوریل ۲۰۱۳) به ۵/۱۵ متریک تن کاهش خواهد یافت). <a href="http://online.wsj.com/article/SB10001424052702303448404577407843978018060.html?mod=googlenews_wsj" target="_blank">این محاسبات پس از جمع‌بندی در پایان سال مالی ۲۰۱۱-۲۰۱۲ حاصل گردید</a>.</strong></p>
<p dir="RTL"><strong>بدین ترتیب می‌توان نتیجه‌گیری کرد که کاهش ۱۱ درصدی به دلیل سفر کلینتون نبود بلکه در ۱۲ ماه پیش از آن به تدریج رخ داده بود. </strong></p>
<p dir="RTL">حال سوال اینجاست که چرا چنین کاهشی رخ داده است؟</p>
<p dir="RTL">هند به عنوان یکی از کشورهای شدیدا در حال توسعه با <a href="http://en.wikipedia.org/wiki/List_of_Indian_states_by_GDP" target="_blank">رشد ناخالص ملی حدود ۸ درصدی</a> نیاز شدید به انرژی دارد. هند یک پنجم نفت خود را در داخل تامین می‌کند و برای چهار پنجم آن نیاز به واردات دارد. در گذشته ایران دومین فراهم کننده نفت هند بود که <strong>به دلیل بستن سیستم‌های بانکی و کنار گذاشتن سیستم </strong><strong>ACU</strong><strong> </strong><strong>و در نتیجه به خطر افتادن امنیت انرژی مورد نیاز خود</strong>، تصمیم به جایگزین کردن ایران نموده است. <strong>البته مسئولین هندی به رغم فشارهای امریکا و اروپا اعلام کرده‌اند که خود را م<a href="http://www.nytimes.com/2012/02/12/world/asia/india-trumpets-ties-with-us-amid-iran-oil-deal.html" target="_blank">تعهد به ادامه خرید نفت از ایران</a> می‌دانند و راهکار <a href="http://economictimes.indiatimes.com/news/economy/foreign-trade/india-may-make-45-pc-of-iran-oil-payments-in-rupees/articleshow/11724197.cms" target="_blank">پرداخت ۴۵ درصد پول نفت از طریق روپیه </a>نیز به معنی همین تعهد هند است.</strong> علاوه بر این، هر کشور مستقل و هر مسئول عاقلی، باید به فکر آتیه کشور خود باشد و راه‌های بسته شده را به نوعی بگشاید.</p>
<p dir="RTL">پرسش بعدی: آیا هند همچنان به کاهش واردات نفت از ایران ادامه خواهد داد؟</p>
<p dir="RTL">بر اساس اعلام یکی از مقامات وزارت نفت هند، در سال مالی آتی نیز کاهش ادامه خواهد یافت اما در کل، کاهش یا افزایش واردات هند از ایران دلایل اقتصادی و سیاسی متعددی دارد که شاید نگارنده هم به همه آن‌ها آگاه نباشد. اما در حال حاضر هند به دنبال بازاری مطمئن از هر نظر برای این محصول استراتژیک است و لذا نمی‌خواهد امنیت اقتصادی خود را در یک بازی سیاسی به خطر بیندازد.</p>
<p dir="RTL"><a href="http://www.newkerala.com/news/newsplus/worldnews-17277.html#.T7SlTzKIlUw" target="_blank"><strong>هند در مجال‌های مختلف اعلام نموده که خود را تنها متعهد به تحریم‌های سازمان ملل می‌داند و تحریم‌های یکجانبه امریکا برای او قابل اجرا نیست. </strong></a></p>
<p dir="RTL">این را هم به یادداشته باشیم که مجموع روابط تجاری ایران و هند در حدود ۱۶ میلیلارد دلار است. از این میزان حدود ۱۴ میلیارد دلار به سود ایران (۱۲ میلیارد دلار نفت و حدود ۲ میلیارد دلار صادرات غیرنفتی) و ۲ میلیارد دلار به سود هند می‌باشد و این منحنی سال‌هاست که به سود ایران در حرکت است.</p>
<p dir="RTL">اخیرا و با آغاز اعمال تحریم‌های نفتی و پتروشیمی اتحادیه اروپا علیه ایران، جمهوری اسلامی ایران در یک سیاست چرخشی از غرب به شرق، بازارهای هدف وارداتی و صادراتی خود را بازتعریف نموده و به شدت در حال اتصال کانال‌های مالی نو برای دور زدن تحریم‌های امریکایی و سازمان مللی است. به نظر می‌رسد در آینده نزدیک و با قوت گرفتن راهکارهای جدید معادلات وارداتی و صادراتی به نوعی دیگر نمایان خواهد شد. تلاش امریکا برای دوره‌گردی سیاسی و تهدید و تطمیع کشورها در طولانی مدت نتیجه نخواهد داشت زیر کشورهای مستقل مانند هند صرفا به منافع ملی خود می‌اندیشند و حاضر نیستند به رغم رشد بالای اقتصادی با شرکت در یک بازی سیاسی خود را دنبالرو یک کشور دیگر بدانند.</p>
<p dir="RTL">
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.nabizade.ir/blog/?feed=rss2&#038;p=982</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>کاهش یازده درصدی واردات نفت هند از ایران &#8211;  India will cut oil imports from Iran by 11%</title>
		<link>http://www.nabizade.ir/blog/?p=977&#038;utm_source=rss&#038;utm_medium=rss&#038;utm_campaign=%25da%25a9%25d8%25a7%25d9%2587%25d8%25b4-%25db%258c%25d8%25a7%25d8%25b2%25d8%25af%25d9%2587-%25d8%25af%25d8%25b1%25d8%25b5%25d8%25af%25db%258c-%25d9%2588%25d8%25a7%25d8%25b1%25d8%25af%25d8%25a7%25d8%25aa-%25d9%2586%25d9%2581%25d8%25aa-%25d8%25a7%25d8%25b2-%25d8%25a7%25db%258c%25d8%25b1%25d8%25a7%25d9%2586-%25d8%25a8%25d9%2587</link>
		<comments>http://www.nabizade.ir/blog/?p=977#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 16 May 2012 07:01:38 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Ghadeer Nabizade</dc:creator>
				<category><![CDATA[اروپا]]></category>
		<category><![CDATA[ايالات متحده امريكا]]></category>
		<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[بین‌الملل]]></category>
		<category><![CDATA[هند]]></category>
		<category><![CDATA[India]]></category>
		<category><![CDATA[Iran]]></category>
		<category><![CDATA[Oil]]></category>
		<category><![CDATA[Washington Post]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.nabizade.ir/blog/?p=977</guid>
		<description><![CDATA[کمتر از یک هفته پس از سفر هیلاری کلینتون به هند به منظور متقاعد کردن این کشور به کاهش مراودات تجاری با ایران، ۱۱% کاهش واردات نفت از ایران رسما اعلام شد. نوشتار واشنگتن پست در این باره را بخوانید: نوشته های مشابه: تایمز آو ایندیا: کرنش هند به فشار امریکا فیرست پست: برنامه هند [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div>
<p style="text-align: justify;">کمتر از یک هفته پس از سفر هیلاری کلینتون به هند به منظور متقاعد کردن این کشور به کاهش مراودات تجاری با ایران، ۱۱% کاهش واردات نفت از ایران رسما اعلام شد. نوشتار واشنگتن پست در این باره را بخوانید:</p>
<p style="text-align: justify;">نوشته های مشابه:</p>
<p style="text-align: justify;">تایمز آو ایندیا: <a href="http://timesofindia.indiatimes.com/india/India-bows-to-US-pressure-cuts-Iran-oil-import-by-11/articleshow/13156867.cms" target="_blank">کرنش هند به فشار امریکا </a></p>
<p style="text-align: justify;">فیرست پست: <a href="http://www.firstpost.com/world/indias-plan-to-cut-iran-oil-is-likely-to-ease-us-pressure-310503.html" target="_blank">برنامه هند برای کاهش واردات نفت از ایران در راستای فشار امریکا</a></p>
<p style="text-align: center;" dir="ltr"><a href="http://www.nabizade.ir/blog/wp-content/uploads/2012/05/India_Clinton_0f5bd.jpg"><img class="aligncenter size-full wp-image-978" title="India_Clinton_0f5bd" src="http://www.nabizade.ir/blog/wp-content/uploads/2012/05/India_Clinton_0f5bd.jpg" alt="" width="606" height="395" /></a>هیلاری کلینتون وزیرخارجه امریکا در حال دست دادن با اس.ام. کریشنا وزیر خارجه هند</p>
<p style="text-align: justify;" dir="ltr">By <a href="http://www.washingtonpost.com/rama-lakshmi/2011/03/02/ABjxvmP_page.html" rel="author">Rama Lakshmi</a>, Published: May ۱۵</p>
<p style="text-align: justify;" dir="ltr">link:</p>
<p style="text-align: justify;" dir="ltr">http://www.washingtonpost.com/world/india-will-cut-its-oil-imports-from-iran-by-11-percent/2012/05/15/gIQAyp8GRU_story.html</p>
</div>
<div style="text-align: justify;" dir="ltr">
<article>
<p dir="ltr">NEW DELHI — A week after Secretary of State Hillary Rodham Clinton <a href="http://www.washingtonpost.com/world/asia_pacific/clinton-arrives-in-india-urges-cooperation-on-iran/2012/05/07/gIQAZjry7T_story.html" data-xslt="_http">urged New Delhi to reduce its engagement with Tehran</a>, India said it would cut Iranian oil imports by 11 percent in the coming year.</p>
<p dir="ltr"><span style="text-decoration: underline;"><strong>The promised cut could constitute a significant step for India toward securing a waiver from <a href="http://www.washingtonpost.com/world/national-security/white-house-sees-more-pain-for-iran-as-it-clears-way-for-further-sanctions/2012/03/30/gIQAj9yAmS_story.html" data-xslt="_http">U.S. sanctions</a> before a June deadline, although officials here denied that they were motivated by U.S. pressure, and some analysts questioned whether the move would be enough to satisfy Washington.</strong></span></p>
</article>
<p dir="ltr">The United States already has granted sanctions waivers to Japan and 10 European countries after they announced cuts, but it has not yet done so for India or China, two of the biggest importers of Iranian oil.</p>
<p dir="ltr"><strong>Deputy Oil Minister R.P.N. Singh told Parliament on Tuesday that imports from Iran would be reduced to 113.6 million barrels in the financial year ending next March, down from 127.8 million barrels the previous year.</strong></p>
<p dir="ltr">The Obama administration welcomed India’s pledge, but State Department officials hinted that they hoped to see even larger cuts, and they stopped short of saying whether the 11 percent cut was sufficient to earn a waiver.</p>
<p dir="ltr">“As the secretary said when she was there, we are making progress,” State Department spokeswoman Victoria Nuland told reporters in Washington. “There’s more progress to be made.”</p>
<p dir="ltr"><strong>In the past few months, New Delhi has come under enormous pressure from Washington to join international sanctions aimed at forcing Iran to stop its uranium-enrichment program.</strong> But India’s historical ties with Iran, and especially its reliance on Iranian oil, have posed a <a href="http://www.washingtonpost.com/world/national-security/white-house-sees-more-pain-for-iran-as-it-clears-way-for-further-sanctions/2012/03/30/gIQAj9yAmS_story.html" data-xslt="_http">severe foreign policy dilemma</a>.</p>
<p>Fiercely independent in its foreign policy-making and wary of angering its huge Muslim population, India says it will respect only sanctions agreed to by the United Nations. Officials would never publicly admit that any reduction in oil imports from Iran has come as a result of U.S. pressure.</p>
<p>“<strong>In order to reduce its dependence on any particular region of the world, India has been consciously trying to diversify its sources of crude oil imports to strengthen the country’s energy security</strong>,” Singh told lawmakers in a written statement Tuesday.</p>
<p>India imports 80 percent of its oil, from more than 30 countries. Iran accounts for almost 12 percent of its total imports.</p>
<p><strong>Indian officials privately say it is difficult to restrain India’s growing appetite for energy, which is desperately needed to fuel industrial expansion and economic growth. But U.S.-led sanctions already have made it much harder for India to ship and pay for Iranian oil.</strong></p>
<p><strong>A U.S. special envoy, Carlos Pascual, met officials in New Delhi on Tuesday</strong> <strong>to follow up on Clinton’s discussions with Indian officials.</strong> The Foreign Ministry official said the discussion with the envoy was about India’s long-term energy needs and “included the Iran issue, but it was not the primary focus today.”</p>
<p>“<strong>We have already scaled back imports because we have been facing difficulties in paying for the oil and having trouble finding enough tankers to lift the oil,” said K.C. Singh, a retired diplomat who served as India’s ambassador to Tehran.</strong> “Today’s announcement may be okay for the time being, but I suspect that Americans would want us to do more. India has to do a tough balancing act between Iran and America. We have to ensure that our strategic engagement with the U.S. continues.”</p>
<p>Under pressure from the U.S. Treasury, India withdrew in December 2010 from the Asian Clearing Union, a mechanism set up to make payments from the South Asian region to Iran. But Iran continued to supply oil on credit, with debts ballooning to $3 billion earlier this year.</p>
<p><strong>In March, Iran agreed to receive part of the payment in Indian rupees, through Indian banks.</strong> The option of paying with either dollars or euros has been choked off because of international pressure.</p>
</div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.nabizade.ir/blog/?feed=rss2&#038;p=977</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>مذاکرات بغداد و گزینه‌های پیش رو</title>
		<link>http://www.nabizade.ir/blog/?p=971&#038;utm_source=rss&#038;utm_medium=rss&#038;utm_campaign=%25d9%2585%25d8%25b0%25d8%25a7%25da%25a9%25d8%25b1%25d8%25a7%25d8%25aa-%25d8%25a8%25d8%25ba%25d8%25af%25d8%25a7%25d8%25af-%25d9%2588-%25da%25af%25d8%25b2%25db%258c%25d9%2586%25d9%2587%25e2%2580%258c%25d9%2587%25d8%25a7%25db%258c-%25d9%25be%25db%258c%25d8%25b4-%25d8%25b1%25d9%2588</link>
		<comments>http://www.nabizade.ir/blog/?p=971#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 15 May 2012 17:47:48 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Ghadeer Nabizade</dc:creator>
				<category><![CDATA[اروپا]]></category>
		<category><![CDATA[انگلستان]]></category>
		<category><![CDATA[ايالات متحده امريكا]]></category>
		<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[بین‌الملل]]></category>
		<category><![CDATA[خاورمیانه]]></category>
		<category><![CDATA[رژيم صهيونيستي]]></category>
		<category><![CDATA[فرانسه]]></category>
		<category><![CDATA[مساله هسته اي]]></category>
		<category><![CDATA[گروه 5+1]]></category>
		<category><![CDATA[Baghdad Summit]]></category>
		<category><![CDATA[Dr. Saeed Jalili]]></category>
		<category><![CDATA[Istanbul 2 Summit]]></category>
		<category><![CDATA[Kathrine Ashton]]></category>
		<category><![CDATA[P5+1]]></category>
		<category><![CDATA[اشتون]]></category>
		<category><![CDATA[تحریمهای فلج کننده]]></category>
		<category><![CDATA[سعید جلیلی]]></category>
		<category><![CDATA[نشست استانبول 2]]></category>
		<category><![CDATA[نشست بغداد]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.nabizade.ir/blog/?p=971</guid>
		<description><![CDATA[پس از اعمال تحریم‌های گوناگون امریکا علیه ایران از زمان انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷، که چندسالی است به گفته امریکا قرار است فلج‌کننده! باشد و پیروی اتحادیه اروپا و سازمان ملل متحد از بخشی از آن تحریم‌ها، مذاکرات بغداد پس از نشست استانبول۲ می‌تواند نقطه عطفی در مذاکرات میان ایران و گروه ۱+۵ باشد. [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p dir="RTL"><a href="http://www.nabizade.ir/blog/wp-content/uploads/2012/05/Istanbul-2-summit.jpeg"><img class="aligncenter size-full wp-image-972" title="Istanbul 2 summit" src="http://www.nabizade.ir/blog/wp-content/uploads/2012/05/Istanbul-2-summit.jpeg" alt="" width="624" height="351" /></a></p>
<p dir="RTL">پس از اعمال تحریم‌های گوناگون امریکا علیه ایران از زمان انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷، که چندسالی است به گفته امریکا قرار است فلج‌کننده! باشد و پیروی اتحادیه اروپا و سازمان ملل متحد از بخشی از آن تحریم‌ها، مذاکرات بغداد پس از نشست استانبول۲ می‌تواند نقطه عطفی در مذاکرات میان ایران و گروه ۱+۵ باشد. این نکته‌ای است که فعلا طرف‌های مذاکره کننده می‌گویند.</p>
<p dir="RTL">مذاکرات با گروه ۱+۵ برخلاف تصور عموم مردم، تنها بر مسائل هسته‌ای ایران تمرکز ندارد گرچه ظاهر و پوسته مذاکرات مسئله هسته‌ای ایران است اما روح مذاکرات همه جنبه‌های قابل مذاکره با ایران را شامل می‌شود. شاهد این موضوع هم وقت‌گرفتن نمایندگان کشورهای مختلف عضو گروه ۱+۵ برای مذاکره با ایران به صورت مستقل در جریان مذاکرات فشرده است و این حتی امریکا را نیز دربر می‌گیرد. مثلا خانم اشتون که رئیس گروه مذاکره‌ کننده گروه ۱+۵ است چه چیز ناگفته‌ای دارد که نماینده امریکا، روسیه، چین و &#8230; بخواهند جداگانه به دکتر جلیلی بگویند. و افرادی که با روش‌های دیپلماتیک آشنایی دارند می‌دانند که این گونه رفتارها نشانگر چیست. شاهد دیگر، برخوردهای سیاسی با مسائل فنی است که نشان از لجبازی دارد. به طوریکه امروزه کمتر کسی است نداند که مثلا اگر ایران دست از سوریه بردارد یا دیگر از حزب‌الله حمایت نکند مسئله هسته‌ای دیگر وجود نخواهد داشت.</p>
<p dir="RTL">حال به موضوع برمی‌گردیم؛ آیا قرار است در مذاکرات بغداد اتفاقی برای تحریم‌های قبلا اعمال شده بیفتد؟ آیا غرب از تحریم ایران پشیمان است؟ آیا غرب واقعا به این باور رسیده که فناوری هسته‌ای ایران صلح‌آمیز است؟</p>
<p dir="RTL">به نظر می‌رسد پاسخ به همه این پرسش‌ها منفی است.</p>
<p dir="RTL">به نظر می‌رسد قرار نیست تحریمی ملغی شود. به چند دلیل: ۱) اعمال تحریم مساله چندان پیچیده‌ای نیست اما برداشتن آن سال‌ها طول می‌کشد. حتی در مورد عراق این چنین بود. تحریم‌های امریکا و سازمان ملل علیه عراق حتی پس از اشغال عراق تا چند سال پیش برقرار بود. ۲) البته شاید اگر اراده آن وجود داشته باشد تحریم‌ها یک به یک برچیده شود اما آن تحریم‌ها هم آنچنان تنوع دارند که موضوع یک سال و دو سال به طول نخواهد انجامید. ۳) قرار نیست غرب به یکباره تغییر موضع دهد چون اتفاق خاصی نیفتاده که انتظار آن را داشته باشیم. تنها رئیس‌جمهور فرانسه تغییر کرده که به نظر نمی‌رسد اولاند فرق اساسی با سارکوزی در موضوع ایران داشته باشد. و ۴) ا<a href="http://www.washingtonpost.com/world/india-will-cut-its-oil-imports-from-iran-by-11-percent/2012/05/15/gIQAyp8GRU_story.html" target="_blank">مریکا تا همین چند روز پیش با فرستادن نمایندگانش به کشورهای گوناگون آسیایی درخواست کاهش مراودات تجاری با ایران داشت</a> و برای کشورهایی که مخالفت کرداند نیز ضرب‌الاجل تعیین و تهدیدهای روشن اعلام کرده است.</p>
<p dir="RTL">همچنین به نظر می‌رسد غرب از تحریم‌های گوناگون علیه ایران پشیمان هم نیست زیرا شواهدی بر این موضوع نداریم. بارها افرادی از کارشناسان غربی و غیرغربی اعلام کرده‌اند که تحریم‌ها علیه ایران اثر ندارد یا آن اثری که مدنظر تحریم‌کنندگان است را ندارد اما هر از چندگاهی شاهد آن بوده‌ایم که چند تحریم‌ به جمع تحریم‌ها افزوده شده که آخرینش تحریم نفت و محصولات پتروشیمی ایران از سوی اتحادیه فخیمه اروپا است که تاکنون به رغم قطع صادرات نفت به انگلیس و فرانسه ادامه دارد و البته سفر نمایندگان امریکا به منطقه به منظور کاهش/قطع واردات نفت از ایران نیز در ادامه همین تحریم است. پس هیچ پشیمانی در کار نیست.</p>
<p dir="RTL">و البته پر واضح است که غرب باور ندارد ایران انرژی هسته‌ای را برای مقاصد صلح‌آمیز می‌خواهد ـ البته برخی معتقدند باور دارد ولی می خواهد آن را از ایران صلب کند و به ایران فشار وارد کند که در هر صورت نتیجه یکی است ـ و دلیل آن هم این است که اگر چنین باوری داشت مذاکرات را با محور مسائل هسته‌ای ادامه نمی‌داد. شاهد دیگر هم آن است که اگر غرب چنین باوری داشت این همه تحریم پشت تحریم و تهدید پشت تهدید حواله ایران نمی‌کرد تا به نوعی راهی برای بازگشت یا دست‌کم بازگشت در کوتاه‌مدت داشته باشد.</p>
<p dir="RTL">پس دو پرسش باقی می‌ماند: ۱) با این همه پس آن رویکرد بدون تنش در اجلاس استانبول۲ و سازنده و موثر خواندن هر دوطرف و همچنین پذیرش غنی‌سازی اورانیوم از سوی کشورهای مذاکره کننده نشانه چیست؟ و ۲) غرب و ایران در اجلاس بغداد به دنبال چه هستند؟</p>
<p dir="RTL">گروه ۱+۵ در مذاکرات استانبول۲ شاید ۲ هدف را دنبال می‌کرد. اول، به رسمیت بخشیدن به ترکیه به عنوان کشور میزبان. کمی پیش از آن ترکیه با دنبالروی روش غربی و کشورهای وابسته عربی در حمایت از مخالفان سوریه حیثیت خود را در برابر ایران به طور کامل از دست داده بود و شاید نخستین هدف این مذاکرات به نوعی رسمیت بخشیدن و مطرح کردن دوباره ترکیه به عنوان دوست و همسایه نزدیک ایران بود تا ایرانیان خاطره خوشی از اجلاس استانبول داشته باشند. دوم، سنجش رفتار ایران پس از گرفتن یک امتیاز ـ که به زعم آن‌ها بسیار بزرگ و ارزشمند است ـ بود. ایران پس از سال‌ها مذاکره بی‌نتیجه بالاخره با پاسخ مثبت گروه ۱+۵ درخصوص غنی‌سازی مواجه شد و از دیدگاه غربی که امتیاز را قطره‌چکانی ارائه می‌دهد، ایران باید از این موهبت بسیار شاکر باشد و البته اکنون نوبت ایران است که امتیازی بدهد. امتیاز ایران هرچیزی می‌تواند باشد به خصوص در موضوع سوریه. فعلا ایران امتیازی نداده به طوری‌که عملا ده روز پیش از مذاکرات بغداد از رسانه‌های غربی بوی تهدید به مشام می‌رسد و خبرهای خوبی شنیده نمی‌شود.</p>
<p dir="RTL">پس ایران و غرب به دنبال چه هستند؟</p>
<p dir="RTL">ایران قطعا به دنبال امتیازگیری مجدد است. البته امتیاز از نظر غربی‌ها و حق از نظر ایرانی‌ها. چون زمانی‌که غربی‌ها حق کسی را از او دریغ کنند آن را به صورت یک مشوق/امتیاز به خود شخص ارائه می‌کنند تا جهان‌فریبی کنند. ایران در واقع حق‌اش را می‌خواهد. حق ایران عمل آژانس به معاهده NPT است. و البته لغو تحریم‌ها هم شاید بخشی از اهداف ایران باشد؛ تحریم‌هایی که به ناحق و ظالمانه در حق ایرانیان اعمال شده است.</p>
<p dir="RTL">غرب هم، همانطور که گفته شد، به دنبال پاسخ ایران به محبت گروه ۱+۵  در مذاکرات استانبول است. هرگونه کوتاه آمدن ایران از حقوق و حمایت‌هایش می‌تواند موجب پیروزی مذاکرات ـ به قول غربی‌ها ـ و مقاومت ایران در دادن امتیاز و گرفتن امتیازهای جدید می‌تواند موجب شکست مذاکرات ـ به قول غربی‌ها ـ باشد. ضمن این‌که امریکا دل خوشی از عراق هم ندارد.</p>
<p dir="RTL">باید تا ۲۳ مه ۲۰۱۲ (۳ خرداد ۱۳۹۱) منتظر بود و دید چه خواهد شد اما با توجه به مسائلی که در بالا اشاره شد، موضع ایران مشخص است. ایران یا امتیاز بیشتر خواهد گرفت یا مانند گذشته مقاومت خواهد کرد. دیگر چوب‌خط ایران پر شده و فشار بیشتر و کمتر برای ایران معنا ندارد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.nabizade.ir/blog/?feed=rss2&#038;p=971</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>رضا گلپور؛ کلیدی برای مسائل مبهم امروز</title>
		<link>http://www.nabizade.ir/blog/?p=964&#038;utm_source=rss&#038;utm_medium=rss&#038;utm_campaign=%25d8%25b1%25d8%25b6%25d8%25a7-%25da%25af%25d9%2584%25d9%25be%25d9%2588%25d8%25b1%25d8%259b-%25da%25a9%25d9%2584%25db%258c%25d8%25af%25db%258c-%25d8%25a8%25d8%25b1%25d8%25a7%25db%258c-%25d9%2585%25d8%25b3%25d8%25a7%25d8%25a6%25d9%2584-%25d9%2585%25d8%25a8%25d9%2587%25d9%2585-%25d8%25a7%25d9%2585%25d8%25b1%25d9%2588%25d8%25b2</link>
		<comments>http://www.nabizade.ir/blog/?p=964#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 10 May 2012 07:12:52 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Ghadeer Nabizade</dc:creator>
				<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[سیاست]]></category>
		<category><![CDATA[اسفندیار رحیم مشایی]]></category>
		<category><![CDATA[رضا گلپور]]></category>
		<category><![CDATA[محمود احمدی نژاد]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.nabizade.ir/blog/?p=964</guid>
		<description><![CDATA[&#8220;رضا گلپور&#8221; نویسنده شنود اشباح دوباره به سخن آمده است: (مربوط به مهر ماه سال ۹۰ است) من درمورد نامه مفصلی که به آقای خاتمی نوشتم شش ماه زندان رفتم اما تا به امروز هم اصل آن نامه را منتشرش نکردم. یک نامه مستقیم به آقای مشایی نوشتم و یک نامه هم در رابطه با [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: center;" dir="RTL"><a href="http://www.nabizade.ir/blog/wp-content/uploads/2012/05/Reza-Golpoor.jpg"><img class="aligncenter size-full wp-image-966" title="Reza Golpoor" src="http://www.nabizade.ir/blog/wp-content/uploads/2012/05/Reza-Golpoor.jpg" alt="" width="400" height="314" /></a></p>
<p dir="RTL"><a href="http://alefbayemobarezeh.persianblog.ir/post/379" target="_blank">&#8220;رضا گلپور&#8221; نویسنده شنود اشباح دوباره به سخن آمده است</a>: (مربوط به مهر ماه سال ۹۰ است)</p>
<ul>
<li dir="RTL">من درمورد نامه مفصلی که به آقای خاتمی نوشتم شش ماه زندان رفتم اما تا به امروز هم اصل آن نامه را منتشرش نکردم.</li>
</ul>
<ul>
<li dir="RTL">یک نامه مستقیم به آقای مشایی نوشتم و یک نامه هم در رابطه با مشایی به آقای احمدی‌نژاد نوشتم.</li>
</ul>
<ul>
<li dir="RTL">در نظر من این است  که آقای اسفندیار رحیم مشایی صلاحیت لازم برای قرار گرفتن در یک پست مدیریتی راهبردی مثل معاونت اول رییس جمهور و دریافت تفویض اختیارات اقتصادی و فرهنگی و استراتژیک و غیره ی رییس‌جمهور را بدلایل سوابق مبهم و پر ریسک خود و آلودگی های شدید تماس اعضای درجه ی یک خانواده ی او با سازمان محارب منافقین خلق ایران ،ندارد.ایشان الان رییس دفتر و  نماینده تام‌الاختیار رییس جهوردر ۱۷ -۱۸ مسوولیت هستند و به نظر من این بسیار خطرناک است.</li>
</ul>
<ul>
<li dir="RTL"> شاید اهمال در تشخیص اینکه مشایی صلاحیت حضوردر برخی از سمت ها را داشته یا نه در ابتدای انقلاب توسط نهادهای نظارتی و گزینشی وقت ،به دلیل شرایط اضطرار یا حتی وجود جریاناتی که رئوسشان درسطوح عالی قدرت سالم نبودند مثل جریان ناسالم تابع قائم مقام رهبری آقای منتظری در واحد نهضت های آزادیبخش سپاه یا عملیات ویژه ی وزارت اطلاعات یا نظائر آن ، قابل درک باشد ؛ اما این که چرا بعداً سیستم امنیتی به صلاحیت ایشان رسیدگی کاملی نکرده محل سوال است که باید طرح شود.</li>
</ul>
<ul>
<li dir="RTL">مثلاً  در پژوهشهای تاریخ انقلاب به این وقایع برخورده ام که برادر اسفندیار ، یعنی بختیار رحیم مشایی با اسم مستعار کورش رحیمی بدلیل سابقه ی کثیف همکاری با محاربین سازمان تحت امر رجوی در شُرُف اعدام بوده.برادر خانم بختیار هم سابقه ی فوق و زندان به همین دلیل را دارد.</li>
</ul>
<ul>
<li dir="RTL">برادر فوت شده ی دیگراسفندیار، ناصر رحیم مشایی همین سابقه و اخراج از آموزش و پرورش. علی صالحی خواهرزاده ی اسفندیار به دلیل همان سابقه اعدام شده . احمدرضا رحیم مشایی اعدام شده و در حیاط منزلش در کتالم رامسر دفن شده یعنی حتی مردم بدلیل نفرت از جنایاتشان ، اجازه ی دفن جنازه ی این محاربین را در مقبره ی عمومی نداده اند. صدیقه رحیم مشایی  همان سابقه از اقتصاد و دارایی اخراج شده .عظیم رحیم مشایی پسر اکبر عموی اسفندیار ؛چندین سابقه ی زندانی و فعلاً متواری و خارج از کشور از نیروهای فعال سازمان کثیف و جهنمی منافقین بوده است.عبدالکریم رحیم مشایی کارمند بانک در گیلان با همان سابقه اخراج از بانک،ساپورتر مالی و امکاناتی برای تیمهای آدمکش سازمان جهنمی.جواد رحیم مشایی کارمند فرودگاه مهرآباد با همان سابقه دستگیر و اخراج شده.خجسته رحیم مشایی فعلاً خانه دار همان سابقه و زندانی داشته.طاهره ذبیحیان همسر اوّل اسفندیار همان سابقه و در اعضای خانواده ی او نیز به همین ترتیب.محمد رضا رحیم مشایی پسر عموی دیگر الان ساکن آمریکا ونمیخواهم خسته تان کنم ولی لُبّ نگرانی من اینست که حتی الان هم نمی بینیم آنطور که لازم است دنبال جواب این سوال بروند و به صلاحیت مشایی رسیدگی کنند. چون متاسفانه او تأثیرگذار در کسی است که ارادت خاصی به او دارد.</li>
</ul>
<p dir="RTL">نمی‌دانم تا کنون نامی از رضا گلپور شنیده‌اید یا نه. او نویسنده کتاب &#8220;شنود اشباح&#8221; است. این کتاب در دوران اصلاحات پیش از انتشار توقیف و نویسنده آن شش ماه زندانی شد.</p>
<p dir="RTL">اما یا روی کار آمدن دولت اصولگرا، باز هم تحمل صدای رضا گلپور وجود نداشت. او به دلیل پژوهش‌های دقیق و موشکافانه‌اش در باره قتل‌های زنجیره‌ای، هاشمی رفسنجانی، موضوع کشمیری، ۴ دیپلمات ایرانی ربوده شده در لبنان، حزب الله لبنان و رژیم صهیونیستی و احزاب لبنان، جریان اسفندیار رحیم مشایی و &#8230; مشهور است. خواندن نوشته‌های او درهای جدیدی از اسرار و چراها را مقابل انسان می‌گذارد. او در بیشتر موارد نتیجه گیری نمی‌کند بلکه تنها با قرار دادن حقایق بصورت پازل در کنار هم داد عده‌ای را در می‌آورد.</p>
<p dir="RTL">&#8212;-</p>
<p dir="RTL">از این موضوع که بگذریم، می خواهم اشاره کنم که خودم و دوستانم و حتما شما و دوستانتان حکایت‌های بسیار جالب و شنیدنی و گاه تلخ و حیرت‌آور از جلسات گزینش برای استخدام در یک نهاد دولتی یا نهاد به ظاهر غیردولتی ولی دولتی به یاددارید و شنیده‌اید. حتما می‌دانید که اگر سفری به خارج داشته‌اید یا برای یک شرکت یا نهاد بین‌المللی کار کرده باشید برای همیشه از کار دولتی محرومید. در گزینش از بستگان خارج‌نشین شما و ارتباط شما با آن‌ها به دقت پرسش می‌شود. اما گریه‌دار اینجاست که کسی که تقریبا همه اینها را با هم دارد و به علاوه خیلی چیزهای دیگر، امروز همه کاره رئیس‌جمهور است و دست پنهان او در عزل و نصب وزرا و معاونان و استانداران و غیره کاملا مشهود است.</p>
<p dir="RTL">اگر اسفندیار رحیم‌مشایی را آدم کاملا سالم و مومنی هم بدانیم، با وجود حقایق (fact) بالا در گزینش سازمان تامین اجتماعی هم رد است چه برسد به ریاست جمهوری.</p>
<p dir="RTL">مجلس از همان اول مقصر است که رای اعتماد به وزارت او داد.</p>
<p dir="RTL">و البته از این دست آدمها کم نیستند.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.nabizade.ir/blog/?feed=rss2&#038;p=964</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>مستند نیکولا سارکوزی</title>
		<link>http://www.nabizade.ir/blog/?p=957&#038;utm_source=rss&#038;utm_medium=rss&#038;utm_campaign=%25d9%2585%25d8%25b3%25d8%25aa%25d9%2586%25d8%25af-%25d9%2586%25db%258c%25da%25a9%25d9%2588%25d9%2584%25d8%25a7-%25d8%25b3%25d8%25a7%25d8%25b1%25da%25a9%25d9%2588%25d8%25b2%25db%258c</link>
		<comments>http://www.nabizade.ir/blog/?p=957#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 18 Apr 2012 06:42:35 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Ghadeer Nabizade</dc:creator>
				<category><![CDATA[اروپا]]></category>
		<category><![CDATA[بین‌الملل]]></category>
		<category><![CDATA[فرانسه]]></category>
		<category><![CDATA[احمدی نژاد]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.nabizade.ir/blog/?p=957</guid>
		<description><![CDATA[مستندی با نام Looking for Nikolas Sarkozy (در جستجوی نیکولا سارکوزی) در دور روز گذشته از شبکه پرس‌تی‌وی پخش شد. این مستند ساخته ویلیام کارل در سال ۲۰۱۲ است. در این مستند ۱۸ خبرنگار خارجی نظر خود را در باره رئیس‌جمهوری کنونی فرانسه ابراز می‌کنند. این مستند از ابعاد بسیاری جالب و آموزنده است. توصیه [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://www.nabizade.ir/blog/wp-content/uploads/2012/04/Nicolas-Sarkozy.jpg"><img class="aligncenter size-full wp-image-958" title="Nicolas Sarkozy" src="http://www.nabizade.ir/blog/wp-content/uploads/2012/04/Nicolas-Sarkozy.jpg" alt="نیکولا سارکوزی" width="600" height="437" /></a></p>
<p dir="RTL">مستندی با نام Looking for Nikolas Sarkozy (در جستجوی نیکولا سارکوزی) در دور روز گذشته از شبکه پرس‌تی‌وی پخش شد. این مستند ساخته ویلیام کارل در سال ۲۰۱۲ است. در این مستند ۱۸ خبرنگار خارجی نظر خود را در باره رئیس‌جمهوری کنونی فرانسه ابراز می‌کنند. این مستند از ابعاد بسیاری جالب و آموزنده است. توصیه می‌کنم اگر توانستید حتما ببینید. در سایت <a href="http://www.presstv.ir/doc/" target="_blank">پرس‌تی‌وی </a>و همچنین بر<a href="http://www.youtube.com/results?search_query=Looking+for+Nicolas+Sarkozy" target="_blank">خی سایت‌های اینترنتی </a>هم قابل دسترس است.</p>
<p dir="RTL">در طول زمان تماشای این مستند، هنگامی‌که خبرنگاران از برخی ویژگی‌های اخلاقی (برخوردها، سخنرانی و &#8230;) سارکوزی سخن می‌گفتند یاد احمدی‌نژاد خودمان می‌افتادم که به نظرم شباهت‌های زیادی با سارکوزی دارد. چند نکته جالب را برایتان می‌نویسم (البته نه لزوما شباهت‌های او با مستر پرزیدنتِ ما):</p>
<p dir="RTL">-        سارکوزی به هیچ عنوان نه از خبرنگارهای خارجی خوشش می‌آید و نه با آن‌ها مصاحبه می‌کند.</p>
<p dir="RTL">-        حرف خوب می‌زند اما در عمل خوب کار نمی‌کند.</p>
<p dir="RTL">-        در تبلیغات انتخاباتی متفاوت از دوران ریاست جمهوری بسیار خوب کار می کند و &#8230;</p>
<p dir="RTL">دیروز در اخبار رادیو شنیدم که می‌گفت در انتخابات آتی فرانسه طبق نظرسنجی‌ها سارکوزی به همراه یک کاندیدای دیگر (که اسمش را به یاد ندارم) به دور دوم راه می‌یابد و سپس آن کاندیدا در دور دوم سارکوزی را شکست خواهد داد. البته ج.ا.ا. علاقه‌مند است این اتفاق بیفتد اما اگر به کار تبلیغی احمدی‌نژاد اعتقاد دارید به همان اندازه به سارکوزی هم اعتماد کنید. به نظرم او مرد لحظه‌‌هاست. چهار سال قبل، زمانی‌که او به ریاست جمهوری برگزیده شد، در شب آخر از حریف پیشی گرفت و آن هم به دلیل صبر بیش از اندازه‌اش در مناظره زنده تلویزیونی در برابر رقیب بود.</p>
<p>در هر صورت سعی کنید این مستند را از دست ندهید.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.nabizade.ir/blog/?feed=rss2&#038;p=957</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>پیکتال؛ مترجم مشهور قرآن به زبان انگلیسی</title>
		<link>http://www.nabizade.ir/blog/?p=949&#038;utm_source=rss&#038;utm_medium=rss&#038;utm_campaign=%25d9%25be%25db%258c%25da%25a9%25d8%25aa%25d8%25a7%25d9%2584-%25d9%2585%25d8%25aa%25d8%25b1%25d8%25ac%25d9%2585-%25d9%2585%25d8%25b4%25d9%2587%25d9%2588%25d8%25b1-%25d9%2582%25d8%25b1%25d8%25a2%25d9%2586-%25d8%25a8%25d9%2587-%25d8%25b2%25d8%25a8%25d8%25a7%25d9%2586-%25d8%25a7%25d9%2586%25da%25af%25d9%2584%25db%258c%25d8%25b3</link>
		<comments>http://www.nabizade.ir/blog/?p=949#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 12 Apr 2012 11:50:43 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Ghadeer Nabizade</dc:creator>
				<category><![CDATA[اسلام]]></category>
		<category><![CDATA[انگلستان]]></category>
		<category><![CDATA[بین‌الملل]]></category>
		<category><![CDATA[دین و آیین]]></category>
		<category><![CDATA[هند]]></category>
		<category><![CDATA[محمد مارمادوک ویلیام پیکتال]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.nabizade.ir/blog/?p=949</guid>
		<description><![CDATA[من از سوی دولت انگلیس، مأمور به خدمت در حیدرآباد بودم. در طبقه پایین ساختمانی که زندگی می‌کردم، مسلمانی می‌زیست که هر روز صبح کلمات دلنشینی را با صدای حزین و بلند می‌خواند. این کلمات سحرآمیز آن‌چنان من را به هیجان می‌آورد و از خود بی‌خود می‌کرد که محو شنیدن آن می‌شدم. از مطالب آن چیزی نمی‌دانستم، امّا حالت خاصّی به من دست می‌داد و گاه سیل اشک از دیدگانم جاری می‌شد. کنجکاو شدم ببینم این کلمات با این آهنگ و لحن چیست. با پرس‌وجو دانستم که آیاتی از کتاب آسمانی است، امّا افسوس که عربی نمی‌دانستم تا معانی آیات را بفهمم، همین انگیزه مرا واداشت تا عربی را بیاموزم. یاد گرفتن عربی و مطالعه قرآن، مرا با حقایق قرآن آشنا ساخت تا این‌که مسلمان شدم.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p dir="RTL">نگاهی به زندگی محمد مارمادوک ویلیام پیکتال</p>
<p style="text-align: center;" dir="RTL"><a href="http://www.nabizade.ir/blog/wp-content/uploads/2012/04/tomb-Pikthal.jpg"><img class="aligncenter size-full wp-image-950" title="tomb Pikthal" src="http://www.nabizade.ir/blog/wp-content/uploads/2012/04/tomb-Pikthal.jpg" alt="مزار محمد ویلیام پیکتال، مترجم قرآن" width="612" height="765" /></a></p>
<p dir="RTL"> «من از سوی دولت انگلیس، مأمور به خدمت در حیدرآباد بودم. در طبقه پایین ساختمانی که زندگی می‌کردم، مسلمانی می‌زیست که هر روز صبح کلمات دلنشینی را با صدای حزین و بلند می‌خواند. این کلمات سحرآمیز آن‌چنان من را به هیجان می‌آورد و از خود بی‌خود می‌کرد که محو شنیدن آن می‌شدم. از مطالب آن چیزی نمی‌دانستم، امّا حالت خاصّی به من دست می‌داد و گاه سیل اشک از دیدگانم جاری می‌شد. کنجکاو شدم ببینم این کلمات با این آهنگ و لحن چیست. با پرس‌وجو دانستم که آیاتی از کتاب آسمانی است، امّا افسوس که عربی نمی‌دانستم تا معانی آیات را بفهمم، همین انگیزه مرا واداشت تا عربی را بیاموزم. یاد گرفتن عربی و مطالعه قرآن، مرا با حقایق قرآن آشنا ساخت تا این‌که مسلمان شدم. جاذبه‌ای در سخن بود که موجی از لطافت روحی و معنوی را فراهم می‌کرد که در سخن بشری هرگز دیده نمی‌شد. در این میان به ترجمه‌های انگلیسی مراجعه می‌کردم، امّا هرگز آن لطافت، زیبایی و کشش معنا دیده نمی‌شد. به این نتیجه رسیدم، کسی می‌تواند قرآن را ترجمه کند که به آن معتقد باشد، به این جهت به ترجمه قرآن روی آوردم.»</p>
<p dir="RTL"> آن‌چه خواندید، بخشی از داستان زندگی محمد مارمادوک ویلیام پیکتال است؛ متولد ۷ آوریل ۱۸۷۵ (۱۸/۱/۱۲۵۴) و وفات یافته در ۱۹ مه ۱۹۳۶ (۳۰/۲/۱۳۱۵)؛ که بعد از مسلمان شدن، تأثیر بسیاری در آشنایی مردم دنیای غرب با اسلام و قرآن داشت. او نه اسلام را می‌شناخت و نه قرآن را؛ امّا روحش همیشه آماده پذیرش حقیقت بود و زمانی که کلام خداوند را شنید، با این‌که معنای آن را هم نمی‌دانست، به سوی آن جذب شد.</p>
<p dir="RTL"> پیکتال رمان‌نویس و روزنامه‌نگار بود که ترجمه او از قرآن کریم از ترجمه‌های معروف است. پدرش کشیش مسیحی بود. در مدرسه «هارو» درس خواند و استعداد خاصّی در زبان‌آموزی داشت.</p>
<p dir="RTL"> او با سفر در اروپا، با زبان‌های فرانسوی، ایتالیایی و لاتین آشنا شد. در سفر به فلسطین متوجّه شد که علاقه وافری برای فراگیری عربی و آشنا شدن با اسلام و فرهنگ اسلام دارد.</p>
<p dir="RTL"> در دمشق در محضر شیخ علمای مسجد اموی تمایل خود را برای گرویدن به اسلام اعلام کرد، امّا شیخ او را به تأمّل و تحقیق بیشتری فرا خواند.</p>
<p dir="RTL"> سرانجام در ۲۹ نوامبر ۱۹۱۷ (۸/۹/۱۲۹۶) پس از انجام سخنرانی مشهور خود در موضوع &#8220;اسلام و مدرنیسم&#8221; در انجمن ادبی مسلمانان در لندن (Notting Hill, West London )، به‌طور رسمی اسلام آوردن خود را اعلام کرد.</p>
<p style="text-align: center;" dir="RTL"><a href="http://www.nabizade.ir/blog/wp-content/uploads/2012/04/pickthall1.jpg"><img class="aligncenter size-full wp-image-951" title="pickthall1" src="http://www.nabizade.ir/blog/wp-content/uploads/2012/04/pickthall1.jpg" alt="" width="209" height="246" /></a></p>
<p dir="RTL"> پیکتال بیش از ۱۵ سال در هند اقامت داشت و به انتشار آثار نویسندگانی همچون «محمد اسد» و «محمد حمیدالله»، مترجم قرآن به فرانسوی، می‌پرداخت. ارمغان سفرهای فراوان او به بلاد اسلامی و اقامتگاه‌های طولانی؛ علاوه بر تسلّط او به زبان‌های اردو، عربی و ترکی، چندین رمان است؛ امّا اثری که او بیشتر به آن شناخته می‌شود، ترجمه قرآن کریم به زبان انگلیسی است که به گفته وی، از همان زمان آغاز گرایش وی به اسلام، ذهنش را به خود مشغول کرده بود.</p>
<p dir="RTL"> ترجمه او تحت عنوان «مفهوم قرآن کریم» به سال ۱۹۳۰ در لندن به چاپ رسید و نیز بارها از سوی ناشران مسلمان و غیرمسلمان تجدید چاپ شد. از نقطه‌نظر سبک، ترجمه پیکتال، ادبی، وزین، روان، مختصر و تا حدّ زیادی دقیق است.</p>
<p dir="RTL"> او نخستین مترجم قرآن به زبان انگلیسی بود و اعتقاد داشت که قرآن نمی‌تواند به زبان دیگری ترجمه شود و به همین دلیل ترجمه خود را معنی و مفهوم قرآن مجید نامید. در خلال ترجمه قرآن، او بارها با علمای دانشگاه الازهر مصر به بحث و گفت‌وگو و تبادل‌نظر می‌پرداخت.</p>
<p dir="RTL"> پیکتال برای ترجمه خود، مقدّمه‌ای فراهم آورده و در آن علاوه بر توضیح درباره حضرت پیامبر اکرم(ص)، دوران پیامبری وی و حوادث مهم آن دوران؛ اندکی نیز به ویژگی‌ها و دشواری‌های ترجمه قرآن اشاره کرده است.</p>
<p dir="RTL"> وی همچنین در مقدّمه‌ای بر هر سوره، در مورد تعداد آیات آن، برخی شأن نزول‌ها، محلّ نزول و دلیل نام‌گذاری آن، توضیح مختصری می‌دهد.</p>
<p dir="RTL"> در سال‌های ۱۹۲۰ و برابر آمار، حدود هزار نفر مسلمان انگلیسی و ده هزار نفر مسلمان غیرانگلیسی در سراسر انگلستان وجود داشت. پیکتال به‌زودی به‌عنوان رهبر مسلمان انتخاب شد و در یکی از مساجد لندن به امامت جماعت منصوب گردید. در این زمان شروع به ایراد سلسله سخنرانی‌های مختلف کرد و با تسلّطی که بر قرآن داشت، موفقیّت چشمگیری به دست آورد. وی به‌طور مرتب مسلمان غیربومی را به تقوا و رفتار صالح در اجتماع غرب فرا می‌خواند و سعی داشت تا بدین‌وسیله ابهامات و ذهنیّت غرب از مسلمین را اصلاح کند.</p>
<p dir="RTL"> او معتقد بود که ثروت‌اندوزی و توجّه بیش از اندازه به زر و زیور دنیا، نمی‌تواند در خطّ صحیح اسلام باشد و تمسّک به زندگی دنیوی و شغل و مادیّات را وسیله‌ای برای دوری قلب و روح از اسلام می‌دانست.</p>
<p dir="RTL"> پیکتال به جهاد با نفس و جهاد در راه خدا معتقد بود و در طول زندگی نیز بدان عمل کرد. او عقیده داشت که اسلام دینی قابل انعطاف بوده و به‌راحتی قادر است مشکلات جوامع بشری را در آینده حل کرده و زخم‌های عمیق جوامع را التیام بخشد.</p>
<p dir="RTL"> او علی‌رغم اطّلاعات عمیقش از اسلام، به‌راستی که زندانی زمان خویش بود. پیکتال معتقد به تبلیغ جهانی اسلام بود و همیشه می‌گفت که پیامبر خود جنگ را دوست نمی‌داشت، امّا هنگامی که دشمن برای ریشه‌کن کردن اسلام به مرزهای اسلام حمله کرد، آن‌گاه او و پیروانش از جنگجوترین افراد نیز جنگجوتر شدند. وی معتقد بود بدون کسب قدرت سیاسی، اجرای احکام الهی بر روی زمین امکان‌پذیر نبوده و شاید غیرممکن باشد.</p>
<p dir="RTL"> پیکتال اسلام را برتر از «نژاد»، «طبقه اجتماعی» و «ملیّت‌گرایی» می‌دانست و معتقد بود که رسول اکرم(ص) عملاً و در طول زندگی گُهربارش با هر سه این پدیده‌ها مبارزه کرد و در عوض درس برادری و برابری را به مسلمین جهان آموخت. در این زمان پیکتال یک شخصیّت بین‌المللی مسلمان شده بود. در سرتاسر دنیا خصوصاً در شبه‌قاره و کشورهای عرب و ترکیه، او را یک مسلمان مبارز و اندیشمند می‌دانستند. در سال ۱۹۲۰ هنگامی که مولانا محمد‌علی از شبه‌قاره به انگلستان آمد، او به استقبالش شتافت و به افتخار وی میهمانی شکوهمندی برپا کرد. در این‌جا بود که سرنوشت، او را در مسیر دیگر یا بهتر بگوییم در آخرین مرحله از زندگی پُر از فراز و نشیبش قرار داد. پس از ملاقات با مولانا محمد‌علی، به هندوستان رفت و سردبیر روزنامه بمبئی کرانیکل (Bombay Chronicle) شد.</p>
<p dir="RTL"> پیکتال قرآن را یکی از عجایب جهان می‌دانست و معتقد بود که هیچ کتابی در جهان قادر به برابری با آن نیست. او نه‌تنها آیه به آیه قرآن را از آن به زبان سلیس عربی می‌دانست، بلکه سعی می‌کرد در طول زندگی‌اش از دستورات حیات‌بخش آن نیز سرپیچی نکند.</p>
<p dir="RTL"> پیکتال پس از ترجمه قرآن، در سال ۱۹۳۳ به انگلستان بازگشت و در ماه مِی سال ۱۹۳۶ در اثر ابتلا به یک بیماری خونی دارفانی را وداع گفت. امام جماعت مسجد بروک‌وود Brookwood بر جنازه او نماز خواند و پیکرش پس از  تشییع به وسیله دوستان و علاقه‌مندانش، در قبرستان مسلمانان این شهر به خاک سپرده شد.</p>
<p dir="RTL"> تالیف: محمّد جبّاریان ـ با اندکی تغییرات از سوی نویسنده وبلاگ ـ</p>
<p dir="RTL">منابع:</p>
<p dir="RTL">۱٫ دانشنامه قرآن، ج ۱، ص ۴۴۴٫</p>
<p dir="RTL">۲٫ مجلّه گلستان قرآن، شماره ۱۰۲٫</p>
<p dir="RTL">۳٫ مجلّه کیهان فرهنگی، شماره ۴۵٫</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.nabizade.ir/blog/?feed=rss2&#038;p=949</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>شما از فساد در سینما بی‌خبر بودید؟</title>
		<link>http://www.nabizade.ir/blog/?p=941&#038;utm_source=rss&#038;utm_medium=rss&#038;utm_campaign=%25d8%25b4%25d9%2585%25d8%25a7-%25d8%25a7%25d8%25b2-%25d9%2581%25d8%25b3%25d8%25a7%25d8%25af-%25d8%25af%25d8%25b1-%25d8%25b3%25db%258c%25d9%2586%25d9%2585%25d8%25a7-%25d8%25a8%25db%258c%25e2%2580%258c%25d8%25ae%25d8%25a8%25d8%25b1-%25d8%25a8%25d9%2588%25d8%25af%25db%258c%25d8%25af%25d8%259f</link>
		<comments>http://www.nabizade.ir/blog/?p=941#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 11 Apr 2012 08:29:58 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Ghadeer Nabizade</dc:creator>
				<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[جامعه]]></category>
		<category><![CDATA[شخصی]]></category>
		<category><![CDATA[فرهنگ]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم، سریال، سینما]]></category>
		<category><![CDATA[پرستو صالحی، سلحشور، گلشیفته فراهانی، فاطمه معتمد آریا، امین تارخ، ابوالقاسم طالبی، رویا تیموریان، ماهایا پطروسیان]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.nabizade.ir/blog/?p=941</guid>
		<description><![CDATA[انگار چیزهایی گفت که هیچکس تا حالا نشنیده است؟ باید پرسید مگر وجود فساد در سینما چیز جدید و عجیبی است که این همه پوشش خبری گرفته؟ ضمنا با شروع این موضوع خبرنگاران پیگیرِ این خبر هر روز یکی را پیدا می‌کنند تا مصاحبه‌ای با او بگیرند و در واقع موضوع را زنده نگه دارند و نگذارند بعد از سخنان جناب سلحشور نگذارند این موضوع تعطیل شود و به همت اهالی سینما تاکنون هفته‌ای نیست که این موضوع بدون خبر باقی بماند]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: center;" dir="RTL"><a href="http://www.nabizade.ir/blog/wp-content/uploads/2012/04/Parastoo-Salehi-Face-Book-Message.jpg"><img class="aligncenter size-full wp-image-942" title="Parastoo Salehi- Face Book Message" src="http://www.nabizade.ir/blog/wp-content/uploads/2012/04/Parastoo-Salehi-Face-Book-Message.jpg" alt="نوشته پرستو صالحی در فیس بوک" width="550" height="229" /></a></p>
<p dir="RTL">این روزها به هرکی می‌رسیم می‌پرسه: دیدی پرستو صالحی چی‌ گفته؟</p>
<p dir="RTL">چندی پیش پرستو صالحی، یکی از هنرپیشه‌های جوان کشورمان د<a href="http://shafaf.ir/fa/news/105670/افشاگری-پرستو-صالحی-ازفساداخلاقی-درسینما-عکس" target="_blank">ر صفحه فیس‌بوک خود پیامی نوشت</a> که عرصه جدید خبری در مطبوعات را کلید زد. او با بیان جمله‌ای نه چندان جالب، به گفته مطبوعاتی‌ها <strong>افشاگری</strong> کرد. افشاگری که چه عرض کنم؟</p>
<p dir="RTL">انگار چیزهایی گفت که هیچکس تا حالا نشنیده است؟ باید پرسید مگر وجود فساد در سینما چیز جدید و عجیبی است که این همه پوشش خبری گرفته؟ ضمنا با شروع این موضوع خبرنگاران پیگیرِ این خبر هر روز یکی را پیدا می‌کنند تا مصاحبه‌ای با او بگیرند و در واقع موضوع را زنده نگه دارند و نگذارند بعد از سخنان جناب سلحشور  این موضوع تعطیل شود و به همت اهالی سینما (<a href="http://www.google.com/url?sa=t&amp;rct=j&amp;q=&amp;esrc=s&amp;source=web&amp;cd=8&amp;ved=0CFMQFjAH&amp;url=http%3A%2F%2Fwww.tabnak.ir%2Ffa%2Fnews%2F197492%2F%25D9%25BE%25D8%25A7%25D8%25B3%25D8%25AE-5-%25D8%25B2%25D9%2586-%25D8%25A8%25D8%25A7%25D8%25B2%25DB%258C%25DA%25AF%25D8%25B1-%25D8%25B3%25DB%258C%25D9%2586%25D9%2585%25D8%25A7-%25D8%25A8%25D9%2587-%25D8%25A7%25D8%25B8%25D9%2587%25D8%25A7%25D8%25B1%25D8%25A7%25D8%25AA-%25D8%25B3%25D9%2584%25D8%25AD%25D8%25B4%25D9%2588%25D8%25B1&amp;ei=i0CFT6rLEsrg4QScpPjsBw&amp;usg=AFQjCNGoVMaI48Awl8xmSIl9NYEfSuvezg" target="_blank">خانم‌های خوبی که به آن اعتراض کردند</a>، <a href="http://www.mashreghnews.ir/fa/news/93156/راز-برهنه-شدن-گلشیفته-فراهانی-سند" target="_blank">گلشیفته فراهانی</a> با غافلگیری‌اش، <a href="http://www.ghasednews.ir/fa/news/17089" target="_blank">فاطمه معتمد آریا</a> با تکرار کارهایش و اکنون پرستو صالحی) تاکنون هفته‌ای نیست که این موضوع بدون خبر باقی بماند. حالا برای ادامه مسائل اخیر هم، ی<a href="http://www.jahannews.com/vdcexp8wnjh8z7i.b9bj.html" target="_blank">ک روز سراغ خود پرستو صالحی می‌روند تا ابعاد موضوع را بیشتر بشکافد</a>، یک روز با <a href="http://www.khabaronline.ir/detail/206843/culture/cinema" target="_blank">امین تارخ </a>مصاحبه می‌کنند، یک روز <a href="http://bardashtnews.com/news/10119-واکنش-فرج-الله-سلحشور-به-افشاگری-پرستو-صالحی.html" target="_blank">سلحشور</a>، <a href="http://www.jahannews.com/vdcd950xzyt0fz6.2a2y.html " target="_blank">رویا تیموریان</a>، <a href="http://www.jahannews.com/vdcfcvd0cw6dyma.igiw.html" target="_blank">ماهایا پطروسیان</a>، <a href="http://www.jahannews.com/vdcfxed0ew6dyya.igiw.html" target="_blank">ابوالقاسم طالبی</a> و &#8230;</p>
<p dir="RTL">علاقه‌مندم عرض کنم که شاید دانسته‌های من درباره فساد اخلاقی در سینما از بسیاری افراد در جامعه بیشتر باشد اما واقعا به این موضوع اعتراض دارم. امروز که <a href="http://www.jahannews.com/vdcfxed0ew6dyya.igiw.html" target="_blank">مصاحبه آقای طالبی با برنا</a> را خواندم دیدم آن بنده خدا هم حرف دل مرا می‌زند که البته آن روزنامه‌نگار غیرحرفه‌ای که نتوانسته بود حرف خود را از زبان طالبی بشنود تیتری بی‌ربط زد که اگر من رئیسش بودم کمترین توبیخ‌اش اخراج از کار بود.</p>
<p dir="RTL">تیتر این است: واکنش عجیب کارگردان قلاده‌های طلا به &#8220;فساد در سینما&#8221; : برویم از چین بازیگر بیاوریم؟!</p>
<p dir="RTL">این درحالی است که طالبی گفته سینما هم بخشی از جامعه است. در شغل‌های فلان و بهمان فساد هست، خب در سینما هم هست. تازه در سینما کم است! و واقعا هم همینطور است.</p>
<p dir="RTL">مثلا فساد درمیان استادان یا دانشجویان دانشگاه‌ها یا خبرنگاران یا رانندگان تاکسی و &#8230; شاید بسیار بیشتر باشد اما قبول دارم در سینما بارزتر است و مردم هم بیشتر پیگیری می‌کنند.</p>
<p dir="RTL">البته نظر خودم را هنوز کامل نگفتم. به نظر من &#8220;کِرم از خود درخت است&#8221;. جامعه آلوده است ولی این دلیلی نمی‌شود که ما هم آلوده باشیم. دختر خانمی که بزک کرده به جامعه می‌رود اگر هیچ‌ منظوری هم نداشته باشد نمی‌تواند در راه خود به مدرسه/دانشگاه/محل کار تک‌تک افراد جامعه را مجاب کند که از این نوع لباس پوشیدن و آرایش منظوری ندارد و فقط می‌خواهد زیبا به‌نظر برسد. این درحالی است که متاسفانه به دلیل کمبود شعور و فرهنگ در برخی افراد [<span style="color: #999999;">مرد</span>] جامعه برای برخی خانم‌های محجبه و مومن مشکل پیش می‌آید چه رسد به شخصی که ظاهرش چیز دیگری می‌گوید. و نمی‌دانم کسی که مساله‌ای به چنین سادگی را نمی‌داند/ نمی‌خواهد که بداند چگونه انتظار دارد با او مانند مریم مقدس رفتار شود! البته ما همه منتظر مدینه فاضله‌ایم اما ما کجا و آن کجا؟ و البته ما که نخوردیم نون گندم ولی دیدیم دست مردم؛ عضو فیس بوک نیستیم ولی فیس بوکی‌ها را دیده‌ایم، می‌دانیم که آن عکسی که خانم صالحی به عنوان تصویر فیس‌بوکی خود گذاشته‌اند مناسب نیست و افراد برداشت دیگری می‌کنند و خودشان هم حتما می‌دانند که مزاحمت‌ها/پیام‌های نامربوط در این باره کم ندارند.</p>
<p dir="RTL">جالب‌تر از اصل ماجرا ، برای من آنوقتی است که خانم صالحی د<a href="http://www.jahannews.com/vdcexp8wnjh8z7i.b9bj.html" target="_blank">ر مصاحبه با شبکه‌ ایران</a> در تشریح آن نوشته فیس‌بوکی‌اش می‌گوید: &#8220;<em>حرف هایی که من زدم در تصدیق صحبت‌های آقای سلحشور نیست چرا که آقای سلحشور حکم به فساد سینمای ایران داد و من اصلا این را قبول ندارم</em>&#8220;.</p>
<p dir="RTL">که بالاخره ما نفهمیدیم که دم خروس را باور کنیم یا قسم حضرت عباس را!</p>
<p dir="RTL">باز هم بر نظر خودم تاکید می‌کنم: هیچ حرفه‌ای مطلقا پاک نیست و سینما هم مستثنی نیست. شاید از میان حرفه‌ها پاک‌ترین آن‌ها باشد اما چون در حوزه مورد علاقه بسیاری از مردم است، حساسیت‌ها هم نسبت به آن بیشتر است. سخنان اولیه آقای سلحشور نیز به نظر من با سخنان آقای طالبی یکی است که در این مجال فرصت توضیح بیشتر نیست. و نکته آخر این که کرم از خود درخت است.</p>
<p dir="RTL">پی نوشت:</p>
<p dir="RTL">۱- این مطلب را بخوانید از جوان آنلاین: <a href="http://javanonline.ir/vdcepx8enjh8pxi.b9bj.html" target="_blank">روایت پروانه معصومه از فساد در سینما </a></p>
<p dir="RTL">۲- پیرو عرایضم، بخوانید م<a href="http://www.jahannews.com/vdcjmae8xuqev8z.fsfu.html" target="_blank">صاحبه زورکی فارس با احمد نجفی</a> درباره فساد در سینما</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.nabizade.ir/blog/?feed=rss2&#038;p=941</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>زور در برابر قانون؛ نگاهی شخصی به توقیف دو فیلم زندگی خصوصی و گشت ارشاد</title>
		<link>http://www.nabizade.ir/blog/?p=935&#038;utm_source=rss&#038;utm_medium=rss&#038;utm_campaign=%25d8%25b2%25d9%2588%25d8%25b1-%25d8%25af%25d8%25b1-%25d8%25a8%25d8%25b1%25d8%25a7%25d8%25a8%25d8%25b1-%25d9%2582%25d8%25a7%25d9%2586%25d9%2588%25d9%2586%25d8%259b-%25d9%2586%25da%25af%25d8%25a7%25d9%2587%25db%258c-%25d8%25b4%25d8%25ae%25d8%25b5%25db%258c-%25d8%25a8%25d9%2587-%25d8%25aa%25d9%2588%25d9%2582%25db%258c%25d9%2581</link>
		<comments>http://www.nabizade.ir/blog/?p=935#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 10 Apr 2012 11:18:12 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Ghadeer Nabizade</dc:creator>
				<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[سیاست]]></category>
		<category><![CDATA[فرهنگ]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم، سریال، سینما]]></category>
		<category><![CDATA[سید احمد خاتمی، آیت الله علم الهدی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.nabizade.ir/blog/?p=935</guid>
		<description><![CDATA[کسانی که به تازگی وبلاگم را دنبال می‌کنند شاید تصور کنند که فقط فیلم می‌بینم چون چند نوشته آخر من تنها به فیلم مربوط می‌شود. اما این‌گونه نیست. گرچه زیاد فیلم می‌بینم اما کارهای دیگری هم می‌کنم. فیلم دیدن یکی از بهترین تفریحات و آموزنده‌ترین آن‌ها در اوقات فراغت من است. فیلم‌هایی را که دوست [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p dir="RTL"><a href="http://www.nabizade.ir/blog/wp-content/uploads/2012/04/Tajamo-Gashte-ershad-Khosooosi-Alamol-Hoda-Ahmad-Khatami.jpg"><img class="aligncenter size-full wp-image-938" title="Tajamo- Gashte ershad- Khosooosi- Alamol Hoda- Ahmad Khatami" src="http://www.nabizade.ir/blog/wp-content/uploads/2012/04/Tajamo-Gashte-ershad-Khosooosi-Alamol-Hoda-Ahmad-Khatami.jpg" alt="" width="665" height="669" /></a></p>
<p dir="RTL">کسانی که به تازگی وبلاگم را دنبال می‌کنند شاید تصور کنند که فقط فیلم می‌بینم چون چند نوشته آخر من تنها به فیلم مربوط می‌شود. اما این‌گونه نیست. گرچه زیاد فیلم می‌بینم اما کارهای دیگری هم می‌کنم. فیلم دیدن یکی از بهترین تفریحات و آموزنده‌ترین آن‌ها در اوقات فراغت من است. فیلم‌هایی را که دوست دارم، باید ببینم، هرچه زودتر. از دیدن چند فیلم خوب پشت سر هم خسته نمی‌شوم و فیلم دیدن را در سینما بسیار دوست دارم. بگذریم که برخی از این‌ها کمی برای دور و بری‌هایم عجیب هم هست.</p>
<p dir="RTL">و اما بعد.</p>
<p dir="RTL">پس از مدت‌ها بحث در باره اکران‌های نوروزی، پنج فیلمی که نامشان قبلا درز پیدا کرده بود، رسما برای اکران نوروزی اعلام و خیال همه راحت شد. ۱) قلاده‌های طلا، ۲) گشت ارشاد، ۳) [زندگی] خصوصی، ۴) فیتیله و ماه پیشونی و ۵) انتهای خیابان هشتم. قصد دیدن سه فیلم اول را داشتم که تا آمدیم بجنبیم گشت ارشاد را برداشتند و از نعمت دیدن آن محروم شدیم. مدتی هم درگیر بودیم که ببنیم خصوصی همان زندگی خصوصی است یا فیلم دیگری. بالاخره بعد از کمی کلنجار فهمیدیم همان است.</p>
<p dir="RTL">قلاده‌های طلا را دوست داشتم جز ۱۰ دقیقه اول فیلم. به نظرم آقای طالبی کاری فوق‌العاده انجام داد. [زندگی]  خصوصی را هم دیدم. اتفاقا بعد از سخنان گهربار جناب علم‌الهدی و سید احمدخاتمی دیدم. به نظرم کار این آقایان بیشتر تبلیغ برای دو فیلم گشت ارشاد و [زندگی] خصوصی بود. اتفاقا فیلم [زندگی] خصوصی را خیلی هم پسندیدم. گرچه شنیدم که نسخه جشنواره با نسخه اکران شده تفاوت دارد که در فیلم هم اندکی مشهود بود اما فیلم خیلی قوی نبود. یعنی فیلمنامه‌نویس چیزی در ذهن داشت ولی شاید خیلی دستپاچه و اندکی غیرهنرمندانه به آن پرداخته بود. تم فیلم را پسندیدم و آن را همگام با آرمان‌ها و پیام انقلاب اسلامی دیدم. ‌ وقتی برای دیدن [زندگی] خصوصی رفته بودم کمی ترس برم داشته بود و دلهره داشتم که قرار است اثری مستهجن روی پرده ببینم. اما در آخر، پیام فیلم به من این بود که تندروها در انقلاب اکنون کجای کارند و اعتدالیون انقلاب در کجا. بد که نبود هیچ، خوب هم بود. نمی‌دانم ایراد آقایان به چیست؟</p>
<p dir="RTL">ضمنا اگر فیلم ایراد داشته چرا پروانه ساخت و پروانه نمایش گرفته؟ البته من اصلا فیلم گشت ارشاد را نه دیده ام و نه در باره آن نظر می دهم. و البته بعد از دوران اصلاحات در دولت کریمه نیز شاهد بودیم عده‌ای چماق‌بدست به سینماها حمله کردند و جلوی وزارت ارشاد شعار دادند. حرفی نیست آن‌ها نظر خود را می‌گویند اما آن‌ها که نماینده ملت نیستند. مملکت قانون دارد، وزارت ارشاد دارد. فیلمی که نمایش داده می‌شود کارش یکی دو سال طول می‌کشد آنوقت یک عده‌ای که فیلم را ندیده‌اند و صرفا از منابع موثق و بولتن‌ها اطلاع حاصل می‌کنند دستور به توقیف و توهین می‌دهند. این‌ها خود بدعت‌گذاری است و راه را برای اعتراض و اعمال زور به شیوه‌های غیرمدنی هموار می‌کند که آن‌گاه هیچ‌یک از آقایان حاضر به پذیرش آن نیستند و بعدا طرف مقابل را به قانون شکنی متهم می‌کنند. اگر قرار است قانون سرلوحه باشد، بگذارید قانون همه‌جا سرلوحه باشد نه هرکجا که به سود شماست.</p>
<p dir="RTL">در هر صورت با زور دو فیلم را از روی پرده برداشتند که اصلا کار درستی نبود. دخالت این چنینی در کار دولت مشکل‌ساز است و فیلم‌سازان و تماشاگران را از سینما رویگردان و راه را برای کپی‌های غیرمجاز باز می‌کند.</p>
<p dir="RTL">بنابراین، از وزارت ارشاد عاجزانه درخواست می‌کنم یکی از روحانیون همسو با جریان فوق را عضو شورای پروانه ساخت و نمایش کند تا از اول جلوی فحشا را بگیرند نه روی پرده سینما.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.nabizade.ir/blog/?feed=rss2&#038;p=935</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>سلامی که بی‌پاسخ نمی‌ماند</title>
		<link>http://www.nabizade.ir/blog/?p=924&#038;utm_source=rss&#038;utm_medium=rss&#038;utm_campaign=%25d8%25b3%25d9%2584%25d8%25a7%25d9%2585%25db%258c-%25da%25a9%25d9%2587-%25d8%25a8%25db%258c%25e2%2580%258c%25d9%25be%25d8%25a7%25d8%25b3%25d8%25ae-%25d9%2586%25d9%2585%25db%258c%25e2%2580%258c%25d9%2585%25d8%25a7%25d9%2586%25d8%25af</link>
		<comments>http://www.nabizade.ir/blog/?p=924#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 10 Apr 2012 05:33:21 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Ghadeer Nabizade</dc:creator>
				<category><![CDATA[شخصی]]></category>
		<category><![CDATA[امام رضا (ع)، مشهد، زیارتنامه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.nabizade.ir/blog/?p=924</guid>
		<description><![CDATA[علاقه‌مندم سال نو را با موضوعی در باره سرورم امام رضا (که درود خدا بر او باد) آغاز کنم.بارها و بارها شنیده بودم و می‌دانستم که حضرت هیچ سلامی را بی‌پاسخ نمی‌گذارند ولی باور کنید بدان باور نداشتم. اما اکنون ذره‌ای تردید در آن ندارم.
اجازه دهید ماجرا را کمی با جزئیات شرح دهم.

مهر 1390 به همراه همسرم برای زیارت به مشهد رفتیم. در ابتدای ازدواجم کمی طول کشید تا همسرم را قانع کنم که نخستین سفر ما به مشهد الرضا باشد. اما پس از آن سفر ایشان بارها به من گفته که به دنبال فرصتی دوباره برای زیارت امام رضا است.  ضمنا در آن سفر، کتابچه زیارت امام رضا را تهیه کردم.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: center;" dir="RTL"><strong><span style="text-decoration: underline;">اللهم صل علی علی بن موسی الرضا المرتضی ، الامام التقی النقی و حجتک علی من فوق الارض و من تحت الثری ، الصدیق الشهید ، صلاه کثیره تامه زاکیه متواصله متواتره مترادفه کافضل ما صلیت علی احد من اولیائک</span></strong></p>
<p style="text-align: center;" dir="RTL"><span style="font-size: x-small; color: #000000;"> </span><a href="http://www.nabizade.ir/blog/wp-content/uploads/2012/04/Imam-Reza.jpg"><img class="aligncenter  wp-image-926" title="Imam Reza" src="http://www.nabizade.ir/blog/wp-content/uploads/2012/04/Imam-Reza.jpg" alt="حرم مطهر امام رضا علیه السلام" width="649" height="494" /></a></p>
<p dir="RTL">علاقه‌مندم سال نو را با موضوعی در باره سرورم امام رضا (که درود خدا بر او باد) آغاز کنم.</p>
<p dir="RTL">بارها و بارها شنیده بودم و می‌دانستم که حضرت هیچ سلامی را بی‌پاسخ نمی‌گذارند ولی باور کنید بدان باور نداشتم. اما اکنون ذره‌ای تردید در آن ندارم.</p>
<p dir="RTL">اجازه دهید ماجرا را کمی با جزئیات شرح دهم.</p>
<p dir="RTL">مهر ۱۳۹۰ به همراه همسرم برای زیارت به مشهد رفتیم. در ابتدای ازدواجم کمی طول کشید تا همسرم را قانع کنم که نخستین سفر ما به مشهد الرضا باشد. اما پس از آن سفر ایشان بارها به من گفته که به دنبال فرصتی دوباره برای زیارت امام رضا است.  ضمنا در آن سفر، کتابچه زیارت امام رضا را تهیه کردم.</p>
<p dir="RTL">چهارشنبه، ۱۲ بهمن ۱۳۹۰: پس از نماز صبح دستی به کتابچه بردم و دست به سینه و رو به حرم صلوات خاصه آن حضرت را خواندم.</p>
<p dir="RTL">چهارشنبه، ۱۲ بهمن ۱۳۹۰: حوالی ۷ غروب از محل کارم با من تماس گرفتند و گفتند که دوشنبه هفته بعد یعنی ۱۷ بهمن، باید یک سفر یک روزه به مشهد داشته باشم.</p>
<p dir="RTL">شاید باور کردنش سخت باشد اما نه برای ما شیعیان.</p>
<p dir="RTL">بدانیم که هیچ سلامی بی‌پاسخ نمی‌ماند.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.nabizade.ir/blog/?feed=rss2&#038;p=924</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>آقای فرهادی هم درغگوییم و هم صلح‌طلب؟ + صوت</title>
		<link>http://www.nabizade.ir/blog/?p=904&#038;utm_source=rss&#038;utm_medium=rss&#038;utm_campaign=%25d8%25a2%25d9%2582%25d8%25a7%25db%258c-%25d9%2581%25d8%25b1%25d9%2587%25d8%25a7%25d8%25af%25db%258c-%25d9%2587%25d9%2585-%25d8%25af%25d8%25b1%25d8%25ba%25da%25af%25d9%2588%25db%258c%25db%258c%25d9%2585-%25d9%2588-%25d9%2587%25d9%2585-%25d8%25b5%25d9%2584%25d8%25ad%25e2%2580%258c%25d8%25b7%25d9%2584%25d8%25a8%25d8%259f</link>
		<comments>http://www.nabizade.ir/blog/?p=904#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 23 Jan 2012 20:42:26 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Ghadeer Nabizade</dc:creator>
				<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[جامعه]]></category>
		<category><![CDATA[سیاست]]></category>
		<category><![CDATA[فرهنگ]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم، سریال، سینما]]></category>
		<category><![CDATA[مساله هسته اي]]></category>
		<category><![CDATA[گفتمان]]></category>
		<category><![CDATA[اصغر فرهادی، جدایی نادر از سیمین، مصطفی احمدی، برنامه نود، برنامه هفت، شهید مصطفی احمدی روشن، گلدن گلوب]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.nabizade.ir/blog/?p=904</guid>
		<description><![CDATA[برخی فیلم را ندیده پرستش می‌کنند و برخی هم ندیده انکار. برخی که دیده‌اند آن را لایق این جایزه نمی‌دانند و برخی هم که دیده‌اند فیلم را به نهایت ستایش می‌کنند. عده‌ای هم فیلم را می‌پسندند اما اکران خارجی و جوایز خارجی را شایسته نمی‌دانند. من که از همین قشر آخری بودم کلی تهمت و افترا شنیدم که البته نوش جان شد و جز آن هم انتظار نمی‌رفت. اما واقعا تاسف خوردم به وضعیت سینما و سیاست ما. عمده مراجعه کنندگان به سایت، نخوانده فحش نثارم کردند بدون این‌که نظرم را حتا بدانند. چون من در اولین جمله نخستین نوشته‌ام آورده بودم که فیلم را دیدم و تحت تاثیر آن قرار گرفتم و کلی در باره آن صحبت کردم و ... اما مگر کسی می خوانَد؟]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p dir="RTL"><img class="aligncenter" title="A seperation- asghar farhadi" src="http://www.nabizade.ir/blog/wp-content/uploads/2012/01/A-seperation-asghar-farhadi.jpg" alt="جدایی نادر از سیمین - اصغر فرهادی" width="465" height="688" /></p>
<p dir="RTL"><strong><a href="http://nabi2305.persiangig.com/audio/nabizade-Audio-%20Mr.%20Farhadi%20we%20are%20liers%20and%20peace-lovers%20as%20well.amr" target="_blank">فایل صوتی این نوشته با صدای نگارنده</a> &#8211; ۶۶۰ کیلوبایت</strong></p>
<p dir="RTL">در آغازین روزهای سال ۱۳۹۰ و پس از اکران فیلم &#8220;جدایی نادر از سیمین&#8221; و به مناسبت جایزه‌ای که در فرانسه برده بود <a href="http://www.nabizade.ir/blog/?p=694" target="_blank">مطلبی</a> در سایتم نوشتم که این روزها افراد زیادی به خواندن آن می‌آیند. دشنام‌های زیادی نثارم می‌کنند که همه می‌توانند ببینند؛ تنها آن‌هایی که بسیار زشت و زننده بود را پاک کردم. بسیاری از افرادی که نظرات سخیف و بی‌مایه‌ دادند مطمنا نگاهی به تاریخ آن نوشته نکرده‌اند و تصور می‌کنند من آن را پس از بردن گلدن گلوب نوشته‌ام. البته شاید اگر نگاهی به تاریخ هم می‌انداختند باز هم فرق چندانی برایشان نمی‌داشت.</p>
<p dir="RTL"><a href="http://www.nabizade.ir/blog/?p=883" target="_blank">نوشته دوم من</a> در باره اصغر فرهادی و فیلمش به بردن جایزه گلدن گلوب برمی‌گردد. این نوشته هم بازتاب زیادی داشت اما چون لحنش ملایم‌تر بود نظرات مطلوب‌تری را به خود جلب کرد.</p>
<p dir="RTL">اما لازم می‌دانم در ماجرای بردن جوایز از سوی اصغر فرهادی ـ که حتی ممکن است اسکار نیز باشد ـ نکاتی عرض کنم:</p>
<p dir="RTL">متاسفانه در روزهای اخیر ـ پس از بردن جایزه گلدن گلوب ـ تقریبا چیزی شبیه به دعوا در رسانه‌ها دیدیم. صدا و سیما گرچه در خبر خود اشاره چندانی به آن جایزه نکرد اما برنامه‌های پربیننده سیما جبران کردند و از خجالت صدا و سیمای جمهوری اسلامی درآمدند. برنامه نود که برای تهیه کننده آن مرگ یک فوتبالیست از شهادت یک امام بالاتر است و حتی وقت پرداختن به فوتبال لیگ دسته اول و فوتسال را در برنامه فوتبالی خود ندارد و البته هیچ ربطی هم به سینما ندارد، برای اولین بار این رویداد را تبریک گفت. و برنامه هفت هم که اساسا برنامه‌ای سینمایی است جشنی به راه انداخت و کم مانده بود پایکوبی کند و اسکار را هم نیز به نام اصغر فرهادی زد. این درحالی‌ست که شهادت چهار (۴) دانشمند هسته‌ای ما، که به مراتب بیش از بردن یک فیلم به خارج از کشور بعد جهانی و داخلی دارد، تاکنون توفیق نداشته که از سوی برنامه ۹۰ یا هفت گرامی داشته شود. البته همه این‌ سخنان تنها مربوط به صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران است و ماجرای رسانه‌ها و وبلاگ‌ها حدیث بسیار مفصلی است.</p>
<p dir="RTL">از سویی برخی فیلم را ندیده پرستش می‌کنند و برخی هم ندیده انکار. برخی که دیده‌اند آن را لایق این جایزه نمی‌دانند و برخی هم که دیده‌اند فیلم را به نهایت ستایش می‌کنند. عده‌ای هم فیلم را می‌پسندند اما اکران خارجی و جوایز خارجی را شایسته نمی‌دانند.</p>
<p dir="RTL">من که از همین قشر آخری بودم کلی تهمت و افترا شنیدم که البته نوش جان شد و جز آن هم انتظار نمی‌رفت. اما واقعا تاسف خوردم به وضعیت سینما و سیاست ما. عمده مراجعه کنندگان به سایت، نخوانده فحش نثارم کردند بدون این‌که نظرم را حتا بدانند. چون من در اولین جمله نخستین نوشته‌ام آورده بودم که فیلم را دیدم و تحت تاثیر آن قرار گرفتم و کلی در باره آن صحبت کردم و &#8230; اما مگر کسی می خوانَد؟</p>
<p dir="RTL">و این نکته را هم برای هواداران آقای فرهادی می‌گویم که فکر می‌کنند در ایران تا کنون هیچ فیلمی به خوبی جدایی نادر از سیمین نبوده است. عزیزان اگر این چنین فکر می‌کنید که به کلی در اشتباهید. فیلم‌هایی که ما در حوزه دفاع مقدس و اجتماعی داریم مانند آژانس شیشه‌ای، ارتفاع پست، بوی پیراهن یوسف، طلا و مس، به همین سادگی، خیلی‌دور خیلی‌نزدیک و بسیاری دیگر از فیلم‌های کشورمان شایسته ایفای نقش به عنوان یک فیلم برجسته در محافل بین‌المللی را دارند اما باور کنید آن‌ها اگر برترین فیلم جهانی هم باشند مطرح نمی‌شوند و جایزه نمی‌گیرند. ضمن این که کارگردان‌هایی که چنین فیلم‌هایی با مضمون پیام انقلاب شکوهمند اسلامی می‌سازند، اصولا نگاهی به چنین جشنواره‌هایی ندارند.</p>
<p dir="RTL">ممکن است آقایان و خانم‌ها بخندند و نگارنده را آدمی قشری و بی اطلاع از فیلم و سینما قلمداد کنند. اشکالی نیست ولی شاید شماهایی که انتقادات این چنینی می‌کنید به اندازه من واقعا فیلم ندیده و به آن‌ها نیندیشیده باشید. این نیست که اگر کسی مخالف شماست پس نمی فهمد. این گونه دید را کنار بگذارید.</p>
<p dir="RTL">و این نکته را هم بگویم که برخی پس از دومین نوشته‌ام به من انتقاد کردند که گلدن گلوب فرهادی چه ربطی به شهادت مصطفی احمدی داشت؟ و این را با چنان استحکامی می‌گویند که انگار خبر دارند در پشت صحنه‌ها چه می‌گذرد. دوستان، باور کنید اگر جایزه‌ای را شایسته ببینیم ما بیشتر از شما خوشحال می‌شویم حتی اگر اصغر فرهادی ببرد. ما که پدرکشتگی با او نداریم. اما آیا فقط باید ویکی‌لیکس‌ها افشا کنند تا شما متوجه شوید؟ شاید خیلی دور از انتظار نباشد که تصور کنید چرا باید تنها پس از چند روز از ترور یک ایرانی انقلابی اصغر فرهادی جایزه بگیرد؟ چرا اصلا فیلمی از ایران؟ چرا فیلمی که تم آن بی‌اعتمادی به مردم ایران و دروغگو نشان دادن آن‌‌هاست؟</p>
<p dir="RTL">پیش‌تر هم شاید فیلم‌هایی جایزه‌های پر سر و صدایی برده بودند که مانند این فیلم فرهادی خوش ساخت نبوده‌اند اما تم آن‌ها هم سیاه‌نمایی بود. مسائل خانوادگی در دیوار خانواده مطرح می‌شوند و این اتفاقی بود که اصغر فرهادی باید بدان اشاره می‌کرد. اگر در ایران امروز دروغگویی هست ـ که هست اما نه تا آن اندازه که فرهادی می‌گوید ـ و او با فیلمنامه‌ای ستودنی در فیلم خود به آن می‌پردازد دلیلی ندارد خارجی‌ها هم ببیند و بگویند که ایرانی دروغگوست. این مساله خانوادگی‌ست مگر آن‌که اهداف دیگری در میان باشد.</p>
<p>باور کنید ما منتقدین به جایزه گلدن گلوب آن‌ قدرها هم که شما فکر می‌کنید از سینما بدور نیستیم و مشکلی با شخص فرهادی نداریم. اما وقتی فرهادی در فیلم می‌گوید که ما همه دروغ‌گو هستیم و سپس در نطق خود می‌گوید که ما براستی دوست‌دار صلحیم، چگونه می‌توانیم این‌ را به مخاطب خارجی تفهیم کنیم؟</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.nabizade.ir/blog/?feed=rss2&#038;p=904</wfw:commentRss>
		<slash:comments>55</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>گلدن گلوبِ من</title>
		<link>http://www.nabizade.ir/blog/?p=883&#038;utm_source=rss&#038;utm_medium=rss&#038;utm_campaign=%25da%25af%25d9%2584%25d8%25af%25d9%2586-%25da%25af%25d9%2584%25d9%2588%25d8%25a8%25d9%2590-%25d9%2585%25d9%2586</link>
		<comments>http://www.nabizade.ir/blog/?p=883#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 17 Jan 2012 07:23:19 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Ghadeer Nabizade</dc:creator>
				<category><![CDATA[اسلام]]></category>
		<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[بین‌الملل]]></category>
		<category><![CDATA[جامعه]]></category>
		<category><![CDATA[سیاست]]></category>
		<category><![CDATA[فرهنگ]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم، سریال، سینما]]></category>
		<category><![CDATA[مساله هسته اي]]></category>
		<category><![CDATA[اصغر فرهادی، جدایی نادر از سیمین، پیمان معادی، شهید مصطفی احمدی روشن، گلدن گلوب]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.nabizade.ir/blog/?p=883</guid>
		<description><![CDATA[سیل نظرات و بازدیدهایی که به سایت من می‌رسید خبر از رویدادی جدید داشت. خیلی زود فهمیدم که جناب اصغر فرهادی جایزه گلدن‌گلوب را برای فیلم "جدایی نادر از سیمین" به عنوان بهترین فیلم غیرانگلیسی‌زبان از آن خود کرد. صبح امروز هم در روزنامه شرق گزارش بسیار اغراق‌آمیزی را خواندم که می‌گفت "فیلم جدایی نادر از سیمین با عبور از تمام مشکلاتی که در راه ساخت آن پیش آمده بود این روزهای همچون خورشید دامنه پرتوهایش شرق تا غرب را پوشانده است و ..." من که تقریبا روزانه شرق را ورق می‌زنم، اخیرا چنین مطلب سراسر شور و اغراقی را در آن سراغ ندارم...]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://www.nabizade.ir/blog/wp-content/uploads/2012/01/asghar-farhadi-golden-globe1.jpg"><img class="aligncenter size-full wp-image-889" title="asghar farhadi- golden globe" src="http://www.nabizade.ir/blog/wp-content/uploads/2012/01/asghar-farhadi-golden-globe1.jpg" alt="" width="400" height="424" /></a></p>
<p>سیل نظرات و بازدیدهایی که به سایت من می‌رسید خبر از رویدادی جدید داشت. خیلی زود فهمیدم که جناب اصغر فرهادی جایزه گلدن‌گلوب را برای فیلم &#8220;جدایی نادر از سیمین&#8221; به عنوان بهترین فیلم غیرانگلیسی‌زبان از آن خود کرد. صبح امروز هم در روزنامه شرق گزارش بسیار اغراق‌آمیزی را خواندم که می‌گفت &#8220;<em>فیلم جدایی نادر از سیمین با عبور از تمام مشکلاتی که در راه ساخت آن پیش آمده بود این روزهای همچون خورشید دامنه پرتوهایش شرق تا غرب را پوشانده است و</em> &#8230;&#8221; من که تقریبا روزانه شرق را ورق می‌زنم، اخیرا چنین مطلب سراسر شور و اغراقی را در آن سراغ ندارم.</p>
<p>ارزش این فیلم همانطور که در <a href="http://www.nabizade.ir/blog/?p=694" target="_blank">نوشتار قبلی‌ام </a>اشاره کرده بودم ـ که محبت و نوازش و ادب هواداران اصغر فرهادی را به ما دوباره نشان داد ـ بسیار بالا بود. این فیلم را در روزهای نخست اکرانش دیده بودم و به خیلی‌ها توصیه کردم که ببینند. به شدت فیلم را پسندیده بودم و تا مدت‌ها برای یافتن پیام فیلم فکر می‌کردم و با دوستان بحث می‌کردم. فیلم، فیلم‌نامه، بازی‌ها و &#8230; که من تخصصی در آن‌ها ندارم بسیار ارزشمند بود و به همین دلیل از اصغر فرهادی تشکر کردم ـ چیزی که اصلا در نوشتار قبلی‌ام دیده نشد.</p>
<p>البته این مطلب را در ادامه نوشتار قبلی نمی‌نویسم اما ذکر این نکته را ضروری می‌دانم که لپ کلام یا به قول انگلیسی‌ها gist مطلب این بود که &#8220;<strong>آقای اصغر فرهادی دستت درد نکند، فیلم خوبی ساختی، اما تو از طرف من و دست‌کم ۲۴ میلیون ایرانی اجازه نداری وقتی برای اکران فیلم‌ات به کشورهای آزاد! خارجی سفر می‌کنی به مخاطبان ایرانی که فیلمت‌ را دیدند و پسندیدند و دیدگاه سیاسی یکسانی با تو ندارند توهین کنی. تو نماینده یک ملتی نه نماینده یک قشر خاص.</strong><strong>&#8220;</strong></p>
<p>ما ایرانی و مسلمان هستیم و با ارزش‌های ایرانی و اسلامی خو گرفته‌ایم. خودم شخصا گرچه متخصص در امور فیلم نیستم اما به دلیل دیدن فیلم‌های زیاد و خواندن انتقادات فراوان تا حدی قدرت تشخیص فیلم خوب از بد را دارم و توانایی آن را دارم که فیلم را از کارگردانش جدا کنم. اما ما در کشوری زندگی می‌کنیم که افرد به کارهایشان منگنه شده‌اند. کسی اصغر فرهادی را به تنهایی به عنوان کارگردان موفق یک فیلم موفق نمی‌بیند بلکه آن‌ ایرانی‌های مسلمانی که دین برایشان از اولیت برخوردار است و کم هم نیستند هنگامی‌که عکس دست دادن او را با ایزابلا روسیلینی و آنجلینا جولی دیده‌اند دیگر اصغر فرهادی کارگردان را به تنهایی نمی‌بینند بلکه به یکباره همه را با هم جمع می‌زنند و نتیجه‌ای دیگر می‌گیرند. اصغر فرهادی که حتی در ظاهر به شرع مقدم احترام بگذارد و فیلم‌هایش به مراتب ضعیفتر از این باشد به مراتب احترامش بیش از اصغر فرهادی است که فیلمش جایزه اسکار ببرد و به اسلام و مسلمانی بی‌اعتنا باشد.</p>
<p>گفتن این نکته را هم ضروری می‌دانم که در میان هنرمندان مطرح کشور منتقد جمهوری اسلامی کم نیست. اما همه برای انتقاد از کشورشان دست به دامن غرب نمی‌شوند. متاسفانه درد ما در ایران این است که تا می‌خواهیم از کشورمان انتقاد کنیم یک تریبون غربی باید بیابیم و حمایت مالی هم از غرب دریافت کنیم. این بد است. البته این موضوع هم به ظرفیت‌های حکومتی در داخل برای آزادی بیان و &#8230; و هم ظرفیت‌های فردی برمی‌گردد اما بازهم خیلی از افراد منتقد، کشورشان را به غربی‌های آزاد! نمی‌فروشند هر اندازه هم که در فشار باشند.</p>
<p>گرچه سخنان آقای اصغر فرهادی در مراسم اهدای جایزه را دیدم و بسیار پسندیدم و به درستی هم گفتند که &#8220;مردم‌ام به راستی طرفدار صلح‌اند&#8221; اما جناب فرهادی، در روزهایی که هم‌میهنان ما را به دلیل ایرانی بودن و دانشمند بودند ترور می‌کند و به آن اعتراف می‌کنند، من جایزه گوی طلایی (گلدن گلوب) را به مصطفی احمدی روشن می‌دهم که خانواده‌اش تنها چند روز پس از تکه‌تکه شدن عزیزترین‌شان به رهبر چنین می‌نویسند:</p>
<p style="text-align: left;"><a href="http://www.nabizade.ir/blog/wp-content/uploads/2012/01/Shahid-Mostafa-Ahmadi-Roshan.jpg"><img class="aligncenter size-full wp-image-885" title="Shahid Mostafa Ahmadi Roshan" src="http://www.nabizade.ir/blog/wp-content/uploads/2012/01/Shahid-Mostafa-Ahmadi-Roshan.jpg" alt="ترور شهید مصطفی احمدی روشن" width="640" height="426" /></a></p>
<p>سرخم می سلامت، شکند اگر سبویی &#8230;</p>
<p>دشمنان عنود داخلی و خارجی ملت سرافراز ایران اسلامی بدانند که هر قطره خون مصطفی عزیز، هزاران جوان غیور و شهادت طلب در اقصی نقاط سرزمینهای اسلامی می پروراند که آرامش را از اردوگاه استکبار و نظام سلطه خواهد ربود. &#8230; رهبرا ما پای بیعت نامه خویش را با خون فرزندمان امضاء کرده‌ایم و از شما مسئلت داریم در پیشگاه خداوند متعال و حضرت ولیعصر (ارواحنا له الفداء) شهادت دهید که ما ذره‌ای از پیمودن راه اعتلای مکتب اسلام عزیز کوتاه نخواهیم آمد و در پایان عرضه می‌داریم: «ربنا تقبل منا هذا القلیل»</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.nabizade.ir/blog/?feed=rss2&#038;p=883</wfw:commentRss>
		<slash:comments>44</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>فشار کور بر ایران</title>
		<link>http://www.nabizade.ir/blog/?p=859&#038;utm_source=rss&#038;utm_medium=rss&#038;utm_campaign=%25d9%2581%25d8%25b4%25d8%25a7%25d8%25b1-%25da%25a9%25d9%2588%25d8%25b1-%25d8%25a8%25d8%25b1-%25d8%25a7%25db%258c%25d8%25b1%25d8%25a7%25d9%2586</link>
		<comments>http://www.nabizade.ir/blog/?p=859#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 20 Dec 2011 20:03:46 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Ghadeer Nabizade</dc:creator>
				<category><![CDATA[اروپا]]></category>
		<category><![CDATA[ايالات متحده امريكا]]></category>
		<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[بین‌الملل]]></category>
		<category><![CDATA[رژيم صهيونيستي]]></category>
		<category><![CDATA[سیاست]]></category>
		<category><![CDATA[مساله هسته اي]]></category>
		<category><![CDATA[تحریم های یک جانبه امریکا، تحریم های اروپا، تحریم های سازمان ملل]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.nabizade.ir/blog/?p=859</guid>
		<description><![CDATA[فشارها بر ایران روز به روز در حال افزایش است. در واقع این استراتژی جدید امریکاست. البته استراتژیست‌های امریکایی و صهیونیست که از خلق استراتژی جدید برای ایران درمانده‌اند، فقط یک چیز می‌دانند و آن اعمال فشار بر ایران است. به گفته آنان فشار باید آنقدر زیاد باشد که ایران تسلیم شود. حال این‌که فشار [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://www.nabizade.ir/blog/wp-content/uploads/2011/12/Iran-Sanctions.jpg"><img class="aligncenter size-full wp-image-879" title="Iran-Sanctions" src="http://www.nabizade.ir/blog/wp-content/uploads/2011/12/Iran-Sanctions.jpg" alt="" width="500" height="375" /></a></p>
<p>فشارها بر ایران روز به روز در حال افزایش است. در واقع این استراتژی جدید امریکاست. البته استراتژیست‌های امریکایی و صهیونیست که از خلق استراتژی جدید برای ایران درمانده‌اند، فقط یک چیز می‌دانند و آن اعمال فشار بر ایران است. به گفته آنان فشار باید آنقدر زیاد باشد که ایران تسلیم شود. حال این‌که فشار چه باشد، از چه راهی، چگونه، به چه اندازه و تا کی، پرسش‌هایی است که تقریبا هیچ‌یک از غربی‌ها نیز توان پاسخ‌گویی به آن را ندارد.</p>
<p>بر اساس این روش، همان‌گونه که اشاره شد فقط باید فشار بر ایران وارد شود که از نمونه‌های آن می‌توان به صدور قطعنامه‌های جدید علیه ایران، صدور بیانیه علیه ایران، بکارگیری تحریم‌های نو علیه کشورمان و &#8230; بالاخره هر چیزی که در آن نوعی اعمال فشار به چشم بخورد، اشاره کرد.</p>
<p>آقای دنیس راس، مشاور سابق اوباما در امور ایران چندی پیش از سمت خود استعفا داد. او که بیش از دوازده سال در سمت مشاور خاورمیانه‌ای کاخ سفید فعالیت داشت از تاثیرگذارترین افراد در سیاست‌های ایالات متحده در خاورمیانه و به ویژه ایران به شمار می‌رود. او پس از استعفا به موسسه مطالعاتی واشینگتن برای خاور نزدیک بازگشت و در نخستین سخنرانی خود پس از خروج از کاخ سفید در سخنانی از سیاست‌ها و چشم‌اندازهای آتی در باره ایران سخن گفت. او گفت &#8220;هنوز برای تغییر رفتار ایران از طریق فشار سیاسی و اقتصادی زمان داریم&#8221;. و در ادامه گفته که به فشارهای بیشتری علیه ایران نیاز است. دنیس راس که در تمام طول سخنرانی فقط به فشار علیه ایران اشاره کرد و مانند همه مقامات امریکایی به سیاه‌نمایی و دروغ‌پراکنی درباره ایران ادامه داد به این نکته اشاره کرد که &#8220;منظور از سخنان من پیشگیری از فعالیت‌های ایران نیست ]چون ایران به کارهایی که نباید دست می‌زده، دست زده[ بلکه منظور من جلوگیری از فعالیت‌های ایران است.&#8221;</p>
<p>راس در بخش کلیدی سخنان خود گفت که &#8220;فشارهای اقتصادی و مشکلات فنی وقت اضافی برای غرب به ارمغان آورده است&#8221;. این یعنی که:</p>
<p>۱)      نقطه کلیدی فشار امریکا و متحدانش فشارهای اقتصادی بر دولت و مردم (حکومت) است به طوری‌که نارضایتی‌های مردمیِ حاصل از فشار اقتصادی به صورت ناآرامی‌های گسترده یا انقلاب به تغییر رژیم منجر شود.</p>
<p>۲)      فشارهای اقتصادی و &#8230; موجب کند شدن مسیر رو به رشد ایران می‌شود که اول از همه به سود غرب و امریکاست.</p>
<p>۳)      به طور ناخواسته آقای راس گفته که غرب در برابر ایران است. البته پیش از این‌که ایشان به این نکته اشاره کنند هم کاملا روشن بود اما بالاخره این نکته نیز اعترافی به یادماندنی است.</p>
<p>و البته در پایان اشاره می‌کند: &#8220;پاسخ به ایران تنها بالابردن فشار بر این کشور است که ما هنوز برای آن جا داریم&#8221;.</p>
<p>اکنون مدتی است که تحریم‌های برخی کشورها علیه بانک مرکزی ایران اعمال شده است. همچنین زمزمه‌هایی از تحریم نفت ایران در میان غرب و امریکا به گوش می‌رسد که به نظر می‌رسد مصداق &#8220;سنگ بزرگ علامت نزدن است&#8221; باشد. گرچه ایران با تهدید به بستن تنگه هرمز به آن پاسخ داد. نگارنده نیز که چندان با مسائل اقتصادی بیگانه نیست به خوبی از آثار کنونی تحریم‌ها بر صنایع و اقتصاد کشور آگاه است و تقریبا هر فردی که اندکی سواد مطبوعاتی داشته باشد و مسائل روز را دنبال کند، چنین خواهد بود. همه می‌دانیم که تحریم تحریم است و بالاخره اعمال فشار صورت می‌گیرد. حال ممکن است مثلا ایران پول نفت خود را از هند بالاخره بگیرد اما با اندکی تاخیر و پرداختی اندکی کارمزد به بانک‌های واسطه در اروپا یا آسیا.</p>
<p>اما به نظرم ملت ایران به خوبی می‌داند که عمده مشکلات اقتصادی ایران که فشار آن بر مردم کم نیست، ناشی از تصمیم یک سری دولت زورگو برای به زانو در آوردن ایران است. البته این به معنی تبرئه یک سری آدم خاطی نیست. بلکه ملت روشن است و می‌داند که این همه فشار از پس پرده معناهای گسترده‌ای دارد و بنابراین تیزبین است و در هیاهوی مشکلات اقتصادی به اعتراض خیابانی و .. دست نمی‌زند. چه بسا فشارهایی از این دست اگر بر ثروتمندترین کشورهای جهان اعمال شود مشکلاتی به مراتب بیش از مشکلات کنونی پیش روی ما برای آنان به ارمغان داشته باشد.</p>
<p>البته با کمی تامل مثلا در حساس‌ترین آمار اقتصادی که به سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی در ایران که در موسسات بین‌المللی منتشر می‌شود، سال به سال با نرخ رشد بیشتری رو‌به‌رو هستیم و این درحالی است که سال به سال بر حجم تحریم‌ها علیه ایران افزوده شده و چهره‌ای منفی‌تر از ایران به جهان مخابره می‌شود.</p>
<p>این‌که چرا مقامات امریکایی با دشمنی بیش از سی ساله در برابر کشورمان هنوز شناخت درستی از ایران ندارند را باید به شیوه دیگری نگریست:</p>
<p>۱)      امریکا‌ که منافع خود را در ایران و منطقه به یکباره از دست داد چنان شیرینی از غارت اموال و ثروت ملت ایران در ذائقه‌اش مانده که فقط به یک چیز فکر می‌کند و آن برگشتن به حالت پیشین است.</p>
<p>۲)        ملت صبور ایران سال‌های پرالتهاب پس از انقلاب و دوران جنگ تحمیلی را که به مراتب دشوارتر از دوران کنونی بود پشت سرگذاشت، حال آن‌که امریکا هیچ‌گاه نخواهد توانست وضعیت ایران را به آن دوران برگرداند.</p>
<p>گزینه نظامی به طور کامل از گزینه‌های روی میز حذف شده و امریکا می‌داند که جز اعمال فشار کور (به هر روش ممکن) راهی برایش باقی نمانده بنابراین دسته‌جمعی (با کمک سازمان ملل) یا به تنهایی دست هر تحریم و فشار علیه ایران می‌زند.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.nabizade.ir/blog/?feed=rss2&#038;p=859</wfw:commentRss>
		<slash:comments>11</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>محمدجواد اردشیر لاریجانی، زبان حقوق بشری ایران</title>
		<link>http://www.nabizade.ir/blog/?p=852&#038;utm_source=rss&#038;utm_medium=rss&#038;utm_campaign=%25d9%2585%25d8%25ad%25d9%2585%25d8%25af%25d8%25ac%25d9%2588%25d8%25a7%25d8%25af-%25d8%25a7%25d8%25b1%25d8%25af%25d8%25b4%25db%258c%25d8%25b1-%25d9%2584%25d8%25a7%25d8%25b1%25db%258c%25d8%25ac%25d8%25a7%25d9%2586%25db%258c%25d8%258c-%25d8%25b2%25d8%25a8%25d8%25a7%25d9%2586-%25d8%25ad%25d9%2582%25d9%2588%25d9%2582-%25d8%25a8</link>
		<comments>http://www.nabizade.ir/blog/?p=852#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 22 Nov 2011 13:30:01 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Ghadeer Nabizade</dc:creator>
				<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[بین‌الملل]]></category>
		<category><![CDATA[حقوق بشر]]></category>
		<category><![CDATA[محمد جواد لاریجانی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.nabizade.ir/blog/?p=852</guid>
		<description><![CDATA[محمد جواد اردشیر لاریجانیِ شصت ساله، با همان شیرینی که فارسی صحبت می‌کند، انگلیسی را نیز به خوبی صحبت می‌کند. او که سه دوره نماینده مجلس بوده و اکنون دبیر ستاد حقوق بشر قوه قضائیه‌ای است که برادرش بر آن ریاست می‌کند به عنوان ریاضی‌دان نیز شناخته شده است. البته قدمت او در امور سیاسی [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://www.nabizade.ir/blog/wp-content/uploads/2011/11/418px-Mohammad_Javad_Larijani.jpg"><img class="aligncenter size-full wp-image-853" title="418px-Mohammad_Javad_Larijani" src="http://www.nabizade.ir/blog/wp-content/uploads/2011/11/418px-Mohammad_Javad_Larijani.jpg" alt="" width="418" height="600" /></a></p>
<p>محمد جواد اردشیر لاریجانیِ شصت ساله، با همان شیرینی که فارسی صحبت می‌کند، انگلیسی را نیز به خوبی صحبت می‌کند. او که سه دوره نماینده مجلس بوده و اکنون دبیر ستاد حقوق بشر قوه قضائیه‌ای است که برادرش بر آن ریاست می‌کند به عنوان ریاضی‌دان نیز شناخته شده است. البته قدمت او در امور سیاسی بیش از هر چهار برادرش است، گویی او تا کنون رئیس قوه نبوده است.</p>
<p>منکر سخت بودن کار رئیس قوه قضائیه و مقننه نیستم اما رئیس ستاد حقوق بشر بودن کشوری که هر روزه آماج حمله‌های حقوق بشری کشورهای دیگر قرار می‌گیرد، بسیار کار دشواری است.</p>
<p>هر ساله، هنگامی که او به اجلاس حقوق بشر اعزام می‌شود، باید منتظر باشیم عبارات جدید از سوی او خلق شود که تا کنون کسی یا نشنیده یا خیلی رایج نبوده. علاوه بر این، لبخندی که او بر لب دارد در هنگام شنیدن اتهامات علیه ایران و پاسخ دادن آن‌ها در برابر کسانی که گوش‌شان بدهکار نیست و بر هر ترتیب حرف خودشان را می‌زنند چیزی نیست که از هر کسی برآید.</p>
<p>بالاخره محمد جواد لاریجانی شخصیتی کاملا منحصر به فرد است. شبکه MSNBC در روز ۲۸ آبان ۱۳۹۰ (۱۹ نوامبر ۲۰۱۱) میز گردی ترتیب داده که یکی از ۴ مهمان آن آقای لاریجانی بود و حول موضوع حقوق‌بشری و هسته‌ای ایران. یک طرف میز گرد ریچار هس، رئیس شورای روابط خارجی امریکاست که برترین اندیشکده جهان است و تصمیم سازی در ایالات متحده را بر عهده دارد. لاریجانی در این مناظره خوش درخشید. دست‌کم حرف ایران را زد و حرف‌های تند امریکایی‌ها را با لبخند تلخی شنید. متن کامل مصاحبه (به زبان انگلیسی) در زیر آمده است:</p>
<p style="text-align: left;">MSNBC: Let&#8217;s go to the heart of the matter when it comes to Iran, the headlines of the past week, the IAEA report found evidence of nuclear weapons program in Iran and you are quoted as saying that is “quite laughable.” Why sir?</p>
<p style="text-align: left;">
<p style="text-align: left;">Larijani:  The reason is very simple. There is no single evidence in that. These allegations which is aired again is based on a document which was put to us four years ago based on a laptop somewhere found by United States authorities.</p>
<p style="text-align: left;">
<p style="text-align: left;">And at that time, four years ago, it has been discussed with the agency and the conclusion was that none of these allegations could be verified.</p>
<p style="text-align: left;">
<p style="text-align: left;">So by a letter it has been closed- the whole issue. Then again it has been renewed and [let me] just give you an example. A good part of this so-called document which is on the laptop, for example lecture notes that somebody presented in Brussels or at some universities. Some of them are parts of some textbook as put together with pictures, formulas, so it is totally inconclusive.</p>
<p style="text-align: left;">
<p style="text-align: left;">MSNBC: Let&#8217;s back up. Before I send this to Richard Haass- are you saying it doesn&#8217;t exist? There is no nuclear program?</p>
<p style="text-align: left;">
<p style="text-align: left;">Larijani: Well we have a very extensive nuclear program but not to the direction of producing arms. Our nuclear project is very extensive, very advanced. We are number one in the Middle East but we are not pursuing the nuclear armament for two basic reasons.</p>
<p style="text-align: left;">
<p style="text-align: left;">Number one there is a Fatwa by Ayatollah Khamenei, the leader and it is against the Islamic jurisprudence to build and use mass destructing weapons. It is Haram we call it, unlawful.</p>
<p style="text-align: left;">
<p style="text-align: left;">And secondly, it doesn&#8217;t add to our security. It is more liability than asset for us. Our military muscle is strong enough to repel or to deter any imminent threat and this is basically very important achievement.</p>
<p style="text-align: left;">
<p style="text-align: left;">MSNBC:  Richard Haass, put this into perspective for us. What the reports were saying and what this gentleman is saying.</p>
<p style="text-align: left;">
<p style="text-align: left;">Haass: Well quite frankly it is impossible to take the Iranian denial seriously. They are preposterous. The International Atomic Energy Agency taking information from all the member states in the United Nations have put together a comprehensive and extraordinarily damning report.</p>
<p style="text-align: left;">
<p style="text-align: left;">And what there is, is a pattern, not a single incident, a pattern over years of Iranian program to move in the direction of developing nuclear weapons.</p>
<p style="text-align: left;">
<p style="text-align: left;">We see a procurement mechanism to gain access to all sorts of equipment, we see all sorts of undeclared efforts to produce nuclear material now up to 20 percent well on its way to what it needs to produce a weapon, most important there is now serious evidence about the Iranian testing of the implosive device that would actually be the heart of the nuclear weapon.</p>
<p style="text-align: left;">
<p style="text-align: left;">So the idea that the Iranians have all these underground and undeclared facilities, that they have been misleading the International Atomic Energy Agency for years, the idea they&#8217;re doing this- this oil rich country in order to produce electricity? If you believe that you seriously have to believe in the tooth fairy.</p>
<p style="text-align: left;">
<p style="text-align: left;">MSNBC: Sir this doesn&#8217;t sound like preposterous, little pieces of information that were roaming together randomly.</p>
<p style="text-align: left;">
<p style="text-align: left;">Larijani: Well the whole scenes of allegation is produced and initiated by the United States. It seems there is a good machinery to produce perpetual allegation against Iran, it is not only one case.</p>
<p style="text-align: left;">
<p style="text-align: left;">I am telling you exactly that there are no secret programs in our nuclear program and development. Iran&#8217;s transparency is far ahead of United States, far ahead of UK, far ahead of France and incomparable to Israel which is a renegade state in the sense of NPT.</p>
<p style="text-align: left;">
<p style="text-align: left;">Barnicle: So you allow inspectors to just come into Iran.</p>
<p style="text-align: left;">
<p style="text-align: left;">Larijani:  The inspectors are coming to Iran periodically, the cameras are there 24 hours. This is quite obvious.</p>
<p style="text-align: left;">
<p style="text-align: left;">Haass:  But the whole concept the way this works, just when you talk about inspectors, let&#8217;s just be clear, I am sure if everyone watching this will understand, the entire international nuclear inspection effort depends upon the willingness of the country in question to cooperate fully.</p>
<p style="text-align: left;">
<p style="text-align: left;">This is a gentlemen&#8217;s agreement. They declare their facilities that are involved in the nuclear business then the inspectors come in and look at them. If they do not declare facilities the inspectors don&#8217;t give a chance and the problem is this is a gentlemen&#8217;s agreement in a world where not every country is a gentleman.</p>
<p style="text-align: left;">
<p style="text-align: left;">So Iran quite frankly has undeclared facilities and undeclared programs which the inspectors had not had access to and the reason we only know about it is that member states, not simply the United States sir, but many, many member states of the United Nations have provided independent information to the International Atomic Energy Agency, which by the way you know and I know is not controlled by the United States.</p>
<p style="text-align: left;">
<p style="text-align: left;">We have fundamental differences with this agency over the years including over Iraq. We had fundamental differences and we&#8217;ve also had differences over Iran where we the United States felt, this agency was not being nearly tough enough. So now they have come in with an extraordinarily damning report and Iranian officials can dismiss it.</p>
<p style="text-align: left;">
<p style="text-align: left;">MSNBC:  So if this is a gentlemen&#8217;s agreement, the gentlemen certainly don&#8217;t agree and sir, you seem very confident and almost as if it&#8217;s funny it&#8217;s interesting because we interviewed Mahmoud Ahmadinejad about this about a year ago, off camera, and he too seemed very comfortable about his position which is similar to yours.</p>
<p style="text-align: left;">
<p style="text-align: left;">And if you are so comfortable with your position about the lack of nuclear armament and the facilities that the IAEA is talking about, why not let inspectors completely come in? Open the door let them come in and see what you have.</p>
<p style="text-align: left;">
<p style="text-align: left;">Larijani: Well the mechanism that the gentleman addressed is not complete because first of all there is no single secret installment or activity which is concealed from the agency.</p>
<p style="text-align: left;">
<p style="text-align: left;">Secondly, two years ago we asked the agency tell us all the questions you have and he managed to put to us six groups of questions. The questions were raised by themselves not dictated by us. So one by one groups of inspectors came to Iran and we cleared them up and there is official letters from them this group has been finished then we moved to another one.</p>
<p style="text-align: left;">
<p style="text-align: left;">Well it doesn&#8217;t make sense that every morning somebody says we guess there is some secret things done there. There should be foundation for this allegation. What do you mean the door should be open? They should ask where do you want to inspect? Did they want to inspect my bedroom or other places? I mean it doesn&#8217;t make sense.</p>
<p style="text-align: left;">
<p style="text-align: left;">Barnicle: A few moments ago when you mentioned the nuclear programs of other nations I detected a definite edge in your voice when you mentioned the state of Israel. Do you fear an attack from the state of Israel on your nuclear facilities?</p>
<p style="text-align: left;">
<p style="text-align: left;">Larijani: Well I am beyond the fear. What is the difference between us and Israel? Israel has a bomb, not a member of NPT; it doesn&#8217;t disclose anything to agency, nothing wrong with it. You see what the double standard is in here.</p>
<p style="text-align: left;">
<p style="text-align: left;">We are member of NPT, they periodically come to Iran, their cameras are there, we don&#8217;t have the weapon then the whole pressure is put on us. No, not at all. We don&#8217;t fear any attack from anyone. We take it serious in our calculation but we don&#8217;t fear. There is a difference between that.</p>
<p style="text-align: left;">
<p style="text-align: left;">Mitchum:  Given your tone again Sir when you talk about Israel, just a second ago why shouldn&#8217;t we suspect that there would be ambitions for Iran to join the club of which Israel is a part with the nuclear arms?</p>
<p style="text-align: left;">
<p style="text-align: left;">Larijani: We are very advanced in the nuclear technology which is a matter of pride for us and that gentleman mentioned that we have plenty of gas and oil with all good calculations, the age of this is up to 20-25 period, 25 years from now.</p>
<p style="text-align: left;">
<p style="text-align: left;">It means that if we don&#8217;t have it, then we should beg in front of the Western countries to light our houses and we know how bad they are treating us in this area. We are right now very happy that we have the first power plant, we know how to make the fuel. We already have more than 25 percent share of sodalite and erudite they don&#8217;t give us a bit of this fuel that we need, even the twenty percent that we needed for Tehran.</p>
<p style="text-align: left;">
<p style="text-align: left;">Haass:  It&#8217;s important to keep in mind we are not talking about an established democracy that treats its own people with respect, we are talking about a country also that is the largest state sponsor of terrorism in the world. So this is obvious and understandable concern about what Iran is doing.</p>
<p style="text-align: left;">
<p style="text-align: left;">Larijani: In terms of record I think United States of America is the largest and the greatest country supporting terrorism. The records of terrorist activity which is supported by the tax money of these people is enormous, I can go one by one.</p>
<p style="text-align: left;">
<p style="text-align: left;">Barnicle: Wait a minute. This is a free country. And part of our gift is we have the liberty and the freedom to say anything and to sound foolish, to sound absurd, to sound smart. That&#8217;s absurd saying that America is the biggest terrorist nation in the world.</p>
<p style="text-align: left;">
<p style="text-align: left;">My question to you Sir is, you seem like a really nice guy, alright, why doesn&#8217;t your country be a better neighbor?</p>
<p style="text-align: left;">
<p style="text-align: left;">Larijani: We have fantastic relations with all of our neighbors&#8230;</p>
<p style="text-align: left;">
<p style="text-align: left;">Barnicle: Really? [laughing]</p>
<p style="text-align: left;">
<p style="text-align: left;">Larijani: Definitely, but the policy of demonizing Iran, a very important policy which is pursued in the region- well it has its own benefit.</p>
<p style="text-align: left;">
<p style="text-align: left;">Barnicle  But it&#8217;s just in little things, like the American tourists cross the border, supposedly cross the border, you grab them, you scoop them, you hold them for months on end. Why?</p>
<p style="text-align: left;">
<p style="text-align: left;">Larijani: This is a very simple question I answered before; suppose the security of your people&#8230;</p>
<p style="text-align: left;">
<p style="text-align: left;">Barnicle  You&#8217;re here&#8230;</p>
<p style="text-align: left;">
<p style="text-align: left;">Larijani: No, I&#8217;m here with visa- It&#8217;s quite different. [Suppose] The security of the United States&#8217; people, on a patrol with Mexico elsewhere they pick 3 Iranians and ask them why are you here? They say well we are just walking in the desert.</p>
<p style="text-align: left;">
<p style="text-align: left;">Well, with the whole hostility and suspicion which is between the two countries, you are in here to blow up somewhere definitely they will be put into jail for years if not in Guantanamo, they bring them somewhere else.</p>
<p style="text-align: left;">
<p style="text-align: left;">It took a lot of time that we convince- I was working on this case because they were like me from &#8230; Berkeley. I talked with their families, managed to contact between them and their families when they were arrested- for their families to come to Iran to take the suspicion away.</p>
<p style="text-align: left;">
<p style="text-align: left;">This is very natural for security of people to suspect a cross bordering which is in the most volatile regional area of Iran- in which there is daily shooting over there.</p>
<p style="text-align: left;">
<p style="text-align: left;">Barnicle  Ok. They&#8217;re going to blow up the desert. What is the root? What do you think is the root of Iranian paranoia towards the United States and towards many of its neighbors?</p>
<p style="text-align: left;">
<p style="text-align: left;">What is the root of this paranoia? Is it the fear that we find out about your nuclear program?</p>
<p style="text-align: left;">
<p style="text-align: left;">Larijani: We don&#8217;t have any paranoia about our neighbors. We are very suspicious of American paranoia with us. The question is what is wrong with Iran that this persistent hostility&#8230;</p>
<p style="text-align: left;">
<p style="text-align: left;">Barnicle: You have a track record of international terrorism.</p>
<p style="text-align: left;">
<p style="text-align: left;">Larijani: This is not true. We are ourselves the victim of international terrorism- terrorism in the area. Let me ask you, who was helping Al-Qaida and Taliban for years while we were at war with them in Afghanistan? The United States of America.</p>
<p style="text-align: left;">
<p style="text-align: left;">The money from the United States was pouring to Al-Qaida and Taliban- the idea was we should curb Iran by another religious front. Is it correct?</p>
<p style="text-align: left;">
<p style="text-align: left;">Haass: No it&#8217;s not correct. The United States did support the Mujahidin; obviously in order to get rid of the Soviet&#8230; to say that the United States supported Al-Qaida is again preposterous- the fact is that Iran is supporting terrorism in Lebanon, it&#8217;s supporting groups like Hezbollah, groups like Hamas; it is involved in Iraq; it is involved in Afghanistan.</p>
<p style="text-align: left;">
<p style="text-align: left;">Iran has basically become a regional power that is trying to destabilize many countries, trying to make them in some ways heavily influenced by Tehran and that is simply a fact of life- which again is one of the reasons the world is so concerned about Iranian nuclear program.</p>
<p style="text-align: left;">
<p style="text-align: left;">How do we know Iran will not become even more aggressive? How do we know that nuclear materials will not end in the hands of a group like Hezbollah? What do we see about Iran&#8217;s track record that would lead us to believe that Iran in any way would be responsible with nuclear material?</p>
<p style="text-align: left;">
<p style="text-align: left;">This is a genuine concern and if you dismiss it as laughable Sir you are seriously underestimating not simply the American, not simply the Israeli, but I would suggest the world&#8217;s concern over the direction your government is heading.</p>
<p style="text-align: left;">
<p style="text-align: left;">Larijani: The disastrous thing is the blind policy of the United States in supporting carte blanche renegade Israel which is the source of all tension in the region. If you call Hezbollah and Hamas terrorist groups- they are fighting to be given the permission to live. What about Israel?</p>
<p style="text-align: left;">
<p style="text-align: left;">Israel is involved in government sponsored terrorism. Kills anybody who thinks that it&#8217;s not correct and deprives millions of people from basic tenures of life. 60 years of atrocity in that area is supported carte blanche by the US, this is even against the basic interests of that nation- they don&#8217;t know it.</p>
<p style="text-align: left;">
<p style="text-align: left;">Mitchum:Sir do you recognize the right of Israel to exist?</p>
<p style="text-align: left;">
<p style="text-align: left;">Larijani: We recognize the rights of Jews, Christians and Muslims to live together in peace and tranquility- to create a racist regime in the middle of a land put the others out is like creating a small colony for the blacks and leave the rest for the whites.</p>
<p style="text-align: left;">
<p style="text-align: left;">Mitchum: Thank you for the answer.</p>
<p style="text-align: left;">
<p style="text-align: left;">Barnicle: The answer is no.</p>
<p style="text-align: left;">
<p style="text-align: left;">Larijani: No, the answer is not no. We respect any decision by Palestinians. We are not in a position to tell them what kind of state they [should] have. But they should be given the chance to decide.</p>
<p style="text-align: left;">
<p style="text-align: left;">MSNBC:This has been fascinating and a great picture window into the choices that Americans make when they&#8217;re choosing their president and also a sense of what our Secretary of State and what our diplomats have to confront in dealing with when they&#8217;re going out into the world and working with other countries.</p>
<p style="text-align: left;">
<p style="text-align: left;">It is extremely complicated and often conversations feel like they&#8217;re going in circles because it&#8217;s very hard to develop a common understanding or even a place where you can start engaging and I think this was an example of that. Mohammad Javad Larijani, thank you for coming on the show this morning.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.nabizade.ir/blog/?feed=rss2&#038;p=852</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>قطعنامه جدید IAEA؛ تنها قطعنامه‌ای دیگر</title>
		<link>http://www.nabizade.ir/blog/?p=841&#038;utm_source=rss&#038;utm_medium=rss&#038;utm_campaign=%25d9%2582%25d8%25b7%25d8%25b9%25d9%2586%25d8%25a7%25d9%2585%25d9%2587-iaea%25d8%259b-%25d8%25b4%25d9%2586%25d8%25a7%25d8%25b3%25d8%25a7%25db%258c%25db%258c-%25d8%25af%25d9%2588%25d8%25b3%25d8%25aa%25d8%25a7%25d9%2586-%25d9%2588-%25d8%25af%25d8%25b4%25d9%2585%25d9%2586%25d8%25a7%25d9%2586</link>
		<comments>http://www.nabizade.ir/blog/?p=841#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 20 Nov 2011 13:14:29 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Ghadeer Nabizade</dc:creator>
				<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[بین‌الملل]]></category>
		<category><![CDATA[مساله هسته اي]]></category>
		<category><![CDATA[IAEA، آژانس بین المللی انرژی اتمی، NAM، سلطانیه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.nabizade.ir/blog/?p=841</guid>
		<description><![CDATA[در روز جمعه ۲۷ آبان ۱۳۹۰ (برابر با ۱۸ نوامبر ۲۰۱۱) با فشار امریکا قطعنامه‌ دیگری در آژانس بین‌المللی انرژی اتمی (IAEA) علیه فعالیت‌های صلح‌آمیز جمهوری اسلامی ایران صادر شد. متن گزارش یوکیو آمانو، رئیس IAEA و متن تایید شده قطعنامه به صورت پی‌دی‌اف در اختیار شما قرار می‌گیرد. ضمنا خاطر نشان می‌گردد، از میان [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://www.nabizade.ir/blog/wp-content/uploads/2011/11/Soltanieh-IRI-IAEA-Rep..jpg"><img class="aligncenter size-full wp-image-848" title="HG Soltanieh" src="http://www.nabizade.ir/blog/wp-content/uploads/2011/11/Soltanieh-IRI-IAEA-Rep..jpg" alt="" width="480" height="345" /></a></p>
<p>در روز جمعه ۲۷ آبان ۱۳۹۰ (برابر با ۱۸ نوامبر ۲۰۱۱) با فشار امریکا قطعنامه‌ دیگری در آژانس بین‌المللی انرژی اتمی (IAEA) علیه فعالیت‌های صلح‌آمیز جمهوری اسلامی ایران صادر شد. متن <a href="http://iaea.org/newscenter/focus/iaeairan/bog112011-65.pdf" target="_blank">گزارش یوکیو آمانو</a>، رئیس IAEA و <a href="http://iaea.org/newscenter/focus/iaeairan/bog112011-69.pdf" target="_blank">متن تایید شده قطعنامه </a>به صورت پی‌دی‌اف در اختیار شما قرار می‌گیرد.<br />
ضمنا خاطر نشان می‌گردد،<strong> از میان ۳۵ کشور عضو شورای حکام IAEA، ۳۲ کشور به قطعنامه رای مثبت دادند، اندونزی رای ممتنع داد و دو کشور اکوادور و کوبا به آن رای منفی دادند.</strong><br />
بسیاری از وب‌سایت‌های خبری را برای یافتن نام کشورهایی که به قطعنامه ای مثبت دادند، بررسی کردم اما چیزی نیافتم. برآورد من این است که خیلی‌ها نمی‌دانند چه کشورهایی به قطعنامه رای مثبت داده‌ند. بنابراین نام این کشورها را خوب بخوانید:<br />
۱٫	آرژانتین<br />
۲٫	استرالیا<br />
۳٫	بلژیک<br />
۴٫	برزیل<br />
۵٫	بلغارستان<br />
۶٫	کانادا<br />
۷٫	شیلی<br />
<strong>۸٫	چین (عضو NPT و دارای بمب هسته‌ای)</strong><br />
۹٫	چک<br />
<strong>۱۰٫	 فرانسه (عضو NPT نیست و دارای بمب هسته‌ای)</strong><br />
۱۱٫	آلمان<br />
۱۲٫	لهستان<br />
۱۳٫<strong> هند (عضو NPT نیست و دارای بمب هسته‌ای)</strong><br />
۱۴٫	ایتالیا<br />
۱۵٫	ژاپن<br />
۱۶٫	اردن<br />
۱۷٫	کره جنوبی<br />
۱۸٫	مکزیک<br />
۱۹٫	هلند<br />
۲۰٫	نیجر<br />
۲۱٫	پرتغال<br />
<strong>۲۲٫	روسیه (عضو NPT نیست و دارای بمب هسته‌ای)</strong><br />
۲۳٫	عربستان سعودی<br />
۲۴٫	سنگاپور<br />
۲۵٫<strong> افریقای جنوبی (پیش از پیوستن به NPT بمب هسته‌ای خود را باز کرد)</strong><br />
۲۶٫	سوئد<br />
۲۷٫	تونس<br />
۲۸٫	امارات<br />
۲۹٫<strong> انگلستان (عضو NPT نیست و دارای بمب هسته‌ای)</strong><br />
۳۰٫	ایرلند شمالی<br />
۳۱٫	تانزانیا<br />
<strong>۳۲٫	ایالات متحده امریکا (عضو NPT و دارای بمب هسته‌ای)</strong></p>
<p><strong> </strong><br />
<strong>وزارت خارجه جمهوری اسلامی ایران باید پاسخگو باشد که در برابر توطئه‌های امریکا و IAEA چه حرکت‌هایی انجام داده و نتیجه آن چه بوده است؟</strong><br />
همه ایران می‌دانند که انتظاری از انگلستان، امریکا، فرانسه، آلمان، چین، روسیه، ایرلند، کره، سوئد، سنگاپور، عربستان، افریقای جنوبی، پرتغال، هلند، مکزیک، اردن، ژاپن، ایتالیا، لهستان، چک، شیلی، کانادا، بلغارستان، بلژیک، استرالیا و آرژانتین و امارات نیست و در این باره کسی از وزرات خارجه انتظاری ندارد چون می‌دانند که مناسبات این چنینی با خریدن آرای کشورها انجام می‌شود و بسیاری از کشورها یا دشمن ایرانند (امریکا و عرستان و &#8230;) یا دنبال روی آنانند (استرالیا، کانادا، لهستان و &#8230;). اما وزارت خارجه باید پاسخگو باشد که رای منفی هند، برزیل، نیجر، تونس و تانزانیا چه دلیلی دارد؟<br />
البته ما که وقایع را به دقت زیر ذره‌بین داریم محدودیت‌های وزارت خارجه را می‌دانیم و درک می‌کنیم ولی وزارت خارجه باید برخورد جدی با کشورهایی داشته باشد که از در دوستی وارد می‌شوند و در هیچ جایی به درد ما نمی‌خورند و یا در مواقع حساس ایران را می‌فروشند. به‌ویژه دو کشور هند و برزیل باید تحت فشار قرار گیرند. هند به این دلیل که از دوستان ایران به شمار می‌رود و همیشه پیوندهای تاریخی و &#8230; را مطرح می‌کند و ایران نفت و گاز فراوانی را به این کشور صادر می‌کند ولی این کشور تا کنون چند بار در همین شورای حکام به ضرر ایران رای داده است. برزیل نیز پیشتر به همراه ترکیه وارد پیمان مشترکی با ایران شد که با توجه به آن نمی‌دانم این رای منفی را چگونه باید تفسیر کرد.<br />
ضمنا گرچه بیانیه کشورهای عضو NAM خوب است اما چگونه می‌توان حرکت کشورهایی که رای مثبت می‌دهند و بعدش بیانیه امضا می‌کنند را تفسیر کرد، جز هم از توبره خوردن و هم از آخور.<br />
دوستان خارجی همیشه  دو موضوع را مطرح می‌کنند:<br />
۱- رای مثبت آنان به دلیل پیروی از امریکا نیست؛ این حرف را قبول داریم تا حدی اما باید گفت که در پایان همه به یک نتیجه می‌رسد. بنابراین باید از زاویه دیگری به ماجرا نگاه کنند.<br />
۲- آنان به نسخه ملایم‌شده قطعنامه رای داده‌اند و سعی در تلطیف زبان قطعنامه داشته‌اند؛ این هم قبول اما فطعنامه ثبت شده را نمی‌توان برگرداند حتی اگر در آن یک جمله آمده باشد.</p>
<p>اما در پایان به هموطنان عزیزم و کشورهای خارجی عرض می‌کنم که قوی‌ترین این قطعنامه‌ها علیه ایران کاری از پیش نبرد که این قطعنامه ضعیف بتواند کاری بکند. ملت ایران و مسئولین آن مصمم‌تر از پیش در صددند تا غنی‌سازی اورانیوم را ادامه داده و دستاوردهای هسته‌ای را افزایش دهند. تعلیق غنی‌سازی به گفته آقای سلطانیه حتی لحظه‌ای اتفاق نخواهد افتاد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.nabizade.ir/blog/?feed=rss2&#038;p=841</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>شهادت مجاهد افغان</title>
		<link>http://www.nabizade.ir/blog/?p=826&#038;utm_source=rss&#038;utm_medium=rss&#038;utm_campaign=%25d8%25b4%25d9%2587%25d8%25a7%25d8%25af%25d8%25aa-%25d9%2585%25d8%25ac%25d8%25a7%25d9%2587%25d8%25af-%25d8%25a7%25d9%2581%25d8%25ba%25d8%25a7%25d9%2586</link>
		<comments>http://www.nabizade.ir/blog/?p=826#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 22 Sep 2011 07:21:41 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Ghadeer Nabizade</dc:creator>
				<category><![CDATA[اسلام]]></category>
		<category><![CDATA[افغانستان]]></category>
		<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[خاورمیانه]]></category>
		<category><![CDATA[حسین شریعتمداری]]></category>
		<category><![CDATA[روزنامه کیهان، برهان الدین ربانی، طالبان]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.nabizade.ir/blog/?p=826</guid>
		<description><![CDATA[شهادت برهان الدین ربانی غمی بزرگ در دل انقلابیون ایران و مسلمانان آزادیخواه کاشت. شهادت آن مرد بزرگ نشان از بزرگی نشست بیداری اسلامی و اهمیت شرکت او در آن داشت. خواستم چیزی بنویسم ولی نتوانستم بهتر از یادداشت روز کیهان بنویسم. بنابراین نوشته زیر کاملا مورد تایید بنده است. سرمقاله روزنامه کیهان مورخ ۱۳۹۰/۶/۳۱ [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: center;"><img class="aligncenter" title="Borhan u ddin Rabbani" src="http://www.nabizade.ir/blog/wp-content/uploads/2011/09/Borhan-u-ddin-Rabbani.jpg" alt="" width="302" height="333" /></p>
<p>شهادت <a href="http://www.mashreghnews.ir/fa/news/67818/برهان-الدین-ربانی-که-بود" target="_blank">برهان الدین ربانی</a> غمی بزرگ در دل انقلابیون ایران و مسلمانان آزادیخواه کاشت. شهادت آن مرد بزرگ نشان از بزرگی نشست بیداری اسلامی و اهمیت شرکت او در آن داشت. خواستم چیزی بنویسم ولی نتوانستم بهتر از یادداشت روز کیهان بنویسم. بنابراین نوشته زیر کاملا مورد تایید بنده است.</p>
<p><a href="http://kayhannews.ir/900631/2.htm#other200" target="_blank">سرمقاله روزنامه کیهان مورخ ۱۳۹۰/۶/۳۱ نوشته شده توسط آقای حسین شریعتمداری</a></p>
<p>همه نشانه ها حکایت از آن دارند که برهان الدین ربانی، رئیس شورای عالی صلح افغانستان و اولین رئیس جمهور این کشور، در جریان یک توطئه و پروژه مشترک از سوی آمریکا و رژیم آل سعود به شهادت رسیده است و شهادت ایشان پیام خشم آمیخته به اضطراب و نگرانی آمریکا و متحدان غربی و منطقه ای آن از موفقیت بی نظیر و بیرون از انتظار کنفرانس بیداری اسلامی در تهران بوده است. این نظریه، فقط یک «گمانه» نیست، بلکه واقعیتی است که شواهد و قرائن فراوانی بر صحت آن گواهی می دهند. بخوانید!<br />
۱-منزل مسکونی شهید برهان الدین ربانی که عملیات ترور در آن صورت پذیرفته، در جاده دهم وزیر محمد اکبرخان کابل که یکی از مناطق و محله های معروف کابل است، قرار داشته است. این ساختمان در فاصله کوتاهی از سفارت آمریکا در کابل واقع شده و منطقه یاد شده تا شعاع چند کیلومتر تحت حفاظت شدید نیروهای آمریکایی بوده است و سرفرماندهی ارتش آمریکا در افغانستان، این منطقه را «منطقه امن و حفاظت شده و غیرقابل نفوذ» اعلام کرده و مخصوصا بعد از تلاش دو هفته قبل طالبان در حمله به سفارت آمریکا، بر شدت حفاظت از آن به گونه ای محسوس و چشمگیر افزوده بود، تا آنجا که غیر از افسران ارشد ارتش آمریکا و چند مقام رسمی دولت افغانستان، هیچکس بدون بازرسی نمی توانست راهی به درون این حلقه حفاظتی داشته باشد. با این حال دو تروریستی که برهان الدین ربانی را به شهادت رسانده اند علی رغم آن که موادمنفجره را در میان دستار و روی سر خود جاسازی و با خود حمل می کرده اند، بدون بازرسی وارد حلقه حفاظتی شده اند. و یا بعد از بازرسی بی آن که مانع ورود آنها شوند به درون حلقه راه یافته اند! ممکن است گفته شود از آنجا که تروریست های مورد اشاره به عنوان نمایندگان رسمی مذاکره کننده از سوی طالبان آمده بودند، نیازی به بازرسی بدنی آنها احساس نشده است که این احتمال با ارائه شواهدی در ادامه همین نوشته، نفی خواهد شد.<br />
۲- شهید برهان الدین ربانی یکی از شخصیت های برجسته و شناخته شده ای بود که به اجلاس بیداری اسلامی در تهران دعوت شده و در این اجلاس مخصوصا به دلیل جایگاه و سابقه اسلامی و مبارزاتی خود حضور چشمگیر و موثری داشت. ایشان تصمیم داشت و اعلام نیز کرده بود که تا چند روز بعد از پایان اجلاس به حضور خود در ایران ادامه خواهد داد ولی روز دوم همایش آقای «حامد کرزای» رئیس جمهور افغانستان که برای شرکت در اجلاس سالانه مجمع عمومی سازمان ملل متحد به نیویورک رفته بود، در یک تماس تلفنی به ایشان خبر می دهد که دو تن از اعضای طالبان به نمایندگی از این گروه قصد مذاکره فوری با ایشان را دارند و از شهید ربانی می خواهد که برای انجام این گفت وگو به کابل مراجعه کند. اصرار شهید برهان الدین ربانی برای تعویق چند روزه این قرار بی نتیجه می ماند و ایشان با عجله و از طریق دوبی به کابل باز می گردد. قرار ملاقات ساعت ۳۰/۵ بعدازظهر به وقت کابل بود و شهید ربانی که ساعت ۳۰/۴وارد کابل شده بود بی آن که فرصت انجام مقدمات لازم و متعارف را پیدا کند در ساعت مقرر دو فرستاده طالبان -یعنی تروریست ها- را به حضور می پذیرد و فاجعه در همان اولین دقایق دیدار به وقوع می پیوندد. دراین باره گفتنی است که؛<br />
الف: شهید برهان الدین ربانی از یکسال قبل به عنوان رئیس «شورای عالی صلح» افغانستان انتخاب شده و در این فاصله مذاکرات فراوانی با گروههای مختلف افغان داشته است و مطابق روال تعریف شده و شناخته شده اینگونه قرار ملاقات ها، نظیر ملاقات مورد اشاره از مدتها قبل برنامه ریزی می شود و از سوی دیگر طی چند روز اخیر اتفاق درخور توجه و تعیین کننده ای در میان نبوده است که ترور رئیس شورای عالی صلح از سوی طالبان، ضرورت فوری و فوتی داشته باشد. بنابراین به وضوح می توان نتیجه گرفت که ترور شهید ربانی، طی چند روز اخیر طراحی شده و به اجرا درآمده است، چرا که تروریست ها می توانستند با بهره گیری از عنوان نمایندگی طالبان- گروه ترورکننده که مسئولیت آن را نیز پذیرفته است- زمان مناسب دیگری را برای ترور ایشان در نظر بگیرند و یا این که اقدام تروریستی خود را طی چند ماه گذشته و در فرصت ملاقات های فراوان دیگری که داشته اند عملیاتی کنند؟ این نکته نشان می دهد که کانون ترور، از قبل تصمیم به ترور شهید ربانی نداشته و یا انجام آن را یک ضرورت فوری تلقی نمی کرده است. و این تصمیم در چند روز اخیر اتخاذ شده است. و اما، طی چند روز اخیر، چه رخداد غیرمنتظره ای اتفاق افتاده که باعث شده کانون مشترک ترور- آمریکا، آل سعود و پیاده نظام آنها یعنی طالبان- ترور شهید ربانی را در دستور کار فوری و فوتی خود قرار دهد؟ تنها رخداد مهم و سرنوشت ساز این روزها برپایی اجلاس بیداری اسلامی در تهران و موفقیت بی نظیر و فراتر از حد انتظار آن در همراهی ملت های مسلمان برای مقابله با سلطه آمریکا و حذف دیکتاتورهای دست نشانده در جهان اسلام بوده است.<br />
ب: اصرار حامد کرزای برای مراجعه شهید ربانی به کابل و انجام ملاقات با نمایندگان طالبان نمی تواند به مفهوم اطلاع وی از ماجرا باشد. چرا که شهید ربانی از مخالفان سرسخت طالبان بود و طالبان از دشمنان سرسخت کرزای نیز هست اگرچه مخالفت شهید ربانی و کرزای با طالبان از دو موضع جداگانه بوده است. از سوی دیگر، حامد کرزای به یقین می دانسته که اصرار تلفنی و آشکار وی به برهان الدین ربانی برای بازگشت به کابل و ملاقات با فرستادگان طالبان از نگاه هیچکس پنهان نمی ماند بنابراین چنانچه از طرح ترور باخبر بود، نباید با اصرار و آشکارا از برهان الدین ربانی می خواست که به کابل بازگشته و با نمایندگان طالبان ملاقات کند.<br />
۳- بعداز بازگشت شهید ربانی به کابل و استقرار در محل سکونت خود، دو فرستاده طالبان که در پوشش ملاقات با وی و گفت وگو درباره صلح آمده بودند، وارد محوطه منزل شهید می شوند. در این هنگام، اگرچه شهید ربانی و برخی از اطرافیان و محافظان وی با توجه به مقررات حلقه استحفاظی، اطمینان داشتند که آنها قبل از ورود به این حلقه از سوی نظامیان آمریکایی تحت بازرسی قرار گرفته اند ولی برای اطمینان بیشتر خواستار بازرسی بدنی فرستادگان می شوند. اما، دو تن از اعضای طالبان که عضو شورای عالی صلح به ریاست برهان الدین ربانی بودند، خطاب به شهید ربانی و محافظان وی اظهار می دارند که این دو تن بدون بازرسی نمی توانند از حلقه حفاظتی نیروهای آمریکایی عبور کرده باشند و از سوی دیگر، آنها به نمایندگی از سوی طالبان آمده اند و بازرسی بدنی آنان می تواند اهانت به آنها تلقی شده و موجب ناخرسندی گروه طالبان شود! در پی این توضیح، شهید ربانی و محافظان وی از بازرسی صرفنظر می کنند. همین جا، باید به احتمالی که در صدر این نوشته آمده و نفی شده بود اشاره کرد و آن اینکه، برخلاف احتمال یاد شده، نمایندگان طالبان نمی توانسته اند با این عنوان که نمایندگان رسمی مذاکره کننده هستند بدون بازرسی آمریکایی ها وارد حلقه حفاظتی شده باشند، چرا که، اولا؛ در گفت وگوی اولیه با محافظان شهید ربانی بر انجام بازرسی آنها از سوی آمریکایی ها- البته به دروغ- تاکید شده و ثانیا؛ تصمیم محافظان به بازرسی آنان نشان می دهد که اینگونه بازرسی ها عادی و جاری بوده است و ثالثاً؛ دو تروریست یاد شده از شخصیت های شناخته شده نبوده اند که آمریکایی ها در ضرورت بازرسی بدنی آنها تردید کرده باشند. و اما، در پی انصراف از بازرسی بدنی نمایندگان طالبان، یکی از آنها برای روبوسی و مصافحه به برهان الدین ربانی نزدیک می شود و در همان حال، دو عضو طالبان در شورای عالی صلح که مانع از بازرسی شده بودند، به گونه ای محسوس، خود را از نقطه ملاقات و اطراف شهید ربانی دور می کنند و قابل توجه آن که بعد از چند قدم، با حالت نیم خیز به دور شدن خود ادامه می دهند!&#8230; و شهید ربانی، حامی صدیق مردم مظلوم افغانستان و یار دیرینه حضرت امام(ره) و رهبر معظم انقلاب، بی سر به دیدار یار می شتابد.<br />
تروریست ها چگونه از حلقه حفاظتی نظامیان آمریکایی عبور کرده اند؟ چرا بازرسی نشده اند؟<br />
۴- طالبان را می توان به سه طیف تقسیم کرد.<br />
اول؛ گروه معروف حاکم بر افغانستان طی سال های ۷۵ تا ۸۰ که تحت رهبری<br />
- ظاهری و اسمی- بن لادن و ملا عمر قرار داشته و اکنون بعد از کشته شدن بن لادن، رهبری این گروه برعهده «ایمن الظواهری» است. او اهل قاهره است و به اعتراف حسنی مبارک در مصاحبه با نیویورک تایمز، از سوی سازمان سیا در قاهره عضوگیری شده بود. بن لادن نیز عضویت خود در سازمان «سیا» را نفی نمی کرد بلکه مدعی بود که بعدها از سازمان اطلاعاتی آمریکا جدا شده است! این گروه به اعتراف آمریکایی ها و اظهارات بی نظیر بوتو، ساخته مشترک «مدیریت آمریکا، حمایت مالی آل سعود و تدارک محلی سازمان اطلاعات پاکستان» است. ترور شهید ربانی از سوی این طیف صورت گرفته است. رهبران اصلی این طیف عمدتا غیرافغانی و از اتباع عربستان و مصر هستند.<br />
دوم؛ طیف میانه با رهبری ضمنی «حکمت یار».این طیف معتقد به مذاکره برای سهیم بودن در حاکمیت افغانستان است و ربانی و کرزای در مذاکرات چندماهه اخیر با این طیف، پذیرفته بودند که حاکمیت ۱۶ استان جنوبی افغانستان به طالبان- تمامی گروه ها- سپرده شود.<br />
سوم؛ طیفی که از آن با عنوان «طالبان محلی» یاد می شود و از نظر جمعیت در اکثریت هستند ولی در مذاکرات و معادلات، کمتر به بازی گرفته می شوند.<br />
بدیهی است که فقط طیف اول یعنی طالبان وابسته به آمریکا و سعودی می توانسته اند برای ترور برهان الدین ربانی انگیزه داشته باشند، چرا که این طیف بارها نشان داده اند بدون اشاره آمریکا دست به هیچ اقدامی نمی زنند. رهبران این طیف روابط اعلام شده ای با ژنرال پترائوس- سرفرماندهی سابق آمریکا در منطقه- داشته اند.<br />
۵- و بالاخره، اجلاس بیداری اسلامی در تهران که با حضور بیش از هفتصد نفر از نخبگان و اندیشمندان موثر در جهان اسلام تشکیل شده بود از چند ویژگی و شاخصه مورد اتفاق در میان تمامی شرکت کنندگان برخوردار بود که؛ مقابله جدی با سلطه آمریکا و متحدانش، ساقط کردن دیکتاتورهای دست نشانده و برپایی نظام های حکومتی برخاسته از اسلام در کشورهای اسلامی، هوشیاری نسبت به جریانات سیاسی وابسته به قدرت های استکباری و پیشگیری از ترفند آنها برای انحراف در خیزش های اسلامی منطقه و&#8230;<br />
اجلاس بیداری اسلامی در تهران از نخستین روزهایی که خبر برپایی آن منتشر شد و مخصوصا بعد از برپایی اجلاس و آثار و دستاوردهای خیره کننده<br />
- و به اعتراف دوست و دشمن- بی نظیر و غیرمنتظره آن، به ویژه بیانات حکیمانه و گره گشای حضرت آقا، با خشم و نگرانی شدید آمریکا و متحدان غربی و منطقه ای آمریکا روبرو شد. چرا که این اجلاس و به ویژه رهنمودهای حکیمانه رهبر معظم انقلاب که استقبال همگانی شرکت کنندگان را در پی داشت، جایی برای تحریف انقلاب های اسلامی اخیر باقی نمی گذاشت و&#8230;<br />
با توجه به آنچه به اجمال گذشت، آیا می توان در این واقعیت کمترین تردیدی داشت که شهید برهان الدین ربانی، قربانی خشم و کینه آمریکا و متحدانش از نقشه راهی بوده است که اجلاس بیداری اسلامی پیش روی ملت های مسلمان گشوده است؟</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.nabizade.ir/blog/?feed=rss2&#038;p=826</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>سند شماره GOV/2011/54 آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در موضوع ایران</title>
		<link>http://www.nabizade.ir/blog/?p=816&#038;utm_source=rss&#038;utm_medium=rss&#038;utm_campaign=%25d8%25b3%25d9%2586%25d8%25af-%25d8%25b4%25d9%2585%25d8%25a7%25d8%25b1%25d9%2587-gov201154-%25d8%25a2%25da%2598%25d8%25a7%25d9%2586%25d8%25b3-%25d8%25a8%25db%258c%25d9%2586%25e2%2580%258c%25d8%25a7%25d9%2584%25d9%2585%25d9%2584%25d9%2584%25db%258c-%25d8%25a7%25d9%2586%25d8%25b1%25da%2598%25db%258c-%25d8%25a7%25d8%25aa</link>
		<comments>http://www.nabizade.ir/blog/?p=816#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 20 Sep 2011 09:13:28 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Ghadeer Nabizade</dc:creator>
				<category><![CDATA[English]]></category>
		<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[بین‌الملل]]></category>
		<category><![CDATA[مساله هسته اي]]></category>
		<category><![CDATA[آژانس بین المللی انرژی اتمی، سند شماره GOV/2011/54]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.nabizade.ir/blog/?p=816</guid>
		<description><![CDATA[تاریخ سند: ۲ سپتامبر ۲۰۱۱ (۱۱ شهریور ۱۳۹۰) تاریخ رفع محدودیت انتشار سند: ۱۴ سپتامبر ۲۰۱۱ (۲۳ شهریور ۱۳۹۰) دبیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، بر اساس رویه معمول، در خصوص برخی مسائل بحث‌برانگیز گزارشی به مجمع عمومی آژانس ارائه می‌دهد. متن کامل گزارش‌ها پس از چند روز رسانه‌ای می‌شود ولی نکته‌ای که در این میان [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://www.nabizade.ir/blog/wp-content/uploads/2011/09/gov2011-54.jpg"><img class="aligncenter size-full wp-image-820" title="gov2011-54" src="http://www.nabizade.ir/blog/wp-content/uploads/2011/09/gov2011-54.jpg" alt="" width="520" height="351" /></a></p>
<ul>
<li>تاریخ سند: ۲ سپتامبر ۲۰۱۱ (۱۱ شهریور ۱۳۹۰)</li>
</ul>
<ul>
<li>تاریخ رفع محدودیت انتشار سند: ۱۴ سپتامبر ۲۰۱۱ (۲۳ شهریور ۱۳۹۰)</li>
</ul>
<p>دبیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، بر اساس رویه معمول، در خصوص برخی مسائل بحث‌برانگیز گزارشی به مجمع عمومی آژانس ارائه می‌دهد. متن کامل گزارش‌ها پس از چند روز رسانه‌ای می‌شود ولی نکته‌ای که در این میان تامل‌برانگیز می‌نماید این است که هیچ‌ رسانه‌ای دقیق به آن نمی‌پردازد. برای نمونه هر رسانه‌ای بسته به نگرش حرفه‌ای خود برخی از بخش‌های آم را برجسته می‌کند و در بهترین حالت بخش‌های ناهمسو با سیاست‌هایش را کمرنگ می‌کند (یا در بدترین حالت دست به حذف بخشی از آن می‌زند). بنابراین همیشه بر این باور بودم که اسناد بین‌المللی را باید کامل خواند و سپس دست به نگارش یادداشت یا تحلیل یا ارائه توضیح در مباحثه یا مناظره پرداخت. از این رو متن کامل سند شماره GOV/2011/54 آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در موضوع ایران را که از وب‌گاه <a href="http://www.iaea.org">www.iaea.org</a> گرفته شده به منظور دانلود و مطالعه به خوانندگان محترم تقدیم می‌کنم. این متن به صورت پی‌دی‌اف (۹ صفحه) بوده و تنها ۷۵ کیلوبایت می‌باشد. ضمنا خاطر نشان می‌کنم در ۳ بند پایانی که با عنوان خلاصه (summary) مشخص شده، بند ۵۰ به موارد دارای اشکال برنامه هسته‌ای ایران و گمانه‌زنی‌های غربی اشاره می‌کند و بند ۵۱ به صورت شفاف اعلام می‌دارد که آژانس به هیچ‌گونه فعالیت یا مواد اعلام نشده در برنامه هسته‌ای ایران برخورد نکرده و در نتیجه می‌توان نتیجه گرفت که کلیه مواد هسته‌ای در ایران در فعالیت‌های صلح‌آمیز به‌کار گرفته شده‌اند. این سند حاوی نکات ارزشمندی برای دانشجویان رشته‌های مرتبط و علاقه‌مندان به مسائل دیپلوماتیک دربردارد که خواندن آن را به همه پیشنهاد می‌کنم.</p>
<p>لینک دانلود: <a href="http://www.nabizade.ir/blog/wp-content/uploads/2011/09/gov2011-54.pdf" target="_blank">gov2011-54</a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.nabizade.ir/blog/?feed=rss2&#038;p=816</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>بهشتی مظلوم</title>
		<link>http://www.nabizade.ir/blog/?p=808&#038;utm_source=rss&#038;utm_medium=rss&#038;utm_campaign=%25d8%25a8%25d9%2587%25d8%25b4%25d8%25aa%25db%258c-%25d9%2585%25d8%25b8%25d9%2584%25d9%2588%25d9%2585</link>
		<comments>http://www.nabizade.ir/blog/?p=808#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 28 Jun 2011 11:09:46 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Ghadeer Nabizade</dc:creator>
				<category><![CDATA[ايالات متحده امريكا]]></category>
		<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[بین‌الملل]]></category>
		<category><![CDATA[جامعه]]></category>
		<category><![CDATA[شهید دکتر بهشتی، حمله شیمیایی به سردشت، صدام، خامنه ای، رجایی، باهنر، حمید داودآبادی، جامعه بین المللی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.nabizade.ir/blog/?p=808</guid>
		<description><![CDATA[به نظرم در میان شخصیت‌های انقلاب، شهید بهشتی شخصیتی بی‌نظیر بود. او معمار قانون اساسی و دستگاه قضایی جمهوری اسلامی ایران بود. مناظره های او در اول انقلاب کاملا شناخته شده است. صبر و تحمل اش زبانزد بود و البته مظلومیت اش.  هرگاه تلویزیون کلامی از او پخش می‌کند، با حسرت به چهره نورانی‌اش می‌نگرم و ای کاش او را از نزدیک می‌دیدم. برخی چیزهایی که از او خوانده و شنیده‌ام در حد محال است. یکی از این نوشته‌ها از سوی جناب حمید داودآبادی عزیز در وبلاگش منتشر شده؛ که به نظرم همه باید بخوانند و بدانند که او در باره سال 1358 سخن می‌گوید ...]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><img class="aligncenter" title="Dr. Beheshti" src="http://www.nabizade.ir/blog/wp-content/uploads/2011/06/Dr.-Beheshti.jpg" alt="" width="240" height="300" /></p>
<p>نمی‌دانم این روزها سن و سال‌ام که به سی می‌رسد وقایع را در نظرم برجسته‌تر جلوه می‌دهد یا دوران عوض شده. نمی‌دانم. گاهی چیزهایی که می‌شنویم را نمی‌توانیم باور کنیم.</p>
<p>امروزه ما در «جامعه بین‌المللی» حامی تروریسم و در واقع یک کشور تروریستی خوانده می‌شویم. البته فقط این نیست؛ به گفته «جامعه بین‌المللی» همه بدی‌ها در ایران هست. هم ما حامی تروریسم هستیم، هم ناقض حقوق بشریم، هم برای دستیابی به بمب هسته‌ای تلاش می‌کنیم، هم بی‌دموکراسی هستیم، هم حقوق اکثریت را پایمال و هم راهپیمایی‌های مسالمت‌آمیز را سرکوب می‌کنیم و &#8230;</p>
<p>و بالاخره کار بدی نیست که نکنیم.</p>
<p>اما همین روزها سال‌روز حادثه‌هایی است که هر یک می‌تواند مملکتی را از پا درآورد. همه آن‌ها با پشتیبانی دولت امریکا، انگلیس و همین «جامعه بین‌المللی» بود: ششم تیر ۱۳۶۰، حجت‌الاسلام آقای خامنه‌ای هدف ترور قرار گرفت ـ ایشان به طور معجزه‌آسایی زنده ماندند. روز بعد (هفتم تیر ۱۳۶۰) دکتر بهشتی ـ رئیس قوه قضائیه ـ به همراه بیش از ۷۰ نفر از سران کشور یک‌جا هدف یک حادثه تروریستی قرار گرفتند و همگی به شهادت رسیدند. یک ماه بعد در تاریخ ۸ شهریور ۱۳۶۰ در یک بمب‌گذاری در دفتر نخست‌وزیری، رجایی و باهنر، رئیس‌جمهور و نخست‌وزیر وقت به طرز فجیعی سوختند و به شهادت رسیدند. ضمنا ۷ تیر ۱۳۶۶ روز حمله شیمیایی صدام به سردشت نیز هست. این حمله و حملات این چنینی از سوی صدام و با دستور و پشتیبانی «جامعه بین‌المللی» صورت گرفت.</p>
<p style="text-align: center;">***</p>
<p>به نظرم در میان شخصیت‌های انقلاب، شهید بهشتی شخصیتی بی‌نظیر بود. او معمار قانون اساسی و دستگاه قضایی جمهوری اسلامی ایران بود. مناظره‌های او در اول انقلاب کاملا شناخته شده است. صبر و تحمل‌اش زبانزد بود و البته مظلومیت اش. هرگاه تلویزیون کلامی از او پخش می‌کند، با حسرت به چهره نورانی‌اش می‌نگرم و ای کاش او را از نزدیک می‌دیدم. برخی چیزهایی که از او خوانده و شنیده‌ام در حد محال است. یکی از این نوشته‌ها از سوی جناب <a href="http://davodabadi.persianblog.ir/post/404" target="_blank">حمید داودآبادی</a> عزیز در وبلاگش منتشر شده؛ که به نظرم همه باید بخوانند و بدانند که او در باره سال ۱۳۵۸ سخن می‌گوید &#8230;</p>
<p>بهشتی مظلوم و مهربان، وقتی من به دنیا آمدم تو رفته بودی، اما بدان که با تمام وجود و تا آخرین قطره خون راهت را ادامه می‌دهم.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.nabizade.ir/blog/?feed=rss2&#038;p=808</wfw:commentRss>
		<slash:comments>4</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>IRANIUM:A Distortion of Iranian History</title>
		<link>http://www.nabizade.ir/blog/?p=798&#038;utm_source=rss&#038;utm_medium=rss&#038;utm_campaign=iraniuma-distortion-of-iranian-history</link>
		<comments>http://www.nabizade.ir/blog/?p=798#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 23 Jun 2011 08:47:24 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Ghadeer Nabizade</dc:creator>
				<category><![CDATA[English]]></category>
		<category><![CDATA[اروپا]]></category>
		<category><![CDATA[افریقا]]></category>
		<category><![CDATA[امریکای لاتین]]></category>
		<category><![CDATA[ايالات متحده امريكا]]></category>
		<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[بین‌الملل]]></category>
		<category><![CDATA[خاورمیانه]]></category>
		<category><![CDATA[رژيم صهيونيستي]]></category>
		<category><![CDATA[مساله هسته اي]]></category>
		<category><![CDATA[Ahmadinejad]]></category>
		<category><![CDATA[IRANIUM، Iran's Nuclear Program]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.nabizade.ir/blog/?p=798</guid>
		<description><![CDATA[Recently a documentary was released on Iran and its nuclear issues entitled "IRANIUM". The documentary intends to put pressure on Iran for its follow of peaceful nuclear energy (PNE) calling it as the process for nuclear weapons construction and therefore convincing the so called International Community to stop Iran in one way or another IRANIUM starts with a quick history of the Iranian revolution in 1979 and pushes forward to reach the current time and the Iranian nuclear issue. The documentary is full of contradictions, false narrations, wrong translations and more interestingly full of dogmatic views against the Islamic Republic of Iran.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h2 style="text-align: left;"><strong>Download the PDF from <a href="http://www.nabizade.ir/blog/wp-content/uploads/2011/06/IRANIUM-A-Distortion-of-Iranian-History.pdf">here</a></strong></h2>
<p style="text-align: left;"><a href="http://www.nabizade.ir/blog/wp-content/uploads/2011/06/Iranium.jpg"><img class="aligncenter size-full wp-image-799" title="Iranium" src="http://www.nabizade.ir/blog/wp-content/uploads/2011/06/Iranium.jpg" alt="" width="400" height="618" /></a></p>
<p style="text-align: left;">Recently a documentary was released on Iran and its nuclear issues entitled &#8220;IRANIUM&#8221;. The documentary intends to put pressure on Iran for its follow of peaceful nuclear energy (PNE) calling it as the <em>process for nuclear weapons construction</em> and therefore convincing the so called International Community to stop Iran in one way or another.</p>
<p style="text-align: left;">IRANIUM starts with a quick history of the Iran before the Islamic revolution in 1979 and pushes forward to reach the current time and the Iranian nuclear issue. The documentary is full of contradictions, false narrations, wrong translations and more interestingly full of dogmatic views against the Islamic Republic of Iran. I watched IRANIUM<strong> </strong>several times<strong> </strong>in order to point out the details. During my watches I laughed a few times one of which happened when an analyst –talking about the Ahmadinejad&#8217;s discourse – said: &#8220;as if he has come from another planet&#8221;. <em>That is true</em>.</p>
<p style="text-align: left;">
<p style="text-align: left;"><a href="http://www.nabizade.ir/blog/wp-content/uploads/2011/06/Documentary-Iranium.jpg"><img class="aligncenter size-full wp-image-800" title="Documentary-Iranium" src="http://www.nabizade.ir/blog/wp-content/uploads/2011/06/Documentary-Iranium.jpg" alt="" width="420" height="359" /></a></p>
<p style="text-align: left;">President Ahmadinejad has come from another planet where those who own nuclear warheads do not doubt the <em>intent</em> of those who want to have peaceful nuclear energy and do not try to stop them in anyway possible. President Ahmadinejad has come from another planet where terrorism and democracy does not have multiple meanings, where double standards are not there, where modern slavery is not built, where hundred of thousands of people are not killed for a lie like WMDs in Iraq and where those who have used atomic bombs cannot hinder others from having peaceful nuclear energy<strong>. </strong></p>
<p style="text-align: left;">The interviewers, through all mean, just tried to convince the viewers that Iran is dangerous and in this process did not miss any single distortion or lie. They provided the viewers with many false pieces of information ignoring the Iranian history and British/US meddling from the coup d&#8217;état in 1953, just to persuade the international community that Iran is dangerous for the world security.</p>
<p style="text-align: left;">Also<strong> </strong>another remarkable section was when the film was showing the extent of Iran&#8217;s exports of its revolutionary/Islamic ideas throughout the world. It started from Middle East, to Africa, to South America and finally to Europe. The world map was green everywhere, showing the Iranian influence in the entire world.</p>
<p style="text-align: left;">Moreover, it discussed the Iranian technological/scientific developments after the revolution in 1979, when the UNSC and American unilateral sanctions targeted Iran to bring the regime to its knees for more than 30 years, whereas they didn’t succeed.</p>
<p style="text-align: left;">I would like to conclude with this point that IRANIUM was meant to put pressure on the world to stop Iran from following its nuclear development program but it worked the vice versa. As an Iranian, I was surprised to see the extent to which American analysts were afraid of Iran and its all-out developments, expressing dissatisfaction with US policies (plots) during the last 30 years, describing them as useless. Definitely the world nations understand the truth out of all this psycho war against Iran: Iran is a decisive and independent country and the pressures/restrictions/sanctions cannot stop Iran from following its Peaceful Nuclear Programs.</p>
<p style="text-align: left;">
<p style="text-align: left;">
<p style="text-align: left;">&#8212;&#8212;&#8212;</p>
<p style="text-align: left;">Ghadeer Nabizade: is a diplomatic analyst/interpreter at International Relations Think Tank, Tehran (irtt.ir).</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.nabizade.ir/blog/?feed=rss2&#038;p=798</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>در خمینی‌شهر چه گذشت؟</title>
		<link>http://www.nabizade.ir/blog/?p=787&#038;utm_source=rss&#038;utm_medium=rss&#038;utm_campaign=%25d8%25af%25d8%25b1-%25d8%25ae%25d9%2585%25db%258c%25d9%2586%25db%258c%25e2%2580%258c%25d8%25b4%25d9%2587%25d8%25b1-%25da%2586%25d9%2587-%25da%25af%25d8%25b0%25d8%25b4%25d8%25aa%25d8%259f</link>
		<comments>http://www.nabizade.ir/blog/?p=787#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 20 Jun 2011 07:57:40 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Ghadeer Nabizade</dc:creator>
				<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[جامعه]]></category>
		<category><![CDATA[امام جمعه خمینی شهر، دادستان خمینی شهر، جنایت خمینی شهر]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.nabizade.ir/blog/?p=787</guid>
		<description><![CDATA[گفته شده بود که امام جمعه خمینی‌شهر به جای محکوم کردن عوامل آن جنایت، قربانیان را به دلیل برگزاری آن مراسم مختلط و لهو توبیخ کرده حال آن‌که وقتی منابع را دیدم کلمه‌ای از آن ندیدم بلکه امام جمعه را با غیرت‌ترین و جسورترین مسئول غیراجرایی شهرستان دیدم که حتی از مراجع نیز سوال کرده بود که چرا حکم نمی‌دهید و پیگیری نمی‌کنید! البته انتظار بیشتری از بی‌بی‌سی فارسی و من‌و‌تو نبود. آن‌ها همیشه سعی در مقصر نشان دادن جمهوری اسلامی دارند و در این راه از هیچ دروغی مضایقه نمی‌کنند. ولی تعجب من از افرادی است که از تحصیل‌کردگان این جامعه شناخته می‌شوند و حاضر نیستند حتا با یک جستجوی ساده اینترنتی از صحت خبری که می‌شنوند مطمئن شوند، چرا که اطمینان آنان به لجن‌پراکنان غربی بسیار است و چنان متبخترانه از آن لجن‌پراکنی‌ها دفاع می‌کنند که هر سخن غیری را به شدت سرکوب می‌کنند. اینان طلسم‌ شده‌اند.
]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://www.nabizade.ir/blog/wp-content/uploads/2011/06/7767_788.jpg"><img class="aligncenter size-full wp-image-796" title="جنایتکاران خمینی شهر" src="http://www.nabizade.ir/blog/wp-content/uploads/2011/06/7767_788.jpg" alt="" width="450" height="623" /></a></p>
<p>در جمعه گذشته (۲۷/۳/۱۳۹۰) در یک جمع خانوادگی مطابق معمول کار به صحبت‌های سیاسی کشید. به یکباره ماجرای خمینی‌شهر مطرح شد و امام جمعه آن شهر هدف بدترین توهین‌ها قرار گرفت. من که از دور نظاره‌گر ماجرا بودم چیزی نگفتم چون از منبع گویندگانی که با نفرت تمام از امام جمعه بدگویی و به او توهین می‌کردند مطلع بودم. منبع آن انسان‌های فرهیخته تلویزیون بی‌بی‌سی فارسی و همچنین شبکه تلویزیونی من‌و‌تو بود.<br />
بخش جالب ماجرا آن قسمت‌هایی بود که افرادی که به نوعی قصد دفاع از امام جمعه را داشتند با سخنان گویندگان سرکوب می‌شدند که منبع‌شان تلویزیون و رسانه‌های ایران است (و بنابراین غلط است).<br />
گفته شده بود که امام جمعه خمینی‌شهر به جای محکوم کردن عوامل آن جنایت، قربانیان را به دلیل برگزاری آن مراسم مختلط و لهو توبیخ کرده حال آن‌که وقتی منابع را دیدم کلمه‌ای از آن ندیدم بلکه امام جمعه را با غیرت‌ترین و جسورترین مسئول غیراجرایی شهرستان دیدم که حتی از مراجع نیز سوال کرده بود که چرا حکم نمی‌دهید و پیگیری نمی‌کنید! البته انتظار بیشتری از بی‌بی‌سی فارسی و من‌و‌تو نبود. آن‌ها همیشه سعی در مقصر نشان دادن جمهوری اسلامی دارند و در این راه از هیچ دروغی مضایقه نمی‌کنند.<br />
ولی تعجب من از افرادی است که از تحصیل‌کردگان این جامعه شناخته می‌شوند و حاضر نیستند حتا با یک جستجوی ساده اینترنتی از صحت خبری که می‌شنوند مطمئن شوند، چرا که اطمینان آنان به لجن‌پراکنان غربی بسیار است و چنان متبخترانه از آن لجن‌پراکنی‌ها دفاع می‌کنند که هر سخن غیری را به شدت سرکوب می‌کنند. اینان طلسم‌ شده‌اند.<br />
گرچه اگر امام جمعه به آن نکته هم اشاره می‌کرد (به عنوان بخشی از تقصیر در ماجرا) سخنی به گزاف نگفته بود. چون بالاخره هر معلولی علتی دارد. امروزه در جوامع پیشرفته ثابت شده که هیچ تک عاملی مقصر نیست. حتا اخیرا در تصادفات رانندگی در ایران ممکن است دادگاه بخشی از تقصیر را متوجه هر یک رانندگانِ درگیر یا  وزرات راه بداندد.<br />
در هر صورت این موضوع موجب شد، جنایت خمینی‌شهر را به دقت بررسی کنم و ببینم اصل ماجرا چیست و از زاویه خطبه‌های امام جمعه محترم این شهر به ماجرا بنگرم.<br />
متنهایی که در زیر می‌بینید برگرفته شده از دو سایت محلی مربوط به خمینی شهر هستند. در بالای هر مطلب تاریخ، عنوان و منبع مطلب برای مراجعه ذکر شده است.<br />
به ترتیب نوشته‌های زیر را می‌خوانید:<br />
۱- سخنان دادستان عمومی و انقلاب خمینی‌شهر، پیش از خطبه‌های نماز جمعه ۲۷/۳/۱۳۹۰<br />
۲- خطبه‌های نماز جمعه ۲۷/۳/۱۳۹۰<br />
۳- خطبه‌های نماز جمعه ۲۰/۳/۱۳۹۰<br />
۴- خطبه‌های نماز جمعه ۱۳/۳/۱۳۹۰<br />
۵- جزئیات رویدادهای مربوط به جنایت خمینی‌شهر از آغاز تا ۲۴/۳/۱۳۹۰</p>
<p>http://www.forsatonline.ir/اخبار/اخبار-برگزیده/وقتی-دهها-هزار-پرونده-را-باید-۱۷-قاضی-در-شهرستان-بررسی-کنند-چه-انتظاری-دارید؟-۰۰۱۵۲۵</p>
<p>شنبه, ۲۸ خرداد ۱۳۹۰ ساعت ۰۸:۳۷ /  کدخبر :۱۵۲۵<br />
<strong> وقتی دهها هزار پرونده را باید ۱۷ قاضی در شهرستان بررسی کنند چه انتظاری دارید؟</strong><br />
دادستان عمومی و انقلاب شهرستان خمینی شهر بعنوان سخنران پیش از خطبه های نماز جمعه این هفته به ایراد سخن پرداخت. حجت الاسلام والمسلمین رضایی در سخنان خود که بیشتر متأثر از واقعه اخیر بود، قوه قضاییه را یکی از ارکان و قوه های کشور خواند و افزود: وظیفه این قوه دفاع از حق و حقوق مردم و احقاق حق آنها بر طبق ادله و شواهد موجود است.<br />
وی فلسفه بعثت انبیاء را قانون دانست و گفت: در هیچ کجای دنیا به کسی اجازه تخلف از قانون را نمی دهند و طبق احکام اسلام همه در برابر قانون مساوی اند و هیچ کس حق ندارد به خاطر مال یا مقام از حد و حدودش تجاوز کند.<br />
وی همچنین به ماجرای قرار گرفتن حضرت علی (ع) به عنوان خلیفه مسلمین در کنار یک نفر یهودی در دادگاه و در نهایت صدور رأی به نفع یهودی و پذیرش از جانب آن حضرت علی رغم حقانیت ادعایش گفت: گاهی در دادگاههای ما هم پیش می آید که طرف شاهدی ندارد و آن وقت انتظار دارد حکم به نفعش صادر شود و بعد هم می رود بیرون می گوید قاضی رشوه گرفته است.<br />
رضایی با اشاره به سیصد هزار نفر جمعیت خمینی شهر و ۱۷ قاضی که در دستگاه قضایی این شهرستان به شکایات رسیدگی می کنند گفت: دادگاه شهرستان در سال ۱۳۸۹ بیش از ۱۱۷۰۰ پرونده وارده داشته و بیش از ۱۰۷۰۰ پرونده مختومه، و باز در سال ۸۹، ۱۹۷۰۰ پرونده وارد دادسرا شده که ۱۸۸۰۰ تا از آن مختومه شده است.<br />
رضایی در ادامه خطاب به مردم گفت: یعنی حدود ۴۱ هزار پرونده وارد دستگاه قضایی شده، حالا شما ۴۱ هزار را تقسیم بر ۱۷ قاضی کنید ببینید یک قاضی روزانه باید به چند پرونده رسیدگی کند.<br />
وی با اشاره به اینکه پرونده های کیفری به او ارجاع داده می شود گفت: روزانه آنقدر پرونده وارد می شود که من برای ارجاع آنها به همکارانم خجالت می کشم از بس که فشار کار روی آنها زیاد است؛ آن وقت تهمت می زنند که قاضی رشوه می گیرد. اگر رشوه می گیرد بروید وضع زندگیشان را بفهمید، همان قاضی که علیه او شعار می دادند تازه یک سال است خانه دار شده، آن هم در زینبیه؛ بدترین جای اصفهان. دادستان خمینی شهر در ادامه گفت: آن وقت می گویند دستگاه قضا اقتدار ندارد و از متهمین می ترسد.<br />
وی شجاعت را یکی از شروط قضاوت دانست و گفت: اگر کسی ترسو باشد مگر می تواند قاضی شود؟ اگر می ترسیم پس چرا متهمین فرار می کنند؟ چرا متهم گردن کلفتی که بیرون عربده می کشد به من که می رسد مثل موش می شود؟ این حرف ها حرف های زیبنده ای نیست.<br />
وی در ادامه به توضیح جنایت اخیر در سالروز ولادت حضرت زهرا(س) پرداخت و گفت: ما کاری نداریم که ۱۴ نفر مرد و زن در این چار دیواری چه غلطی می کردند؛ در هر صورت کسی حق تعرض به آنها را نداشته است. این ۱۴-۱۳ اراذل و اوباش با صورت پوشیده و قمه به دست وارد باغ می شوند و پس از ضرب و شتم مردان را جدا می کنند و زن ها را با خود می برند و پس از آزار جنسی، به سرقت طلا و پول و گوشی های همراهشان نیز می پردازند و فرار می کنند.<br />
دادستان ادامه داد: نیروی انتظامی به محض با خبر شدن تا صبح همان روز ۶ نفر را دستگیر می کند و بعد معلوم می شود که ۶ نفر ارتباطی با پرونده نداشته اند، ساعت ۱ نیمه شب همان شب با همکار کشیک ما تماس می گیرد و همکار ما تا ساعت ۴ صبح هر دستور قضایی که لازم است صادر می کند و فردا صبح که ما مطلع شدیم دستورات قضایی لازم را با نیروی انتظامی شهرستان و استان در میان گذاشتیم روز اول ۴ نفر دستگیر شدند که ۳ نفر از مجرمین اصلی بودند و ۱ نفرشان فقط با متجاوزین همکاری کرده بود. در همه دنیا نیروی انتظامی و امنیتی ادله و مدارک را جمع می کنند بعد دستگاه قضایی تصمیم می گیرد، اما در خمینی شهر بر عکس شده است. هنوز کلیه متهمین دستگیر نشده توقع دارند دستگاه قضا رأی بدهد. این چه توقعی است؟!<br />
وی با اشاره به تجمع مردم مقابل دادگستری گفت: مردم را جمع می کنند جلوی دادگستری آن وقت شخصی که دو سال پیش او را به جرم مزاحمت در شهر گردانده اند بیاید شعار بدهد و او که جزو ۵۰ نفری بود که دستگیر شده فردایش شلاق خورده بیاید اینجا میدان دار بشود؟ جای تعجب دارد.<br />
رضایی ادامه داد: این حق خمینی شهر نبود که عده ای با مقاصد شوم شخصی این ماجرا را رسانه ای کنند. این حق خمینی شهر نبود با این همه شهید و جانباز و آزاده با این همه عالم که حسینیه ایران است و مزین است به نام امام که نامش لکه دار بشود چرا این موضوع باید رسانه ای بشود و به BBC و رادیو فردا برسد و نه تنها دردی دوا نکند بلکه باعث فرار متهمین بشود.<br />
وی در ادامه گفت: اگر این موضوع رسانه ای نشده بود ما زودتر از این ها متهمین را دستگیر کرده بودیم.<br />
وی خبر خوشی را به نمازگزاران داد و گفت: ۴ نفر از متهمین دستگیر شده بودند و دیروز ۳ نفر از متهمین اصلی هم در زاهدان به دام افتاده اند که به حسابشان خواهیم رسید.<br />
دادستان تأکید کرد: ما در این پرونده با هیچ کس مماشات نمی کنیم. هر کس بخواهد سر و صدا راه بیندازد و موضوع را رسانه ای کند طبق قانون برخورد خواهیم کرد.<br />
رضایی افزود: می گویند چرا با مردم همراهی نمی کنید؟ روز تجمع من مطالب را شفاف برای مردم بیان کردم. موضوع را با رئیس قوه قضائیه و دادستان کل کشور و رئیس کل دادگستری استان در میان گذاشتم و توی این چند روزه ۴۰-۳۰ بار با ایشان تماس داشته و پیگیر بوده ایم و پرونده طبق روال عادی پیش می رود و طبق قانون مجرمین را به مجازات خواهیم رساند.<br />
دادستان در ادامه مردم را به آرامش دعوت کرد و گفت: اجازه بدهید برادران شما در نیروی انتظامی و دستگاه قضایی به پرونده رسیدگی کنند.<br />
وی خطاب به مردم خاطرنشان کرد که پرونده در شهرستان و در دادگاه کیفری استان و در دیوان عالی کشور در حال رسیدگی است.<br />
رضایی با تأکید بر اینکه ما رأی صادر نمی کنیم که بتوانیم بلافاصله مجرمین را اعدام کنیم به چگونگی سیر رسیدگی به پرونده اشاره کرد و گفت: در شهرستان تحقیقات مقدماتی انجام می شود و پرونده به دادگاه کیفری استان ارجاع شده و رأی صادر می شود و سپس توسط دیوان عالی کشور تأیید می گردد و در صورتی که همه متهمین حاضر باشند حداقل ۴-۳ ماه زمان لازم است تا حکم اجرا شود. البته ما پیگیر هستیم که این پروسه زمان کوتاهتری ببرد.<br />
دادستان در پایان با اشاره به شایعاتی که در جریان این جنایت میان مردم رواج پیدا کرد و مطبوعات هم به آن دامن زدند تا از مرزهای شهرستان و استان و کشور هم گذشت و وارد رسانه های بیگانه شد گفت: اگر این جریان از زبان ما شنیده شود شاید بهتر باشد. وی به نمازگزاران اعلام کرد اگر هفته آینده سردار کرمی نتوانند برای ایراد سخنرانی پیش از خطبه ها بیایند من درددل هایی دارم که دوست دارم با شما مردم در میان بگذارم.<br />
وی ادامه داد: با توجه به اینکه متهمین در حین ارتکاب جرم سر و روی پوشیده داشته اند دستگیری شان توسط نیروی انتظامی قدم بزرگی است.</p>
<p>http://www.forsatonline.ir/اخبار/اخبار-برگزیده/امام-جمعه-اگر-قاطعیت-بود-این-همه-خلاف-انجام-نمی-شد-۰۰۱۵۲۴</p>
<p>جمعه, ۲۷ خرداد ۱۳۹۰ ساعت ۲۲:۵۸  / کدخبر :۱۵۲۴<br />
<strong> امام جمعه: اگر قاطعیت بود این همه خلاف انجام نمی شد</strong><br />
نماز جمعه این هفته خمینی شهر به امامت حجت الاسلام والمسلمین سالمی برگزار شد.<br />
حجت الاسلام سالمی در خطبه های دوم نماز جمعه این هفته پس از اشاره به شرکت یک میلیون نفر در کل کشور و هزاران نفر خمینی شهر در مراسم اعتکاف از جوانان و نوجوانان و همه دست اندرکاران که باعث پرشور برگزار شدن این مراسم نسبت به سال های گذشته شده اند تشکر کرد.<br />
وی با تبریک هفته قوه قضاییه گفت: اسلام به هیچ چیزی به اندازه قوه قضائیه توجه نشان نداده است چرا که جان و مال و نوامیس و آبروی مردم در دست این قوه است. برای همین هم اگر انحرافی در امر قضاوت به وجود بیاید باعث مأیوس شدن مردم از خدا، پیامبر، نظام، انقلاب و روحانیت، مراجع تقلید و ولایت فقیه می شود.<br />
امام جمعه با تأکید بر پر اهمیت بودن این مسؤولیت گفت: امروز مسؤولیت قضاوت سنگین تر از قضاوت در صدر اسلام است چرا که قضاوت امروز بسیار گسترده است و اگر انحرافی در این زمینه پیش بیاید نظام و ولایت فقیه و اسلام ضربه می خورد.<br />
وی با اشاره به سفارشات حضرت علی به شریح قاضی مبنی بر این که جایگاه قضات جایگاه پیامبر و وصی پیامبر است گفت: قبلاً از کسی که بر این مسند می نشیند هم همان تدین و همان تقوی انتظار می رود و باید با همان قاطعیت برای مردم امنیت ایجاد کند.<br />
سالمی قاطعیت قاضی را دو طرفه خواند و گفت: ۱- قاطعیت بگونه ای باشد که از گناهکار نگذرد و او را بگیرند و محاکمه کنند و ۲- آن کسی را که گناهکار نیست رها کنند و آبرویش را حفظ کنند.<br />
وی تأکید کرد: آنکه باید کشته شود، کشته شود، کسی که باید دستش قطع شود، قطع شود و آنکه باید حبس شود، حبس شود و آنکه شلاق می خواهد باید شلاق بخورد و  آنکه باید تبرئه شود، تبرئه شود، منتها با طی مراحل قانونی.<br />
امام جمعه به مشکل کمبود نیرو درشهرستان اشاره کرد و گفت: کسی این مشکل را انکار نمی کند من همین جا از آیت ا&#8230; لاریجانی تقاضا می کنم که عنایت ویژه ای به شهرستان ما داشته باشند<br />
حجت الاسلام سالمی با اشاره به جریان روحانی آمر به معروف و ناهی از منکر در تهران که از ناحیه چشم آسیب دید گفت: جایی که آیات عظام مکارم شیرازی و صافی گلپایگانی ضاربین این روحانی را مصداق مفسد فی الارض می دانند که حکمش اعدام است و دلیلشان هم این است که اینها فقط یک نفر را نزده اند بلکه قانون را زیر پا گذاشته اند و یکی از ضروریات دین – امر به معروف و نهی از منکر- را منکر شده اند و هر کس که منکر یکی از اصول یا فروع دین بشود کافر است. حالا این دو تا موضوع را کنار هم می گذاریم. آیا این ۱۲ نفر متجاوز به نوامیس مردم نبودند؟<br />
سالمی با تأکید بر اینکه مردم بنا ندارند در کار قضاوت دخالت کنند رو به دادستان گفت: شما می گویید: «اگر قاطعیت نبود متهمین فرار نمی کردند» اما من می خواهم بگویم: اگر قاطعیت بود این همه خلاف انجام نمی شد.<br />
در این لحظه تکبیر محکم مردم مهر تأییدی شد بر سخنان امام جمعه.<br />
امام جمعه ادامه داد: ما منکر زحمات نیروی انتظامی و دادگستری نیستیم اینها عزیزان ما هستند، اما چه شده است که یک نفر جرأت پیدا می کند به ۱۴ نفر متعرض شود؟ ما خیلی خوشحال شدیم که عزیزان آمدند هر چند انتظار داشتیم همان هفته اول و دوم می آمدید و با مردم حرف می زدید.<br />
امام جمعه در ادامه گفت: من به یکی از مسؤولین استان زنگ زده ام که کار را به کجا رسانده اید؟ می گوید: داریم پیگیری می کنیم، می گویم: آقا این خواسته مردم است که دستگیر شده ها را محاکمه کنید، می گوید: نمی شود اینها مرتبط هستند و وقتی می گویند که اینها هر کدام جداگانه تجاوز کرده اند مگر قاچاقچی بین المللی هستند که مرتبط باشند مرا تهدید می کند که آقا سر و صدای شما خیلی بلند است.<br />
آن وقت ۵ روز پیش دادستان کل کشور آقای محسنی اژه ای اعلام می کند که این ۵-۴ نفر دستگیر شده محاکمه می شوند. سؤال من این است: چرا حرف ها دو تا شد؟ چرا دادستان می گوید مرتبط است و آن مسؤول استانی می گوید مرتبط نیستند؟ اگر با من مسؤول این گونه حرف می زنید با مردم چگونه برخورد می کنید؟<br />
وی تأکید کرد: با مردم صریح و شفاف حرف بزنید مردم مسؤول صاف و شفاف را دوست دارند<br />
. ما می خواهیم مسؤولین بیایند و در جمع مردم حرف بزنند، به خدا مردم مسؤولین را دوست دارند. الان ۲۵-۲۴ روزاست از این حادثه گذشته ولی هنوز سر و کله یک مسؤول استانی پیدا نشده است.<br />
سالمی با تأکید بر اینکه در این جریان رسانه سوء استفاده خودشان را می کند گفت: اگر داد مردم بلند نبود بی غیرت بودند، اما زمینه این دادن زدن نباید فراهم می شد. وی با تشکر از آیت ا&#8230; صافی گلپایگانی برای دفاع از خمینی شهر و در خواست از قوه قضائیه در تسریع رسیدگی برای پرونده گفت: اگر این خبر به گوش مراجع می رسید دادشان بلند می شد چرا که این مسئله ناموسی است.<br />
امام جمعه خمینی شهر در ادامه خطاب به استاندار گفت: استاندار محترم شما پیش ما محبوب هستید، من به شما اعتماد دارم. به ولایی و بسیجی بودن شما اعتقاد دارم، عظمتی که این شهرستان در استان دارد هیچ شهری ندارد. (تکبیر دوباره مردم)<br />
سالمی درادامه از علمای بزرگی مثل آیات عظام جبل عاملی، املایی، فیض الاسلام، مشکات، فیاض، حاج آقا امامی سدهی، سید مهدی حجازی و آیت ا&#8230; اشرفی اصفهان نام برد و گفت: بهتر است بگوییم آیت ا&#8230; اشرفی خوزانی تا همه استان بدانند آیت ا&#8230; اشرفی از خمینی شهر است نه اصفهان. (تکبیر کوبنده مردم)<br />
وی از وعاظ بزرگی مثل حاج شیخ مهدی اشرفی، میردامادی، حاج آقا جمال صهری و همچنین ۲۳۰۰ شهید و سه هزار جانباز و سیصد آزاده و ورزشکاران خمینی شهری که موفق به کسب رتبه های کشوری شده اند و دانشجویان و زنان محجبه و هیأتی ها و ۱۲۰ سردار در خمینی شهر یاد کرد و گفت: در تمام مراسم غم و شادی ائمه اطهار که در این شهر برگزار می شود همه مردم استان می آیند به تماشای عزاداری خمینی شهری ها و بر سر سفره های اطعام اینها می نشینند.<br />
وی ادامه داد: استاندار محترم! این مسائل خمینی شهر را تضعیف کرد و مردم مورد طعنه قرار گرفتند و ما از شما توقع داریم. راننده تاکسی می گوید: طرف می آید سوار ماشین من می شود و شروع می کند به طعنه زدن &#8230;<br />
امام جمعه ادامه داد: من پدر معنوی مردم هستم و باید از این تریبون حرف مردم را بزنم. مردم از من انتظار دارند و به همین امید پای خطبه ها می نشینند. وی تأکید کرد: ما مسؤولانمان را دوست داریم و دشمن این پنبه را از گوشش بیرون کند که ما می خواهیم علیه مسؤولان حرف بزنیم.<br />
سالمی همچنین رو به مسؤولین گفت: من از همین تریبون گاهی از مسؤولین هم تشکر کرده ام، آن قدر که بعضی ها می گفتند مشکلات را هم بگویید. من اگر کسی یک قدم برای مردم بردارد آن را چند قدم جلوه می دهم. اما آیا جا دارد من امام جمعه بیایم بگویم من ۵۰۰ خطبه توی این شهر خوانده ام، آن وقت مردم حق دارند بگویند وظیفه ات بوده است و اصلاً برای همین اینجا هستی.<br />
وی افزود: بنا نیست من اینجا خدمت را بگویم، من باید بگویم شما که شیعه علی هستی به مردم خیانت نکن و آن هم مردمی که امام این قدر سنگشان را به سینه می زد و رهبر سنگشان را به سینه می زند.<br />
امام جمعه با اشاره به تأکید مقام معظم رهبری بر عملکرد درست ادارات گفت: دادگستری، نیروی انتظامی، شهرداری و ادارات گاز و برق و تلفن باید جوابگوی مردم باشند. مراجعات مردم به دفتر زیاد است مثلاً در مورد همین طرح هدفمندی یارانه ها.<br />
وی ادامه داد: پیرمردی پروندهایی را پیش من آورده و با گریه می گوید: ۱۲ سال است فلان اداره مرا برده و آورده است و هنوز کارم به نتیجه نرسیده است. مسؤول محترم! اشک مردم را در می آوری؟ چرا اگر به سپرده این شخص وام تعلق نمی گیرد از همان اول خیالش را راحت نمی کنید؟ چرا می گذارید پولش ۶ ماه توی بانک بخوابد بعد می گویید تو شرایط وام را نداری؟<br />
وی رو به مسؤولین ادامه داد: اگر مشکلات مردم را راه بیندازید این مردم فدای شما می شوند. مردم شما را دوست دارند، سالمی در ادامه خطاب به مردم گفت: الان همین حرف هایی که دادستان آمدند گفتند، شما را دلگرم نکرد؟ (تکبیر مردم)<br />
امام جمعه خطاب به دشمنان نیز گفت: دشمنان، رسانه های غربی، شما که به قول قرآن کور و کر هستید، ای دول غربی که هیچ حرفی توی گوشتان فرو نمی رود، اگر صدای مردم بلند شد مطمئن باشید آب در آسیاب شما نمی ریزند، اگر انتقادی کرده ایم مثل انتقاد پدر به فرزندش بوده است و خیال نکنید که ما به روی شما لبخند زده ایم و پشت به کشور و رهبر و نظام کرده ایم. شما این آرزو را به گور خواهید برد. (صدای تکبیر مردم) حجت الاسلام سالمی در پایان از مسؤولین به خاطر موفقیت در دستگیری ۳ نفر دیگر از مجرمین تشکر کرد و ضمن تبریک به آنها گفت: همه کشور از این خبر خوشحال می شوند و مردم از شما درخواست دارند با قاطعیت به پرونده رسیدگی کنید.</p>
<p>http://www.forsatonline.ir/فرهنگ-و-اندیشه/اخلاق-و-اندیشه/پس-از-۱۸-روز-کدامیک-از-مسؤولین-استان-با-حضور-در-جمع-مردم-خمینی-شهر-از-آنها-دلجویی-نمودند؟-۰۰۱۴۳۷</p>
<p>شنبه, ۲۱ خرداد ۱۳۹۰ ساعت ۰۹:۴۹ /  کدخبر :۱۴۳۷<br />
سخنان مهم امام جمعه خمینی شهر در نمازجمعه ۲۰ خرداد؛<br />
<strong>چرا مسئولان استان از مردم خمینی شهر دلجویی نکردند؟<br />
</strong>امام جمعه خمینی شهر در خطبه های دیروز نماز جمعه با انتقاد از برخی مسئولان استان و شهرستان، در خصوص وقایع اخیر بار دیگر به بیان موضع پرداخت.<br />
حجت الاسلام سالمی در حالیکه از برخی واکنش ها نسبت به خطبه های هفته قبلش به شدت ناراحت بود، به بیان دیدگاههای خود پرداخت. حجت الاسلام سالمی با اشاره به حادثه مصدومیت یک روحانی که چند روز گذشته در تهران رخ داد، گفت: مراجع عظام از حادثه اتفاق افتاده برای آن روحانی در شهر تهران مطلع شدند و اعلام موضع نمودند اما از حادثه تجاوز به عنف در خمینی شهر با خبر نشدند. وی با اشاره به واکنش حضرت علی (ع) در قبال کشیدن خلخال از پای زن یهودی گفت: وقتی که ما از تریبون نمازجمعه درد دل و گلایه و سوزدل خود را در مورد حادثه و جنایت اتفاق افتاده اعلام می کنیم، مورد انتقاد مسؤولین دستگاه قضایی استان قرار می گیریم و خطاب به من می گویند: این سخنان شما باعث تضعیف قوه قضا و اسلام و نظام شده است. حضرت علی نسبت به اهانت به یک زن یهودی بی تفاوت نبود؛ در حالی که مسؤولین دستگاههای قضایی از درد دل ما ناراحت می شوند. امام جمعه تصریح کرد: از زمان وقوع این حادثه ۱۸ روز می گذرد و این نماز سوم بعد از وقوع حادثه است. اگر من قصد تضعیف قوه قضائیه را داشتم این موضع گیری را در هفته اول و دو روز بعد از حادثه اعلام می کردم. من از شما مردم انقلابی و مذهبی سؤال می کنم پس از ۱۸ روز کدامیک از مسؤولین استان با حضور در جمع مردم خمینی شهر از آنها دلجویی نمودند؟ مسؤولین حاضر به حضور در جمع مردم نبودند در حالی که من قصد آرام کردن مردم را دارم. شما اعتراض می کنید. اگر من جلو مردم را نگرفته بودم و اگر درخواست من در هفته گذشته از مردم برای حفظ آرامش و جلوگیری از راه اندازی راهپیمایی نبود، در خمینی شهر درگیری به وجود می آمد. شما مسؤولین عادت به حضور در نماز جمعه ندارید و از مردم نیز دلجویی ننمودید. آیا به جا نبود در هفته گذشته یکی از مسؤولین استان به منظور حضور در جمع مردم خمینی شهر، در نماز جمعه شرکت کند؟ آیا این ۱۸ روز رسماً مسؤولی در جمع مردم حضور یافت؟ شما که نیامدید و حضور پیدا نکردید؛ کدام مسؤول به صورت علنی در جمع مردم حاضر شد و اعلام موضع کرد؟<br />
دل امام جمعه را خون می کنند<br />
وی ادامه داد: داد شما مسؤولین را من از تریبون نماز جمعه زدم و به جای شما من مردم را آرام نمودم. در حالی که یک نفر چشم یک روحانی را در تهران کور می کند، در خمینی شهر دل امام جمعه را خون می کنند. مسؤولین به جای همدل شدن با من انتظار شنیدن این سخنان را نداشتند. واقعاً قوه قضائیه را تضعیف می کنم؟ آیا با این سخنان نظام را تضعیف می کنم؟ من ضمن دلداری مردم انتظار داشتم بعضی از مسؤولین مهم شهرستان خودمان هم در جمع مردم حاضر می شدند که حاضر نشدند. حضور مسؤولین در جمع مردم باعث آرامش می شود. نخواهید از من بعضی از مطالب را بگویم. ما انتظار داریم به صورت کلاسیک با مردم برخورد نکنید و مردمی باشید. کمترین تسلی خاطر مردم خمینی شهر حضور مسؤولین استان در جمع مردم بود. وی تصریح کرد: مسؤولین قول دادند که در هفته آینده در شهرستان حاضر می شوند و اگر من این داد و فریاد و انتقاد را نمی کردم آنها حاضر به حضور در شهرستان نمی شدند. حال ما منتظر حضور مسؤولین استان هستیم.<br />
طرح برخورد با اراذل و اوباش خمینی شهر باید اجرایی شود<br />
امام جمعه ادامه داد: من حرف مردم را زدم. من درخواستهای خود از مسؤولین را در جمعه دوم این حادثه مطرح می کنم. امیدوارم اعضای شورای تأمین استان در نماز جمعه هفته آینده شرکت کنند و در نشستی مشترک از زبان مسؤولین خبرهای خوش بشنویم. تقاضای ما از مسؤولین استان این است که طرح جمع آوری اراذل و اوباش در شهرستان خمینی شهر باید سریعاً اجرا شود. این خواسته مردم است. مسؤولین باید با مردم صادق باشند تا مردم هم با ما صادق باشند.<br />
وی با اشاره به سخنان سردار رادان راجع به اجرای طرح ضربتی جمع آوری اراذل و اوباش که پس از فاجعه اتفاق افتاده برای آن روحانی در تهران بیان شد، ادامه داد: سؤال ما این است که آیا اگر چشم این روحانی کور نمی شد شما طرح را اجرایی می نمودید؟ با صداقت باشید. امیدواریم این طرح ادامه پیدا کند و کوتاه مدت نباشد. در شهرستان هم ما مقام قضایی باید با جدیت و اقتدار عمل کند. چرا باید اجازه داد بعضی با استفاده از سلاح سرد هر تجاوزی را مرتکب شوند؟ وی خطاب به مسؤولین استان گفت: نوامیس مردم ما در شهرستان امنیت ندارند.<br />
(تکبیر حضار)<br />
آنچه برای خود می خواهید برای مردم هم بخواهید<br />
آنچه ما مسؤولین برای خود می خواهیم برای مردم هم باید همان را بخواهیم؛ ما مسؤولین تافته جدا بافته نیستیم. اگر این تجاوز به نوامیس یکی از مسؤولین و مراجع قضایی اتفاق می شد آنگاه شما به همین صورت نگاه می کردید؟<br />
آنچه را برای خود می خواهیم برای مردم هم بخواهیم. مردم از شما امنیت می خواهند و می خواهند نوامیس آنها حفظ شود. نوامیس مردم باید بتوانند آزادانه حرکت کنند. حجت الاسلام سالمی ادامه داد: بیایید با مردم رو در رو صحبت کنید و واقعیت ها را به مردم بگویید. وی در واکنش به شعار یکی از نمازگزاران گفت: مسؤولین ما، برادران عزیزان ما هستند و این سخنان من درد دلهای من است و هیچ گونه نشانه ای از تضعیف نظام و قوه قضائیه ندارد.</p>
<p>متهم به تجاوز در حال پرسه زدن در شهر است<br />
امام جمعه خمینی شهر خواسته دوم مردم را بجز برخورد با اراذل و اوباش شهرستان، برخورد سریع و فوری با متهمان این پرونده دانست و افزود: مسؤولین قضایی حاضر نشدند یک کلمه حرف با مردم بزنند. ۱۸ روز از این حادثه می گذرد. امام جمعه به کوتاهی دستگاه قضایی در رابطه با جرم تجاوز به عنف یکی از متهمان مشهور شهرستان اشاره نمود و گفت: این متهم در حال پرسه زدن در شهر است.<br />
وی ادامه داد: انتظار داریم از فرمانده نیروی انتظامی کشور به عنوان یک جانباز و نیروی ارزشی. شهر ما فقط دو کلانتری دارد و در تعاملی قوی که با فرمانده نیروی انتظامی استان داشتیم زحمات زیادی از طرف فرمانده نیروی انتظامی شهرستان و حضور به موقع در جمع مردم شده است اما ما انتظار داریم تعداد کلانتریهای خمینی شهر افزایش یابد. شهرک منظریه جمعیتی بالغ بر ۵۰ هزار نفر دارد و جمعیت آن در اثر اسکان مردم در مجموعه های مسکن مهر و افزایش منازل و ادارات افزایش چشم گیری می یابد و راه اندازی یک کلانتری در این شهرک به خوبی احساس می شود. آیا دو کلانتری موجود در خمینی شهر جوابگوست؟ حداقل ۳ کلانتری دیگر نیاز داریم.<br />
رئیس ستاد احیای امر به معروف و نهی از منکر شهرستان ادامه داد: خواسته دیگر ما حمایت قاطع از ستاد امر به معروف و تقویت فرهنگ امر به معروف و نهی از منکر و حمایت از آمرین به معروف و نیروی اجرایی این ستاد در شهرستان است. حمایت از مرکز امور رسیدگی به مساجد، تقویت این بخش و ائمه جماعات، هیأتهای امنای مساجد و هیأت های مذهبی از دیگر مسائلی است که باید به آن توجه شود.<br />
وی همچنین گفت: تقاضای من از مدیر کل دادگستری استان افزایش تعداد شعب دادگاه ها، پرسنل آنها و قضات دادگستری در خمینی شهر است. ما در خمینی شهر دادگاه انقلاب مجزا نداریم.<br />
سالمی در بخش دیگری از خطبه ها از مسئولان استان خواست به خمینی شهر به صورت ویژه نگاه کنند و ضمن حمایت از بسیجیان، سپاه ناحیه در رأس امور خمینی شهر و استان قرار گیرد. وی در این باره تصریح کرد: بسیجیان ما از این روال موجود در شهرستان گلایه دارند. به بسیج باید میدان بدهیم. امام جمعه در پایان خطبه ها خواستار ساماندهی باغات خمینی شهر شد و افزود: کلیه باغات شهرستان باید شناسنامه دار بشوند و با قاطعیت در باغاتی که تخلفی می شود، با مالک آن برخورد شود. باید امنیت در پارکهای ما افزایش یابد و این اماکن از وجود افراد متخلف پاک شود.<br />
وی در انتها ضمن از همه مردم دعوت کرد تا آرامش و وحدت خود را حفظ کنند و  از سوء استفاده ها و تضعیف مسؤولین جلوگیری کنند. به شایعات توجه نکنند و از ترویج شایعات جلوگیری کنند. با همکاری با نیروی انتظامی هر گونه اطلاعی از متهمان متواری را اطلاع دهند. از حرکات خودسرانه جلوگیری کنند و با اعتماد به مسؤولین شهرستان و استان اجازه دهند تا مسؤولین به وظیفه خود عمل کنند.<strong>http://www.forsatonline.ir/اخبار/سایرعناوین/انتقاد-شدید-امام-جمعه-خمینی-شهر-از-مقامات-استان-و-شهرستان-۰۰۱۳۶۹<br />
جمعه, ۱۳ خرداد ۱۳۹۰ ساعت ۱۷:۰۹  / کدخبر :۱۳۶۹  /  نویسنده :  فرصت آنلاین <strong><br />
در نماز جمعه این هفته و در واکنش به واقعه اخیر صورت گرفت؛<br />
انتقاد شدید امام جمعه خمینی شهر از مقامات استان و شهرستان<br />
</strong>نماز جمعه این هفته خمینی شهر به امامت حجه الاسلام و المسلمین سالمی برگزار شد.<strong><br />
</strong>امام جمعه در خطبه اول با تلاوت فرازی از دعای مکارم الاخلاق به تبیین شخصیت امام خمینی پرداخت و گفت: عمر قریب به ۹۰ ساله امام مصداقی از عمر با برکت است، دغدغه امام این بود که ایمان را در همه جا مستقر کند و از جمله برکات انقلاب اسلامی این است که در همین لحظه بیش از ششصد امام جمعه همزمان دارند خطبه می خوانند و قال باقر و قال صادق می گویند حتی آن امام جمعه ای که در آمریکا مشغول ایراد خطبه است.<br />
وی همچنین ایمان، خدمت به مردم و جهاد در راه خدا را از مصادیق عمر با برکت دانست و گفت: امام خمینی و مقام معظم رهبری به ما آموختند که شیعه علی (ع) دم به دم در حال قیام است. همین مبارزات امام بود که حالا باعث بیداری اسلامی در دنیا شده است.<br />
ریشه بسیاری از مشکلات در جامعه کمبود معنویت است<br />
حجه الاسلام سالمی در خطبه دوم نماز جمعه این هفته پس از توصیه نماز گزاران به رعایت تقوا و تبریک حلول ماه رجب و همچنین تسلیت به مناسبت رحلت جانگداز خمینی کبیرو شهدای ۱۵ خرداد   مردم را به انجام اعمال ماه های رجب و شعبان و رمضان و به خصوص اعتکاف ایام البیض دعوت کرد و گفت: ریشه بسیاری از مشکلات در جامعه کمبود معنویت است. هر وقت معنویات در جامعه ما پررنگ می گردد گرفتاری ها  کم می شود.<br />
وی همچنین همه مردم را به استماع بیانات و توصیه های مقام معظم رهبری در حرم حضرت امام دعوت کرد و با اشاره به نزدیکی ایام انتخابات و حوادث و تحولات منطقه و کشورهای اسلامی گفت: پیام قیام ۱۵ خرداد فریاد مومنین بر سر تسلیم شدگان مکاتب انحرافیست.<br />
امام جمعه  در ادامه به سخنان مقام معظم رهبری در دیدار نمایندگان مجلس اشاره ای کرد و گفت: به تبعیت از فرمایشات ایشان از شما مردم می خواهم در انتخابات مواظب بعضی از فریب ها و زبان ها باشید و افرادی هم که قصد کاندیداتوری دارند مراقب خودشان باشند ، مردم ما امروز بیدارند و کسی حق بالا رفتن از نردبان تخریب دیگران را ندارد، نامزدهای انتخابات باید با هنر خود به جذب آرا بپردازند، این هنر نیست که نامزدی با ارائه نقطه ضعف از رقبای خود بالا برود بلکه هنر این است که از توان و قدرت خود برای جذب آرا استفاده کند. نمایندگان ما باید مثل شهید مدرس باشند و افکار و عقاید او را سرلوحه خود قرار دهند.<br />
انا لله و انا الیه راجعون<br />
وی پس از اشاره به مناسبت های هفته جاری، به اتفاقات اخیر شهر پرداخت و گفت: حدود یک هفته است که مردم ما نگران هستند و فضای شهر ملتهب است. وی خطاب به نماز گزاران  گفت: مومنین جا دارد الان به شما تسلیت بگویم، جا دارد &#8220;انا لله و انا الیه راجعون&#8221; را بر زبان جاری کنم. در دل این حادثه نکات مهمی وجود دارد که مردم باید به آن ها توجه کنند.<br />
مسوولین در اجرای قانون قاطعیت ندارند<br />
سالمی پس از توصیه برای آسیب شناسی این اتفاق گفت: چرا باید در شهری که مزین به نام پر برکت امام است آن هم در ایام ارتحال امام این اتفاق بیفتد  ، فکر نمی کنید این نقشه دشمن باشد؟<br />
امام جمعه عدم قاطعیت مسئولین در اجرای قانون را از دلایل وقوع این قبیل جنایات دانست و افزود: ما ضعف قانون نداریم بلکه مسوولین در اجرای آن قاطعیتی از خود نشان نمی دهند.<br />
وی به عنوان نمونه به ساخت و سازهای منطقه درچه، کوشک، روستای تیرانچی، زازران، اصغر آباد و حاشیه جاده الغدیر اشاره کرد و گفت: چرا باید این باغات میوه مسکونی شوند و ساخت ویلا در این مناطق رواج پیدا کند؟ آیا در قانون ما ممنوعیت ساخت ویلا در باغات وجود دارد یا خیر؟ چرا باید شاهد باشیم که بعد از ۳۲ سال این قانون اجرا نشود و هر روز شاهد گسترش ساخت و سازها غیر مجاز در این باغات باشیم؟ چرا باید هر کس هر کار که دلش می خواهد انجام بدهد؟  اگر بگوییم قانونی برای پیشگیری از این ساخت و سازها نداریم که خیلی عقبیم و اگر قانون داریم پس بفرمایید این دوطبقه ها و سه طبقه ها را چه کسی ساخته؟ فنداسیون ویلا را توی باغ می زند، از او شکایت می کنند پرونده اش در دادگستری دو سال توی نوبت می ماند و آقا دو طبقه اش را که ساخت تازه نوبت دادگاهش می شود آن وقت دیگر ساختمان که تخریب نمی شود بلکه ۱۰۰ میلیون پول می دهد و مشکل حل می شود. آیا این کوتاهی مسوولین در اجرای قانون نیست؟ مسئولین  باید قانون را زیر پا بگذارند؟<br />
حداقل یک نفر از مجرمین باید در همین چند روزه به دار آویخته شود<br />
وی در ادامه خطبه مجددا بر عدم قاطعیت در اجرای قانون تاکید کرد و خطاب به مسوولین استان و استاندار گفت: استاندارِ ولایی، خمینی شهر تبدیل شده است به حیاط خلوت اصفهان و اصفهانی ها.باید جلوی این اقدامات و ساخت و سازهای غیر مجاز گرفته شود، باید مسوولین با قاطعیت در اجرای قانون تمام این ساختمان های غیر مجاز را خراب کنند.<br />
گفتنی است تکبیر نمازگزاران در این لحظه مهر تاییدی پای سخنان محکم  امام جمعه نشاند.<br />
سالمی در ادامه افزود: چرا ما باید شاهد صدور مجوز خلاف قانون باشیم؟ این مجوز ها با پول است. خلاف خلاف است چه توی زمین کشاورزی ویلا ساخته شود و چه حسینیه و عزاداری در این حسینیه خلاف شرع است.چرا اجازه دادید بسازند؟ چرا کوتاهی کردید و جلوی آن ها را نگرفتید؟ بنده چندین مورد را خودم تذکر دادم. حجه الاسلام سالمی یک بار دیگر به عدم قاطعیت در اجرای قانون اشاره کرد و گفت: متاسفانه من شاهد این قاطعیت در خمینی شهر نیستم، کاری هم به شهرستان های دیگر ندارم آن ها چه می دانند بر سر شهر ما چه آمده است.<br />
وی خطاب به مسوولین اصفهان گفت: آقای استاندار قریب به ۹۰ درصد این مردم به دولت اصولگرا و دکتر احمدی نژاد رای دادند، آیا این ارزشمند نیست؟ شما برای این مردم چه کردید؟ چرا وقتی موقع انتخابات می شود کیسه گدایی دست می گیرید که مردم رای بدهند. من بارها از استاندار خواسته ام به خمینی شهر نگاه ویژه داشته باشند، نگاه ویژه که نداشتند هیچ سایه اصفهان را نیز انداختند روی سرمان که باعث عقب ماندگی جایگاه این شهر و مردم شده است.آمار بیکاران را ببینید، چرا با این همه بیکار یک کارخانه توی این شهر نداریم؟ چرا شهرستان شده است حیاط خلوت برای تفریحات یک عده خوشگذران؟ شما مسوولین برای مشکلات اقتصادی مردم شهرستان چه کردید؟آیا حق این مردم گرفته شده است؟<br />
امام جمعه در ادامه از مسئولان خواستار قاطیعتی در رسیدگی به پرونده و مجازت در ملا عام کرد و با تاکید بر این نکته خطاب به مسوولین گفت: اگر این تجاوز به نوامیس ما شده بود چه می کردیم؟ البته آنها هم که مورد تجاوز قرار گرفته اند هم آدم های علیه السلامی نبوده اند، این ۱۴ نفری که فقط ۲ نفرشان خانواده بوده اند برای پارتی به شهر ما آمده بودند و با شراب خواری و رقاصی یک عده دیگر را هم تحریک نمودند که باید در جای خودش به این جرایم هم رسیدگی شود. وی همچنین به مردم اعلام کرد که تا کنون ۵ نفر از این مجرمان دستگیر شده اند که البته نفر پنجم پدر یکی از مجرمین است که در حین رساندن کمک به پسرش برای فرار، در مشهد دستگیر شده و همانجا بازداشت شده است. وی ادامه داد: اگر شما مسئولین راست می گویید همین چند روز آینده باید در ملا عام حداقل یک نفر از مجرمین حادثه اخیر را به دار مجازات بیاویزید.<br />
ما توی شهر مشکل دادگاهی داریم<br />
وی در ادامه با تاکید بر این نکته که ما توی شهر مشکل دادگاهی و قوه قضاییه داریم خطاب به مدیر کل دادگستری اصفهان، ریاست قوه قضاییه و دادستان کل کشور گفت: آیا دادگاه ما دادگاه ۱۵ سال قبل است؟ چرا اینقدر شل برخورد می کنید؟<br />
ما شاهدیم امام جماعت، هیئت امنا، اعضا بسیج و مردم متدین با اتحاد و همکاری یک متخلف را دستگیر می کنند و می برند تحویل مقام قضایی می دهند  آن وقت بعد از ظهر همان روز این فرد خلاف کار آزاد شده است و به ریش ما می خندد! چرا باید اینطور باشد؟ چرا مردم باید اینقدر شاهد کوتاهی باشند؟ چرا مشروب فروشی یک مغازه باید از فروش آب معدنی آن بیشترباشد؟ و پس از دستگیری بلافاصله آزاد شود؟<br />
وی خطاب به دادستان شهرستان و دادگستری  گفت: اشرار فاسد و متجاوز امروز پررو و جری شده اند، شما چه قاطعیتی به خرج دادید؟  من ۲ سال است که توی این شهر خدمتگزار مردمم یک بار نشد یک متجاوز را در ملا عام اعدام کنید تا مردم شاهد اجرای عدالت باشند، آیا اجرای قانون در ملا عام اجرا شد؟<br />
در این لحظه تکبیر رسای نمازگزاران در حمایت از مواضع کوبنده امام جمعه بلند شد.<br />
سالمی در ادامه خود را زبان مردم خواند و گفت: مردم می گویند دادستان و قوه قضاییه از مجرمین می ترسند، ، شما می دانید در این هفته ای که گذشت چه بر سر من آمده و چقدر مردم را نگه داشته ام تا علیه شما مسوولین کاری نکنند؟ مردم می گویند بعضی ها دارند رشوه می گیرند، نگذارید بگویم بعضی دارند رشوه می گیرند، نگذارید این حرف از زبان من خارج بشود. متهم را خبر می کنند تا قبل از دستگیری فرار کند! چه کسی به متهم خبر داده؟نگذارید به مردم بگویم بعضی ها چه کارهایی می کنند؟شما چه برخوردی کردید؟ من بارها گفته ام آخوندی نیستم که بترسم و از مسوول ترسو و محافظه کار هم متنفرم. زبان یک مسوول باید زبان استاندار و مالک اشتر علی (ع) باشد.<br />
و باز هم برای سومین بار تکبیر بلند و محکم مردم از درونشان برخاست تا صدای اعتراضشان را به گوش همگان برساند.<br />
امام جمعه محدود شدن بسیج را یکی دیگر از آسیب ها دانست و ادامه داد: خطاب به سپاه کل کشور و مسوولین کشوری می گویم بسیج امروز مابسیج ۱۰ سال قبل نیست. چرا بسیجان ما محدود شده اند؟  بسیج قبلا ایست بازرسی داشت، نگهبانی می داد، توی شهر گشت شبانه داشت. در تهران چه کسانی هستند که برای بسیج تصمیم می گیرند؟<br />
چرا دو سال است من نتوانسته ام با سردار سلیمانی فرمانده سپاه اصفهان تماس بگیرم؟<br />
امام جمعه با تاکید بر این نکته که مردم از شما مسوولین پول نمی خواهند گفت: درخواست مردم از شما قاطعیت است و اینکه قاطعانه وارد عمل شوید و با عوامل ضد انقلاب برخورد کنید، اگر مساجد تقویت می شد ما اینقدر مشکلات نداشتیم.امور مساجد ما باید تقویت شود اما دریغ از ذره ای حمایت مسوولین.  اما من در این رابطه از زحمات امور مساجد تشکر می کنم.<br />
دعوت مردم به آرامش و ساختن فضایی آرام که مسوولین قادر به انجام درست وظیفه شان باشند از سخنان پایانی امام جمعه بود وی همچنین مردم را از راهپیمایی و هر گونه حرکتی که باعث سو استفاده بعضی ها می شود بر حذر داشت و گفت: امام جمعه در شهر جایگاه پدرانه دارد، من انتقادات و مطالبات شما را به مسوولین انتقال دادم اما شما هم باید به مسوولین اعتماد داشته باشید و اجازه بدهید امور روال عادی خودش را طی کند، مواظب باشید بعضی اعمال را که باعث تضعیف مسوولین می شود انجام ندهید چراکه تضعیف مسوولین تضعیف نظام است .قوه قضایه، نیروی انتظامی، شورای تامین  نباید تضعیف بشوند. بعضی قصد دارند از آب گل آلود ماهی بگیرند مثلا شایعه کرده اند که فرمانده نیروی انتظامی از کار بر کنار شده است اما این حقیقت ندارد و ایشان الان در جمع شما حضور دارد. از شما تقاضا دارم از هرگونه تجمع و راهپیمایی غیر قانونی خودداری کنید. شما فریاد خشم خود را به گوش مسوولان رساندید و استانداربه منظور رسیدگی به همین واقعه  ۲ بار جلسه فوق العاده گذاشته و بنده هم در این خصوص به رییس قوه قضاییه، دادستان کل کشور و معاون اول قوه قضاییه نامه مکتوب ارسال کرده ام و مراتب را به اطلاع مسوولین رسانده ام.<br />
سالمی ضمن درخواست از مردم برای رساندن هرگونه  خبراز مجرمین جنایت اخیر به ۱۱۰ و تلاش برای حفظ اتحاد گفت: حکم دادن کار ما نیست، ما نباید در کار دادگستری دخالت کنیم و تنها تقاضای رسیدگی به پرونده در اسرع وقت  را داریم.<br />
وی همچنین رو به مسوولین افزود: من به همه شما ایمان و اعتماد  دارم و این سخنان گلایه ای بود که باید می گفتم و از شما تقاضای قاطعیت می کردم. مردم نیز از این قاطعیت شما حمایت خواهند کرد.</p>
<p></strong></p>
<p>http://www.forsatonline.ir/جامعه/حوادث/ناگفته‌هایی-از-جزئیات-جنایت-اخیر-در-گزارش-خبری-تحلیلی-«فرصت»-۰۰۱۴۵۷</p>
<p>سه شنبه, ۲۴ خرداد ۱۳۹۰ ساعت ۰۹:۱۶ /  کدخبر :۱۴۵۷  /  نویسنده :  فرصت آنلاین <strong><br />
آن شب در باغ شیطانی چه گذشت؟<br />
ناگفته‌هایی از جزئیات جنایت اخیر در گزارش خبری تحلیلی «فرصت»<br />
</strong>سکانس اول: افتتاحیه<br />
سه شنبه سوم خردادماه ۹۰ ساعت ۱۹ انتهای خیابان استاد طلایی به سمت امامزاده سیداشرف، کوچه &#8230;. ، باغ آقای ع&#8230;، ۱۴ نفر غیربومی (و به روایتی ۱۳ نفر) شامل ۶ زن و ۸ مرد که ۲ نفرشان هم جزو ارامنه اند برای تفریح به باغ [ع] که از دوستان یکی از این افراد است وارد می شوند.<br />
محفلی خودمانی و دوستانه. در این جمع یک دختربچه ۱۳ ساله هم هست. بعضی از این زن و مردها با هم رابطه محرمیت دارند از جمله زن و شوهر و برادر و خواهر اما  مابقی رابطه خانوادگی دارند و رابطه محرمیت نه! محفل تفریح و &#8220;خوش&#8221;گذرانی آغاز می شود و تا پاسی از شب تداوم دارد. پوشش و رفتار برخی از این افراد نامناسب است. در نزدیکی محل اقامت این عده، ۱۲ مرد دور هم جمع اند. برخی از این افراد از اراذل و اوباش سابقه دار و مشهور شهرند و دارای پرونده های انتظامی&#8230; آنگونه که دستگیرشدگانشان ادعا دارند بطور اتفاقی از حضور جمع مذکور باخبر می شوند. آقای ه.م پیرمرد سرایدار باغ کناری برخی از این زنان را در لباسی خاص می بیند. پوشش نامناسب یکی از زنان توجه او را جلب می کند&#8230;  به  اراذل خبر می دهد. در فرصتی مناسب، &#8211; مشخص نیست که از خانوادگی بودن محفل مذکور آگاه بوده اند یا تصور خیابانی بودن زنان این محفل را داشته اند – نیم ساعتی گذشته از ۱۲ شب، پس از دقایقی مشاهده منظره تحریک آمیز، این افراد با صورتهای بسته وارد باغ خانوادگی شده، مردان را می بندند و ۶ زن و دختر را با خود می برند&#8230; از هر دو سوی ماجرا برخی ها مست هستند و ناهشیار&#8230; دقایقی بعد، زنان مذکور خود را در خودروی سمندی می بینند که به سوی مقصدی نامعلوم اما مسلماً هولناک رهسپار است&#8230; ۱۰ دقیقه پس از نیمه شب، تلفن ۱۱۰ زنگ می خورد و فردی از پشت خط، ماجرایی دهشتناک تعریف می کند: زنان ما را ربوده اند و &#8230; ظاهراً مردان دست بسته با هر تقلایی گره می گشایند و با استفاده از تلفن همراه مخفی کرده شان که به دست اراذل نیفتاده، ۱۱۰ را می گیرند که البته ۱۱۰ اصفهان جواب می دهد. بلافاصله مقامات انتظامی استان در جریان قرار می گیرند و با توجه به حساسیت ماجرا، یگان ویژه اعزام می شود&#8230; نیروهای خمینی شهر هم البته از دقایقی قبل تر منطقه را قرق کرده اند&#8230; از آن سو، قربانیان به باغ &#8230; متعلق به &#8230; در خیابان باغبان برده شده و تعدادی از این زنان  – و نه همه آنها &#8211; مورد هتک حرمت قرار می گیرند&#8230; خلاصه ماجرا آنکه زنان و دختران مذکور با وضعی نامناسب در حوالی ساعت ۲ نیمه شب در اطراف خیابان باغبان رها می شوند و ابتدا توسط باغبانهایی که در آن ساعت شب مشغول آبیاری بوده اند مشاهده و با حضور مأموران منتقل می شنود و از همان ساعت تجسس آغاز می گردد&#8230; در بررسی ها نشانه هایی از بی مبالاتی قربانیان هم یافت می شود از جمله یک کامپیوتر شخصی از محفل خانوادگی کشف می شود که در آن تصاویری از پارتی ها و مهمانی های قبلی برخی قربانیان دیده می شود&#8230; پیرمرد سرایدار باغ کناری دستگیر می شود. ابتدا منکر هر گونه ارتباط خود شده اما سرانجام زبان می گشاید. هم اوست که هویت متجاوزان را افشا می کند. صبح روز بعد ۴ نفر از متجاوزان در محله های خود بازداشت می شوند و مابقی ناپدید می گردند و بنا به برخی روایت ها از استان خارج شده اند&#8230;.<br />
این اما همه ماجرا نیست و ما هم اگر چه اطلاعاتی در اختیار بود بنا نداشتیم به شیوه فیلم های پلیسی، لحظه به لحظه جنایت را شرح دهیم چرا که معتقدیم جزئیات رخدادها فقط برای ارضای حس کنجکاوی مردم مؤثر است وگرنه در اصل فاجعه تفاوتی ایجاد نمی کند. همین مقدار هم بنا بر انتشار نبود اما از آنجا که متأسفانه در اثر عوامل متعدد – که اشاره خواهد شد – در سه چهار روز اخیر ماجرا از شهر و شهرستان و استان فراتر رفت و به یک خبر تأسف آور و منفی کشوری بدل شد و حتی مرزهای کشور را هم درنوردید، ناچار شدیم بدان بپردازیم.<br />
سکانس دوم: خبرها و شایعه ها<br />
صبح فردا، کم کم خبرهای متعدد و البته متناقض پیرامون فاجعه ای تأسف بار بین مردم منتشر می شود و هر چه زمان می گذرد بر حجم و گستردگی این شایعات افزوده می گردد&#8230; مسئولان استان در جریان قرار می گیرند و استاندار نماینده ای برای بررسی موضوع اعزام می کند و &#8230;<br />
۴ نفر از عوامل اصلی یا فرعی جنایت به سرعت و البته با حواشی قابل تأمل از جمله اینکه &#8230;. دستگیر می شوند و باقی افراد فرار می کنند. چند روز بعد یک نفر که با اصل ماجرا ارتباطی نداشته و برای کمک به فرزندش وارد بازی شده در حین اقدام برای رساندن پول به وی در مشهد دستگیر می شود&#8230;<br />
روایت فوق، بخشی از ماجرای تکان دهنده اخیر است که اگر چه در روزهای نخست، تنها در بین مردم شهرستان پیچیده بود اما متأسفانه با برخی ناهماهنگی ها و ندانم کاری ها گسترش یافت و در اصفهان منتشر شد و بعد و در روزهای اخیر بطور گسترده، عجیب و بی سابقه ای در سطح کشور منتشر شده است که در ادامه اشاره خواهیم کرد.<br />
سکانس سوم: اطلاع رسانی قطره ای و ناهماهنگ<br />
صبح روز چهارشنبه ۴ خرداد، خبرنگاران فرصت از اصل واقعه باخبر شدند اما متأسفانه هیچکدام از مسئولان شهرستان حاضر به توضیح نبودند. فرصت که در آستانه انتشار شماره ۴۸ خود بود با بررسی های میدانی و محلی و بازدید از محل جنایت و گفتگو با برخی افراد و شاهدان و بازدید از محل جنایت و تهیه عکس و گزارش (تصاویر) &#8230; اطلاعاتی کسب کرد اما از انتشار آن منع شد و لذا در شماره گذشته خبر کوتاهی در مورد تعقیب متهمان در ستون شنیده ایم که درج نمودیم. همان خبر کوتاه و کلی و مبهم هم کافی بود تا تمامی شماره های فرصت در بسیاری از دکه ها نایاب شود و مشخص شد که مردم بهت زده اند و طالب خبرهای درست؛ امری که مسئولان شهرستان در انجام آن کوتاهی کردند. این کوتاهی در اطلاع رسانی باعث رواج شایعات بسیار زیادی شد و شایعات را به سطح استان گسترش داد در حالیکه اگر از همان ابتدا یک سیاست درست اطلاع رسانی در پیش گرفته شده بود از حجم شایعات و التهابات می کاست و قطعاً تنها رسانه داخلی شهرستان که می توانست به این مسئله کمک کند فرصت بود. انتشار واقعیات از طریق فرصت و فرصت آنلاین راه را بر همه گیر شدن خبر می بست و رسانه های کشوری و استانی کمتر به اصل ماجرا وارد می شدند. پاسخ مسئولان به پیگیری های بسیار زیاد خبرنگاران فرصت این جمله بود: بر اساس مصوبه شورای تأمین تنها مرجع اطلاع رسانی از این ماجرا فرمانده انتظامی شهرستان است. فرماندار شهرستان از ابتدا مخالف ورود به امر اطلاع رسانی در این خصوص بود و مسئولان دیگر هم هر یک به نحوی؛ و فرمانده انتظامی هم طبیعتاً تابع سیاست های نیروی انتظامی استان و کشور است&#8230;<br />
این اطلاع رسانی قطره ای تداوم داشت تا روز پنجشنبه ۱۲ خرداد ماه و تجمع گسترده و خودجوش هزاران خمینی شهری مؤمن که از طریق پیامک دعوت به تجمع کرده بودند تا این جنایت را محکوم و خواستار مجازات قاطع عاملان جنایت و تلاش مسئولان برای دفاع از حیثیت خمینی شهر مظلوم شوند. گزارش این تجمع و سخنان مهم دادستان را در ادامه بخوانید.<br />
اما در حالیکه این نوع اطلاع رسانی حاشیه های مخرب فراوانی داشت و عملاً سیل شایعات، مسئولان را دچار انفعال نموده بود و در شرایطی که خبر مذکور هنوز انتشار کشوری نیافته بود، انتشار همزمان سخنان نماینده شهرستان در مجلس توسط خبرگزاری مهر و مصاحبه رئیس پلیس آگاهی استان در خبرگزاری ایمنا و واحد مرکزی خبر صدا و سیما و سخنان معاون سیاسی امنیتی استاندار در خبرگزاری فارس – همگی در روز چهارشنبه ۱۸ خردادماه &#8211; درباره این واقعه، مانند بمبی منفجر شد و مسئله به یک خبر کشوری تبدیل گردید که ضربه فراوانی به حیثیت خمینی شهر وارد ساخت؛ ضربه ای که شاید تا مدتها قابل ترمیم نباشد.<br />
سکانس چهارم: بمب های خبری نماینده و پلیس استان و &#8230;<br />
در حالیکه در روزهای قبل از آن گفته می شد اطلاع رسانی در خصوص این امر بر اساس مصوبه شورای تأمین بر عهده فرمانده انتظامی خمینی شهر است، خبرگزاری مهر در گزارشی که در روز ۱۸ مهر روی خروجی خود گذاشت چنین نوشت: نماینده مردم خمینی شهر در مجلس شورای اسلامی خواستار جدیت بررسی توسط دستگاه قضایی در برخورد با مجرمان متجاوز شهرستان خمینی شهر شد. به گزارش خبرنگار مهر، سید محمد جواد ابطحی در اصفهان ضمن تشریح واقعه هفته گذشته در این شهرستان اظهارداشت: خانواده ای به یکی از باغهای اطراف خمینی شهر آمده و بدون آنکه موازین شرعی و عرفی را رعایت کنند اقدام به برگزاری یک میهمانی مختلط کردند که تعدادی از اراذل و اوباش این منطقه نیز از این موضوع مطلع و با هماهنگی با دیگر دوستانشان ضمن ورود غیرمجاز به داخل باغ زنان و دختران این خانواده را مورد اذیت و آزار جنسی قرار دادند. وی افزود: با توجه به اهمیت این حادثه، موضوع در شورای تامین استان مطرح و متهمان مورد تعقیب قضایی و انتظامی قرار گرفتند که با پیگیری سریع پلیس و دستگاه قضایی تعدادی از این متهمان دستگیر و بقیه آنان نیز شناسایی شدند. نماینده مردم خمینی شهر در مجلس با بیان اینکه خمینی شهر در حال تبدیل به یک شهر ۷۲ ملت است تصریح کرد: این شهرستان بیش از هر شهر دیگری در استان اصفهان نیازمند کار فرهنگی است چرا که این وضعیت باعث ایجاد اصطکاک بین فرهنگها و الگوها شده و عواقب بدی را ایجاد میکند. وی تاکید کرد: شهرستان خمینی شهر دارای مسائل و کمبودهایی است که یکی از مهمترین آنها کمبود نیروی انسانی در بخش انتظامی این شهرستان است.<br />
ابطحی با بیان اینکه در پی پیگیریهای انجام شده مسئولان انتظامی قول دادند یک کلانتری دیگر در این شهرستان راهاندازی کنند ادامه داد: وجود پلیس مقتدر و دادگستری قاطع باعث جلوگیری از بروز این اتفاقات میشود. وی خواستار دستگیری تعدادی از این افراد در کمترین زمان ممکن شد و آن را نشان از جدیت مسئولان شهرستان و استان دانست. نماینده مردم خمینی شهر در مجلس شورای اسلامی ضمن اشاره به اینکه اگر یک کشور بخواهد اصلاح شود باید قوه قضائیه شجاع، مستقل و عادل داشته باشد، اضافه کرد: پاسخگویی مسئولان در یک کشور به مردم نشان دهنده وجود یک دستگاه قضایی قوی و مقتدر است و به همین دلیل نیز در دین مبین اسلام به دستگاه قضا اهمیت داده شده است. وی ضمن انتقاد از وضعیت شلوغی پروندهها در دادسرای عمومی و انقلاب اصفهان گفت: دادسرا با این حجم پرونده کشش رسیدگی ندارد. ابطحی گفت: در بازدیدی که از زندان داشتم یک زندانی حدود ۱۲ ماه در زندان به سر می برد اما هنوز هیچ رایی برای وی صادر نشده بود. وی افزود: در این پرونده خاص نیز بیشتر افرادی که به این باغ حمله کردهاند از افراد سرشناس اراذل و اوباش آن منطقه هستند و به طور مثال یکی از آنها با مقداری تریاک دستگیر و با وثیقه ۵۰ میلیون تومانی آزاد شده است. نماینده مردم خمینی شهر در مجلس شورای اسلامی با تاکید بر اینکه خانوادههایی که در باغ بودند وظیفه رعایت موازین شرعی را داشته اند اظهار داشت: اما مسئولان نیز وظیفه جلوگیری از مخدوش شدن احساس امنیت در این شهرستان را دارند و خود مردم خمینی شهر نیز بر مجازات سریع و بی درنگ این افراد تاکید دارند.<br />
خبرگزاری ایمنا هم در خبری که همان روز منتشر ساخت از قول نماینده از استمرار اینگونه جنایات در خمینی شهر سخن گفت! این رسانه نوشت:  نماینده مردم خمینی شهر در مجلس شورای اسلامی در تشریح حادثه ناگوار شب جمعه در خمینی شهر گفت: با  توجه به استمرار اینگونه جنایات در شهرستان های خمینی شهر و فلاورجان قوه قضاییه باید در برخورد با متجاوزان به نوامیس سریع و صریح باشد. به گزارش ایمنا، سید محمدجواد ابطحی با تأکید بر این که قوه قضاییه باید در محاکمه و مجازات متجاوزان به نوامیس و مروجان فساد و فحشا فعالیت قاطعی داشته باشد، اظهار داشت: حادثه شب جمعه اوضاع خمینی شهر را ملتهب کرده است. وی با بیان اینکه متأسفانه اتفاق ناگواری که در خمینی شهر رخ داد اوضاع این شهر را ملتهب آرامش روانی مردم را مختل کرده است، افزود: گروهی از اشرار، اراذل و اوباش شب جمعه مصادف با ششم خرداد [تاریخ ذکر شده غلط است اما دقیقاً توسط رسانه ها انتشار یافته است] با حضور در باغی در خمینی شهر مشغول فسق و فجور بودند و با بستن دست و پای نوامیس مردم اعمال منافی عفت انجام دادند که افکار عمومی شهر را به شدت جریحه دار کرد. وی اوضاع کنونی شهرستان خمینی شهر را بغرنج خواند و تصریح کرد: اوضاع به میزانی نا مناسب است که  مردم با اجتماع در مقابل دادگستری خمینی شهر خواستار مجازات افراد خاطی شده اند. نماینده مردم خمینیشهر در مجلس شورای اسلامی با اشاره به اینکه بیش از ۱۰ نفر از اهالی خمینی شهر در این جنایت شرکت داشته اند، بیان کرد: تعداد چهار نفر از آنها دستگیر و بقیه فراری اند و خود را مخفی کرده اند.<br />
وی درباره نحوه عملکرد نیروی انتظامی در رابطه با این جنایت، گفت: کادر نیروی انتظامی خمینی شهر بعد از پیروزی انقلاب اسلامی با افزایش جمعیت شهرستان خمینی شهر قادر به ساماندهی این شهرستان نبوده به طوریکه در شب وقوع حادثه، با وجود تماس تلفنی اهالی محل، نیروی انتظامی با تأخیر زیاد در صحنه حاضر می شود که به دنبال آن خاطیان برای فرار از محل حادثه فرصت کافی پیدا می کنند. ایمنا در ادامه به نقل از ابطحی، جمله عجیب و قابل تأملی نوشت که اگر واقعاً در سطح ملی بیان شده باشد جای نقد جدی دارد. ایمنا نوشت: ابطحی افزود: این چندمین باری است که چنین فجایعی در شهرستان های خمینی شهر و فلاورجان رخ میدهد که این موضوع موجب ایجاد فضای رعب و وحشت در منطقه شده است. وی با بیان این که قوه قضاییه باید با اعزام گروهی، مجازات این افراد شرور و متجاوز به نوامیس مردم را مشخص کند، افزود: رسیدگی قاطع قوه قضاییه میتواند التیام بخش این درد عظیم وارد شده بر مردم منطقه باشد. عضو کمیسیون شوراها و امور داخلی مجلس با اشاره به این که به دنبال این موضوع و به علت محدودیت آیین نامه ای به وزیر دادگستری تذکر داده شده است، تصریح کرد: قوه قضاییه مسئول رسیدگی به این خواسته به حق مردم است. وی ادامه داد: در تذکر کتبی به وزیر دادگستری تسریع و تصریح در محاکمه و مجازات متجاوزان به نوامیس و مروجان فساد و فحشا و قاچاقچیان مواد مخدر و روان گردان و اعزام هیئت ویژه قضایی برای بررسی حادثه اخیر در خمینی شهر ذکر شده است&#8230;<br />
سکانس پنجم: فرصت آنلاین<br />
سایت فرصت آنلاین در روزهای پس از این واقعه، تنها به درج چند خبر کوتاه و مبهم و کلی در این باره اقدام کرد به دو دلیل: اول آنکه اطلاعات رسمی از سوی مسئولان ارائه نمی شد و دوم آنکه چون سایت در دسترس هر فردی در هر جای ایران هست، انتشار مفصل خبر چهره مردم و شهرستان را خدشه دار می کرد. تنها در روز پنجشنبه ۱۲ خرداد ماه به انعکاس گسترده تجمع مردم در مقابل دادگستری پرداختیم با این تیتر: گزارش فرصت آنلاین از تجمع آرام هزاران نفر از مردم خمینی شهر برای برخورد با مفاسد؛ درخواست اشد مجازات برای عاملان جنایت اخیر. در این خبر چنین نوشتیم: هزاران نفر از مردم مؤمن و انقلابی خمینی شهر، صبح روز پنجشنبه با برگزاری تجمعی آرام و خودجوش در مقابل دادگستری شهرستان، ضمن ابراز انزجار از جنایت اخیر چند نفر از اراذل و اوباش بدسابقه که موجب مخدوش شدن چهره مردم شریف خمینی شهر شده است، خواستار تدبیر جدی مسئولان شهرستان در دستگیری و مجازات قاطع این افراد شدند. به گزارش خبرنگار فرصت آنلاین، در این تجمع که از چند روز قبل و با ارسال پیامک بین مردم بصورت خودجوش تدارک شده بود، قشرهای مختلف مردم شرکت کرده بودند.<br />
در این تجمع که از ساعت ۱۰ صبح امروز آغاز شد، دادستان  عمومی و انقلاب خمینی شهر با حضور در میان تجمع کنندگان، به مردم انقلابی خمینی شهر اطمینان داد دستگاه قضایی عوامل این جنایت را به اشد مجازات قانونی برساند.<br />
حجت الاسلام رضایی با اشاره به دستور ویژه رئیس قوه قضاییه آیت الله لاریجانی در خصوص این پرونده، تصریح کرد: موضوع این پرونده با ریاست قوه قضاییه و دادستان کل کشور و مدیر کل دادگستری استان مطرح شده و دستور ویژه برای رسیدگی این موضوع صادر شده و موضوع با جدیت توسط نیروهای امنیتی و انتظامی در حال پیگیری و رسیدگی است. وی افزود: ۱۲ متهم این جنایت شناسایی و از این تعداد ۴ نفر دستگیر شده اند و بقیه با بسیج نیروهای مسئول، تحت تعقیب هستند. دادستان تصریح کرد: در صورت خروج قاچاقی این افراد از کشور، موضوع از طریق اینترپل (پلیس بین الملل) پیگیری خواهد شد. دادستان در ادامه ضمن تشکر از احساس مسؤولیت و غیرت مذهبی مردم خمینی شهر، از مردم خواست برای شناسایی محل اختفای افراد متواری مانند ۴ متهم دستگیر شده، همکاری کنند. وی در خصوص تدابیر مسئولان گفت: از همان زمان وقوع حادثه یعنی نیمه شب تا صبح روز بعد چهار متهم پرونده دستگیر شدند که این خود نشانگر تلاش ماموران است. دادستان همچنین گفت: در بین این مجرمان، ۸ نفر سابقه دار بوده و در بین مردم مشهور به خلافکاری و &#8230; هستند. وی با بیان اینکه در این پرونده هیچ مماشاتی نخواهد شد تصریح کرد: در این پرونده چند اتهام وجود دارد که تنها مجازات تجاوز به عنف، اعدام است و البته آدم ربایی ۱۵ سال حبس دارد و این افراد سرقت و ایراد ضرب و جرح و اتهامات دیگر هم دارند و ما منتظر دستگیری آنها هستیم و  کلیه اسناد و ادله لازم جمع آوری شده و موجود می باشد و امیدواریم با کمک شما مردم پس از دستگیری و طی مراحل قانونی، در محل جنایت عدالت در مورد آنها اجرا شود.<br />
در حاشیه:<br />
- قشرهای مختلف مردم اعم از کارگر، کسبه، زنان، جوانان، فعالان سیاسی مذهبی شهر و &#8230; در این تجمع شرکت کردند.<br />
- مردم پس از سخنان دادستان خواستار انتشار عکسهای متهمین فراری جهت شناسایی شدند.<br />
- سخنان دادستان مبنی بر سابقه دار بودن ۸ نفر از متهمین، صحت سخنان مردم محلاتی که متهمان در آنها سکونت دارند را ثابت نمود.<br />
- شعارهای فراوانی در این تجمع سر داده شد که حاکی از اعتراض مردم نسبت به کوتاهی در برخورد با اراذل و اوباش و از جمله کوتاهی های صورت گرفته در جرائم قبلی این افراد بود. از جمله این شعارها می توان به این موارد اشاره کرد: عاملین جنایت اعدام باید گردند، شهر شهیدان ما جای اراذل نیست، مسئولین مسئولین امنیت امنیت، نیروی انتظامی امنیت امنیت و &#8230;.<br />
فرصت آنلاین در این خبر تلاش کرد تا بیش از آنکه اصل ماجرا را در معرض افکار مخاطبان و رسانه های سراسری قرار دهد اعتراض مردم غیور خمینی شهر را به رخ بکشد و نشان دهد که این اراذل در دریای مردم مؤمن و عزیز این شهرستان چند سنگریزه اند. جالب آنکه متن این خبر در روزهای بعد مورد استفاده رسانه ها از جمله خبرگزاری مهر قرار گرفت و خبرگزاری مذکور که در انتهای همه خبرهایش خواستار رعایت امانت و درج نام این خبرگزاری در صورت استفاده از خبرش می شود، متن خبر فرصت آنلاین را در خصوص تجمع مذکور بدون اشاره به منبع آن منتشر ساخت.<br />
سکانس برتر: همکاری گسترده مردم در دستگیری برخی عوامل واقعه اخیر<br />
سایت خبری فرصت آنلاین در راستای برجسته کردن چهره حقیقی مردم شهرستان خبر دیگری هم منتشر ساخت بدین مضمون:<br />
موج انزجار مردم متدین خمینی شهر از جنایت اخیر حدود ۱۰ نفر از اراذل و اوباش ادامه دارد. قشرهای مختلف مردم در قالب تلفن به دفتر فرصت و دفاتر مسئولان شهرستان، گفتگوی حضوری و مراجعه به دفتر مسئولان و نیز نشریه فرصت، ارسال پیامک، درج نظرات در روی سایت فرصت آنلاین و &#8230;. تاثر خود را از این واقعه اعلام کرده و خواستار دستگیری و مجازات سریع و قاطع عاملان این جنایت شدند. مردم می گویند محیط باغهای خمینی شهر در ماههای اخیر به حیاط خلوت رفتارها، پوشش ها و ارتباطات نامناسب و غیراخلاقی تعدادی از افراد و خانواده های غیربومی تبدیل شده بود و متأسفانه هشدارها و اعتراضات مردمی نتیجه ای در بر نداشت و این امر باعث ناامن شدن محیط باغها شده است اما در عین حال هیچ مسئله ای نمی تواند جنایت اخیر را کم رنگ جلوه دهد و باید با مسببان آن برخورد کرد. در همین حال، خبرهای موثق حاکی است از همان ساعات ابتدایی انتشار جسته و گریخته اخبار واقعه اخیر، مردم بخصوص در یکی از محلات که منزل برخی از متهمان قرار داشته است برای یافتن آنها، و دستگیری شان به ماموران انتظامی کمک های زیادی کرده اند. گفتنی است مسئولان همچنان ارائه اخبار مربوط را به وقت دیگر موکول می کنند.<br />
این خبر برای آن منتشر شد تا مشخص شود این جنایت روی دیگری هم دارد و آن، تبدیل باغ های خمینی شهر بعنوان حیاط خلوت خوشگذرانی های نامشروع غیر خمینی شهری ها است.<br />
سکانس ششم: انقلاب امام جمعه<br />
اما در حالیکه با تجمع روز پنجشنبه ۱۲ خرداد، مردم خمینی شهر باز هم هویت اسلامی و انقلابی شان را به رخ کشیدند و خواستار مجازات عاملان شدند، روز بعد، امام جمعه خمینی شهر از تریبون نماز جمعه، با صراحتی کم سابقه در کنار مطالبات مردم قرار گرفت و مسئولان را به تیغ انتقاد سپرد. &#8221; حدود یک هفته است که مردم ما نگران هستند و فضای شهر ملتهب است. مومنین جا دارد الان به شما تسلیت بگویم، جا دارد &#8220;انا لله و انا الیه راجعون&#8221; را بر زبان جاری کنم. در دل این حادثه نکات مهمی وجود دارد که مردم باید به آن ها توجه کنند.&#8221;<br />
اینها جملات ابتدایی خطبه های انقلابی و قاطع حجت الاسلام سالمی درباره این واقعه بود. او بعد از بیان این مطلب، وارد موضوع شد:  چرا باید در شهری که مزین به نام پر برکت امام است آن هم در ایام ارتحال امام این اتفاق بیفتد؟<br />
مسئولان قاطعیت ندارند<br />
امام جمعه عدم قاطعیت مسئولین در اجرای قانون را از دلایل وقوع این قبیل جنایات دانست و افزود: ما ضعف قانون نداریم بلکه مسوولین در اجرای آن قاطعیتی از خود نشان نمی دهند.<br />
وی در ادامه به ریشه یابی تبدیل باغات به محل های امن برای تخلف پرداخت و نکات مهمی گفت. او به عنوان نمونه به ساخت و سازهای منطقه درچه، کوشک، روستای تیرانچی، زازران، اصغر آباد و حاشیه جاده الغدیر اشاره کرد و گفت: چرا باید این باغات میوه مسکونی شوند و ساخت ویلا در این مناطق رواج پیدا کند؟ آیا در قانون ما ممنوعیت ساخت ویلا در باغات وجود دارد یا خیر؟ چرا باید شاهد باشیم که بعد از ۳۲ سال این قانون اجرا نشود و هر روز شاهد گسترش ساخت و سازها غیر مجاز در این باغات باشیم؟ چرا باید هر کس هر کار که دلش می خواهد انجام بدهد؟  اگر بگوییم قانونی برای پیشگیری از این ساخت و سازها نداریم که خیلی عقبیم و اگر قانون داریم پس بفرمایید این دوطبقه ها و سه طبقه ها را چه کسی ساخته؟ فنداسیون ویلا را توی باغ می زند، از او شکایت می کنند پرونده اش در دادگستری دو سال توی نوبت می ماند و آقا دو طبقه اش را که ساخت تازه نوبت دادگاهش می شود آن وقت دیگر ساختمان که تخریب نمی شود بلکه ۱۰۰ میلیون پول می دهد و مشکل حل می شود. آیا این کوتاهی مسوولین در اجرای قانون نیست؟ مسئولین  باید قانون را زیر پا بگذارند؟<br />
حداقل یک نفر از مجرمین باید در همین چند روزه به دار آویخته شود<br />
وی در ادامه خطبه مجددا بر عدم قاطعیت در اجرای قانون تاکید کرد و خطاب به مسوولین استان و استاندار گفت: استاندارِ ولایی، خمینی شهر تبدیل شده است به حیاط خلوت اصفهان و اصفهانی ها. باید جلوی این اقدامات و ساخت و سازهای غیر مجاز گرفته شود، باید مسوولین با قاطعیت در اجرای قانون تمام این ساختمان های غیر مجاز را خراب کنند. گفتنی است تکبیر نمازگزاران در این لحظه مهر تاییدی پای سخنان محکم  امام جمعه نشاند. سالمی در ادامه افزود: چرا ما باید شاهد صدور مجوز خلاف قانون باشیم؟ این مجوز ها با پول است. خلاف خلاف است چه توی زمین کشاورزی ویلا ساخته شود و چه حسینیه و عزاداری در این حسینیه خلاف شرع است. چرا اجازه دادید بسازند؟ چرا کوتاهی کردید و جلوی آن ها را نگرفتید؟ بنده چندین مورد را خودم تذکر دادم. حجه الاسلام سالمی یک بار دیگر به عدم قاطعیت در اجرای قانون اشاره کرد و گفت: متاسفانه من شاهد این قاطعیت در خمینی شهر نیستم، کاری هم به شهرستان های دیگر ندارم آن ها چه می دانند بر سر شهر ما چه آمده است.<br />
وی خطاب به مسوولین اصفهان گفت: قریب به ۹۰ درصد این مردم به دولت اصولگرا رای دادند، آیا این ارزشمند نیست؟ شما برای این مردم چه کردید؟ چرا وقتی موقع انتخابات می شود کیسه گدایی دست می گیرید که مردم رای بدهند. من بارها از استاندار خواسته ام به خمینی شهر نگاه ویژه داشته باشند، نگاه ویژه که نداشتند هیچ سایه اصفهان را نیز انداختند روی سرمان که باعث عقب ماندگی جایگاه این شهر و مردم شده است. آمار بیکاران را ببینید، چرا با این همه بیکار یک کارخانه توی این شهر نداریم؟ چرا شهرستان شده است حیاط خلوت برای تفریحات یک عده خوشگذران؟ شما مسوولین برای مشکلات اقتصادی مردم شهرستان چه کردید؟ آیا حق این مردم گرفته شده است؟<br />
امام جمعه در ادامه از مسئولان خواستار قاطیعتی در رسیدگی به پرونده و مجازت در ملا عام کرد و با تاکید بر این نکته خطاب به مسوولین گفت: اگر این تجاوز به نوامیس ما شده بود چه می کردیم؟ البته آنها هم که مورد تجاوز قرار گرفته اند هم آدم های علیه السلامی نبوده اند، این ۱۴ نفری که فقط ۲ نفرشان خانواده بوده اند برای پارتی به شهر ما آمده بودند و با شراب خواری و رقاصی یک عده دیگر را هم تحریک نمودند که باید در جای خودش به این جرایم هم رسیدگی شود. وی همچنین به مردم اعلام کرد که تا کنون ۵ نفر از این مجرمان دستگیر شده اند که البته نفر پنجم پدر یکی از مجرمین است که در حین رساندن کمک به پسرش برای فرار، در مشهد دستگیر شده و همانجا بازداشت شده است. وی ادامه داد: اگر شما مسئولین راست می گویید همین چند روز آینده باید در ملا عام حداقل یک نفر از مجرمین حادثه اخیر را به دار مجازات بیاویزید.<br />
ما توی شهر مشکل دادگاهی داریم<br />
وی در ادامه با تاکید بر این نکته که ما توی شهر مشکل دادگاهی و قوه قضاییه داریم خطاب به مدیر کل دادگستری اصفهان، ریاست قوه قضاییه و دادستان کل کشور گفت: آیا دادگاه ما دادگاه ۱۵ سال قبل است؟ چرا اینقدر شل برخورد می کنید؟ ما شاهدیم امام جماعت، هیئت امنا، اعضا بسیج و مردم متدین با اتحاد و همکاری یک متخلف را دستگیر می کنند و می برند تحویل مقام قضایی می دهند آن وقت بعد از ظهر همان روز این فرد خلاف کار آزاد شده است و به ریش ما می خندد! چرا باید اینطور باشد؟ چرا مردم باید اینقدر شاهد کوتاهی باشند؟ چرا مشروب فروشی یک مغازه باید از فروش آب معدنی آن بیشتر باشد و پس از دستگیری بلافاصله آزاد شود؟ وی خطاب به دادستان شهرستان و دادگستری  گفت: اشرار فاسد و متجاوز امروز پررو و جری شده اند، شما چه قاطعیتی به خرج دادید؟  من ۲ سال است که توی این شهر خدمتگزار مردمم یک بار نشد یک متجاوز را در ملا عام اعدام کنید تا مردم شاهد اجرای عدالت باشند، آیا اجرای قانون در ملا عام اجرا شد؟ در این لحظه تکبیر رسای نمازگزاران در حمایت از مواضع کوبنده امام جمعه بلند شد.<br />
امام جمعه زبان مردم است<br />
سالمی در ادامه خود را زبان مردم خواند و گفت: مردم می گویند دادستان و قوه قضاییه از مجرمین می ترسند،  شما می دانید در این هفته ای که گذشت چه بر سر من آمده و چقدر مردم را نگه داشته ام تا علیه شما مسوولین کاری نکنند؟ مردم می گویند بعضی ها دارند رشوه می گیرند، نگذارید بگویم بعضی دارند رشوه می گیرند، نگذارید این حرف از زبان من خارج بشود. متهم را خبر می کنند تا قبل از دستگیری فرار کند! چه کسی به متهم خبر داده؟ نگذارید به مردم بگویم بعضی ها چه کارهایی می کنند. شما چه برخوردی کردید؟ من بارها گفته ام آخوندی نیستم که بترسم و از مسوول ترسو و محافظه کار هم متنفرم. زبان یک مسوول باید زبان استاندار و مالک اشتر علی (ع) باشد.<br />
و باز هم برای سومین بار تکبیر بلند و محکم مردم از درونشان برخاست تا صدای اعتراضشان را به گوش همگان برساند.<br />
امام جمعه محدود شدن بسیج را یکی دیگر از آسیب ها دانست و ادامه داد: خطاب به سپاه کل کشور و مسوولین کشوری می گویم بسیج امروز مابسیج ۱۰ سال قبل نیست. چرا بسیجان ما محدود شده اند؟  بسیج قبلا ایست بازرسی داشت، نگهبانی می داد، توی شهر گشت شبانه داشت. در تهران چه کسانی هستند که برای بسیج تصمیم می گیرند؟ چرا دو سال است من نتوانسته ام با سردار سلیمانی فرمانده سپاه اصفهان تماس بگیرم؟<br />
دعوت مردم به آرامش و ساختن فضایی آرام که مسوولین قادر به انجام درست وظیفه شان باشند از سخنان پایانی امام جمعه بود وی همچنین مردم را از راهپیمایی و هر گونه حرکتی که باعث سو استفاده بعضی ها می شود بر حذر داشت و گفت: امام جمعه در شهر جایگاه پدرانه دارد، من انتقادات و مطالبات شما را به مسوولین انتقال دادم اما شما هم باید به مسوولین اعتماد داشته باشید و اجازه بدهید امور روال عادی خودش را طی کند، مواظب باشید بعضی اعمال را که باعث تضعیف مسوولین می شود انجام ندهید چراکه تضعیف مسوولین تضعیف نظام است .قوه قضایه، نیروی انتظامی، شورای تامین  نباید تضعیف بشوند. بعضی قصد دارند از آب گل آلود ماهی بگیرند مثلا شایعه کرده اند که فرمانده نیروی انتظامی از کار بر کنار شده است اما این حقیقت ندارد و ایشان الان در جمع شما حضور دارد. از شما تقاضا دارم از هرگونه تجمع و راهپیمایی غیر قانونی خودداری کنید. شما فریاد خشم خود را به گوش مسوولان رساندید و استانداربه منظور رسیدگی به همین واقعه  ۲ بار جلسه فوق العاده گذاشته و بنده هم در این خصوص به رییس قوه قضاییه، دادستان کل کشور و معاون اول قوه قضاییه نامه مکتوب ارسال کرده ام و مراتب را به اطلاع مسوولین رسانده ام. سالمی ضمن درخواست از مردم برای رساندن هرگونه  خبراز مجرمین جنایت اخیر به ۱۱۰ و تلاش برای حفظ اتحاد گفت: حکم دادن کار ما نیست، ما نباید در کار دادگستری دخالت کنیم و تنها تقاضای رسیدگی به پرونده در اسرع وقت  را داریم.<br />
وی همچنین رو به مسوولین افزود: من به همه شما ایمان و اعتماد  دارم و این سخنان گلایه ای بود که باید می گفتم و از شما تقاضای قاطعیت می کردم. مردم نیز از این قاطعیت شما حمایت خواهند کرد.<br />
پس از ۱۸ روز کدامیک از مسؤولین استان با حضور در جمع مردم خمینی شهر از آنها دلجویی نمودند؟<br />
انتقادات و ابراز تأسف امام جمعه به همین جا ختم نشد و او در خطبه های نماز جمعه هفته گذشته (۲۰ خرداد) باز هم در حالیکه از برخی واکنش ها نسبت به خطبه های هفته قبلش به شدت ناراحت بود، به بیان دیدگاههای خود پرداخت. حجت الاسلام سالمی با اشاره به حادثه مصدومیت یک روحانی که چند روز گذشته در تهران رخ داد، گفت: مراجع عظام از حادثه اتفاق افتاده برای آن روحانی در شهر تهران مطلع شدند و اعلام موضع نمودند اما از حادثه تجاوز به عنف در خمینی شهر با خبر نشدند. وی با اشاره به واکنش حضرت علی (ع) در قبال کشیدن خلخال از پای زن یهودی گفت: وقتی که ما از تریبون نمازجمعه درد دل و گلایه و سوزدل خود را در مورد حادثه و جنایت اتفاق افتاده اعلام می کنیم، مورد انتقاد مسؤولین دستگاه قضایی استان قرار می گیریم و خطاب به من می گویند: این سخنان شما باعث تضعیف قوه قضا و اسلام و نظام شده است. حضرت علی نسبت به اهانت به یک زن یهودی بی تفاوت نبود؛ در حالی که مسؤولین دستگاههای قضایی از درد دل ما ناراحت می شوند. امام جمعه تصریح کرد: از زمان وقوع این حادثه ۱۸ روز می گذرد و این نماز سوم بعد از وقوع حادثه است. اگر من قصد تضعیف قوه قضائیه را داشتم این موضع گیری را در هفته اول و دو روز بعد از حادثه اعلام می کردم. من از شما مردم انقلابی و مذهبی سؤال می کنم پس از ۱۸ روز کدامیک از مسؤولین استان با حضور در جمع مردم خمینی شهر از آنها دلجویی نمودند؟ مسؤولین حاضر به حضور در جمع مردم نبودند در حالی که من قصد آرام کردن مردم را دارم. شما اعتراض می کنید. اگر من جلو مردم را نگرفته بودم و اگر درخواست من در هفته گذشته از مردم برای حفظ آرامش و جلوگیری از راه اندازی راهپیمایی نبود، در خمینی شهر درگیری به وجود می آمد. شما مسؤولین عادت به حضور در نماز جمعه ندارید و از مردم نیز دلجویی ننمودید. آیا به جا نبود در هفته گذشته یکی از مسؤولین استان به منظور حضور در جمع مردم خمینی شهر، در نماز جمعه شرکت کند؟ آیا این ۱۸ روز رسماً مسؤولی در جمع مردم حضور یافت؟ شما که نیامدید و حضور پیدا نکردید؛ کدام مسؤول به صورت علنی در جمع مردم حاضر شد و اعلام موضع کرد؟<br />
دل امام جمعه را خون می کنند<br />
وی ادامه داد: داد شما مسؤولین را من از تریبون نماز جمعه زدم و به جای شما من مردم را آرام نمودم. در حالی که یک نفر چشم یک روحانی را در تهران کور می کند، در خمینی شهر دل امام جمعه را خون می کنند. مسؤولین به جای همدل شدن با من انتظار شنیدن این سخنان را نداشتند. واقعاً قوه قضائیه را تضعیف می کنم؟ آیا با این سخنان نظام را تضعیف می کنم؟ من ضمن دلداری مردم انتظار داشتم بعضی از مسؤولین مهم شهرستان خودمان هم در جمع مردم حاضر می شدند که حاضر نشدند. حضور مسؤولین در جمع مردم باعث آرامش می شود. نخواهید از من بعضی از مطالب را بگویم. ما انتظار داریم به صورت کلاسیک با مردم برخورد نکنید و مردمی باشید. کمترین تسلی خاطر مردم خمینی شهر حضور مسؤولین استان در جمع مردم بود. وی تصریح کرد: مسؤولین قول دادند که در هفته آینده در شهرستان حاضر می شوند و اگر من این داد و فریاد و انتقاد را نمی کردم آنها حاضر به حضور در شهرستان نمی شدند. حال ما منتظر حضور مسؤولین استان هستیم.<br />
طرح برخورد با اراذل و اوباش خمینی شهر باید اجرایی شود<br />
امام جمعه ادامه داد: من حرف مردم را زدم. من درخواستهای خود از مسؤولین را در جمعه دوم این حادثه مطرح می کنم. امیدوارم اعضای شورای تأمین استان در نماز جمعه هفته آینده شرکت کنند و در نشستی مشترک از زبان مسؤولین خبرهای خوش بشنویم. تقاضای ما از مسؤولین استان این است که طرح جمع آوری اراذل و اوباش در شهرستان خمینی شهر باید سریعاً اجرا شود. این خواسته مردم است. مسؤولین باید با مردم صادق باشند تا مردم هم با ما صادق باشند.<br />
وی با اشاره به سخنان سردار رادان راجع به اجرای طرح ضربتی جمع آوری اراذل و اوباش که پس از فاجعه اتفاق افتاده برای آن روحانی در تهران بیان شد، ادامه داد: سؤال ما این است که آیا اگر چشم این روحانی کور نمی شد شما طرح را اجرایی می نمودید؟ با صداقت باشید. امیدواریم این طرح ادامه پیدا کند و کوتاه مدت نباشد. در شهرستان هم ما مقام قضایی باید با جدیت و اقتدار عمل کند. چرا باید اجازه داد بعضی با استفاده از سلاح سرد هر تجاوزی را مرتکب شوند؟ وی خطاب به مسؤولین استان گفت: نوامیس مردم ما در شهرستان امنیت ندارند.<br />
(تکبیر حضار)<br />
آنچه برای خود می خواهید برای مردم هم بخواهید<br />
آنچه ما مسؤولین برای خود می خواهیم برای مردم هم باید همان را بخواهیم؛ ما مسؤولین تافته جدا بافته نیستیم. اگر این تجاوز به نوامیس یکی از مسؤولین و مراجع قضایی اتفاق می شد آنگاه شما به همین صورت نگاه می کردید؟<br />
آنچه را برای خود می خواهیم برای مردم هم بخواهیم. مردم از شما امنیت می خواهند و می خواهند نوامیس آنها حفظ شود. نوامیس مردم باید بتوانند آزادانه حرکت کنند. حجت الاسلام سالمی ادامه داد: بیایید با مردم رو در رو صحبت کنید و واقعیت ها را به مردم بگویید. وی در واکنش به شعار یکی از نمازگزاران گفت: مسؤولین ما، برادران عزیزان ما هستند و این سخنان من درد دلهای من است و هیچ گونه نشانه ای از تضعیف نظام و قوه قضائیه ندارد.<br />
متهم به تجاوز در حال پرسه زدن در شهر است<br />
امام جمعه خمینی شهر خواسته دوم مردم را بجز برخورد با اراذل و اوباش شهرستان، برخورد سریع و فوری با متهمان این پرونده دانست و افزود: مسؤولین قضایی حاضر نشدند یک کلمه حرف با مردم بزنند. ۱۸ روز از این حادثه می گذرد. امام جمعه به کوتاهی دستگاه قضایی در رابطه با جرم تجاوز به عنف یکی از متهمان مشهور شهرستان اشاره نمود و گفت: این متهم در حال پرسه زدن در شهر است.<br />
وی ادامه داد: انتظار داریم از فرمانده نیروی انتظامی کشور به عنوان یک جانباز و نیروی ارزشی. شهر ما فقط دو کلانتری دارد و در تعاملی قوی که با فرمانده نیروی انتظامی استان داشتیم زحمات زیادی از طرف فرمانده نیروی انتظامی شهرستان و حضور به موقع در جمع مردم شده است اما ما انتظار داریم تعداد کلانتریهای خمینی شهر افزایش یابد. شهرک منظریه جمعیتی بالغ بر ۵۰ هزار نفر دارد و جمعیت آن در اثر اسکان مردم در مجموعه های مسکن مهر و افزایش منازل و ادارات افزایش چشم گیری می یابد و راه اندازی یک کلانتری در این شهرک به خوبی احساس می شود. آیا دو کلانتری موجود در خمینی شهر جوابگوست؟ حداقل ۳ کلانتری دیگر نیاز داریم.<br />
رئیس ستاد احیای امر به معروف و نهی از منکر شهرستان ادامه داد: خواسته دیگر ما حمایت قاطع از ستاد امر به معروف و تقویت فرهنگ امر به معروف و نهی از منکر و حمایت از آمرین به معروف و نیروی اجرایی این ستاد در شهرستان است. حمایت از مرکز امور رسیدگی به مساجد، تقویت این بخش و ائمه جماعات، هیأتهای امنای مساجد و هیأت های مذهبی از دیگر مسائلی است که باید به آن توجه شود.<br />
وی همچنین گفت: تقاضای من از مدیر کل دادگستری استان افزایش تعداد شعب دادگاه ها، پرسنل آنها و قضات دادگستری در خمینی شهر است. ما در خمینی شهر دادگاه انقلاب مجزا نداریم.<br />
سالمی در بخش دیگری از خطبه ها از مسئولان استان خواست به خمینی شهر به صورت ویژه نگاه کنند و ضمن حمایت از بسیجیان، سپاه ناحیه در رأس امور خمینی شهر و استان قرار گیرد. وی در این باره تصریح کرد: بسیجیان ما از این روال موجود در شهرستان گلایه دارند. به بسیج باید میدان بدهیم. امام جمعه در پایان خطبه ها خواستار ساماندهی باغات خمینی شهر شد و افزود: کلیه باغات شهرستان باید شناسنامه دار بشوند و با قاطعیت در باغاتی که تخلفی می شود، با مالک آن برخورد شود. باید امنیت در پارکهای ما افزایش یابد و این اماکن از وجود افراد متخلف پاک شود.<br />
وی در انتها ضمن از همه مردم دعوت کرد تا آرامش و وحدت خود را حفظ کنند و  از سوء استفاده ها و تضعیف مسؤولین جلوگیری کنند. به شایعات توجه نکنند و از ترویج شایعات جلوگیری کنند. با همکاری با نیروی انتظامی هر گونه اطلاعی از متهمان متواری را اطلاع دهند. از حرکات خودسرانه جلوگیری کنند و با اعتماد به مسؤولین شهرستان و استان اجازه دهند تا مسؤولین به وظیفه خود عمل کنند.<br />
سکانس هفتم: اظهارات مسئولان استانی<br />
با علنی شدن موضوع، مسئولان استانی هم به فراخور مسئولیت خود وارد موضوع شدند و به اظهارنظر پرداختند.<br />
رئیس کل دادگستری استان اصفهان در گفتگو با خبرگزاری ها با بیان اینکه از ارائه جزئیات چنین پروندههایی که عمل منافی عفت دارد باید بیشتر خودداری کرد، اظهار داشت: تنها به بیان این نکته که تعدادی از متهمان دستگیر و بقیه آنان نیز تحت تعقیب هستند بسنده میکنم.<br />
غلامرضا انصاری گفت: پرونده نهایتا در دادگاه کیفری و به صورت فوق العاده بررسی می شود. وی ادامه داد: این پرونده بعد از طرح در دادگاه کیفری به دیوان عالی کشور رفته  تا سریعتر رسیدگی و افراد به مجازات برسند. انصاری با تاکید به اینکه پرونده منافی عفت توسط نیروی انتظامی نیاز به تحقیق ندارد، گفت: چنین پرونده هایی در دادگاه خارج از نوبت رسیدگی می شود. وی در خصوص وضعیت متهمان گفت: افراد دستگیر شده تا زمان محاکمه در بازداشتگاه موقت هستند. رئیس کل دادگستری استان اصفهان افزود: وقوع جرم در تمام دنیا یک واقعیت است و در سراسر دنیا نیز اتفاق میافتد و اکنون در استان اصفهان نیز به وقوع پیوسته اما نکته اینکه دستگاه قضایی در این زمینه کوتاه نخواهد آمد.  تعدادی خانواده در روزهای تعطیلی گذشته در یکی از باغهای خمینی شهر به برگزاری مهمانی مختلطی اقدام کردهاند که در همین حین تعدادی از اراذل و اوباش آن منطقه به این باغ وارد شده و پس از زندانی کردن مردان در اتاق باغ زنان و دختران را به باغ دیگری برده و مورد آزار و اذیت قرار دادهاند.<br />
رییس پلیس آگاهی استان اصفهان هم گفت: چهارشنبه گذشته چند خانوادهدر یکی از باغ های اطراف اصفهان بدون رعایت موازین شرعی و عرفی، میهمانی را برگزار کرده بودند که عده ای از اراذل و اوباش این منطقه با اطلاع از این میهمانی و با همدستی دوستان خود ضمن ورود به داخل باغ ، زنان و دختران این میهمانی را مورد اذیت و آزار جنسی قرار داده بودند. سرهنگ حسین زاده با اشاره به ابن که نیروهای انتظامی شهرستان خمینی شهر با حضور در محل توانستند ۴ نفر از این افراد را دستگیر کنند، افزود: با توجه به پیگیری های جدی نیروی انتظامی این شهرستان در چند روز اخیر یکی دیگر از این متهمان نیز دستگیر شد و تحقیق برای بازداشت همدستان آنان ادامه دارد. رییس پلیس آگاهی استان اصفهان وقوع این گونه حوادث را بی توجهی خانواده ها و نهادهای اجتماعی در راستای ساماندهی او قات فراغت نوجوانان و جوانان دانست و بیان کرد: ایجاد امنیت فقط وظیفه نیروی انتظامی نیست و خانواده ها و نهادهای اجتماعی نیز باید با ایجاد محیطی سالم برای جوانان زمینه را برای رشد فکری و جسمی آنها آماده کنند.<br />
سایت تابناک هم در روز ۱۸ خرداد در خبری با عنوان بازداشت عاملان جنایت دهشتناک در اصفهان به نقل از واحد مرکزی خبر صدا و سیما نوشت: چهارشنبه گذشته چند خانواده در یکی از باغ های اطراف اصفهان بدون رعایت موازین شرعی و عرفی، میهمانی را برگزار کرده بودند که عده ای از اراذل و اوباش این منطقه با اطلاع از این میهمانی و با همدستی دوستان خود ضمن ورود به داخل باغ، زنان و دختران این میهمانی را مورد اذیت و آزار جنسی قرار داده بودند .<br />
تابناک افزود: به گفته سرپرست اطلاع رسانی فرماندهی انتظامی استان اصفهان، چهارشنبه گذشته چند خانواده در یکی از باغ های اطراف اصفهان بدون رعایت موازین شرعی و عرفی، میهمانی را برگزار کرده بودند که عده ای از اراذل و اوباش این منطقه با اطلاع از این میهمانی و با همدستی دوستان خود ضمن ورود به داخل باغ ، زنان و دختران این میهمانی را مورد اذیت و آزار جنسی قرار داده بودند. مصطفی صادقیان گفت: تاکنون ۵ نفر از این خلافکاران بازداشت شده اند و تحقیق برای بازداشت همدستان آنان ادامه دارد. بر اساس شنیده ها خلافکاران این ماجرا بیش از۲۰ نفر از اراذل و اوباش سابقه دار بوده اند که ۲ نفر از آنان با کمک مردم محل و ۳ نفر دیگر نیز با تلاش ماموران انتظامی بازداشت شده اند. سید محمد جواد ابطحی نماینده مردم خمینی شهر در مجلس شورای اسلامی در این زمینه گفت: با توجه به اهمیت این حادثه، موضوع در شورای تامین استان مطرح شده است. دادستان عمومی و انقلاب اسلامی خمینی شهر نیز به اهالی این شهر اطمینان داد عاملان این جنایت به اشد مجازات می رسند. حجت الاسلام حسین رضایی با اشاره به دستور ویژه رئیس قوه قضاییه برای رسیدگی به این پرونده گفت : ۱۲ نفر از عاملان این جنایت شناسایی شده اند.<br />
اظهارات مسئولانه معاون سیاسی امنیتی استاندار اصفهان: ساماندهی باغات اصفهان در دستور کار جدی قرار گرفت<br />
اما در حالی که اظهارات برخی مسئولان استانی و شهرستان خودمان در منفی سازی چهره شهرستان نقش مهمی داشت، معاون سیاسی امنیتی استاندار اصفهان در گفتگو با خبرگزاری فارس به شکل چشمگیری با این موضوع واقع بینانه برخورد کرد. او بر خلاف نماینده، اظهار کرد که چنین مسئله ای تاکنون در خمینی شهر سابقه نداشته است. دکتر اسماعیلی گفت: پس از گزارش چنین حادثه ناگواری در خمینی شهر اصفهان، جلسه شورای تامین استان برای رسیدگی این پرونده تشکیل شد. وی با بیان اینکه این موضوع بسیار نگران کننده برای استان بود، افزود: تمهیدات و پیگیری سریعا از طریق بسیج نیروها صورت گرفت. معاون سیاسی امنیتی استاندار با تاکید بر اینکه از دلایل بروز این حادثه در کنار خباثت افراد شرور بی مبالاتی شرکت کنندگان در مهمانی و نبود ساماندهی مناسب در باغات این شهرستان بوده است افزود: مردم خمینی شهر مردم مذهبی هستند و بروز چنین اتفاقی تا کنون در خمینی شهر سابقه نداشته است. وی اظهار داشت: نگرانی مردم متدین خمینی شهر به خاطر مسائل مذهبی بوده و پلیس هشت دقیقه بعد از وقوع در صحنه حضور داشته و تعدادی را دستگیر کردند. دکتر اسماعیلی همچنین نابسامانی های باغ ها را محدود به خمینی شهر ندانست و از ساماندهی باغات اطراف اصفهان و دیگر شهرستانهای مجاور خبر داد و گفت: پس از وقوع این حادثه و تشکیل شورای تامین استان بحث ساماندهی باغات به طور جدی طرح شد. وی با بیان اینکه در حوزه امنیتی قصد عدم تکرار چنین وقایعی را در باغات اصفهان داریم، گفت: برای جلوگیری از این اتفاقات تدابیری اتخاذ شده که باغات ساماندهی و حصاربندی مطمئنی داشته باشند. اسماعیلی با تاکید بر اینکه برخی سهل انگاریها باعث تجاوز به حریم خصوصی افراد و وقوع چین جرائمی میشود، افزود: امنیت کامل در استان برقرار است و با چنین وقایعی که به صورت محدود اتفاق میافتد به شدت مقابله میکنیم.<br />
سکانس هشتم: رسانه ها<br />
رسانه های کشوری از روز ۱۸ خردادماه، بطور جدی وارد این ماجرا شده و به انتشار خبر و گزارش پرداختند. اظهارات نماینده شهرستان و مقامات انتظامی و معاون سیاسی امنیتی استانداری محور این خبرها بود. بسیاری از خبرگزاری ها و سایت ها به انتشار خبر  مذکور پرداختند و جالب است بدانید که در یکی دو هفته اخیر، در سایت جستجوگر گوگل، آمار سرچ کلمات خمینی شهر، باغ، تجاوز بالا بوده و به دلیل آنکه در عنوان سایت فرصت آنلاین هم کلمه خمینی شهر وجود دارد در این سرچ ها بازدید از سایت فرصت آنلاین به شدت افزایش یافت بطوریکه در برخی روزها به رکورد قابل توجه و بی سابقه ای در بین رسانه های آنلاین استان اصفهان رسید. آمار مرکز فنی سایت نشانگر مشاهده سایت از اقصی نقاط کشور بود که درصدد یافتن اطلاعات درست بودند. گزارش فرصت آنلاین از خبر تجمع مردم خمینی شهر و بیش از ۱۰۰ عکس از این تجمع که در روی سایت قرار داده شد و نیز سخنرانی امام جمعه در خطبه های هفته گذشته، با بازدید بالایی همراه بود.<br />
اما چند نشریه مکتوب هم بطور ویژه به این ماجرا پرداختند. از جمله روزنامه سراسری روزگار بود که توجه ویژه ای به این موضوع نشان داد بطوریکه روز پنجشنبه ۱۹ خرداد ماه دو خبرنگار زن خود را از تهران عازم خمینی شهر کرد و با برخی مسئولان شهرستان گفتگو کرد و از زوایای مختلف به این مسئله پرداخت و گزارش آن در روز شنبه ۲۲ خرداد منتشر شد! البته مسئولان قضایی و انتظامی حاضر به گفتگو با این خبرنگاران نشدند. در مطلب مذکور، عنوانی عجیب برای تیتر انتخاب گردید: سفر به خمینی شهر؛ اینجا جنایت نرخی ندارد. این گزارش و ذکر نامه اصغرآباد در گزارش روز پنجشنبه این روزنامه از زبان نماینده &#8211; که البته وی بعداً آنرا تکذیب کرد &#8211; باعث اعتراض مردم اصغرآباد شد.<br />
روزنامه اصفهان زیبا هم در روز ۱۸ خرداد گزارش پرحاشیه ای از این واقعه منتشر کرد. در این گزارش آمده بود: بـه دلـیـل وضعیت بغرنج در شهرستان خمینىشهر و بروز اتفاقات اخیر که امنیت مردم را نشانه گرفته است جمعى از مردم این شهرستان روبه روى دادگسترى تجمع کردند و خواستار رسیدگى فورى به این وضع شدند. فاجعه در این شهرستان به قدرى سنگین بوده است که نماینده مجلس این شهرستان را به واکنش تند وادار کرده است. ابطحى نماینده مردم خمینىشهر با بیان این نکته که این چندمین بار است که چنین فجایعى در این شهرستان رخ مىدهد گفت: قوه قضاییه باید با اعزام گروهى مجازات این افراد را سریع مشخص کند.<br />
در ادامه این گزارش چنین نوشته شده بود: در شب جمعه دو هفته پیش فاجعه اى عظیم رخ مىدهد. یک شخص آگاه در مورد جزییات فاجعه چنین مىگوید: چند خانواده در باغ شخصى خود [؟] در حوالى شهرستان خمینى شهر در حالى که چندان هم شئونات را رعایت نکرده بودند مشغول تفریح بودند. تعدادى افراد شرور که گفته مىشود ۸ نفر[؟] بوده اند در محل حضور داشته اند. یک نفر از افراد شرور در حالى که مست بوده است با شنیدن صدا از باغ کنارى وسوسه مىشود و براى سرک کشیدن از دیوار بالا مى رود. این نگاه کلید شروع فاجعه را مى زند. فرد مذکور از دیوار پایین مى آید و با فکرى پلید، دوستان خود را به کارى وحشتناک دعوت مى کند. افراد شرور با سلاحهاى سردى که همراه خود داشتند به افراد باغ هجوم مىبرند. مردها و بچه ها [؟] را به زور قمه با دست و پاى بسته در اتاق ها زندانى مى کنند و زنان و دختران را با خودشان مى برند. بعد از آزار و اذیت زنان و تجاوز آنها را رها مى کنند. در حال حاضر سه نفر[؟] از افراد متخلف دستگیر شدهاند و مابقى مـتـوارى شـده اند. مردم با شنیدن خبر خشمگین مى شوند و اعـتراضى دسته جمعى روبروى دادگسترى خمینى شهر برپا مىکنند. نماینده مردم خمینىشهر عملکرد نیروى انتظامى را ضعیف مىخواند و مىگوید: شب وقوع حادثه با وجود تماس تلفنى اهالى محل، نیروى انتظامى با تاخیر زیاد در صحنه حاضر مى شود که به دنبال آن خاطیان براى فرار از محل حادثه فرصت کافى پیدا مى کنند. البته این اولین جنایات در شهرستان خمینى شهر و در کل در اصفهان نبوده است اما تکرار اتفاق ها و عمق فاجعه همه را به واکنش وادار کرده است. البته در سالهاى اخیر با فروختهشدن باغهاى مجاور در خمینى شهر و نجف آباد به افراد متول و استفاده هاى نامناسب از این باغ ها، زمینههاى افزایش فساد و فحشا در این شهرستان ها هم افـزایش یافته است. افزایش مصرف الکل و مشروبات، استفاده از سلاح سرد، مصرف مواد روانگردان، بى توجهى مردم به مسایل امنیتى و شئونات اسلامى و عدم پوشش کافى گشت پلیس همگى زمینه ساز بروز چنین حوادثى شده است. آنطـور کـه از اخـبـار شنیده مى شود افزایش جرم در این شهرستان و نواحى حاشیه شهرها به شدت افزایش یافته است، و این نگرانى مردم را باعث شده است.<br />
در پی درج این مطلب، خبرنگار فرصت با دبیر سرویس شهرستان های روزنامه اصفهان زیبا تماس گرفت تا نسبت به اطلاعات غلط داده شده در این گزارش مطالبی را بیان کند. از دبیر مذکور پرسیدیم منبع شما برای اظهارات نماینده شهرستان مبنی بر اینکه این دست جنایات در خمینی شهر بار اول نیست که رخ می دهد کجاست که او به خبرگزاری ایمنا استناد کرد و البته گفت که نماینده خمینی شهر با این روزنامه تماس گرفته و گفته من چنین کلامی نگفتم و این نقل قول غلط است.<br />
دیگر مطبوعات اصفهان و کشور هم هر یک به فراخور خود گزارش هایی در این باره منتشر کردند با تناقضات فراوان و محتوای متفاوت و البته منفی. این تناقضات البته در کلام مسئولان شهرستان و استان هم دیده می شود بطوریکه روایت از ماجرا و تعداد متجاوزین و تعداد قربانیان و &#8230; مرتباً تغییر می کند!</p>
<p>از بی بی سی تا &#8230;<br />
اما در یکی دو روز اخیر رسانه های فارسی زبان ماهواره ای هم به شکلی ویژه و عجیب به ماجرای خمینی شهر وارد شده و ماهی خود را از آب گل آلود ماجرا صید نمودند. این رسانه ها حتی با اهالی و خبرنگاران خمینی شهر هم تماس گرفتند و به شرح داستانهای شبه پلیسی پرداختند.<br />
اینجا سئوالی مطرح می شود که در مقابل این موج سهمگین خبرنویسی و خبرسازی پیرامون این واقعه و تخریب شدید چهره مردم عزیز خمینی شهر، وظیفه کدام یک از مسئولان شهرستان است که از این حیثیت در حال تاراج دفاع کنند و به میدان بیایند؟ نماینده؟ فرماندار؟ شورای شهر؟ دادگستری؟ بنظر شما بلندگوی شهرستان کدام می توانند باشند؟<br />
سکانس آخر؛ بعد از این؟<br />
چه بخواهیم و چه نخواهیم ماجرای مزبور رخ داد و لکه ننگی بر دامان شهرستان نشست و احتمالاً بسیاری از امور را تحت الشعاع قرار خواهد داد و تا مدتها اثر این جنایت مثل بختکی بالای سرمان خواهد بود.<br />
اما آنچه مهم است اینکه در سطح نمانیم و به اعماق این ماجرا و دلایل و ریشه هایش و پیامدهایش بپردازیم و آنرا عبرتی کنیم برای ایمن ماندن در آینده، و نیز باید در شرایط فعلی، ماجرا را درست تحلیل کنیم.<br />
تحلیل هایی بر این ماجرا در این شماره – سرمقاله صفحه اول و یادداشت صفحه سوم – نوشته شده که خواندنش خالی از لطف نیست.<br />
حرف آخر اینکه هنوز هم بسیاری از همشهریان دربدر دنبال عکس و اسامی متهمان اند اگر چه در بولوث ها منتشر شده است. از این رو، به شدت از فرصت هم خواستند که عکس ها را منتشر کند. اما ما در این شماره از انتشار آنها خودداری کردیم چرا که جدای از شبهه قانونی در این خصوص، معتقدیم این جانیان به هر حال روزی گرفتار و مجازات می شوند و تبدیل به سوژه های سوخته خواهند شد اما مسئله ای مهم تر از نام ها و چهره ها وجود دارد. اینکه نام جنایتکار الف است یا ب مهم تر از آن نیست که کاری کنیم تا الف ها و ب ها دیگر بار در شهر ما و استان ما و کشور ما چهره عیان نکنند.<strong></p>
<p></strong></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.nabizade.ir/blog/?feed=rss2&#038;p=787</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>آیا ایران به سوریه کمک تسلیحاتی می‌کند؟</title>
		<link>http://www.nabizade.ir/blog/?p=781&#038;utm_source=rss&#038;utm_medium=rss&#038;utm_campaign=%25d8%25a2%25db%258c%25d8%25a7-%25d8%25a7%25db%258c%25d8%25b1%25d8%25a7%25d9%2586-%25d8%25a8%25d9%2587-%25d8%25b3%25d9%2588%25d8%25b1%25db%258c%25d9%2587-%25da%25a9%25d9%2585%25da%25a9-%25d8%25aa%25d8%25b3%25d9%2584%25db%258c%25d8%25ad%25d8%25a7%25d8%25aa%25db%258c-%25d9%2585%25db%258c%25e2%2580%258c%25da%25a9%25d9%2586</link>
		<comments>http://www.nabizade.ir/blog/?p=781#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 09 Jun 2011 12:12:26 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Ghadeer Nabizade</dc:creator>
				<category><![CDATA[ايالات متحده امريكا]]></category>
		<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[بین‌الملل]]></category>
		<category><![CDATA[خاورمیانه]]></category>
		<category><![CDATA[رژيم صهيونيستي]]></category>
		<category><![CDATA[سوریه، کمک تسلیحاتی ایران، بحرین]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.nabizade.ir/blog/?p=781</guid>
		<description><![CDATA[امروز دولت سوریه از سوی بزرگ‌ترین تروریست‌های دنیا که خود را جامعه بین‌المللی می‌خوانند متهم است که از ابزار ضدشورش و سلاح‌های ایرانی برای سرکوب و قتل‌عام مخالفان و از استراتژی‌های ایرانی برای سرکوب مردم و برون‌رفت از این بحران استفاده می‌کند. این سخنان بارها و بارها از زبان اوباما، کلینتون، سارکوزی و سایر مقامات اروپایی و عربی شنیده می‌شود اما آیا واقعا این چنین است؟ ضمنا این در حالی‌ست که در بحران داخلی بحرین، نیروهای سعودی که از سوی بریتانیایی‌ها آموزش دیده‌اند با ورود به خاک بحرین به کشتار و آزار و اذیت مردم می‌پردازند.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://www.nabizade.ir/blog/wp-content/uploads/2011/06/E851616C-6972-41A1-9B6E-092C1123DB21_w527_s.jpg"><img class="aligncenter size-full wp-image-782" title="نیروهای امنیتی سوریه به دست تروریستها به قتل می رسند" src="http://www.nabizade.ir/blog/wp-content/uploads/2011/06/E851616C-6972-41A1-9B6E-092C1123DB21_w527_s.jpg" alt="" width="527" height="395" /></a>این مطلب دومین نوشتار من در موضوع ناآرامی‌های سوریه است. (اولین نوشتار را در <a href="http://www.nabizade.ir/blog/?p=744" target="_blank">اینجا</a> بخوانید.)</p>
<p>قصد ندارم مطلب طولانی بنگارم، چون در آینده نزدیک قرار است تحلیلی جامع از این مساله را به خوانندگان محترم تقدیم کنم، لذا در این مجال تنها به ذکر چند نکته کوتاه اکتفا می‌کنم.</p>
<p>نخست به چند سرنخ به طور مختصر اشاره می‌کنم. به نظر من:</p>
<p>۱) ناآرامی‌ها در سوریه از الگوی ناآرامی‌ها/انقلاب‌ها در سایر کشورهای عربی پیروی نمی‌کند و آن‌هایی که قصد دارند به هر نحوی ناآرامی‌های سوریه را گسترده و خواست همه مردم آن کشور قلمداد کنند و موجب تغییر رژیم (Regime Change) در سوریه شوند، همان‌هایی هستند که از امواج کنونی خاورمیانه متضرر شده، بخشی از منافع خود را از دست داده و در حال از دست دادن بقیه منافع خود هستند و از هیچ نوع سرکوبگری ابایی ندارند که بحرین نمونه‌ای روشن از آن است.</p>
<p>۲) نوع حکومت سوریه مورد قبول من نیست و این کشور را کشوری دموکراتیک نمی‌دانم ولی به هر صورت نوعی ناقص از دموکراسی را بکار می‌گیرد که اگر وضعیت دموکراسی در سایر کشورهای عربی از آن بدتر نباشد، مطمئنا بهتر از آن نیست.</p>
<p>۳) گناه نابخشودنی حکومت سوریه حمایت از نیروهای مقاومت در فلسطین و لبنان و ارتباط استراتژیک آن با جمهوری اسلامی ایران است. انقلاب مصر نیز موجب شد نیاز به خارج کردن حکومت کنونی سوریه از ریل مقاومت بیشتر احساس شود که در نتیجه به این نقطه رسیده است.</p>
<p>۴) امریکا و متحدان‌‌اش، به علاوه کشورهای وابسته عربی منطقه مانند اردن، عربستان، کویت، بحرین و قطر تمام تلاش پولی، رسانه‌ای و معنوی خود را برای تغییر رژیم در سوریه صرف کرده‌اند و انگار در کل خاورمیانه مشکلی بزرگ‌تر از آن وجود ندارد. این‌ها همه در حالی‌ست که گرچه شمار کشته‌ها در سوریه (در طول حدود ۳ ماه درگیری) به حدود ۱۱۰۰ نفر می‌رسد اما چیزی نزدیک به یک سوم این افراد را نظامیان سوری تشکیل می‌دهند.</p>
<p>و پس از این مقدمه به اصل ماجرا می‌پردازم:</p>
<p>اگر می‌خواهید بدانید چرا سوریه به این وضعیت مبتلا شده، تنها کافی‌ست شرایط ایران در دوران پس از انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸ را به یاد بیاورید. نیروهای امنیتی و مردم سوریه عمدتا با سلاح‌ها و مهماتی به قتل می‌رسند که از انبارهای مهمات دولتی دزدیده شده‌اند. امروزه کار در سوریه به جایی رسیده که <a href="http://www.radiofarda.com/content/f2_syria_unrest_assad_army_regime_countdown_iran_homs_security_killed/24229468.html" target="_blank">نیروهای امنیتی را در خیابان از تیرهای برق آویزان یا به فجیع‌ترین وضع شکنجه می‌کنند</a>.</p>
<p>اگر به یاد داشته باشید، اوباش در ایران نیز حمله به مراکز نظامی را به هدف به‌دست آوردن اسلحه و مهمات در دستور کار داشتند که در اولین و آخرین مورد آن به کشته و زخمی‌شدن چند نفر از هر دو طرف انجامید اما دست آشوب‌گران به مهمات نرسید. اگر دست آشوب‌گران به مهمات و سلاح‌های پایگاه مقداد می‌رسید، همین داستانی که اکنون در سوریه می‌بینید در تهران و در سراسر ایران می‌دیدیم.</p>
<p>آن روزها، دولت‌های آزادیخواهی (؟؟؟) مانند امریکا، انگلیس، فرانسه و آلمان و برخی کشورهای کوتوله عربی واکنش مسلحانه به عده‌ای که قصد تصرف انبار مهمات داشتند را برخلاف اصول دموکراتیک و ایران را سرکوبگر خواندند در حالیکه‌ امروز دولت سوریه را به سرکوب مخالفان و شمارش معکوس برای پایان رژیم اسد تهدید می‌کنند؛ رژیمی که نیروهای امنیتی آن به دست افراد ناشناس و با سلاح‌ها و مهمات دولتی به قتل می‌رسند.</p>
<p>امروز دولت سوریه از سوی بزرگ‌ترین تروریست‌های دنیا که خود را جامعه بین‌المللی می‌خوانند متهم است که از ابزار ضدشورش و سلاح‌های ایرانی برای سرکوب و قتل‌عام مخالفان و از استراتژی‌های ایرانی برای سرکوب مردم و برون‌رفت از این بحران استفاده می‌کند. این سخنان بارها و بارها از زبان اوباما، کلینتون، سارکوزی و سایر مقامات اروپایی و عربی شنیده می‌شود اما آیا واقعا این چنین است؟ ضمنا این در حالی‌ست که در بحران داخلی بحرین، نیروهای سعودی که از سوی بریتانیایی‌ها آموزش دیده‌اند با ورود به خاک بحرین به کشتار و آزار و اذیت مردم می‌پردازند.</p>
<p>باید به این مقامات عرض کرد شبهه‌ای که مطرح می‌کنید ابتر است. به واقع ایران از کمک به کشورهای مردمی ضدامپریالیست با هر دین و مسلکی، در هر کجای جهان و به هر نحوی (نظامی، مادی و معنوی) هیچ ابایی ندارد اما به واقع اگر ایران به سوریه کمک می کرد، آیا اکنون وضعیت سوریه این چنین بود؟</p>
<p>ایران دو سال پیش، بارویکردهای غیرنظامی آشوب‌گران را از صف معترضان بیرون راند و ماهیت وطن‌فروشانه و خارجی اقدامات آنان را در پوشش شکست انتخاباتی برملا کرد به گونه‌ای که بسیاری از حامیان موسوی از رای دادن به او پشیمان شده بودند. شمار کل کشته‌ها در ایران (با ۷۰ میلیون نفر جمعیت) چند نفر بود و این آمار در سوریه، بحرین، مصر، لیبی و یمن چند نفر است؟ در این وضعیت، اگر ایران تجارب و تسلیحات خود را به سوریه منتقل می‌کرد هیچگاه سوریه به چنین وضع بحرانی مبتلا نمی‌شد که کشورهای لاشخور غربی و عربی شمارش معکوس برای نابودی رژیم آن را آغاز کنند.</p>
<p>ضمنا کورها (یی که بحرین را نمی‌بینند) حق اظهار نظر (درباره سوریه را) ندارند.</p>
<p>البته تا روشن شدن کامل ماجرا باید بیشتر صبر کرد و به یاری خدا حقیقت به زودی آشکار خواهد شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.nabizade.ir/blog/?feed=rss2&#038;p=781</wfw:commentRss>
		<slash:comments>4</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>Unrest in Syria is not a Revolution</title>
		<link>http://www.nabizade.ir/blog/?p=772&#038;utm_source=rss&#038;utm_medium=rss&#038;utm_campaign=unrest-in-syria-is-not-a-revolution</link>
		<comments>http://www.nabizade.ir/blog/?p=772#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 05 Jun 2011 10:29:40 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Ghadeer Nabizade</dc:creator>
				<category><![CDATA[English]]></category>
		<category><![CDATA[بین‌الملل]]></category>
		<category><![CDATA[خاورمیانه]]></category>
		<category><![CDATA[Revolution]]></category>
		<category><![CDATA[Syria]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.nabizade.ir/blog/?p=772</guid>
		<description><![CDATA[Ongoing revolutions in North Africa and Middle East have been on the news headline for almost six months. News on Tunisia, Egypt, Libya, Saudi Arabia, Kuwait, Yemen, Jordan and Bahrain are broadcast throughout the world on daily basis. Uprising in Egypt and Tunisia led to some kind of result but the clashes still continue in Libya, Yemen, Bahrain and Syria. In my opinion, all the revolutions are rooted in west except for Syria; i.e. dependence on western countries and unsuccessful internal policies has led to people's anger and therefore revolution. But the story in Syria is quite different. ]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: left;">This post is not displayed properly due to some problem in the site template. to receive this text in PDF click <a href="http://www.nabizade.ir/blog/wp-content/uploads/2011/06/Unrest-in-Syria-is-not-a-revolution1.pdf">Unrest in Syria is not a revolution</a>.</p>
<p style="text-align: left;"><a href="http://www.nabizade.ir/blog/wp-content/uploads/2011/06/Mideast_Lebanon_Syria.sff_.slideshow_main.prod_affiliate.81.jpg"><img class="aligncenter size-full wp-image-774" title="Mideast_Lebanon_Syria.sff.slideshow_main.prod_affiliate.81" src="http://www.nabizade.ir/blog/wp-content/uploads/2011/06/Mideast_Lebanon_Syria.sff_.slideshow_main.prod_affiliate.81.jpg" alt="" width="512" height="341" /></a>Ongoing revolutions in North Africa and Middle East have been on the news headline for almost six months. News on Tunisia, Egypt, Libya, Saudi Arabia, Kuwait, Yemen, Jordan and Bahrain are broadcast throughout the world on daily basis. Uprising in Egypt and Tunisia led to some kind of result but the clashes still continue in Libya, Yemen, Bahrain and Syria. In my opinion, all the revolutions are rooted in west except for Syria; i.e. dependence on western countries and unsuccessful internal policies has led to people&#8217;s anger and therefore revolution. But the story in Syria is quite different. I don’t believe in Syria people are quite satisfied with the regime, but the issue is not as hot as we hear thanks to Al-Arabia, Al-Jazeera, CNN and BBC. Syria is the only country in which the death toll of the security forces is not much different from civilians. As far as I understand, Syria has been subject to chaos due to the following reasons:</p>
<p style="text-align: left;"><span style="text-decoration: underline;">1- Neighboring with the Israel: </span></p>
<p style="text-align: left;">During the first round of the revolutions, Zionist regime has lost Egypt in only 17 days from the outset. Egypt was the only strategic ally of Israel in Arab world and the entire region. Being a close neighbor, Egypt closed the Rafah crossing in a mutual understanding with Israel and stopped all kinds of humanitarian aid to Gaza to bring Gazans to their knees; something that never happened. Jordan was also experiencing some kind of unrest, but for the moment it is quiet. Therefore, it is quite natural that another neighbor should play the role of a new Egypt. However Syria is suffering from a weak democracy despite having a normal system compared to other Arab countries.</p>
<p style="text-align: left;"><span style="text-decoration: underline;">2- Retaliation of Arab countries against Syria (being an ally of Iran):</span></p>
<p style="text-align: left;">Saudi Arabia, Qatar, Kuwait and Bahrain have long been angry with Syria for its support of Iran rather than Hezbollah. Therefore, creating a situation like other Arab uprisings in the region and retaliating against Syria is another goal for spending money and developing riots inside the country. According to evidences, Bandar Bin Sultan, a Saudi Prince was caught in Syria spending money and distributing weapons to form a revolutionary condition in Syria. In addition, US and West also find this a good situation to retaliate against Syria for supporting Iran and resistance movements (Hezbollah, Fatah), and therefore using all their media power and financial aid to perform a regime change in Syria.</p>
<p style="text-align: left;"><span style="text-decoration: underline;">3- Ruling regime is Syria:</span></p>
<p style="text-align: left;">As I mentioned earlier, Syria like almost all Arab countries, has a long distance to build a true democratic regime, which is now facing oppositions inside the country. Hafiz Assad and his son should have offered more public freedom and justice to gain the support of their public opinions. Although, I still believe this is the least important reason for the current situation in Syria.</p>
<p style="text-align: left;">
<p style="text-align: right;">برای خواندن این نوشته به زبان فارسی <a href="http://www.nabizade.ir/blog/?p=744" target="_self">اینجا</a> را ببینید.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.nabizade.ir/blog/?feed=rss2&#038;p=772</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>امام امت</title>
		<link>http://www.nabizade.ir/blog/?p=765&#038;utm_source=rss&#038;utm_medium=rss&#038;utm_campaign=%25d8%25a7%25d9%2585%25d8%25a7%25d9%2585-%25d8%25a7%25d9%2585%25d8%25aa</link>
		<comments>http://www.nabizade.ir/blog/?p=765#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 05 Jun 2011 08:18:46 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Ghadeer Nabizade</dc:creator>
				<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[جامعه]]></category>
		<category><![CDATA[شخصی]]></category>
		<category><![CDATA[امام خمینی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.nabizade.ir/blog/?p=765</guid>
		<description><![CDATA[یادم هست 10 -11 ساله بودم و حاج‌آقا مصطفی شاید 21-22 ساله بود. به من گفت: «یک لیوان آب به من بده!» امام نشسته بودند. من شانه‌هایم را بالا انداختم و گفتم: «نمی‌خواهم». حاج‌آقا مصطفی ناراحت شد و آمد طرف من که مرا دعوا کند. امام به من اشاره کردند که فرار کن. داداش دید و گفت: شما این جور می‌کنید که گوش به حرف نمی‌دهد». آقا گفتند: «اگر گوش به حرفت بدهد، امروز می‌گویی یک لیوان آب بده، پس‎فردا می‌‌گویی کفش‌هایم را جلوی پایم جفت کن!».]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: center;"><a href="http://www.nabizade.ir/blog/wp-content/uploads/2011/06/pierre_khomein_by_ranginkaman__wwwshiapicsir_20100506_1156205252.jpg"><img class="aligncenter size-large wp-image-767" title="pierre_khomein_by_ranginkaman__wwwshiapicsir_20100506_1156205252" src="http://www.nabizade.ir/blog/wp-content/uploads/2011/06/pierre_khomein_by_ranginkaman__wwwshiapicsir_20100506_1156205252-1024x640.jpg" alt="" width="655" height="410" /></a></p>
<p>خاطرات خانم زهرا مصطفوی دختر بنیانگذار کبیر انقلاب در ماهنامه پاسدار اسلام:</p>
<p>یادم هست ۱۰ -۱۱ ساله بودم و حاج‌آقا مصطفی شاید ۲۱-۲۲ ساله بود. به من گفت: «یک لیوان آب به من بده!» امام نشسته بودند. من شانه‌هایم را بالا انداختم و گفتم: «نمی‌خواهم». حاج‌آقا مصطفی ناراحت شد و آمد طرف من که مرا دعوا کند. امام به من اشاره کردند که فرار کن. داداش دید و گفت: شما این جور می‌کنید که گوش به حرف نمی‌دهد». آقا گفتند: «اگر گوش به حرفت بدهد، امروز می‌گویی یک لیوان آب بده، پس‎فردا می‌‌گویی کفش‌هایم را جلوی پایم جفت کن!».</p>
<p style="text-align: center;">***</p>
<p>نکته دیگری که یادم آمد از دوره‌ای است که امام کسالت داشتند. حدود ده روز قبل از رحلتشان بود. امام بیمار بودند و باید در بیمارستان بستری می‌شدند. امتحان جامع دکترا هم داشتم. امام هم قرار بود فردای آن روز به بیمارستان بروند. من وقتی وارد منزل شدم، ایشان داشتند با مادرم شام می‌خوردند. شنیدم که گفتند: «به فهیم نگویید.» من همان‌جا متوجه شدم که ایشان می‌خواهند به بیمارستان بروند، منتها ایشان به دیگران توصیه می‌کردند به من نگویند که حواسم برای امتحان پرت نشود. من به روی خودم نیاوردم که می‌دانم. آمدم و نشستم و صحبت کردیم و شب به منزل برگشتم.</p>
<p>صبح فردا دلم نیامد که نروم و امام(ره) را نبینم. از آن طرف هم از بیمارستان گفته بودند جواب آزمایش حاضر نیست و باید فردا برای عمل بیایید. من این را نمی‌دانستم. وقتی آمدم و وارد اتاق شدم، فکر کردم امام را می‌خواهند به بیمارستان ببرند. به روی خودم هم نمی‌آوردم که می‌دانم. به محض اینکه وارد شدم، امام دستشان را باز کردند و گفتند: «خیالت راحت‌! قرار نیست به بیمارستان بروم». پرسیدم: «جدی می‌گویید؟» یادم نیست عین جمله‌شان چه بود، اما آن را جوری ادا کردند که من باور کردم که قرار نیست اصلاً به بیمارستان بروند و با کمال آرامش رفتم و امتحانم را دادم و برگشتم و تازه فهمیدم که قرار است فردای آن روز بروند. این‌قدر دقیق بودند که من از نظر روحی لطمه نخورم و امتحانم خراب نشود.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.nabizade.ir/blog/?feed=rss2&#038;p=765</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>ناآرامی‌ها در سوریه انقلاب نیست</title>
		<link>http://www.nabizade.ir/blog/?p=744&#038;utm_source=rss&#038;utm_medium=rss&#038;utm_campaign=%25d9%2586%25d8%25a7%25d8%25a2%25d8%25b1%25d8%25a7%25d9%2585%25db%258c%25e2%2580%258c%25d9%2587%25d8%25a7-%25d8%25af%25d8%25b1-%25d8%25b3%25d9%2588%25d8%25b1%25db%258c%25d9%2587-%25d8%25a7%25d9%2586%25d9%2582%25d9%2584%25d8%25a7%25d8%25a8-%25d9%2586%25db%258c%25d8%25b3%25d8%25aa</link>
		<comments>http://www.nabizade.ir/blog/?p=744#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 02 Jun 2011 16:35:46 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Ghadeer Nabizade</dc:creator>
				<category><![CDATA[ايالات متحده امريكا]]></category>
		<category><![CDATA[بین‌الملل]]></category>
		<category><![CDATA[خاورمیانه]]></category>
		<category><![CDATA[رژيم صهيونيستي]]></category>
		<category><![CDATA[سوریه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.nabizade.ir/blog/?p=744</guid>
		<description><![CDATA[انقلاب‌های منطقه شمال افریقا و خاورمیانه شش ماهی است به سرخط اخبار جهان تبدیل شده است. تونس، مصر، لیبی، عربستان، کویت، یمن، اردن و بحرین کشورهایی هستند که روزانه اخبار از آن‌ها به جهان مخابره می‌شود. انقلاب در مصر و تونس نتایجی داشت اما این روزها درگیری‌های شدیدی در لیبی، یمن، بحرین و سوریه ادامه دارد. همانطور که قبلا نوشتم، ریشه ناآرامی‌ها در همه کشورها جز سوریه غربی است. یعنی سرسپردگی به غرب به علاوه ناکارامدی داخلی موجب خشم مردم و انقلاب شده است. اما در سوریه چنین نیست...]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: center;"><img class="aligncenter" title="Syrian Rev." src="http://www.nabizade.ir/blog/wp-content/uploads/2011/06/Syrian-Rev..jpg" alt="" width="680" height="450" /></p>
<p>نخست <a href="http://www.borhan.ir/NSite/FullStory/News/?Id=882" target="_blank">این نوشتار </a>را از قاسم رحمانی بخوانید.</p>
<p>انقلاب‌های منطقه شمال افریقا و خاورمیانه شش ماهی است به سرخط اخبار جهان تبدیل شده است. تونس، مصر، لیبی، عربستان، کویت، یمن، اردن و بحرین کشورهایی هستند که روزانه اخبار از آن‌ها به جهان مخابره می‌شود. انقلاب در مصر و تونس نتایجی داشت اما این روزها درگیری‌های شدیدی در لیبی، یمن، بحرین و سوریه ادامه دارد. همانطور که قبلا نوشتم، ریشه ناآرامی‌ها در همه کشورها جز سوریه غربی است. یعنی سرسپردگی به غرب به علاوه ناکارامدی داخلی موجب خشم مردم و انقلاب شده است. اما در سوریه چنین نیست. نه این‌که مردم به طور کامل از حکومت و دولت خود راضی باشند اما اوضاع آن‌چنان هم در شرایط انقلاب نیست که به لطف العبریه و الجزیره و سی‌ان‌ان و بی‌بی‌سی به ما می‌رسد. سوریه تنها کشوری است که شماره کشته‌های نظامی آن نسبتا با غیرنظامیان برابری دارد. به نظر من سوریه به چند دلیل هدف ناآرامی‌ها قرار گرفت که به ترتیب اولویت به آن‌ها اشاره می‌کنم:</p>
<p>۱) <strong>همسایگی با رژیم صهیونیستی:</strong> در دور اول انقلاب‌های منطقه‌ای، رژیم صهیونیستی در یک غافل‌گیری تمام‌عیار، مصر را به عنوان هم‌پیمان اصلی خود در منطقه که به عنوان همسایه استراتژیک خدمات شایانی به او داشت، از دست داد. از روز شروع انقلاب تا روز برکناری مبارک تنها ۱۷ روز زمان بود. اسرائیل و امریکا در همه مدت سعی داشتند اوضاع را طبیعی جلوه دهند و نهایتا نشد. به علاه اردن هم در آستانه انقلاب‌ بود که با تدابیر داخلی فعلا آرام به نظر می‌رسد. بنابراین بسیار طبیعی است که کشوری از همسایگان رژیم صهیونیستی به عنوان مصر جدید ایفای نقش کند و چه کشوری بهتر از سوریه. دولت سوریه علی‌رغم محبوبیت داخلی و مقبولیت در میان کشورهای عربی (مانند عراق و لبنان) و اروپایی (فرانسه)، دارای سیستمی متزلزل به لحاظ دموکراتیک است. ریاست‌جمهوری طولانی‌مدت و وجود حالت فوق‌العاده و چند عامل دیگر موجب شده تا سوریه متزلزل‌تر باشد و آمادگی بیشتری برای ایجاد ناآرامی داشته باشد.</p>
<p>۲) <strong>تسویه‌حساب کشورهای عربی مخالفِ ایران با سوریه:</strong> کشورهایی مانند عربستان، قطر، کویت و بحرین از دیرباز به دلیل حمایت سوریه از ایران (و بالعکس) دل خوشی از سوریه نداشتند. بنابراین ایجاد شرایطی به مانند انقلاب‌های منطقه و انتقام‌گیری از دولت سوریه هدف دیگری از ایجاد اغتشاشات داخلی در سوریه است. طبق اسناد، یکی از شاهزادگان عربستان (بندر بن سلطان ـ که اخیرا به صورت ناشناس در سوریه مستقر بود) با تزریق پول و تسلیحات جو کنونی را در سوریه ایجاد کرد. العربیه و الجزیره نیز که انگار در بحرین هیچ نمی‌بینند، تمام زور خود را برای سرنگونی دولت کنونی سوریه می‌زنند. امریکا و غرب نیز که دل خوشی از ایران و مقاومت لبنان و فلسطین ندارند (چون سوریه مامن نیروهای مقاومت در منطقه است) به شیوه‌های مختلفِ پولی و رسانه‌ای در صدد سرنگونی نظام سوریه‌اند.</p>
<p>۳) <strong>نظام حاکم بر سوریه:</strong> همان‌گونه که در مورد اول عرض کردم، نظام سوریه با نظام‌های دموکراتیک فاصله بسیار دارد و این امر موجب شده تا دست‌انداز خوبی برای مخالفان باشد. حافظ اسد و پسرش بشار، باید از مدت‌ها پیش، در پی آرامش داخلی، راهکارهایی را به اجرا می‌گذاردند که شاخص‌های آزادی‌ مدنی و عدالت را به گونه‌ای ارتقا بخشد که حمایت گسترده داخلی را در پی داشته باشد. البته همانطور که اشاره کردم این مورد، از کمترین اهمیت در ناآرامی‌ها برخوردار است.</p>
<p style="text-align: left;">Read this post in English <a href="http://www.nabizade.ir/blog/?p=772" target="_blank">here</a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.nabizade.ir/blog/?feed=rss2&#038;p=744</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>تکذیب یا غلط‌کردن؟</title>
		<link>http://www.nabizade.ir/blog/?p=760&#038;utm_source=rss&#038;utm_medium=rss&#038;utm_campaign=%25d8%25aa%25da%25a9%25d8%25b0%25db%258c%25d8%25a8-%25db%258c%25d8%25a7-%25d8%25ba%25d9%2584%25d8%25b7%25e2%2580%258c%25da%25a9%25d8%25b1%25d8%25af%25d9%2586%25d8%259f</link>
		<comments>http://www.nabizade.ir/blog/?p=760#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 02 Jun 2011 09:55:36 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Ghadeer Nabizade</dc:creator>
				<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[فرهنگ]]></category>
		<category><![CDATA[کافه سینما، حامد بهداد، فریبرز عرب نیا، سینما]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.nabizade.ir/blog/?p=760</guid>
		<description><![CDATA[نامه منتشر شده در روز گذشته در کافه سینما از حامد بهداد خطاب به فریبرز عرب‌نیا، برای رسانه‌های دیگری هم فرستاده شده بود. به محض دریافت منتشرش کردیم. مدتی پس از انتشار این پست، با کافه سینما تماس گرفته شد تا این متن را با متن کوتاه شده‌ای که در روزنامه روزگار منتشر شده بود، عوض کنیم. مشکلی نداشتیم اما ایشان اصرار داشتند که سایت کافه سینما، متن قبلی را تکذیب کند و متن تازه را به عنوان اصل نوشته، منتشر کند...]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://www.nabizade.ir/blog/wp-content/uploads/2011/06/حامد-بهداد-1284808.jpg"><img class="aligncenter size-full wp-image-761" title="حامد-بهداد-1284808" src="http://www.nabizade.ir/blog/wp-content/uploads/2011/06/حامد-بهداد-1284808.jpg" alt="" width="450" height="580" /></a></p>
<p>حتما نامه تند و بی‌ادبانه حامد بهداد به سخنان فریبرز عرب‌نیا در برنامه تلویزیونی &#8220;هفت&#8221; را خوانده‌اید. اگر هم نخوانده‌اید، <a href="http://www.caffecinema.com/index.php?option=com_content&amp;view=article&amp;id=2539:--------------------------lr----------&amp;catid=36:aricles&amp;Itemid=58" target="_blank">اینجا </a>ببینید.</p>
<p>اما امروز (۲ روز پس از نامه بهداد) حامد بهداد این نوشته را تکذیب کرد و از مدیر سایت «<a href="http://www.caffecinema.com" target="_blank">کافه سینما</a>» خواست این نوشتار را از سایت خود بردارد که او هم چنین نکرد. اول <a href="http://www.entekhab.ir/fa/news/27286" target="_blank">درباره متن تکذیبیه</a> را بخوانید:</p>
<p>&#8220;از من امروز یادداشتی با عنوان «به شیوه خلیل عقاب» در روزنامه روزگار منتشر شد که متن آن را شخصاً نوشتم و مورد تایید کامل من است. متاسفانه همان متن دیگری هم به نقل از من در سایت &#8220;کافه سینما&#8221; منتشر شده که محتوای آن مورد تاییدم نیست. آن چه در این سایت به نقل از من منعکس شده، نوشته بنده نیست و متاسفانه این که آقای امیر قادری از گردانندگان این رسانه با وجود درخواست من حاضر نشد این مطلب مجعول را از صفحه اول سایت حذف کند، چون احتمالاً راه پرمخاطب شدن رسانه اش را این گونه تشخیص داده است.</p>
<p>وی در پایان گفته است: مسوولیت آن چه در این سایت به نقل از من منتشر شده، به هیچ وجه برعهده من نخواهد بود.&#8221;</p>
<p>حالا &#8220;کافه سینما&#8221; هم در سایت خود به <a href="http://www.caffecinema.com/index.php?option=com_content&amp;view=article&amp;id=2544:1390-03-09-23-47-25&amp;catid=34:news-iran&amp;Itemid=58" target="_blank">نکته جالبی</a> اشاره کرده:</p>
<p>&#8220;کافه سینما: نامه منتشر شده در روز گذشته در کافه سینما از حامد بهداد خطاب به فریبرز عرب‌نیا، برای رسانه‌های دیگری هم فرستاده شده بود. به محض دریافت منتشرش کردیم. مدتی پس از انتشار این پست، با کافه سینما تماس گرفته شد تا این متن را با متن کوتاه شده‌ای که در روزنامه روزگار منتشر شده بود، عوض کنیم. مشکلی نداشتیم اما ایشان اصرار داشتند که سایت کافه سینما، متن قبلی را تکذیب کند و متن تازه را به عنوان اصل نوشته، منتشر کند. تا به حال و در ماه‌های گذشته، به ما اعتماد کرده‌اید و اخبارمان را حتی در مواردی که تعجب برانگیز و غیر قابل انتظار بوده، پذیرفته‌اید. پس به این سادگی نمی‌توانستیم این زنجیره اعتماد را پاره کنیم. تکرار می‌کنیم. بر خلاف آن چه آقای بهداد در متن تکذیبیه اشاره کرده، با تعویض متن مشکلی نداشتیم، اما با این که خبر قبلی‌مان را تکذیب کنیم چرا. نامه اولیه که اقدام به انتشار آن کردیم، در اختیار خبرنگاران و روزنامه‌نگارهای رسانه‌های دیگر هم گذارده شده و نزد ایشان موجود است. کافه سینما بزرگ‌ترین سرمایه‌اش را در هفت ماه‌ای که از تاسیس‌اش می‌گذرد، اعتماد سینمادوستان ایرانی می‌داند. این توضیح را باید به شما می‌دادیم. از همه ممنون.&#8221;</p>
<p style="text-align: center;">***</p>
<p>یعنی در واقع، همان نامه اولی را خودِ حامد بهداد نوشته و تردیدی در آن نیست، فقط از شدت گسترش تبعات منفی در افکار عمومی در این دو روز، سعی در تکذیب آن دارد.</p>
<p>خب، تا حالا به این نتیجه رسیدیم که جناب بهداد به رغم توهین‌ها و گستاخی‌هایی که در حق آقای عرب‌نیا روا داشته، حتا حاضر نیست تبعات نوشته خود را نیز بر عهده‌ گیرد. این درحالی است که نه تا کنون شکایتی از وی مطرح شده و نه تهدید و تطمیعی در کار بوده.</p>
<p>حال سوال از مسئولین سینمایی و صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران این است که آدم معلوم‌الحالی مانند بهداد که هرگاه تریبونی پیدا می‌کند از هنرپیشگان فاسد زمان شاه تقدیر می کند و آنان را پیشکسوتان خود می خواند و از آزادی جعفر پناهی سخن می‌گوید چرا باید در جمهوری اسلامی فیلم بازی کند؟ این آدم که خود در فیلم‌ ضدانقلابی و تاریک‌نمای پناهی بازی کرده، چرا باید حق بازی در صدا و سیما را داشته باشد؟ حالا بفرمایید و تحویل بگیرید. کل سینما و صدا و سیما جمع شده و پس از نزدیک به یک دهه سریالی همخوان با آرمان‌های انقلاب اسلامی ساخته که در دنیا نمایش داده می‌شود، که بازیگر نقش اول آن در برنامه هفت با سخنان خود شگفتی مردم ولایت‌مدار و انقلابی را برمی‌انگیزد و آن‌گاه بازیگر بی‌سر و پایی مثل بهداد که تنها فرهنگ غرب و طاغوتی را نشخوار می‌کند باید به خود اجازه دهد تا بصورت علنی او را به لجن بکشد و دو روز بعد تکذیب کند.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.nabizade.ir/blog/?feed=rss2&#038;p=760</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>ماجراهای پرچم</title>
		<link>http://www.nabizade.ir/blog/?p=755&#038;utm_source=rss&#038;utm_medium=rss&#038;utm_campaign=%25d9%2585%25d8%25a7%25d8%25ac%25d8%25b1%25d8%25a7%25d9%2587%25d8%25a7%25db%258c-%25d9%25be%25d8%25b1%25da%2586%25d9%2585</link>
		<comments>http://www.nabizade.ir/blog/?p=755#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 02 Jun 2011 08:06:57 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Ghadeer Nabizade</dc:creator>
				<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[جامعه]]></category>
		<category><![CDATA[سازمان میراث فرهنگی، پرچم ایران]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.nabizade.ir/blog/?p=755</guid>
		<description><![CDATA[در تابستان سال گذشته به همراه یکی از دیپلمات‌های سفارت برای یک کار اداری به سازمان میراث فرهنگی رفته بودیم. در هنگام برگشت که منتظر ماشین‌مان در حیاط منتهی به خیابان آزادی بودیم، آقای دبیر اول صدایم کرد و گفت: ببین این پرچم چقدر بزرگ است! سرم را بالا گرفتم به جایی که او نشان می‌داد و دیدم بزرگ‌ترین پرچمی که در عمرم دیده بودم، باد در آن پیچیده و به زیبایی در اهتزاز بود. من هم تایید کردم. چند روز بعد که روزنامه می‌خواندم ...]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://www.nabizade.ir/blog/wp-content/uploads/2011/06/Parcham-Bozorg.jpg"><img class="aligncenter size-full wp-image-756" title="Parcham Bozorg" src="http://www.nabizade.ir/blog/wp-content/uploads/2011/06/Parcham-Bozorg.jpg" alt="" width="704" height="528" /></a></p>
<p>در تابستان سال گذشته به همراه یکی از دیپلمات‌های سفارت برای یک کار اداری به سازمان میراث فرهنگی رفته بودیم. در هنگام برگشت که منتظر ماشین‌مان در حیاط منتهی به خیابان آزادی بودیم، آقای دبیر اول صدایم کرد و گفت: ببین این پرچم چقدر بزرگ است! سرم را بالا گرفتم به جایی که او نشان می‌داد و دیدم بزرگ‌ترین پرچمی که در عمرم دیده بودم، باد در آن پیچیده و به زیبایی در اهتزاز بود. من هم تایید کردم.</p>
<p>چند روز بعد که روزنامه می‌خواندم، خبری درباره همان پرچم دیدم که می‌گفت آن پرچمی که ما دیده بودیم بزرگ‌ترین پرچم ایران است. این موضوع را به او انتقال دادم که جناب دبیر اول، در روزنامه نوشته آن پرچمی که شما آن روز نشانم دادید، بزرگ‌ترین پرچم ایران است. او هم شگفت‌زده شد!</p>
<p>هفته بعد باز هم هنگامی که روزنامه می‌خواندم به خبر جالبی درباره همان پرچم خواندم که می‌گفت: آن پرچمی که ما دیده بودیم که بزرگ‌ترین پرچم ایران بود، دزدیده شده است. این بار که رفتم پیش‌اش، به او گفتم روزنامه نوشته آن پرچمی که شما آن روز نشانم دادید، که بزرگ‌ترین پرچم ایران بود، دزدیده شده است. و او بسیار شگفت‌زده شد!</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.nabizade.ir/blog/?feed=rss2&#038;p=755</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>اسفندیار رحیم‌مشایی؛ از شوخی تا تهدید</title>
		<link>http://www.nabizade.ir/blog/?p=720&#038;utm_source=rss&#038;utm_medium=rss&#038;utm_campaign=%25d8%25a7%25d8%25b3%25d9%2581%25d9%2586%25d8%25af%25db%258c%25d8%25a7%25d8%25b1-%25d8%25b1%25d8%25ad%25db%258c%25d9%2585%25e2%2580%258c%25d9%2585%25d8%25b4%25d8%25a7%25db%258c%25db%258c%25d8%259b-%25d8%25a7%25d8%25b2-%25d8%25b4%25d9%2588%25d8%25ae%25db%258c-%25d8%25aa%25d8%25a7-%25d8%25aa%25d9%2587%25d8%25af%25db%258c%25d8%25af</link>
		<comments>http://www.nabizade.ir/blog/?p=720#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 26 May 2011 11:22:49 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Ghadeer Nabizade</dc:creator>
				<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[جامعه]]></category>
		<category><![CDATA[سیاست]]></category>
		<category><![CDATA[اسفندیار رحیم‌مشایی، احمدی‌نژاد، استعفای مصلحی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.nabizade.ir/blog/?p=720</guid>
		<description><![CDATA[با انتصاب مشایی به سمت ریاست دفتر احمدی‌نژاد موضوع وارد فاز جدیدی شد. مشایی رسما سمتی داشت که اسلاف او بی‌سر و صدا مشغول به کار بودند اما در واقع پس از معرفی وزرا به مجلس معلوم شد در دل دولت به عزل و نصب وزیر و معاون وزیر و ... مشغول است که حکایت از قدرتی فرای مسئولت‌های محوله به یک مسئول دفتر یا مسئول نهاد ریاست‌جمهوری داشت. حرف‌های بی‌ربط مشایی همچنان ادامه یافت. رهبر انقلاب هشدار داد که مسائل را اصلی و فرعی کنید و به مسائل فرعی همچون اصلی بها ندهید. نیروهای وفادار به انقلاب چنین کردند ولی مشایی همچنان بدون مزاحم به کار خود ادامه داد تا اینکه ...]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://www.nabizade.ir/blog/wp-content/uploads/2011/05/nf00160482-1.jpg"><img class="aligncenter size-full wp-image-722" title="مشایی و احمدی‌نژاد" src="http://www.nabizade.ir/blog/wp-content/uploads/2011/05/nf00160482-1.jpg" alt="" width="600" height="418" /></a></p>
<p>شش سال پیش در سال ۱۳۸۴ هنگامی که دولت به دست احمدی‌نژاد افتاد نفس راحتی کشیدیم. ۸ سال قبل از آن خاتمی سکاندار امور اجرایی کشور بود که هر روزش برای ما التهاب بود و دلهره. هر روز تهدید جدیدی علیه ایران مطرح می‌شد و تنها چیزی که می‌دیدیم کرنش دولت اصلاحات بود. با این وجود تهدیدها هیچ‌گاه کم نشد. شاید به همین دلیل مردم به کسی رای دادند که نه تنها در ادبیاتش سر خم کردن در برابر تهدیدات غرب جایی نداشت بلکه غرب را تهدید هم می‌کرد. آن زمان مردم می‌گفتند اگر احمدی‌نژاد هم نتواند کاری کند، این انقلاب رفتنی است.<br />
دوره احمدی‌نژاد در حالی آغاز شد که رنگین‌نامه‌های فربه از سوبسیدهای ارشاد اصلاحات، رئیس‌جمهور را به دلیل پرکاری مسخره می‌کردند و می‌گفتند از رئیس‌جمهوری که تنها روزی ۴ ساعت می‌خوابد نمی‌توان انتظار داشت تصمیمات درستی بگیرد، سفرهای استانی و شماره مصوبه‌های سه‌رقمی‌اش را به استهزا می‌گرفتند و بالاخره هرچه در توان داشتند علیه مردمی‌ترین رئیس‌جمهوری تاریخ انقلاب بکار گرفتند. یکی از دلایل انتقادهایی که بیشتر به شوخی شبیه بود، این بود که احمدی‌نژاد به مانند برخی روسای جمهور و مسئولان سابق نه پول‌ـ‌و‌ـپله و نه فک‌و‌فامیلی داشت که بتوان او را به رانت‌خواری و فساد متهم کرد. بنابراین هرآنچه که به دسته‌چندمی‌ترین فرد وابسته به احمدی‌نژاد مربوط بود به عنوان نقطه‌‌ضعف احمدی‌نژاد مطرح می‌شد. از اینکه دولت از دست پدرخوانده‌ها بیرون آمده بود خوشحال بودیم ـ و البته هنوز هم هستیم.<br />
در دوره اول موضوع بنزین از مسائل اصلی کشور بود که به گواه برخی اصلاح‌طلبان هیچ دولتی جرات ورود به آن را نداشت. هدفمندی یارانه‌ها هم در دور دوم علی‌رغم انتقادات نسبت به شیوه کار، طرفداران زیادی در همه قشرها پیدا کرد.<br />
در این میان ادبیات دشمن شکن احمدی‌نژاد بیداد می‌کرد. سفر هرساله او به سازمان ملل که داد هاشمی را هم درآورده بود هر ساله روزهای گرم شهریور ماه را داغ و سوزان می‌کرد. احتمال تهدید نظامی خارجی هم از میان رفت چه رسد به خود تهدید.<br />
اما در آغاز دور دوم ریاست جمهوری احمدی‌نژاد، پدیده‌ای نو به سیاست ایران معرفی شد: اسفندیار رحیم‌مشایی.<br />
البته او پیشتر در شهرداری تهران هم همکار احمدی‌نژاد بود و در دور اول ریاست جمهوری ریاست سازمان میراث فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری را برعهده داشت. دلیل شهرت او هم در همان زمان حرف‌های بی‌ربطی بود که هر از چندگاهی عنوان می‌کرد آن هم در مسائلی که مستقیم یا غیرمستقیم هیچ ربطی به او پیدا نمی‌کرد. آن زمان مشایی را بیشتر به گاف دادن می‌شناختیم. دفاع رئیس جمهور در مساله موسوم به &#8216;اسرائیل&#8217; شاید از نخستین شوک‌های وارد شده به حامیان احمدی‌نژاد بود که با مخالفت رهبر انقلاب روبرو شد. سپس مخالفت رهبر انقلاب با انتصاب رحیم‌مشایی به سمت معاون اول رئیس‌جمهور و تعلل احمدی‌نژاد در ترتیب‌اثر دادن به یک حکم حکومتی که کروبی با همه نادانی خود بی‌درنگ آن را می‌پذیرفت، نشان از دو مساله داشت: ۱) رهبر انقلاب از مسائلی آگاه بود که جامعه نمی‌دانست و ۲) تعلل احمدی‌نژاد از وابستگی او به جریانی حکایت داشت که زحمت چهار ساله او در دفاع از ولی‌فقیه را با چالش‌ جدی مواجه کرد.<br />
با انتصاب مشایی به سمت ریاست دفتر احمدی‌نژاد موضوع وارد فاز جدیدی شد. مشایی رسما سمتی داشت که اسلاف او بی‌سر و صدا مشغول به کار بودند اما در واقع پس از معرفی وزرا به مجلس معلوم شد در دل دولت به عزل و نصب وزیر و معاون وزیر و &#8230; مشغول است که حکایت از قدرتی فرای مسئولت‌های محوله به یک مسئول دفتر یا مسئول نهاد ریاست‌جمهوری داشت. حرف‌های بی‌ربط مشایی همچنان ادامه یافت. رهبر انقلاب هشدار داد که مسائل را اصلی و فرعی کنید و به مسائل فرعی همچون اصلی بها ندهید. نیروهای وفادار به انقلاب چنین کردند ولی مشایی همچنان بدون مزاحم به کار خود ادامه داد تا اینکه &#8230;<br />
موضوع موافقت رئیس‌جمهور با استعفای ننوشته حیدر مصلحی، وزیر اطلاعات رسانه‌ای شد و رهبر انقلاب با فاصله کوتاهی از رئیس‌جمهور خواست تا وزیر اطلاعات همچنان مشغول به کار باشد و ماجرا آن‌گاه بحرانی شد که خبر قهر ده روزه احمدی‌نژاد رسانه‌های داخلی و خارجی را فراگرفت. تازه بعد از ده روز هم که برگشت گفت رابطه رهبر و من، رابطه پدر و پسری است، که با انتقاد گسترده مردم و رسانه‌های انقلابی و علما مواجه شد.<br />
مشایی که پیشتر یک شوخی تلقی می‌شد، امروز به جایی رسیده که به نظرم هیچ تهدیدی بالاتر از او در حال حاضر برای نظام جمهوری اسلامی ایران وجود ندارد. این یک شوخی نیست. پس از ۶ سال معلوم شد که مردی از جنس مردم در زمین مشایی بازی می‌کند و به راحتی می‌توان گفت که مشایی قدرتی فرای قدت احمدی‌نژاد دارد و احمدی‌نژاد از او حساب می‌برد. خبرهایی که از حرکات مشایی به گوش می‌رسد، عمق تهدید را نشان می‌دهد: ایجاد شبکه‌های زیرزمینی برای انتخابات ریاست‌جمهوری دور یازدهم، ارتباط او با سفارتخانه‌ها و دولت‌های خارجی به منظور جلب حمایت و گستره عزل و نصب‌های مشایی در سیستم‌های دولتی تنها نمونه‌هایی از این خبرهاست.<br />
این‌که مشایی به واقع کیست و هدف‌اش از این کارها چیست، رابطه احمدی‌نژاد و مشایی از چه جنسی است و ریشه انحرافات دولت در کجاست موضوعاتی است که باید از طریق نهادهای امنیتی کشور مشخص شود. گروه مشایی که اکنون به &#8216;فرقه انحرافی&#8217; مشهور است موجب شده خدمات صادقانه انقلابی‌ترین دولت پس از انقلاب تحت‌الشعاع یک سری فعالیت‌های مغایر با اهداف انقلاب قرار گیرد و اعتماد مردم به اصولگراترین و پرکارترین دولت ۳۰ سال اخیر دچار خدشه گردد که در اندازه خود گناهی نابخشودنی است.<br />
امید است که با نقطه عطفی که اخیرا در ماجرای وزارت اطلاعات رخ داد، سیستم امنیتی کشور از نهادی دولتی به نهادی حکوتی تغییر یابد تا دولت‌ها از اعمال قدرت خود بر آن ناتوان بمانند و ابعاد واقعی ماجراهای این چنینی به ظور کامل و شفاف مشخص گردد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.nabizade.ir/blog/?feed=rss2&#038;p=720</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>ظرفیت‌هایی که هدر می‌روند</title>
		<link>http://www.nabizade.ir/blog/?p=715&#038;utm_source=rss&#038;utm_medium=rss&#038;utm_campaign=%25d8%25b8%25d8%25b1%25d9%2581%25db%258c%25d8%25aa%25e2%2580%258c%25d9%2587%25d8%25a7%25db%258c%25db%258c-%25da%25a9%25d9%2587-%25d9%2587%25d8%25af%25d8%25b1-%25d9%2585%25db%258c%25e2%2580%258c%25d8%25b1%25d9%2588%25d9%2586%25d8%25af-2</link>
		<comments>http://www.nabizade.ir/blog/?p=715#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 22 May 2011 11:18:41 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Ghadeer Nabizade</dc:creator>
				<category><![CDATA[اروپا]]></category>
		<category><![CDATA[ايالات متحده امريكا]]></category>
		<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[بین‌الملل]]></category>
		<category><![CDATA[خاورمیانه]]></category>
		<category><![CDATA[عراق، روسیه، رشت، بحرین، عربستان]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.nabizade.ir/blog/?p=715</guid>
		<description><![CDATA[یک لحظه تصور کنید: اگر در درگیری‌های پس از انتخابات سال 1388 که با دخالت امریکا، کشورهای اروپایی و اعراب در ایران شکل گرفت، ایران از کمک یک دولت خارجی برای عقب نشاندن معترضان استفاده می‌کرد(بر فرض محال)، جامعه جهانی چه بلایی بر سر ایران می‌آورد. می‌توانید تصور کنید امریکا که بدون دلیل و بدون تصویب شورای امنیت سازمان ملل که ساخته دست خودش است به عراق حمله می‌کند و یک میلیون نفر را می‌کشد یا مجروح و آواره می‌کند، در آن صورت چه بلایی بر سر ایران می‌آورد؟]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h2 style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="text-decoration: underline;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: &quot;B Mitra&quot;; mso-bidi-language: FA;" lang="FA"><a href="http://www.nabizade.ir/blog/wp-content/uploads/2011/05/Bahrain-football1.jpg"><img class="aligncenter size-full wp-image-717" title="Bahrain- football" src="http://www.nabizade.ir/blog/wp-content/uploads/2011/05/Bahrain-football1.jpg" alt="" width="451" height="327" /></a><br />
</span></span></h2>
<h2 style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="text-decoration: underline;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: &quot;B Mitra&quot;; font-weight: normal;" lang="AR-SA">چکیده:</span></span><span style="font-size: 14.0pt; font-family: &quot;B Mitra&quot;; font-weight: normal;" lang="AR-SA"> ما (جمهوری اسلامی ایران) معمولا از ظرفیت‌های‌مان به طور کامل استفاده نمی‌کنیم. و می‌دانیم که اگر ما چنین نکنیم دشمن از ظرفیت‌هایش تمام و کمال استفاده می‌کند اما باز هم ترجیح می‌دهیم سکوت کنیم تا به دخالت متهم نشویم.</span></h2>
<h2 style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="text-decoration: underline;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: &quot;B Mitra&quot;; font-weight: normal;" lang="AR-SA">مشروح نوشتار:</span></span><span style="font-size: 14.0pt; font-family: &quot;B Mitra&quot;; font-weight: normal;" lang="AR-SA"> یک لحظه تصور کنید: اگر در درگیری‌های پس از انتخابات سال ۱۳۸۸ که با دخالت امریکا، کشورهای اروپایی و اعراب در ایران شکل گرفت، ایران از کمک یک دولت خارجی برای عقب نشاندن معترضان استفاده می‌کرد(بر فرض محال)، جامعه جهانی چه بلایی بر سر ایران می‌آورد. می‌توانید تصور کنید امریکا که بدون دلیل و بدون تصویب شورای امنیت سازمان ملل که ساخته دست خودش است به عراق حمله می‌کند و یک میلیون نفر را می‌کشد یا مجروح و آواره می‌کند، در آن صورت چه بلایی بر سر ایران می‌آورد؟</span></h2>
<h2 style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: &quot;B Mitra&quot;; font-weight: normal;" lang="AR-SA">حالا همین اتفاق در جایی چسبیده به کشور ما رخ داده و فقط صورت ماجرا متفاوت است. یعنی به جای ایران، بحرین گرفتار اعتراض شده و امریکا ناوگان خود را در بحرین در خطر می‌بیند. وزیر دفاع امریکا به عربستان سعودی می‌رود و دولت سعودی را ترغیب به دخالت می‌کند. امروز، در درون خاک بحرین، نیروهای صهیونیستی سعودی بحرینی‌ها را به جرم اعتراض به حاکمان‌شان به فجیع‌ترین وضع می‌کشند. ولی خاک مرده بر امریکا و اتحادیه اروپا ریخته شده و اعراب هم که عمدتا جیره‌خور امریکا هستند سکوتی مرگ‌بار را بجربه می‌کنند تا مبادا ایران در منطقه سر بلند کند که به کوری چشم‌شان، همه + امریکا حریف ایران نمی‌شوند و همان انگیزه‌ای که روزی با آن ایران را هدف گرفته بودند امروز مثل خوره به جان‌ خودشان افتاده و هستی آنان را تهدید می‌کند. اگر همه روزهای آشوب و اغتشاش در ایران را جمع بزنید شاید به بیست روز نرسد اما اکنون بیش از پنج ماه است که چندین کشور عربی دستخوش تغییرات گسترده‌اند.</span></h2>
<h2 style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: &quot;B Mitra&quot;; font-weight: normal;" lang="AR-SA">قبول دارم که در این میان دستگاه دیپلماسی نباید پابرهنه وسط میدان بدود و از آروزی ایران برای نابودی حکومت‌های مصر و یمن و سعودی و بحرینی و &#8230; سخن بگوید بلکه باید بگوید که از &#8230;.. می‌خواهیم استفاده از خشونت نسبت به معترضان اجتناب کنند و &#8230;</span></h2>
<h2 style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: &quot;B Mitra&quot;; font-weight: normal;" lang="AR-SA">اما این به این معنی نیست که مردم هم برای آل سعود و آل خلیفه کف بزنند. یک بازی فوتبال است. دو تیم در مقابل هم مثل جنگ. و البته بازی فوتبال یعنی همین. تئوری زمین بازی یعنی همین. حالا ۵۰۰ نفر مثلا می‌خواهند علیه سعودی‌ها شعار بدهند، به نیروی انتظامی چه مربوط؟ می‌خواهند پرچم بحرین بالا ببرند به نیروی انتظامی چه مربوط؟ کسی کسی را نزند، وسط زمین نریزند بازیکنان سعودی را بزنند، همه چیز خوب و آرام باشد، نیازی به نیروی خدوم انتظامی نیست. </span></h2>
<h2 style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: &quot;B Mitra&quot;; font-weight: normal;" lang="AR-SA">چندی پیش با آنهایی که جلوی کنسولگری عربستان در مشهد تجمع کرده‌ بودند، به‌شدت برخورد کردند و از هیچ مسئولی صدایی در نیامد. چند سال پیش در رشت با تجمع‌کنندگان مقابل کنسولگری روسیه هم برخورد شد. در تهران هم هر از گاهی با تجمع‌کنندگان در برابر سفارت انگلیس و &#8230; چنین می‌کنند. </span></h2>
<h2 style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: &quot;B Mitra&quot;; font-weight: normal;" lang="AR-SA">سوال من از مسئولین این است: شما که باید از سرچشمه مشکلات را حل کنید و نمی‌کنید، چرا وقتی مردم مسالمت‌آمیز وارد ماجرا می‌شوند برخورد می‌کنید؟ </span></h2>
<h2 style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: &quot;B Mitra&quot;; font-weight: normal;" lang="AR-SA">عمره‌گذار ما برود پولش را در جیب سعودی‌های صهیونیست بریزد و آن‌ها تجهیزات نظامی و تبلیغی تهیه کنند و علیه ما بکار برند؟ نمی‌گویم اگر حجاج ما نروند آن‌ها هم پولی ندارند که خرج کشتار و تبلیغ در العبریه کنند، اما حداقل ما پول در حلقوم‌شان نریزیم به هر جهت. </span></h2>
<h2 style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: &quot;B Mitra&quot;; font-weight: normal;" lang="AR-SA">خب، وقتی شما کاری نمی‌کنید و مردم خون‌شان به جوش می‌آید، آن‌گاه دست به خفه کردن مردم می‌زنید؟ </span></h2>
<h2 style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: &quot;B Mitra&quot;; font-weight: normal;" lang="AR-SA">یعنی هنوز بعد از همه این مدت، عربستان باید سفارت فعال در ایران داشته باشد؟ </span></h2>
<h2 style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: &quot;B Mitra&quot;; font-weight: normal;" lang="AR-SA">آیا فقط همین یک شبکه العبریه کافی نیست تا فکر کنید؟ دخالت نظامی در بحرین پیش‌کش!</span></h2>
<h2 style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: &quot;B Mitra&quot;; font-weight: normal;" lang="AR-SA">از این موارد زیاد است. </span></h2>
<h2 style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: &quot;B Mitra&quot;; font-weight: normal;" lang="AR-SA">دو مطلب مرتبط برای خواندن شما در زیر قرار می‌دهم: ۱) مطلب هفته‌نامه پنجره در باره ماجرای ورزشگاه آزادی و ۲) نوشته من در سال ۱۳۸۷ در خصوص تجمع دانشجویان مقابل کنسولگری روسیه در رشت.</span></h2>
<h2 style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: &quot;B Mitra&quot;; font-weight: normal;" lang="AR-SA"> </span></h2>
<h2 style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: &quot;B Mitra&quot;;" lang="AR-SA">روایتی از نحوه برخورد نیروی انتظامی با معترضان به سیاست عربستان</span><span style="font-size: 14.0pt; mso-bidi-font-family: &quot;B Mitra&quot;;" lang="AR-SA"> </span></h2>
<h2 style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: &quot;B Mitra&quot;; font-weight: normal;" lang="AR-SA">اگر ما هم ضدانقلاب و منافق بودیم&#8230;/محمدجواد کربلایی</span><span style="font-size: 14.0pt; mso-bidi-font-family: &quot;B Mitra&quot;; font-weight: normal;" lang="AR-SA"> </span></h2>
<h2 style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: &quot;B Mitra&quot;; font-weight: normal;" lang="AR-SA">ماجرا از آن</span><span style="font-size: 14.0pt; font-family: &quot;B Mitra&quot;; font-weight: normal;" lang="AR-SA">‎</span><span style="font-size: 14.0pt; font-family: &quot;B Mitra&quot;; font-weight: normal;" lang="AR-SA">جا آغاز شد که چند هفته پیش یکی از دوستان ایده‌ای را مطرح کرد برای حمایت از بحرین. طرح دوست ما این بود که در بازی فوتبال تیم‌های الاتحاد عربستان و پیروزی ایران شرکت کنیم و به مناسبت ورود اهالی خاک آل‌سعود به ایران، اعتراض‌مان را نسبت به ورود نیروهای نظامی عربستان برای کشتار شیعیان بحرین اعلام کنیم. این ایده در چندین جمع دانشجویی و پاتوق اهالی فرهنگ مطرح شد و مورد استقبال قرار گرفت تا تصمیم به اجرای آن گرفته شد. نخستین قدم برای اجرای این ایده، حمایت بسیاری از قلم به دستان و وبلاگ‌نویسان بود. در گام بعد، داستان رسانه ای شد و چندین روز جدل در فضای سایبر بالا گرفت. با گذشت چند روز و اعلام فراخوان برای طراحی شعارهای روز موعود، فضای داغ‌تری ایجاد و پای نخبگان نیز به این عرصه کشیده شد</span><span style="font-size: 14.0pt; mso-bidi-font-family: &quot;B Mitra&quot;; font-weight: normal;">. </span></h2>
<h2 style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: &quot;B Mitra&quot;; font-weight: normal;" lang="AR-SA">چند روزی به بازی نمانده بود که در یکی از سایت‌های خبری عربستانی بر تیتر یک نشست: « احتمالاً تیم‌های عربستانی از بازی در ایران انصراف خواهند داد.» این شایعه خوراک بسیاری از رسانه‌های ایران شد و خیلی‌ها موضوع شرکت در بازی فوتبال را از یاد بردند. اندکی گذشت تا از دفتر علی سعیدلو، رییس سازمان تربیت بدنی، با مسئول این حرکت خودجوش تماس گرفتند و عدم شرکت تیم‌های عربستانی را تأیید کردند؛ جالب آن</span><span style="font-size: 14.0pt; font-family: &quot;B Mitra&quot;; font-weight: normal;" lang="AR-SA">‎</span><span style="font-size: 14.0pt; font-family: &quot;B Mitra&quot;; font-weight: normal;" lang="AR-SA">که بعدا کاشف به عمل آمد که این کلام شایعه‌ای بیش نبوده است</span><span style="font-size: 14.0pt; mso-bidi-font-family: &quot;B Mitra&quot;; font-weight: normal;">. </span></h2>
<h2 style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: &quot;B Mitra&quot;; font-weight: normal;" lang="AR-SA">یک روز قبل از مسابقه تیم‌های عربستانی طی بیانیه ای اعلام کردند که حتما در بازی شرکت می‌کنند. اطلاع‌رسانی دوباره از سر گرفته شد تا آن‌ها که شایعه را باور کرده بودند، برنامه جدیدی برای سه‌شنبه بعدازظهرشان نگذارند. اما مهدی تاج، نایب‌رییس اول فدراسیون فوتبال روز قبل از بازی فوتبال در مصاحبه ای تاکید کرد: «شرکت‌کنندگان در استادیوم صرفا به تشویق تیم‌شان اکتفا کنند.»</span></h2>
<h2 style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: &quot;B Mitra&quot;; font-weight: normal;" lang="AR-SA">گرچه دست‌آخر عیان نشد مشکل مسئولان فوتبال بر سر چیست؟ برخی گفتند این کردار، ما را با محرومیت تیم‌های ایرانی روبه</span><span style="font-size: 14.0pt; font-family: &quot;B Mitra&quot;; font-weight: normal;" lang="AR-SA">‎</span><span style="font-size: 14.0pt; font-family: &quot;B Mitra&quot;; font-weight: normal;" lang="AR-SA">رو می‌کند. اما هوشنگ نصیرزاده کارشناس داوری در مصاحبه‌ای خاطرنشان کرد: « با سر دادن چنین شعارهایی توسط تماشاگران، تیم میزبان در بدترین حالت با جریمه مالی مواجه خواهد شد و مسأله محرومیت و امثالهم اساسا مبنا ندارد</span><span style="font-size: 14.0pt; font-family: &quot;B Mitra&quot;; mso-bidi-language: FA; font-weight: normal;" lang="FA">.»</span><span style="font-size: 14.0pt; mso-bidi-font-family: &quot;B Mitra&quot;; font-weight: normal;" lang="FA"> </span></h2>
<h2 style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: &quot;B Mitra&quot;; font-weight: normal;" lang="AR-SA">فارغ از فضای محرومیت، اساسا با توجه به کشتار شیعیان توسط آل سعود، مخالف ورود تیم عربستانی به کشور بودیم. اقتضای عرف فوتبال نیز چنین مجوزی را برای ما صادر می کرد، مانند مصر که با آن‌همه خون‌خواری‌اش، چندسال پیش، کارش با ایران بالا گرفت و بازی تیم ملی‌اش را با ایران لغو کرد. اما این‌طور که از عیان و البته نهان برآمد، نه تنها نمی‌توانیم بازی را لغو کنیم که حق اعتراض بدون درگیری را هم نداریم</span><span style="font-size: 14.0pt; mso-bidi-font-family: &quot;B Mitra&quot;; font-weight: normal;">. </span></h2>
<h2 style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: &quot;B Mitra&quot;; font-weight: normal;" lang="AR-SA">به هر حال هرچه بود تمام شد و سه‌شنبه ۱۳ اردیبهشت قدم بر استادیوم گشودیم؛ به تماشای بازی بر صندلی های ورزشگاه تکیه زدیم و روی جایگاه مشغول گپ و گفت شدیم. بازی که شروع شد، لیدرهای شعار فوتبال فریاد طرفداری برآوردند. ما هم چند دقیقه بعد شعارهایمان را شروع کردیم</span><span style="font-size: 14.0pt; mso-bidi-font-family: &quot;B Mitra&quot;; font-weight: normal;">. </span></h2>
<h2 style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: &quot;B Mitra&quot;; font-weight: normal;" lang="AR-SA">چنددقیقه‌ای که گذشت آقایان لیدر برآشفته شدند و تمام تلاش‌شان را کردند که ما را ساکت کنند. و از آن</span><span style="font-size: 14.0pt; font-family: &quot;B Mitra&quot;; font-weight: normal;" lang="AR-SA">‎</span><span style="font-size: 14.0pt; font-family: &quot;B Mitra&quot;; font-weight: normal;" lang="AR-SA">جایی که ما هم مشغول آرمان خودمان بودیم، کمی میانه‌مان شکرآب شد. بعضی از همشهریان تماشاگر استدلال می کردند: «به ما چه ربطی دارد که در آنجا چه می‌گذرد. به من چه می‌رسد از این درگیری‌ها؟» سهم‌خواهی سیاسی را دیده بودیم؛ اما این‌یکی دیگر نوبر بود</span><span style="font-size: 14.0pt; mso-bidi-font-family: &quot;B Mitra&quot;; font-weight: normal;" lang="AR-SA"> </span></h2>
<h2 style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: &quot;B Mitra&quot;; font-weight: normal;" lang="AR-SA">نیمه اول رو به پایان بود و کار بالا گرفته بود. ما شعار خودمان را می‌دادیم. البته بعضی از طرفدران مؤدب پرسپولیس نه تنها شعار خودشان را می‌دادند؛ بلکه عنایتی هم به ما داشتند! و البته اگر نیازشان اقتضا می‌کرد از استفاده از اسم ائمه (علیهم‌السلام) هم اصلا دریغ نمی‌کردند. اما اگر ما چنین اذکاری را می‌آوردیم، متهم به سیاسی‌کاری می‌شدیم. شگفت آنکه تیم‌های فوتبال حاضرند برای زلزله ژاپن یک دقیقه سکوت کنند، اما برای کشتار شیعیان حتی حاضر نیستند یک دقیقه فکر کنند تا خدای ناکرده کار سیاسی نکرده باشند.</span><span style="font-size: 14.0pt; mso-bidi-font-family: &quot;B Mitra&quot;; font-weight: normal;" lang="AR-SA"> </span></h2>
<h2 style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: &quot;B Mitra&quot;; font-weight: normal;" lang="AR-SA">نیمه اول که تمام شد؛ یک بنده خدایی که از سرکردگان تماشاگران بود نهیب زد و گفت اگر نیمه بعد را هم شعار بدهید، تماشاگران فوتبال بیرونتان می کنند؛ گویی نماینده تام الاختیار همه بینندگان مسابقه بود &#8230; بالاخره اگر طرفداری از تیم، شغل باشد و با آب و نان گره بخورد باید حرص خورد.</span></h2>
<h2 style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: &quot;B Mitra&quot;; font-weight: normal;" lang="AR-SA"> </span></h2>
<h2 style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: &quot;B Mitra&quot;; font-weight: normal;" lang="AR-SA"> </span></h2>
<h2 style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="mso-bidi-font-family: &quot;B Mitra&quot;;"><a href="http://mirasht.blogfa.com/post-44.aspx"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: &quot;B Mitra&quot;; color: windowtext; text-decoration: none; text-underline: none;" lang="AR-SA">تجمع اعتراض‌آمیز مقابل کنسولگری روسیه در رشت</span></a></span></h2>
<p style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: &quot;B Mitra&quot;; color: black;" lang="AR-SA">امروز، ۱۶ دی ماه ۱۳۸۷، حوالی ساعت ۲ بعدازظهر حدود ۲۰-۲۵ نفر از اعضای بسیج دانشجویی دانشگاه‌های گیلان با حضور در مقابل کنسولگری روسیه قصد داشتند اعتراض خود را به دلیل فجایع جاری در غزه به دولت روسیه اعلام دارند و از این عضو شورای امنیت بخواهند تا در تصویب بیانیه یا قطعنامه‌ای در محکومیت حملات وحشیانۀ صهیونیست‌ها بکوشد.</span></p>
<p style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: &quot;B Mitra&quot;; color: black;" lang="AR-SA">هنوز چند دقیقه‌ای از حضور دانشجویان نگذشته بود که نیروی انتظامی با حضور گستردۀ خود و اعزام بیش از ۱۰ ماشین پلیس که هر لحظه بر تعداد آنها افزوده می‌شد، قصد متفرق کردن دانشجویان را داشت. این درحالی بود که دانشجویان تنها قصد داشتند با خواندن یک بیانیه و تسلیم نامۀ خود به سرکنسول روسیه در رشت، مراتب اعتراض و درخواست خود را تسلیم مسکو کنند.</span><span style="font-size: 14.0pt; color: black;" lang="AR-SA"> </span></p>
<p style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: &quot;B Mitra&quot;; color: black;" lang="AR-SA">در همین حال سرهنگ مرتضوی، رئیس پلیس شهرستان رشت در سخنانی کوتاه حاضرین را خطاب قرار داد. او ابتدا عنوان کرد که نیازی به معرفی ندارد ولی این کار را انجام داد. مرتضوی این کار دانشجویان را از دید شورای تأمین استان و شهرستان غیرقانونی دانست و آن را فاقد مجوز خواند و اعلام کرد که دادستان و معاون سیاسی استاندار هم خواهان مقابلۀ شدید با تجمع‌کنندگان شده‌اند. او عنوان کرد که «هیچ‌کس از کار شما راضی نیست.» و در ادامه به هیچ‌کس اجازه نداد تا به تشریح دیدگاه‌ تجمع‌کنندگان بپردازد.</span><span style="font-size: 14.0pt; color: black;" lang="AR-SA"> </span></p>
<p style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: &quot;B Mitra&quot;; color: black;" lang="AR-SA">البته هنوز روشن نیست که جناب مرتضوی چه‌طور در عرض ۲-۳ دقیقه اجازۀ تمام مسئولان استان را یکی‌یکی گرفته‌اند!</span></p>
<p style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: &quot;B Mitra&quot;; color: black;" lang="AR-SA">در ادامه چند تن از حاضرین خواستار بیان نظرات خود شدند. اما در نهایت کسی موفق به صحبت نشد. در این میان یکی از دانشجویان ابراز داشت که وقتی در محل دعوا ‌شود و یا دزدی سر برسد و با نیروی انتظامی تماسی گرفته شود، تا یک ساعت سر و کلۀ هیچ‌کسی پیدا نمی‌شود، چه‌طور است که در اینجا در کمتر از پنج دقیقه این همه مأمور و ماشین فراهم شده‌اند؟</span><span style="font-size: 14.0pt; color: black;" lang="AR-SA"> </span></p>
<p style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: &quot;B Mitra&quot;; color: black;" lang="AR-SA">اظهارات شاهدان عینی حاکی است، تعداد ماشین‌ها به قدری زیاد بود که یکی از حاضرین با تمسخر خطاب به مرتضوی گفت که «مگر می‌خواهید ما را دربست ببرید؟»</span></p>
<p style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: &quot;B Mitra&quot;; color: black;" lang="AR-SA">در ادامه نیروی انتظامی با هل دادن حاضرین -که حتی یک پلاکارد هم در دست نداشتند- از آنان خواست تا به تجمع </span><span style="font-size: 14.0pt; color: black;" lang="AR-SA">–</span><span style="font-size: 14.0pt; font-family: &quot;B Mitra&quot;; color: black;" lang="AR-SA">برگزار نشده- خاتمه دهند. البته فردی به نام م. الف. نیز به همراه همسرش دستگیر شد که ظاهراً در ادامه و با اعتراضات رئیس بسیج دانشجویی دانشگاه آزاد رشت، آزاد گردید.</span></p>
<p style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 14.0pt; font-family: &quot;B Mitra&quot;; color: black;" lang="AR-SA">اما در این میان چند نکته قابل توجه است:</span></p>
<p style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 14.0pt; color: black;" lang="AR-SA">• </span><span style="font-size: 14.0pt; font-family: &quot;B Mitra&quot;; color: black;" lang="AR-SA"> هوشمندی نیروی انتظامی در نوع خود قابل توجه است و نشان از همت بالای این نهاد در دفع خطرات احتمالی دارد. پس بدینوسیله از این برادران جان بر کف تقاضا داریم در حوزۀ جرائم عمومی تلاش بیشتری از خود نشان دهند.</span><span style="font-size: 14.0pt; color: black;" lang="AR-SA"> </span></p>
<p style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 14.0pt; color: black;" lang="AR-SA">• </span><span style="font-size: 14.0pt; font-family: &quot;B Mitra&quot;; color: black;" lang="AR-SA"> این که این تجمع غیرقانونی بوده، هیچ شکی در آن نیست ولی، در اینجا یک سؤال مطرح است که آیا کسی قصد حمله به کنسولگری یا پایین کشیدن پرچم آن را داشت؟ چرا مرتضوی به کسی اجازۀ سخن گفتن نداد؟ در سال صدها تجمع از این قبیل در تهران و سایر شهرها برگزار می‌شود. حال دلیل تبدیل این حضور در ذهن نیروهای امنیتی به یک تجاوز آشکار را باید در جای دیگری جست.</span></p>
<p style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 14.0pt; color: black;" lang="AR-SA">• </span><span style="font-size: 14.0pt; font-family: &quot;B Mitra&quot;; color: black;" lang="AR-SA"> بدیهی است که یکی از وظایف نیروی انتظامی دفاع از کنسولگری‌ها، سفارت‌خانه‌ها و دفاتر حافظ منافع کشورهای خارجی در ایران است. اما آیا واقعاً خطری کنسولگری روسیه را تهدید می‌کرد؟</span><span style="font-size: 14.0pt; color: black;" lang="AR-SA"> </span></p>
<p style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 14.0pt; color: black;" lang="AR-SA">• </span><span style="font-size: 14.0pt; font-family: &quot;B Mitra&quot;; color: black;" lang="AR-SA"> به نظر می‌رسد نیروی انتظامی شهرستان رشت و در رأس آن مسئولین امنیتی استان و شهرستان که اولین تجربۀ خود را سپری می‌کردند باید بدانند که این همه هیجان و خشونت لازم نبود.</span><span style="font-size: 14.0pt; color: black;" lang="AR-SA"> </span></p>
<p style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: 14.0pt; color: black;" lang="AR-SA">• </span><span style="font-size: 14.0pt; font-family: &quot;B Mitra&quot;; color: black;" lang="AR-SA"> و در پایان امید است جای نیروها و مسئولین امنیتی رشت و تهران تعویض شود تا از هرگونه تجمع اعتراض‌آمیزی -چه رسد به تسخیر و تصرف- در تهران جلوگیری به عمل آید.</span><span style="font-size: 14.0pt; color: black;" lang="AR-SA"> </span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"><span style="font-size: 14.0pt; line-height: 115%; mso-bidi-font-family: &quot;B Mitra&quot;;"></span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.nabizade.ir/blog/?feed=rss2&#038;p=715</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>استعمار بهانه‌ها</title>
		<link>http://www.nabizade.ir/blog/?p=702&#038;utm_source=rss&#038;utm_medium=rss&#038;utm_campaign=%25d8%25a7%25d8%25b3%25d8%25aa%25d8%25b9%25d9%2585%25d8%25a7%25d8%25b1-%25d8%25a8%25d9%2587%25d8%25a7%25d9%2586%25d9%2587%25e2%2580%258c%25d9%2587%25d8%25a7</link>
		<comments>http://www.nabizade.ir/blog/?p=702#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 04 May 2011 17:00:16 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Ghadeer Nabizade</dc:creator>
				<category><![CDATA[ايالات متحده امريكا]]></category>
		<category><![CDATA[بین‌الملل]]></category>
		<category><![CDATA[خاورمیانه]]></category>
		<category><![CDATA[بن لادن، القاعده، طالبان، کلینتون، اوباما]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.nabizade.ir/blog/?p=702</guid>
		<description><![CDATA[بالاخره پس از 10 سال، چند روز پیش، اوباما جلوی دوربین قرار گرفت و رسما اعلام کرد که عملیات کشتن بن‌لادن به دستور مستقیم او در پاکستان انجام و در این عملیات بن‌لادن کشته شد ـ گرچه شبهات جدی در زمان کشتن/مردن بن‌لادن و نوع تدفین او و انتشار خبر در باره این موضوع وجود دارد. مردمِ هالیوودیِ امریکا که علاقه بسیاری به نجات جهان دارند از خوشحالی به خیابان ریختند و به پایکوبی پرداختند...]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://www.nabizade.ir/blog/wp-content/uploads/2011/05/image-209782-galleryV9-qvhn1.jpg"><img class="aligncenter size-medium wp-image-705" title="U.S. President Barack Obama and Vice President Joe Biden, along with members of the national security team, receive an update on the mission against Osama bin Laden in the Situation Room of the White House" src="http://www.nabizade.ir/blog/wp-content/uploads/2011/05/image-209782-galleryV9-qvhn1-300x199.jpg" alt="" width="449" height="298" /></a></p>
<p>اگر بی‌ادب می‌شوم به بزرگواری خودتان بر من ببخشایید. نمی‌دانم ما خریم یا آن‌ها خرند. خر بودن ما از آن جهت است که هر چه فکر می‌کنیم دلیل این همه خریت در سراسر جهان را نمی‌فهمیم و دلیل خریت آن‌ها هم این‌که همه جهان را می‌خواهند با یک مشت دروغ خر کنند.</p>
<p>البته منظورم کشتن بن لادن است و این آخرین مورد از این بحث است. ده سال پیش که امریکا و همان جامعه جهانی می‌خواست به افغانستان حمله کند، یک ماجرایی ساخت به نام یازدهم سپتامبر، ۲۵۰۰ نفر را به کشتن داد و دلایل واهی آن را به گروه القاعده‌ای نسبت داد که رئیس‌اش شخصی بود به نام آقای بن‌لادن. از آن روز این آدم شد مسئول بدبختی‌های جهان و مسئول اصلی تروریسم و هدف اول امریکا شد از بین بردن او. در بحبوحه حملات یازده سپتامبر و ماه‌ها بعد از آن بارها یافتن محل اختفای بن‌ لادن تیتر یک اخبار جهان بود. هر بار ادعا می‌شد که کشته شده که دوباره یک نوار ضبط شده از بن‌لادن از الجزیره و &#8230; پخش می‌شد و نشان می‌داد که زنده است و تهدیدات را هم نو می‌کرد. در آن روزها امریکا هدف خود را مجازات این آدم (که امریکا تلاش داشت او را به عنوان سمبل اسلام به جهان نشان دهد) قرار داد.</p>
<p>بالاخره پس از ۱۰ سال، چند روز پیش، اوباما جلوی دوربین قرار گرفت و رسما اعلام کرد که عملیات کشتن بن‌لادن به دستور مستقیم او در پاکستان انجام و در این عملیات بن‌لادن کشته شد ـ گرچه شبهات جدی در زمان کشتن/مردن بن‌لادن و نوع تدفین او و انتشار خبر در باره این موضوع وجود دارد. مردمِ هالیوودیِ امریکا که علاقه بسیاری به نجات جهان دارند از خوشحالی به خیابان ریختند و به پایکوبی پرداختند.</p>
<p>تا اینجای ماجرا فقط یک نکته ذهن‌ها را به خود جلب می‌کند و آن جنبه تبلیغاتی ماجراست. اما خانم کلینتون لحظاتی بعد پشت دوربین قرار گرفت و گفت <strong>گرچه بن‌لادن کشته شد اما تروریسم همچنان ادامه دارد و امریکا ستیز با طالبان و القاعده را ادامه خواهد داد</strong>.</p>
<p>اما نگفت که افغانستان چرا باید همچنان پایگاه امریکا باشد در حالی‌که بن لادن در پاکستان کشته شد.</p>
<p>نکته جالب اینجاست که با یک چرخش ۱۸۰ درجه، امریکا که بهانه اول خود را از دست داد، فورا بهانه‌ای جایگزین کرد. بهانه اول بالاخره از بین رفتنی بود، چون بن‌لادن یک آدم بود، بالاخره یا کشته می‌شد یا به مرگ طبیعی می‌مرد، نوح که نبود، شاید نهایتا ۲۰-۳۰ سال دیگر زنده‌ می‌ماند اما تروریسم که ۱) مردنی نیست و ۲) خود امریکا موجبات ترویج آن را فراهم می‌کند، بنابراین پایان یافتنی نیست. البته روزهای خوش امریکا ماندگار هم نیست و به زودی تومار امریکا در منطقه پیچیده خواهد شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.nabizade.ir/blog/?feed=rss2&#038;p=702</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>اصغر فرهادی، لطفا خفه شو!</title>
		<link>http://www.nabizade.ir/blog/?p=694&#038;utm_source=rss&#038;utm_medium=rss&#038;utm_campaign=%25d8%25a7%25d8%25b5%25d8%25ba%25d8%25b1-%25d9%2581%25d8%25b1%25d9%2587%25d8%25a7%25d8%25af%25db%258c%25d8%258c-%25d9%2584%25d8%25b7%25d9%2581%25d8%25a7-%25d8%25ae%25d9%2581%25d9%2587-%25d8%25b4%25d9%2588</link>
		<comments>http://www.nabizade.ir/blog/?p=694#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 19 Apr 2011 12:06:39 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Ghadeer Nabizade</dc:creator>
				<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[جامعه]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم، سریال، سینما]]></category>
		<category><![CDATA[اصغر فرهادی، جدایی نادر از سیمین، اخراجی ها 3]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.nabizade.ir/blog/?p=694</guid>
		<description><![CDATA[خواستم به جناب اصغر فرهادی بگویم که: جناب آقای کارگردان، فیلم خوبی ساختید. دیدم و لذت بردم. اما اگر فیلم را پسندیدم به معنای پذیرفتن اراجیفی که به واسطه اکران آن در پاریس گفته‌اید یا در هر جای جهان خواهید گفت، نیست. اگر کارگردانی‌تان مورد پذیرش ایرانیان باشد، مسلما عقاید بی‌خود و سخیف شما در باره جنبش امریکایی سبز که خودِ غرب از ساخت آن درمانده، مورد پسند مردم ایران نیست جز همان‌هایی که به موسوی مزدور و کروبی نادان رای دادند و آن آشوب‌ها را به راه انداختند. و سخن این‌که با این اراجیف خود را در نزد مردم ایران رسوا نکنید.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://www.nabizade.ir/blog/wp-content/uploads/2011/04/Asghar-Farhadi1.jpg"><img class="aligncenter size-full wp-image-696" title="Asghar Farhadi" src="http://www.nabizade.ir/blog/wp-content/uploads/2011/04/Asghar-Farhadi1.jpg" alt="" width="440" height="318" /></a></p>
<p>روز ۱۳ فروردین ۱۳۹۰، به همراه همسرم فیلم «جدایی نادر از سیمین» را در سینما میرزا کوچک رشت دیدیم. برای من و همسرم فیلم چنان جذاب بود که از خود سینما تا میدان فرهنگ قدم زدیم و درباره فیلم صحبت کردیم. هفته اول فروردین هم فیلم «اخراجی‌ها ۳» را در سینما افریقا تهران دیدیم. به نظرم فیلم حکومتی «جدایی نادر از سیمین» از آن یکی بهتر بود. الان قصد مقایسه این دو تا را ندارم. سر جایش به بررسی آن هم خواهم پرداخت. اما دیروز که خبرها را در اینترنت می‌دیدم، به خبر زیر درباره سفر اصغر فرهادی، کارگردان «جدایی نادر از سیمین»برخوردم. متن خبر را از سایت جهان نیوز بخوانید:</p>
<p><em>این کارگردان که ساخته اخیرش مورد توجه فتنه گران قرار گرفت در پایان جلسه پیش اکران جدایی نادر از سیمین و در جلسه پرسش و پاسخ در جواب سوال یکی از حاضرین پیرامون اتفاقات حول این فیلم گفت: اینجا پاریسه! ایران نیست، حرفت را راحت بزن، هر چی تو دلته بپرس</em><em>!</em></p>
<p><em> </em><em>و فرد سوال کننده این بار راحت پرسید: نظرتان را میخواستم بپرسم راجع به حمایتی که جنبش سبز از فیلم شما کرد و فکر میکنید جنبش سبز در این زمان نیاز داشت که از فیلم شما حمایت کند؟</em><em> </em></p>
<p>&nbsp;</p>
<p><em> </em><em>اصغر فرهادی که از سوال این مخاطب خوشحال شده بود، در پاسخ گفت: من فقط خیلی خوشحالم که جنبش سبز وجود دارد، همین برای من کافیست</em><em>.</em></p>
<p><em> </em><em>وی که فرصت را برای مطرح شدن دوباره و ایجاد حاشیه ای جدید مناسب دیده بود در ادامه افزود: خواهش میکنم عظمت! جنبش سبز را در سطح فیلم هایی مثل فیلم های من پایین نیاورید. حتی اگر لطف میکنید و فکر میکنید که این فیلم عالی و فیلم خیلی خوبی است، جنبش سبز خیلی بزرگتر از آن است که درقالب چنین چیزهایی بگنجد</em><em>!</em></p>
<p><em> </em><em>فرهادی البته مشخص نکرد که جنبش سبز تا چه حد بزرگ است؟! اما وی پس از اعتراف به پائین بودن سطح فیلمش در پایان دستاویز خودش برای مطرح شدن را اینگونه بیان کرد</em><em>:</em></p>
<p>&nbsp;</p>
<p><em>&#8220;</em><em>این جنبش سبز نیست که به ما نیاز دارد، این ما هستیم که به جنبش سبز محتاجیم</em><em>!&#8221;</em></p>
<p><em><a href="http://www.nabizade.ir/blog/wp-content/uploads/2011/04/farhadi-July.jpg"><img class="aligncenter size-full wp-image-893" title="farhadi &amp; July" src="http://www.nabizade.ir/blog/wp-content/uploads/2011/04/farhadi-July.jpg" alt="اصغر فرهادی در حال دست دادن با انجلینا جولی" width="589" height="347" /></a> </em></p>
<p style="text-align: center;"><em> </em>***</p>
<p>خواستم به جناب اصغر فرهادی بگویم که: جناب آقای کارگردان، فیلم خوبی ساختید. دیدم و لذت بردم. اما اگر فیلم را پسندیدم به معنای پذیرفتن اراجیفی که به واسطه اکران آن در پاریس گفته‌اید یا در هر جای جهان خواهید گفت، نیست. اگر کارگردانی‌تان مورد پذیرش ایرانیان باشد، مسلما عقاید بی‌خود و سخیف شما در باره جنبش امریکایی سبز که خودِ غرب از ساخت آن درمانده، مورد پسند مردم ایران نیست جز همان‌هایی که به موسوی مزدور و کروبی نادان رای دادند و آن آشوب‌ها را به را انداختند. و کلام سخن این‌که با این اراجیف خود را در نزد مردم ایران رسوا نکنید.</p>
<p>ضمنا این ویدئو را هم ببینید:</p>
<p><a href="   http://www.nasimonline.ir/NSite/FullStory/News/?Id=214984" target="_blank">http://www.nasimonline.ir/NSite/FullStory/News/?Id=214984</a></p>
<p>&#8212;</p>
<p><strong>نوشته مرتبط: </strong></p>
<p><strong><a href="http://www.nabizade.ir/blog/?p=883" target="_blank">۱٫ گلدن گلوب من </a></strong></p>
<p><strong><a href="http://www.nabizade.ir/blog/?p=904" target="_blank">۲٫ آقای فرهادی هم درغگوییم و هم صلح‌طلب؟ + صوت</a> </strong></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.nabizade.ir/blog/?feed=rss2&#038;p=694</wfw:commentRss>
		<slash:comments>307</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>ایران بر خلاف جریان آب شنا می‌کند</title>
		<link>http://www.nabizade.ir/blog/?p=687&#038;utm_source=rss&#038;utm_medium=rss&#038;utm_campaign=%25d8%25a7%25db%258c%25d8%25b1%25d8%25a7%25d9%2586-%25d8%25a8%25d8%25b1-%25d8%25ae%25d9%2584%25d8%25a7%25d9%2581-%25d8%25ac%25d8%25b1%25db%258c%25d8%25a7%25d9%2586-%25d8%25a2%25d8%25a8-%25d8%25b4%25d9%2586%25d8%25a7-%25d9%2585%25db%258c%25e2%2580%258c%25da%25a9%25d9%2586%25d8%25af</link>
		<comments>http://www.nabizade.ir/blog/?p=687#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 03 Mar 2011 05:56:21 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Ghadeer Nabizade</dc:creator>
				<category><![CDATA[English]]></category>
		<category><![CDATA[افریقا]]></category>
		<category><![CDATA[ايالات متحده امريكا]]></category>
		<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[بین‌الملل]]></category>
		<category><![CDATA[ترجمه]]></category>
		<category><![CDATA[خاورمیانه]]></category>
		<category><![CDATA[مصر، تونس، بروکینگز، تغییر رژیم در ایران]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.nabizade.ir/blog/?p=687</guid>
		<description><![CDATA[این مقاله در 5 اسفند 1389 (24 فوریه 2011) در سایت اندیشکده منتشر شد. این مقاله که نام دیگرش «پس از مصر و تونس، آیا ایران بعدی است؟» می‌باشد اشاره‌ای به مصر و تونس دارد و خیلی سریع به ایران می‌رسد. در همان آغاز هم بدون مقدمه‌چینی ایران را رژیمی منفور می‌داند که پس از مصر و تونس کشور بعدی خواهد بود. البته خودش هم در جمله بعدی در همین سخن شک می‌کند و احتمال انقلاب در ایران را بسیار کمرنگ می‌داند. سرتاسر این مقاله در اندیشکده ای که شعارش "کیفیت، استقلال و اثرگذاری" است پر از اراجیف این موسسه نسبت به ایران و مقایسه‌های بی سرـ‌و‌ـ‌ته ایران با مصر و تونس است. اما دلیل نگارش این چند خط، جملات زیر است که در پایان مقاله آمده است...]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://www.nabizade.ir/blog/wp-content/uploads/2011/03/Brookings-Video-Podcast-f198875.jpg"><img class="aligncenter size-full wp-image-689" title="--Brookings-Video-Podcast-f198875" src="http://www.nabizade.ir/blog/wp-content/uploads/2011/03/Brookings-Video-Podcast-f198875.jpg" alt="" width="440" height="440" /></a></p>
<p>این جمله عنوان <a href="http://www.brookings.edu/opinions/2011/0216_iran_byman.aspx" target="_blank">مقاله‌ای </a>از اندیشکده امریکایی بروکینگز است. این اندیشکده از اندیشکده‌های بسار فعال ایالات متحده و درگیر در فرآیند تصمیم‌سازی دولت زورگو و چپاول‌گر امریکاست. اگر جمله‌ای در این اندیشکده خواندید باید بدانید که روی آن فکر شده و نتیجه و فرآیند یک مقاله شخصی و از سوی یک فرد معمولی نیست بلکه روی آن فکر شده و به دلیلی نوشته می‌شود. البته این‌ها همه از چیزهایی است که ما از این اندیشکده می‌دانیم و بسیارند افکار و عقایدی که یا هیچگاه منتشر نمی‌شوند و یا وقتی منتشر می‌شوند که کار از کار گذشته است.</p>
<p>این مقاله در ۵ اسفند ۱۳۸۹ (۲۴ فوریه ۲۰۱۱) در سایت اندیشکده منتشر شد. این مقاله که نام دیگرش «پس از مصر و تونس، آیا ایران بعدی است؟» می‌باشد اشاره‌ای به مصر و تونس دارد و خیلی سریع به ایران می‌رسد. در همان آغاز هم بدون مقدمه‌چینی ایران را رژیمی منفور می‌داند که پس از مصر و تونس کشور بعدی خواهد بود. البته خودش هم در جمله بعدی در همین سخن شک می‌کند و احتمال انقلاب در ایران را بسیار کمرنگ می‌داند. سرتاسر این مقاله در اندیشکده ای که شعارش &#8220;کیفیت، استقلال و اثرگذاری&#8221; است پر از اراجیف این موسسه نسبت به ایران و مقایسه‌های بی سرـ‌و‌ـ‌ته ایران با مصر و تونس است. اما دلیل نگارش این چند خط، جملات زیر است که در پایان مقاله آمده است:</p>
<p style="text-align: left;">Efforts to engage Iran proved fruitless, so there is less to lose by further alienating the regime. Politically, Obama can only benefit from becoming the champion of democrats against a hated regime, and this will help him deflect any criticism that he was too slow in getting behind the protestors in Egypt’s Tahrir Square.</p>
<p style="text-align: left;">In practice, however, the United States calls for democracy in Iran may have more mixed results. Highlighting the democratic struggle can help shine the spotlight on the demonstrators and raise the diplomatic and political costs to the regime of a crackdown. But U.S. support, even if only rhetorical, will also convince hardliners that the United States is behind the unrest and make them more willing to press the trigger.</p>
<p>ثابت شد که تلاش‌ها برای درگیر کردن ایران بی‌نتیجه بود. بنابراین با تلاش بیشتر برای منزوی ساختن ایران چیز بیشتری از دست نخواهیم داد. به لحاظ سیاسی اوباما می‌تواند در میان دموکرات‌ها به عنوان قهرمان مبارزه با یک رژیم منفور مطرح شود و از آن سود برد و همین موضوع به او کمک می‌کند تا انتقاداتی که به موجب پشتیبانی دیرهنگام او از معترضین در میدان التحریر مصر متوجه وی شده بود را از خود منحرف سازد.</p>
<p>در عمل، فریادهای ایالات متحده برای ایجاد دموکراسی در ایران ممکن است نتایج متناقضی دربرداشته باشد. برجسته ساختن چالش‌های دموکراتیک [ایران] می‌تواند موجب شود که معترضین مورد توجه بیشتری قرار گیرند و هزینه‌های سیاسی و دیپلوماتیک رژیم [ایران] را برای سرکوب افزایش دهد. اما حمایت ایالات متحده، حتا اگر تنها در کلام باشد، تندروها را نیز متقاعد خواهد ساخت که امریکا پشت ناآرامی‌هاست و در نتیجه تمایل آنان به چکاندن ماشه را بیشتر خواهد کرد.</p>
<p style="text-align: center;">***</p>
<p>یعنی قرار است:</p>
<p>۱)      امریکا همچنان با یکدندگی و حتا بدون همراهی کشورهای همسوی خود همچنان به مقابله با ایران در هر سطحی ادامه خواهد داد، زیرا چیز دیگری برای از دست دادن ندارد.</p>
<p>۲)      اوباما قرار است با حمایت از معترضین در ایران، خلا حمایت خود از معترضان در مصر و تونس را پر کند.</p>
<p>۳)      ایران باید به نقض دموکراسی محکوم شود.</p>
<p>۴)      امریکا از آشوبگران حمایت کند تا دولت ایران به نقش امریکا در آشوب‌ها پی ببرد و به سرکوب دست بز‌ند تا امریکا از آن استفاده کند.</p>
<p style="text-align: center;">***</p>
<p>اما راهکار:</p>
<p>۱)      امریکا همچنان با یکدندگی و حتا بدون همراهی کشورهای همسوی خود همچنان به مقابله با ایران در هر سطحی ادامه خواهد داد، زیرا چیز دیگری برای از دست دادن ندارد. (در این مورد واقعا چیزی نمی‌توان گفت، چون امریکا اکنون مانند دیوانه‌ایست که دیوار بتونی را نشانه رفته و با سرعت به سوی آن هجوم می‌برد. پایان کار از پیش هویداست.)</p>
<p>۲)      اوباما نمی‌تواند با حمایت از معترضین در ایران، خلا حمایت خود از معترضان مصر و تونس را پر کند، چون جنس اعتراضات در ایران با مصر و تونس متفاوت است و مهم‌تر از آن مردم جهان ان موضوع را می‌فهمند و گرچه امریکا سعی دارد همه را از یک جنس نشان دهد اما خود به خوبی می‌داند که این دو از هم متفاوت‌اند. ضمنا چنین خاطرات بد (حمایت از دیکتاتور تا آخرین لحظه) را به سختی می‌توان از اذهان زدود.</p>
<p>۳)      ایران بی‌شک دموکراتیک‌ترین کشور منطقه است. فریادهای &#8220;وا دموکراسی&#8221; امریکا دیگر خریداری ندارد چون مردم جهان با لشکرکشی امریکا به عراق و افغانستان و همچنین حمایت امریکا از دیکتاتورها در جهان (حتا دیکتاتورهای در حال سقوط) معنی دموکراسی را به خوبی دریافته‌اند و دیگر با چنین سخنانی فریفته نخواهند شد.</p>
<p>۴)      گرفتن تلفات خیابانی به سود دشمن است. ایجاد آشوب‌ها، راهی برای ایجاد تلفات ایجاد می‌کند حتا اگر تلفات با تیراندازی نیروهای حکومتی صورت نگیرد. مانند موضوع ندا آقا سلطان و بسیاری از کشته‌های آشوب‌هایِ پس از انتخابات ۱۳۸۸ که با گلوله‌های غیرسازمانی کشته شدند. بنابراین شلوغ‌کاری و اغتشاش در هر صورت به سود نظام نیست. البته صبر نظام بالاست اما احتمال سوء‌استفاده دشمن بسیار است.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.nabizade.ir/blog/?feed=rss2&#038;p=687</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>Mubarak Signed His Overthrow</title>
		<link>http://www.nabizade.ir/blog/?p=679&#038;utm_source=rss&#038;utm_medium=rss&#038;utm_campaign=mubarak-signed-his-overthrow</link>
		<comments>http://www.nabizade.ir/blog/?p=679#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 10 Feb 2011 21:49:26 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Ghadeer Nabizade</dc:creator>
				<category><![CDATA[English]]></category>
		<category><![CDATA[افریقا]]></category>
		<category><![CDATA[بین‌الملل]]></category>
		<category><![CDATA[خاورمیانه]]></category>
		<category><![CDATA[Egypt]]></category>
		<category><![CDATA[EU]]></category>
		<category><![CDATA[Israel]]></category>
		<category><![CDATA[Mubarak]]></category>
		<category><![CDATA[US]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.nabizade.ir/blog/?p=679</guid>
		<description><![CDATA[Tonight Mubarak signed his overthrow with giving the absurd speech. His speech on 9 February 2011 will remain in history. World as well as Egyptians expected him to step down after 17 days of repressing protesters and killing tens of people on streets. Throughout his speech, Mubarak refused to step down or even to leave Egypt. But dictators are more timid than that. Mubarak expressed too many complements to Egyptians especially its youngsters but finally refused to provide what they have been asking during all 17 days of protests.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: left;"><a href="http://www.nabizade.ir/blog/wp-content/uploads/2011/02/Mubarak-Speech-PressTV.jpg"><img class="aligncenter size-full wp-image-681" title="Mubarak Speech- PressTV" src="http://www.nabizade.ir/blog/wp-content/uploads/2011/02/Mubarak-Speech-PressTV.jpg" alt="" width="627" height="400" /></a></p>
<p style="text-align: left;">Tonight Mubarak signed his overthrow with giving the <a href="http://edition.presstv.ir/TextOnly/detail.aspx?id=164628" target="_blank">absurd speech</a>. His speech on 9 February 2011 will remain in history. World as well as Egyptians expected him to step down after 17 days of repressing protesters and killing hundreds of people on streets. Throughout his speech, Mubarak refused to step down or even to leave Egypt. But dictators are more timid than that. Mubarak expressed too many complements to Egyptians especially its youngsters but finally refused to provide what they have been asking during all 17 days of protests.</p>
<p style="text-align: left;">Finally Mubarak regime was overthrown and actually he expedited it by giving a meaningless speech. This is a lesson to all dictators in the region and the world. They must know that the only regime supported Mubarak wholeheartedly was Israel and even US and EU asked for <a href="http://www.foxnews.com/politics/2011/01/30/clinton-calls-egypts-transition-democracy-urges-path-avoid-power-vacuum/" target="_blank">orderly transition of power</a>.</p>
<p style="text-align: left;">After the ridiculous speech, angry protestors are marching vibrantly throughout Egypt and chanting slogans against the Mubarak regime. They want nothing but Mubarak regime to step down.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.nabizade.ir/blog/?feed=rss2&#038;p=679</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>آشوب‌گران در ایران، معترضان در مصر</title>
		<link>http://www.nabizade.ir/blog/?p=672&#038;utm_source=rss&#038;utm_medium=rss&#038;utm_campaign=%25d8%25a2%25d8%25b4%25d9%2588%25d8%25a8%25e2%2580%258c%25da%25af%25d8%25b1%25d8%25a7%25d9%2586-%25d8%25af%25d8%25b1-%25d8%25a7%25db%258c%25d8%25b1%25d8%25a7%25d9%2586%25d8%258c-%25d9%2585%25d8%25b9%25d8%25aa%25d8%25b1%25d8%25b6%25d8%25a7%25d9%2586-%25d8%25af%25d8%25b1-%25d9%2585%25d8%25b5%25d8%25b1</link>
		<comments>http://www.nabizade.ir/blog/?p=672#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 08 Feb 2011 11:58:30 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Ghadeer Nabizade</dc:creator>
				<category><![CDATA[افریقا]]></category>
		<category><![CDATA[ايالات متحده امريكا]]></category>
		<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[بین‌الملل]]></category>
		<category><![CDATA[رژيم صهيونيستي]]></category>
		<category><![CDATA[مصر، یمن، تونس، عربستان سعودی، اسرائیل، معترض، آشوبگر، العالم، پرس تی وی،]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.nabizade.ir/blog/?p=672</guid>
		<description><![CDATA[چرا به آن‌هایی که به خیابان می‌ریزند در ایران می‌گویند آشوبگر و فتنه‌گر، ولی در مصر به همین‌ها می‌گویند معترض! / همیشه به خودم می‌گویم جواب ندادن به این آدم‌ها و خندیدن به اندیشه‌های حماقت‌بارشان بهترین پاسخ به آنان است؛ زیرا: 1) تصور می‌کنند جوابی نداری و پررو تر می‌شوند و 2) زحمت فکر کردن به خود نمی‌دهند و تصور می‌کنند هرچیز به ذهن‌شان می‌رسد، اندیشه‌ای برجسته است.

اما در این مورد نوشتم تا پاسخ‌ام را بگویم و دیگران هم قضاوت کنند. / دوست دارم از این علمای برجسته چند سوال کنم: غیر از این‌که ایران و مصر در دو سال متوالی دستخوش اعتراض بودند، واقعا چه شاهتی میان ایران و مصر می‌بینید؟ ...]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://www.nabizade.ir/blog/wp-content/uploads/2011/02/Iran-Egypt.jpg"><img class="aligncenter size-full wp-image-673" title="Iran-Egypt" src="http://www.nabizade.ir/blog/wp-content/uploads/2011/02/Iran-Egypt.jpg" alt="" width="658" height="245" /></a></p>
<p><strong>پیش‌گفتار:</strong> چند روزی است با آغاز جرقه‌ای انقلابی در تونس، مصر غرق در اعتراضات مردمی است. این اعتراضات نه تنها در مصر بلکه در برخی کشورهای اروپایی، امریکایی، افریقایی و آسیایی نیز به چشم می‌خورد و از آغاز بارها دولت مصر را به عقب‌نشینی وادار کرد. تظاهرات مردمی که از سوی مبارک و غرب به عنوان یک اعتراض کوتاه‌مدت و گذرا قلمداد می‌شد، اکنون به تظاهرات میلیونی فلج‌کننده در مصر و دیگر کشورها تبدیل شده و متحدان قبلی (امریکا، مصیر، رژیم صهیونیستی) را نیز به جان هم انداخته است. ایالات متحده که در ابتدا تصور می‌کرد، با ایجاد اصلاحات کوچک و ظاهری می‌توان اوضاع را در دست گرفت، اکنون به تغییر مبارک نیز راضی شده که این موضوع خشم رژیم صهیونیستی را برانگیخته است.</p>
<p style="text-align: center;">***</p>
<p>قاطبه مردم ایران، همراه با آزادگان جهان از حرکت مردمی مصر استقبال می‌کنند و شبکه‌های ماهواره‌ای «العالم» و «PRESSTV» با قطع برنامه‌های عادی خود، تحرکات لحظه‌ به لحظه در مصر را برای جهانیان پوشش می‌دهند. اما در این میان عده‌ای چیزی می‌گویند:</p>
<p><em>به آن‌هایی که به خیابان می‌ریزند در ایران می‌گویند آشوبگر و فتنه‌گر، ولی در مصر به همین‌ها می‌گویند معترض!</em></p>
<p><span style="text-decoration: underline;">در نگاه اول:</span> خیلی سخن بجایی به نظر می‌رسد که نشان می‌دهد ایران معیارهای دوگانه‌ای را برای خواندن یک رویداد مشابه به‌کار می‌برد. اما؛</p>
<p><span style="text-decoration: underline;">در نگاه دوم:</span> می‌توان به راحتی فهمید که افرادی که به نگاه اول معتقدند، نه تنها درک عمیق که حتا هیچ درک سطحی نیز از مسائل سیاسی و اجتماعی ندارند و مانند کودکانی که صرفا ظاهر مسائل را می‌بینند و بدون هیچ پیش‌زمینه ذهنی قضاوت می‌کنند، پیچیده‌ترین رخدادهای اجتماعی و سیاسی قرن معاصر را به شیوه کودکان برای اذهان کند خود توجیه و تفسیر می‌کنند. و البته جای خوشحالی‌ست که شمار این افراد بسیار کم است ولی هم‌چون همیشه گرد و خاک‌شان بسیار است و هرکجا که می‌نشینند تصور می‌کنند باید دیگران را از برکات تراوشات ذهنی خود بهره‌مند کنند و سکوت افراد حاضر را نیز حمل بر نداشتن پاسخ قانع‌کننده آنان می‌کنند.</p>
<p style="text-align: center;">***</p>
<p>همیشه به خودم می‌گویم جواب ندادن به این آدم‌ها و خندیدن به اندیشه‌های حماقت‌بارشان بهترین پاسخ به آنان است؛ زیرا: ۱) تصور می‌کنند جوابی نداری و پررو تر می‌شوند و ۲) زحمت فکر کردن به خود نمی‌دهند و تصور می‌کنند هرچیز به ذهن‌شان می‌رسد، اندیشه‌ای برجسته است.</p>
<p>اما در این مورد نوشتم تا پاسخ‌ام را بگویم و دیگران هم قضاوت کنند.</p>
<p>دوست دارم از این علمای برجسته چند سوال کنم: غیر از این‌که ایران و مصر در دو سال متوالی دستخوش اعتراض بودند، واقعا چه شاهتی میان ایران و مصر می‌بینید؟</p>
<p>- <strong>آیا شمار جمعیت آشوبگر و گستره آشوب‌ها در تهران با اعتراض در شهرهای بزرگ مصر قابل قیاس است؟</strong> آشوب در ایران صرفا در تهران بود در حالیکه که عمده شهرهای مصر اعتراض را تجربه می‌کنند. به علاوه، خود من که در قریب‌به اتفاق تجمعات سبزی حاضر بودم از آنان نبودم ضمن اینکه در تهران شمار آشوبگران تنها شاید به چند ده هزار نفر می‌رسید و چند ده‌هزار نفر دیگری هم تنها تماشاگر بودند و پس از یک هفته این شمار به چند هزار نفر و سپس چندصد تن رسید.</p>
<p>- <strong>آیا انگیزه معترضان ایرانی و مصری یکی بود؟</strong> تا جایی که من می‌دانم انگیزه معترضان ایرانی روی کار آوردن رژیمی وابسته و پس زدن اسلام بود، حال آن‌که در مصر مردم برای فرار از وابستگی و روی کار آوردن اسلام فریاد می‌زنند و کشته می‌دهند. البته نا گفته نماند که معترضان در ایران هنوز هم معتقدند تنها به احمدی‌نژاد معترض بودند اما بالاخره همه‌چیز پس از مدتی رو شد و کل تشکیلات‌شان بر ملا شد.</p>
<p>-<strong> برخورد حکومت ایران و مصر با معترضان چگونه بود؟</strong> در کمتر از یک هفته از آغاز اعتراضات در مصر، بیش از ۱۰۰ کشته گزارش شده و این تعداد روز به روز در حال افزایش است. این در حالی‌ست که پس از ۸ ماه از آشوب‌ها در ایران، پروژه ۷۲ تن سازی آشوبگران با گاف‌های فراوانی که داده بودند شکست خورد. شمار کشته شدگان ایرانی بیشتر از نیروهای مردمی و بسیجی بود و نه از معترضان. شایان ذکر است جمعیت ایران ۷۵ میلیون و مصر ۸۰ میلیون نفر است.</p>
<p>- <strong>برخورد امریکا، اسرائیل، غرب و دنیای عرب با این دو رویداد چگونه است؟ </strong>امریکا، اسرائیل، اعراب و غرب با پشتیبانی تمام‌عیار از آشوب‌گران در ایران همه توان خود را بکار گرفتند تا حکومت ایران را سرنگون سازند. پشتیبانی کامل رسانه‌ای نیز به کمک آنان آمد و بسیاری از سفارت‌خانه‌های غربی نیز فعالیت‌های عجیب‌وغریبی در این مدت از خود نشان دادند. اما در مقابل، کشورهای سرسپرده عرب و در راس آن‌ها عربستان سعودی، اردن و یمن از حسنی مبارک حمایت ویژه می‌کنند. اسرائیل به کس دیگری جز حسنی مبارک قانع نیست. غرب و امریکا نیز در ابتدا تنها خواستار اجرای اصلاحات از سوی دولت مبارک شدند و سپس هم با جلو انداختن البرادعی خارج‌نشین سعی در انتقال قدرتی بی‌سروصدا دارند تا دولتی بدتر از دولت کنونی را جایگزین کنند.</p>
<p>البته همین عزیزانی که از هر فرصتی برای زیر سوال بردن نظام اسلامی استفاده می‌کنند خوب است بدانند که همه استکبار به دنبال سرنگونی ایران بود و اکنون همه استکبار به دنبال حفظ مبارک. این تفاوت را می‌فهمید؟</p>
<p>&#8212;&#8211;</p>
<p>نوشته‌های هم‌سان:</p>
<p>- <a href="http://www.irdiplomacy.ir/index.php?Lang=fa&amp;Page=24&amp;TypeId=&amp;ArticleId=10188&amp;BranchId=10&amp;Action=ArticleBodyView" target="_blank">مصر را با ایران ۲۰۰۹ مقایسه نکنید</a></p>
<p dir="rtl"><strong>-</strong><a href="http://nasr.vcp.ir/?viewpost=lk116gre370g" target="_blank">مقایسه جنبش سبز و انقلاب مردمی ایران و مصر و تونس</a></p>
<p dir="rtl">-<a href="http://news11.hasanagha.org/?p=198" target="_blank">مقایسه جنبش سبز و جنبش مصر، نقش جوانان، نقش متفاوت زنان و اخوان‌المسلمین در گفتگو با دکتر رسول نفیسی</a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.nabizade.ir/blog/?feed=rss2&#038;p=672</wfw:commentRss>
		<slash:comments>4</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>نفس‌های آخر؛ بررسی آخرین تحولات مردمی در کشورهای وابسته عرب</title>
		<link>http://www.nabizade.ir/blog/?p=666&#038;utm_source=rss&#038;utm_medium=rss&#038;utm_campaign=%25d9%2586%25d9%2581%25d8%25b3%25e2%2580%258c%25d9%2587%25d8%25a7%25db%258c-%25d8%25a2%25d8%25ae%25d8%25b1%25d8%259b-%25d8%25a8%25d8%25b1%25d8%25b1%25d8%25b3%25db%258c-%25d8%25a2%25d8%25ae%25d8%25b1%25db%258c%25d9%2586-%25d8%25aa%25d8%25ad%25d9%2588%25d9%2584%25d8%25a7%25d8%25aa-%25d9%2585%25d8%25b1%25d8%25af%25d9%2585%25db%258c</link>
		<comments>http://www.nabizade.ir/blog/?p=666#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 29 Jan 2011 08:52:22 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Ghadeer Nabizade</dc:creator>
				<category><![CDATA[اسلام]]></category>
		<category><![CDATA[افریقا]]></category>
		<category><![CDATA[ايالات متحده امريكا]]></category>
		<category><![CDATA[بین‌الملل]]></category>
		<category><![CDATA[خاورمیانه]]></category>
		<category><![CDATA[تونس، مصر، اردن، لیبی، مراکش، حسنی مبارک]]></category>
		<category><![CDATA[راشد الغنوشی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.nabizade.ir/blog/?p=666</guid>
		<description><![CDATA[سال گذشته و با وجود درگیری‌های ایران، سران غرب و عرب بی‌صبرانه سقوط حکومت جمهوری اسلامی را در ایران انتظار می‌کشیدند، چون به خوبی می‌دانستند که تنها دلیل وجود ناآرامی‌ها در کشورهای عربی، انقلاب ایران بوده و مردم آن کشورهای اسلامی همیشه کشورهای وابسته خود را با کشور مستقل جمهوری اسلامی ایران مقایسه می‌کنند. این گونه است که رهبر تبعیدی تونس، راشد الغنوشی، نیز در نخستین موضع‌گیری رسمی می‌گوید که مردم نباید از او انتظار داشته باشند امام خمینی باشد...]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p dir="rtl">پیشامدهای این روزهای تونس، مصر، اردن، لیبی، مراکش و &#8230; بیانگر آینده‌ای جدید برای کشورهای عربی، کشورهای اسلامی و مناسبات خاورمیانه و جهان است.</p>
<p dir="rtl">ایالات متحده که بی‌وقفه ایران را به نقض حقوق‌بشر و نبود دموکراسی محکوم می‌کند، در مقابل جنایات سران وابسته عرب سکوت اختیار می‌کند. تنها دلیل این برخورد، سود چنین کشورها و حکومت‌هایی برای امریکاست.</p>
<p dir="rtl">سال گذشته و با وجود درگیری‌های ایران، سران غرب و عرب بی‌صبرانه سقوط حکومت جمهوری اسلامی را در ایران انتظار می‌کشیدند، چون به خوبی می‌دانستند که تنها دلیل وجود ناآرامی‌ها در کشورهای عربی، انقلاب ایران بوده و مردم آن کشورهای اسلامی همیشه کشورهای وابسته خود را با کشور مستقل جمهوری اسلامی ایران مقایسه می‌کنند. این گونه است که رهبر تبعیدی تونس، راشد الغنوشی، نیز در نخستین موضع‌گیری رسمی می‌گوید که مردم نباید از او انتظار داشته باشند امام خمینی باشد.</p>
<p dir="rtl">در هر صورت همه تحرکات روزهای اخیر نشان می‌دهد که امریکا و وابستگانش به شدت در تحرک‌اند تا علی‌رغم ایجاد تغییرات ظاهری در کشورهای معترض:</p>
<p dir="rtl">۱)      اوضاع را همچنان در کنترل خود نگه دارند و</p>
<p dir="rtl">۲)      از سرایت خشونت مردمی به کشورهای وابسته دیگر خوددرای کنند.</p>
<p dir="rtl">تا همچنان افسار کشورهای عربی و اسلامی را در اختیار داشته باشند.</p>
<p dir="rtl"><a href="http://www.nabizade.ir/blog/wp-content/uploads/2011/01/RED_GRANDE_HOME1_400x267_5075329.jpg"><img class="aligncenter size-full wp-image-667" title="RED_GRANDE_HOME1_400x267_5075329" src="http://www.nabizade.ir/blog/wp-content/uploads/2011/01/RED_GRANDE_HOME1_400x267_5075329.jpg" alt="" width="400" height="267" /></a>شب گذشته، سخنگوی وزارت خارجه امریکا درحالی با ترس و لرز به میان خبرنگاران آمد که هر جمله را چند بار تکرار می‌کرد و تکرارها و تپق‌زدن‌های پی‌درپی او هر شنونده‌ای را خسته می‌کرد. او تنها چیزی که دیشب گفت این بود که امریکا رخدادهای مصر را به دقت بررسی می‌کند و از مبارک می‌خواهد خشونت را متوقف کند و به اجرای اصلاحات بپردازد.</p>
<p dir="rtl">دقایقی بعد مبارک در یک نطق تلویزیونی اعلام کرد که از کشته شدن مردم متاسف است و از اعضای کابینه خود خواسته استعفا کنند، و اعلام کابینه جدید را به روز شنبه هفته آینده موکول کرد. این درحالی است که مردم مصر خواهان تغییر مبارک هستند نه تغییرکابینه.</p>
<p dir="rtl">باور بر این است که امریکا حتا اگر با فشار خود مبارک را به کناره‌گیری وا دارد، حضور شخصی مانند البرادعی همچنان منافع امریکا و غرب را تامین خواهد کرد. البته این شرایط در همه کشورها مصداق دارد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.nabizade.ir/blog/?feed=rss2&#038;p=666</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>فرق قوه قضائیه با ما در چیست؟</title>
		<link>http://www.nabizade.ir/blog/?p=655&#038;utm_source=rss&#038;utm_medium=rss&#038;utm_campaign=%25d9%2581%25d8%25b1%25d9%2582-%25d9%2582%25d9%2588%25d9%2587-%25d9%2582%25d8%25b6%25d8%25a7%25d8%25a6%25db%258c%25d9%2587-%25d8%25a8%25d8%25a7-%25d9%2585%25d8%25a7-%25d8%25af%25d8%25b1-%25da%2586%25db%258c%25d8%25b3%25d8%25aa%25d8%259f</link>
		<comments>http://www.nabizade.ir/blog/?p=655#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 31 Dec 2010 21:56:13 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Ghadeer Nabizade</dc:creator>
				<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[جامعه]]></category>
		<category><![CDATA[سیاست]]></category>
		<category><![CDATA[کروبی، موسوی، خاتمی، امام خامنه ای، صادق لاریجانی، شاهرودی، مهدی هاشمی، قوه قضائیه، دیروز امروز فردا]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.nabizade.ir/blog/?p=655</guid>
		<description><![CDATA[با انتصاب جناب حاج صادق به قوه قضائیه، تصورم این بود که قرار است قدم‌های جدی در مبارزه با براندازان صورت گیرد ـ‌ به خصوص که در میانه فتنه 88 بود ـ اما دیدیم که فی‌الفور محاکمه‌ها از پشت برگزار شد و حقوق مجرمین براندازی که از انجام تمام و کمال هیچ جرمی مضایقه نکردند بسیار محترم شمرده شد، و حتا نام آنان با حروف اختصار به مردم اعلام می‌شد. ا این وجود از همان زمان، کل دستگاه قضایی از رئیس‌اش گرفته تا پایین مدام سخنرانی می‌کنند و از گناه و جرم فتنه‌گران می‌گویند و تحسین هر شنونده‌ای را برمی‌انگیزند اما در مقام عمل هیچ اتفاقی نمی‌افتد...]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: center;" dir="rtl"><a href="http://www.nabizade.ir/blog/wp-content/uploads/2011/01/sadegh-Larijani1.jpg"><img class="aligncenter" title="sadegh Larijani" src="http://www.nabizade.ir/blog/wp-content/uploads/2011/01/sadegh-Larijani1.jpg" alt="" width="595" height="387" /></a></p>
<p style="text-align: right;" dir="rtl">خیلی خوشحالم که می‌بینم پس از یک سال از پایان فتنه ۱۳۸۸، مطالبات مردمی به راحتی در تلوزیون مطرح می‌شود. برنامه دیروز، امروز، فردا با آن مجری نچسب و بی‌حوصله‌اش، هنوز بویی از آن برنامه قبلی با خود به همراه دارد و سعی می‌کند در برنامه‌های میزگردی خط‌شکن باشد. خوشحالم که می‌بینم نام کروبی و موسوی و خاتمی بدون واهمه در صدا و سیما مطرح می‌شود و از آن فتنه‌گران با نام و بی‌مهابا انتقاد می‌شود و حتا برخی خواستار اعدام آن‌ها می‌شوند. همچنین سخنان حجت‌الاسلام طائب نیز شوق‌مان را دوچندان کرد. البته به نظر من گرچه عملکرد صدا و سیما در دوران فتنه بد نبود اما متاسفانه با بستن برنامه دیروز، امروز، فردا راه را برای فتنه گران باز کرد و گاه فراموشکاران نیز با آنان همنوا شدند. در هر حال، باید دانست که عملکرد صدا و سیما بازتاب مطالبات عمومی است؛ مطلبی که یامین پور نیز در نوشته اش در اولین شماره هفته نامه &#8220;۹ دی&#8221; به آن اشاره کرد: که اگر کسی افراد دخیل در صدا و سیما را بشناسد، قطعا از خروجی برنامه هایی این چنینی در شگفت خواهد بود.</p>
<p dir="rtl">اما در این میان بیش از همه تعجب من از قوه قضائیه است که سنگ را بسته و سگ را آزاد کرده. نمی‌دانم چرا قوه قضائیه این همه از ملت عقب است. اما سه نکته:</p>
<p dir="rtl">۱)     در جریان مکاتبات میان دادستان تهران و الهام و جریانات ماقبل و مابعد آن چند نکته دستگیرم شد. اول آن‌که حکمت دادگاه‌ها و محاکمات کوتاه‌ ولی کارآمد اوایل انقلاب را فهمیدم. شک ندارم اگر آن قبیل محاکمات نبود، الان اثری از انقلاب هم نبود. ضمنا جناب دادستان تصور می‌کند که ما از حقوق متهم و مجرم نمی‌دانیم. جالب اینجاست که در کشور ما به لطف قوه قضائیۀ حاج صادق، مهدی هاشمی از متهمین درجه یک فتنه، که از مملکت گریخته، از هزاران کیلومتر آن طرف‌تر وکیل می‌گیرد و از زخم‌خوردگان و مدافعان حریم ولایت و افسران جنگ نرم شکایت می‌کند و قوه قضائیه نیز با احترام به حقوق آن متهم رسیدگی می‌کند ولی حتا اجازه درز خبر از جزئیات آن را نمی‌دهد. آقای دادستان؛ بدانید که ما از پشت پرده نیز می‌دانیم و نمی‌گذاریم متهمین فتنه، که بی‌شک همان مجرمین و براندازان هستند، روی خوشی را ببینند.</p>
<p dir="rtl">۲)     تا جایی که از سخنان حضرت امام خامنه‌ای برمی‌آید، ایشان دستوری مبنی بر منع تعقیب و پیگیری عوامل اصلی فتنه نداده‌اند. استناد این سخنم به سخنان معظم‌له است که فرمودند حرف درگوشی به کسی نمی‌زنند. اما قوه قضائیه که مدام تحت فشار افکار عمومی است، از زبان رئیس قوه، دادستان، معاون اول قوه و شیخ سخنگویش مدام می‌گوید که نظام قصد برخورد با این افراد را در زمان کنونی ندارد. با توجه به جملات اول همین بند، معتقدم افرادی ـ همان‌ها که برای وحدت فتنه‌گران با ملت‌ تلاش می‌کنندـ از بالا به حضرت آقا فشار می‌آورند که این افراد را ببخشند و درگذرند از محاکمه‌شان، و از پایین هم می‌گویند نظام ـ بخوانید رهبرـ فعلا معتقد به برخورد با آنان نیست و چنان آن را در جامعه القا می کنند که هر کسی غیر از آن تصور کند ضد ولایت فقیه است. اما همانطور که اشاره کردم، واقعیت جامعه نشان از این ندارد. یعنی مردم ولایت‌مدار هم دیگر چنین چیزی را باور ندارند. وانگهی اگر این سخن را هم باور ‌کردیم و دندان روی جگر ‌گذاشتیم، وعده ندادیم که تا ابد چنین کنیم. قوه قضائیه باید از قهر مردم بترسد. تحمل مردم هم حدی دارد و ملت نشان داده که همیشه چنین صبور نخواهد بود. ملت تا کی تحمل کند که یکی هی بیانیه بدهد و کل نظام را در هر بیانیه به شدیدترین وجه بکوبد و آب و از آب تکان نخورد و آن‌گاه یک بچه بسیجی ولایتی، که از روی درد به قوه قضائیه نوشته تهدید و تطمیع شود و مورد غضب قوه قضائیه قرار گیرد.</p>
<p dir="rtl">۳)   (عنوان این یادداشت را از این بند برداشتم و به نوعی به دلیل همین چند خط زحمت این نوشته را به خود دادم.) با انتصاب جناب حاج صادق به قوه قضائیه، تصورم این بود که قرار است قدم‌های جدی در مبارزه با براندازان صورت گیرد ـ‌ به خصوص که در میانه فتنه ۸۸ بود ـ اما دیدیم که فی‌الفور محاکمه‌ها از پشت برگزار شد و حقوق مجرمین براندازی که از انجام تمام و کمال هیچ جرمی مضایقه نکردند بسیار محترم شمرده شد، و حتا نام آنان با حروف اختصار به مردم اعلام می‌شد. یعنی قوه قضائیه هنوز نمی داند که مثلا حقوق یک آفتابه دزدی که جرمش هنوز ثابت نشده و دادگاه باید تحقیق کنند و ببینند آیا او چنین کرده یا نه با فتنه گری مانند ابطحی، بهزاد نبوی، تاجیک، رمضان زاده، عطریانفر، مهدی هاشمی و &#8230; که تردیدی در عنادشان با نظام مقدس جمهوری اسلامی نیست، یکی نیست؟ این وجود از همان زمان، کل دستگاه قضایی از رئیس‌اش گرفته تا پایین مدام سخنرانی می‌کنند و از گناه و جرم فتنه‌گران می‌گویند و تحسین هر شنونده‌ای را برمی‌انگیزند اما در مقام عمل هیچ اتفاقی نمی‌افتد. یعنی ما اعتراض می‌کنیم و رئیس قوه قضائیه هم اعتراض می‌کند، ما سخنرانی می‌کنیم و رئیس قوه قضائیه هم سخنرانی می‌کند! پس سوال اینجاست: چه فرقی است میان ما و قوه قضائیه؟</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.nabizade.ir/blog/?feed=rss2&#038;p=655</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>حماسه ۹ دی ماه ۱۳۸۸</title>
		<link>http://www.nabizade.ir/blog/?p=648&#038;utm_source=rss&#038;utm_medium=rss&#038;utm_campaign=%25d8%25ad%25d9%2585%25d8%25a7%25d8%25b3%25d9%2587-9%25d8%25af%25db%258c-%25d9%2585%25d8%25a7%25d9%2587-1388</link>
		<comments>http://www.nabizade.ir/blog/?p=648#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 29 Dec 2010 18:17:49 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Ghadeer Nabizade</dc:creator>
				<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[جامعه]]></category>
		<category><![CDATA[سیاست]]></category>
		<category><![CDATA[کروبی، موسوی، 9 دی 1388، امام خمینی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.nabizade.ir/blog/?p=648</guid>
		<description><![CDATA[وقتی در تلویزیون سیر رویدادهای سال گذشته را می‌بینم، گاه تردید می‌کنم که چگونه آن اتفاقات رخ داد و ما چگونه این همه مصیبت و پلشتی را تاب آوردیم. نمی‌دانم چطور روز پس از انتخابات را گذراندم که خیابان‌های تهران به هم ریخته بود و نزدیکی محل کارم حمله وحشیانه خرابکاران و آشوب‌طلبان به مردم و ماشین‌ها و نیروهای دولتی و مردمی بود. هنوز تلخی روزهای سراسر درگیری و وحشی‌گری دموکراسی‌خواهان را از یاد نمی‌برم...]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p dir="rtl"><a href="http://www.nabizade.ir/blog/wp-content/uploads/2010/12/7367_844.jpg"><img class="aligncenter size-full wp-image-649" title="1389/10/9" src="http://www.nabizade.ir/blog/wp-content/uploads/2010/12/7367_844.jpg" alt="" width="598" height="398" /></a></p>
<p dir="rtl">نهم دی مو به تن آدم سیخ می‌کند. وقتی در تلویزیون سیر رویدادهای سال گذشته را می‌بینم، گاه تردید می‌کنم که چگونه آن اتفاقات رخ داد و ما چگونه این همه مصیبت و پلشتی را تاب آوردیم. نمی‌دانم چطور روز پس از انتخابات را گذراندم که خیابان‌های تهران به هم ریخته بود و نزدیکی محل کارم حمله وحشیانه خرابکاران و آشوب‌طلبان به مردم و ماشین‌ها و نیروهای دولتی و مردمی بود. هنوز تلخی روزهای سراسر درگیری و وحشی‌گری دموکراسی‌خواهان را از یاد نمی‌برم. تیراندازی در میادین در هنگام راهپیمایی‌ها و کلوخ‌پرانیِ همین مردم خداجوی موسوی و کروبی هیچ‌گاه از ذهنم زدوده نمی‌شود. هنوز وقتی به روز قدس ۱۳۸۸ فکر می‌کنم و آن همه نادانی و حماقت سبزی‌ها را به یاد می‌آورم و این‌که چگونه نبردهای ما تن به تن شده بود و توی صورت آن آشغال‌های سبز شعار می‌دادیم و تحقیری که آن روز در جهان اسلام و امت اسلامی شدیم، بغض گلویم را می‌فشارد. آخر چطور ممکن بود که بیست و دو سال پس از امام خمینی، همراهان او میراث آن حضرت یعنی روز قدس را به نام خود او به لجن بکشند؟</p>
<p dir="rtl">روز دانشجو را از رسانه‌ها و سایت‌های اینترنتی دنبال می‌کردم. حدود سه روز دانشگاه‌ها شلوغ بود. قدرت آشوب‌گرایان رو به افول بود. روز عاشورا که مردم سرگرم عذای حسین بودند و خیابان‌ها خالی بود، خداجویان سبز هرجنایتی که از دست‌شان برمی‌آمد انجام دادند. حجاب از سر زن محجبه کشیدند، نیروی انتظامی را تا می‌خورد زدند، سوت و کف زدند، به اماکن دولتی حمله کردند، به نماز ظهر عاشورا با سنگ حمله کردند و پرچم‌هاو نشانه‌های عذای حسینی را به آتش کشیدند و حرمت‌شکنی را تمام کردند.</p>
<p>به همین دلیل بود که دیگر تاب این همه تحقیر در ام‌القرای جهان اسلام و مستضعفین و سرزمین حسینی و انقلابی ایران نبود. این بود که مردم ریختند و سه روز ایران سراسر حضور بود. مردم آمده‌ بودند تا آخرین بقایای آشغال‌های سبز را در هم بکوبند. آن روز به یادماندن‌ترین روز از آن سال بود. شش ماه تحقیر و حرف خوردن به پایان رسیده بود و آن روز همان روز پیروزی حق بر باطل بود. آن روز همه مهربان بودند. همه راضی بودند و نبود بغضی که نشکند و نبود خائنی که آن روز نفرین نشود.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.nabizade.ir/blog/?feed=rss2&#038;p=648</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>صرفا جهت اطلاع منتقدان</title>
		<link>http://www.nabizade.ir/blog/?p=640&#038;utm_source=rss&#038;utm_medium=rss&#038;utm_campaign=%25d8%25b5%25d8%25b1%25d9%2581%25d8%25a7-%25d8%25ac%25d9%2587%25d8%25aa-%25d8%25a7%25d8%25b7%25d9%2584%25d8%25a7%25d8%25b9-%25d9%2585%25d9%2586%25d8%25aa%25d9%2582%25d8%25af%25d8%25a7%25d9%2586</link>
		<comments>http://www.nabizade.ir/blog/?p=640#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 21 Dec 2010 12:48:38 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Ghadeer Nabizade</dc:creator>
				<category><![CDATA[ايالات متحده امريكا]]></category>
		<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[بین‌الملل]]></category>
		<category><![CDATA[جامعه]]></category>
		<category><![CDATA[رژيم صهيونيستي]]></category>
		<category><![CDATA[صهیونیسم]]></category>
		<category><![CDATA[خامنه ای، هلن توماس، اوباما، اسرائیل]]></category>
		<category><![CDATA[صرفا جهت اطلاع، بیست و سی، بی‌بی‌سی، صدای آمریکا، محمد نوری‌زاد]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.nabizade.ir/blog/?p=640</guid>
		<description><![CDATA[خوب است Counterpart (همتا) ها را خوب بشناسیم، یعنی بدانیم رهبر ایران معادل کدام مقام در ایالات متحده یا بریتانیا و ... است. معتقدم اگر کسی فکر کند که مثلا رهبر ایران معادل اوباما در ایران است، اشتباه فکر می‌کند. عالی‌ترین مقام ایران، رهبر است، اما به واقع عالی‌ترین مقام در امریکا یا بریتانیا یا فرانسه کیست؟ قطعا رئیس‌جمهور نیست. این را از کجا می‌توان فهمید؟ از نوع انتقادها از او. اتفاقا چنان روی این قضیه مانور می‌دهند و چنان القا می‌کنند که انگار در ایران هیچ آزادی نیست و همه آزادی در امریکا جمع شده...]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://www.nabizade.ir/blog/wp-content/uploads/2010/12/serfan.jpg"><img class="aligncenter size-full wp-image-643" title="serfan" src="http://www.nabizade.ir/blog/wp-content/uploads/2010/12/serfan.jpg" alt="" width="300" height="173" /></a>چندی پیش در منزل یکی از بستگان، در حالی که برنامه «<a href="http://serfan.iribnews.ir/" target="_blank"><strong>صرفا جهت اطلاع</strong></a>» از بخش خبری<strong> بیست و سی</strong> پخش می‌شد، سخنانی گفته شد. در آن میهمانی خانوادگی، چون بنا بر جواب دادن و ایجاد تنش نبود چیزی نگفتم. اما آن طرف مقابل هرچه خواست گفت و به قول معروف تاخت. ما هم به او نگریستیم تا بتازد و بتازد، چون می‌دانستیم نه از تاخت و تاز او چیزی حاصل می‌شود و نه از پاسخی که در ذهن ما بود، مساله‌ای برای او روشن می‌شود. این بود که خواستم چنین چیزی را در وبلاگم بنویسم تا هم موضع من روشن باشد و هم افرادی که چنین شبهه‌ای در ذهن آنهاست پاسخی دریافت کنند.</p>
<p>اگر برنامه «صرفا جهت اطلاع» را دیده باشید، می‌‌دانید که آقای دلاوری، مجری برنامه، به مسئولین مختلف به بهانه‌های گوناگون می‌تازد و با لحنی تمسخر‌آمیز سخنان و یا فعالیت‌های انجام شده از سوی آنان را بر زبان می‌آورد که تا کنون واکنش‌های زیادی در بر داشته است. مثلا، یک جایی در باره مجلس چیزی گفته بود و در آخرش هم اشاره کرد که «قابل توجه علی آقا!» که مجلس ول کن ماجرا نبود. البته این تنها یکی از ده‌ها مورد قابل ذکر است.</p>
<p>آن عزیزِ فامیل هم، که بی‌بی‌سی و صدای آمریکا را می‌بیند و هیچ ایرادی به ذهنش نمی‌رسد، تا این برنامه پخش شد، گفت: اگر راست می‌گویند از [آیت‌الله] خامنه‌ای انتقاد کنند!</p>
<p>البته در کل حرف خوبی است که یعنی یک رسانه نباید حاشیه امنی برای کسی در نظر بگیرد و او را مصون بداند و بالاخره باید پاچه هرکسی را بگیرد. اما این برادر عزیز به این نکات دقت نکرد که:</p>
<p>۱)	صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، رسانه‌ای حکومتی است (نه دولتی، چون ربطی به دولت ندارد) و رئیس آن از سوی رهبر ایران تعیین می‌شود. بنابراین نباید انتظار داشت که رهبر ایران را به نقد بکشاند. ضمن این‌که معتقدم هر نقدی جایگاهی دارد و جایگاه نقد از رهبری در صدا و سیما نیست. البته همانطور که در سال گذشته در یک جمع دانشجویی، یکی از دانشجویان اقدام به انتقاد از رهبر کرد و آیت‌الله خامنه‌ای نیز گفت (به این مضمون) که: چرا از رهبر انتقاد نمی‌شود؟ از رهبر هم انتقاد می‌شود در بیرون و &#8230; ـ رادیوهای معاند جمهوری اسلامی تصورشان از آن جوان دانشجو این بود که قطعا پدرش را در می‌آورند ولی وقتی پیگیر شدند دیدند خیلی آرام در دانشگاه مشغول تحصیل است ـ</p>
<p>و می‌توان دید که روزنامه‌های اصلاح طلب همیشه به رهبری انتقاد می‌کنند اما به زبانی ناپیدا و با استفاده از مصداق‌های مبهم تا نوشته مخاطب خود را بیابد.</p>
<p>۲)	خوب است Counterpart (همتا) ها را خوب بشناسیم، یعنی بدانیم رهبر ایران معادل کدام مقام در ایالات متحده یا بریتانیا و &#8230; است. معتقدم اگر کسی فکر کند که مثلا رهبر ایران معادل اوباما در امریکا است، اشتباه فکر می‌کند. عالی‌ترین مقام ایران، رهبر است، اما به واقع عالی‌ترین مقام در امریکا یا بریتانیا یا فرانسه کیست؟ قطعا رئیس‌جمهور نیست. این را از کجا می‌توان فهمید؟ از نوع انتقادها از او. اتفاقا چنان روی این قضیه مانور می‌دهند و چنان القا می‌کنند که انگار در ایران هیچ آزادی نیست و همه آزادی در امریکا جمع شده. یعنی چنان رئیس جمهور را دست می اندازند و آن را به عنوان پرچم آزادی بیان در کشورشان علم می کنند و چنان آن را با رسانه هایشان به اذهان مردم جهان القا می کنند که بیننده تلویزیون ایران هم همین تفکر بر او مستولی می شود.</p>
<p>در غرب، رئیس‌جمهور تنها یک مقام‌ عالی است نه عالی‌ترین مقام؛ حتا در کشورهایی که حکومت پادشاهی را تجربه می‌کنند. به نظر اگر بخواهیم معادلی برای رهبر ایران در غرب در نظر بگیریم، قطعا به اسرائیل برمی‌خوریم. البته باز هم توان و نفوذ صهیونیست‌ها در غرب و شرق به مراتب بیش از نفوذ رهبر عالیقدر شیعه در کشور شیعی ایران است. اگر کسی در فرانسه، امریکا، بریتانیا، آلمان و &#8230; از اسرائیل انتقاد کند، برچسب یهودستیزی (anti-Semitic) به او می‌زنند و دیگر هر کاری با او جایز است، خواه دانشمند باشد یا آدم عادی. نمونه: هلن توماس خبرنگار امریکایی ـ با سابقه ۵۰ ساله در کاخ سفید ـ به دلیل انتقاد از اسرائیل از کاخ سفید اخراج شد. این در حالی بود که هلن آنچنان خبرنگار و شخصیت برجسته‌ای بود که سالانه جایزه‌ای به نام او برگزار می‌شد که سرنوشت آن هم مانند سرنوشت خودش شد.</p>
<p>سوال: کسی که از رهبر ایران انتقاد می‌کند وضعیت‌اش چگونه است؟ نمونه: آقای محمد نوری‌زاد که روزگاری دست‌بوس رهبر (به شهادت داستان سیستان: اثر رضا امیرخانی) ایران و سازنده مستندها و برنامه‌های انقلابی بود و غیر از آن هیچ شخصیت برجسته ای نیست و هیچ جایزه ای با نام او در کشورمان برگزار نمی شود و اصلاح طلبان همین پارسال سایه اش را با تیز می زدند و ـ و اکنون به دلیل برخی فعالیت‌ها در دوران پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری در زندان بسر می‌برد و دست به اعتصاب غذای خشک زده  و اصلاح طلبان ارجمند تند و تند برای آزادی او بیانیه و اعتراضیه امضا می کنندـ <strong>از درون زندان </strong>نامه سرگشاده به رهبری می‌نویسد؛ <strong>نه یکی بلکه ۳ تا</strong>. غیر از این نمونه، نمونه‌های زیادی از افرادی هست که توهین‌های آشکار به رهبری می‌کنند و راست راست می‌گردند.</p>
<p>۳) تعجب می‌کنم از آدم‌هایی که در غرب همه چیز را مصون از اشتباه و بری از بدی می‌پندارند و در ایران همه‌چیز را سرتا پا اشکال می‌بینند. البته، دریغ از ذره‌ای تامل، تغییر پیشکش‌.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.nabizade.ir/blog/?feed=rss2&#038;p=640</wfw:commentRss>
		<slash:comments>4</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>حقوق بشر منهای فلسطینیان</title>
		<link>http://www.nabizade.ir/blog/?p=635&#038;utm_source=rss&#038;utm_medium=rss&#038;utm_campaign=%25d8%25ad%25d9%2582%25d9%2588%25d9%2582-%25d8%25a8%25d8%25b4%25d8%25b1-%25d9%2585%25d9%2586%25d9%2587%25d8%25a7%25d9%258a-%25d9%2581%25d9%2584%25d8%25b3%25d8%25b7%25d9%258a%25d9%2586%25d9%258a%25d8%25a7%25d9%2586</link>
		<comments>http://www.nabizade.ir/blog/?p=635#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 15 Dec 2010 06:13:04 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Ghadeer Nabizade</dc:creator>
				<category><![CDATA[بین‌الملل]]></category>
		<category><![CDATA[رژيم صهيونيستي]]></category>
		<category><![CDATA[سیاسی]]></category>
		<category><![CDATA[صهیونیسم]]></category>
		<category><![CDATA[انديشكده فلسطين]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.nabizade.ir/blog/?p=635</guid>
		<description><![CDATA[سربازان اشغال‌گر، نوجوانان فلسطینی را کاملا برهنه می‌کنند و سپس به روی آنان ادرار می‌کنند؛ ساعت‌های متوالی آنان را به صورت برهنه در دستشویی زندانی می‌کنند و وقتی آنان تقاضای آب خوردن می‌کنند، از آب توالت به آنان برای خوردن می‌دهند. همچنین سربازان صهیونیست در شیشه نوشابه ادرار می‌کنند و آن را به زور به نوجوانان و کودکان فلسطینی برای خوردن می‌دهند...]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p dir="rtl"><a href="http://www.nabizade.ir/blog/wp-content/uploads/2010/12/prisoners1.jpg"><img class="aligncenter size-full wp-image-636" title="prisoners1" src="http://www.nabizade.ir/blog/wp-content/uploads/2010/12/prisoners1.jpg" alt="" width="480" height="225" /></a>دیروز <a href="http://palestinethinktank.com/2010/12/09/the-israeli-culture-of-drinking-urine" target="_blank">مقاله کوتاهی</a> خواندم از اندیشکده فلسطین. به همه کسانی که به نوعی انگلیسی بلدند توصیه می‌کنم این نوشته را بخوانند. در واقع این مقاله کوتاه به شکنجه کودکان و نوجوانان فلسطینی از سوی نظامیان اسرائیلی می‌پردازد که شاید درک‌اش برای بسیاری دشوار باشد گرچه از دست صهیونیست‌های قاتل و جانی هرکاری بر می‌آید و انجام هیچ‌کاری از سوی آنان دور از انتظار نیست.</p>
<p dir="rtl">نویسنده این مقاله اشاره می‌کند که سربازان اشغال‌گر، نوجوانان فلسطینی را کاملا برهنه می‌کنند و سپس به روی آنان ادرار می‌کنند؛ ساعت‌های متوالی آنان را به صورت برهنه در دستشویی زندانی می‌کنند و وقتی آنان تقاضای آب خوردن می‌کنند، از آب توالت به آنان برای خوردن می‌دهند. همچنین سربازان صهیونیست در شیشه نوشابه ادرار می‌کنند و آن را به زور به نوجوانان و کودکان فلسطینی برای خوردن می‌دهند.</p>
<p dir="rtl">البته به گفته نویسنده مقاله، سابقه چنین جنایاتی در گذشته نیز وجود داشته و چیز جدیدی نیست. افزون بر این، نویسنده از آلوده کردن آب نوشیدنی غزه از سوی  اشغال‌گران صهیونیست در جریان جنگ غزه خبر داد. به گفته او، سربازان اسرائیلی در منابع آب غزه ادرار و مدفوع می‌کردند و همین موضوع موجب بیماری و عفونت‌های بسیاری در غزهِ تحتِ محاصره شد.</p>
<p>حتما تایید می‌کنید که این گزارش بسیار تکان‌دهنده است. ولی تکان‌دهنده‌تر از آن عکس‌العمل جامعه جهانی است که قصاص یک قاتل و آدمکش و بزهکار را جنایت و در تناقض با حقوق بشر می‌دانند ولی ظاهرا این همه جنایت در تضاد با حقوق بشر نیست که زحمتی به خود بدهند و برای ظاهرسازی هم که شده موضعی ساختگی بگیرند. عجب دنیایی‌ست این دنیا.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.nabizade.ir/blog/?feed=rss2&#038;p=635</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>بر خون دانشمندان هسته‌ای مذاکره نمی‌کنیم</title>
		<link>http://www.nabizade.ir/blog/?p=617&#038;utm_source=rss&#038;utm_medium=rss&#038;utm_campaign=%25d8%25a8%25d8%25b1-%25d8%25ae%25d9%2588%25d9%2586-%25d8%25af%25d8%25a7%25d9%2586%25d8%25b4%25d9%2585%25d9%2586%25d8%25af%25d8%25a7%25d9%2586-%25d9%2587%25d8%25b3%25d8%25aa%25d9%2587%25e2%2580%258c%25d8%25a7%25d9%258a-%25d9%2585%25d8%25b0%25d8%25a7%25d9%2583%25d8%25b1%25d9%2587-%25d9%2586%25d9%2585%25d9%258a%25e2%2580%258c</link>
		<comments>http://www.nabizade.ir/blog/?p=617#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 05 Dec 2010 11:47:25 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Ghadeer Nabizade</dc:creator>
				<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[بین‌الملل]]></category>
		<category><![CDATA[مساله هسته اي]]></category>
		<category><![CDATA[گروه 5+1]]></category>
		<category><![CDATA[دكتر شهرياري، دكتر فريدون عباسي، قطعنامه 1929]]></category>
		<category><![CDATA[كاترين اشتون، سعيد جليل، گروه 5+1]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.nabizade.ir/blog/?p=617</guid>
		<description><![CDATA[دقیقا یک روز پس از صدور قطعنامه 1929 شورای امنیت برضد ایران (خرداد 1389)، کاترین اشتون مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، با ارسال نامه‌ای به دکتر سعید جلیلی، مذاکره‌کننده ارشد هسته‌ای کشورمان و دبیر شورای عالی امنیت ملی، خواستار از سرگیری مذاکرات با ایران شد. ایران هم که در هیچ مرحله‌ای از مذاکرات جواب رد به مذاکرات نداده بود، با طرح چند سوال، اصل مذاکرات را پذیرفت. حال آن‌که شفاف بود که دید غربی‌ها به مذاکرات دقیقا به عنوان عنصری برای وارد آوردن فشار و راهکاری در کنار تحریم‌های سازمان‌یافته سازمان ملل و تحریم‌های یکجانبه بود و نه عاملی برای برون رفت از (به قول آن‌ها) بن‌بست در مذاکرات هسته‌ای با ایران ...]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: right;"><a href="http://www.nabizade.ir/blog/wp-content/uploads/2010/12/Shahriari-Funeral.jpg"><img class="aligncenter size-full wp-image-618" title="Shahriari Funeral" src="http://www.nabizade.ir/blog/wp-content/uploads/2010/12/Shahriari-Funeral.jpg" alt="" width="595" height="397" /></a></p>
<p style="text-align: right;">صبح دوشنبه ۸ آذر، خبر ترور دو دانشمند هسته‌ای ایران همه جا را پر کرد. دو استاد فیزیک و دانشمند متعهد و خوش‌فکر جمهوری‌ اسلامی ایران در آغازین ساعات بامداد دوشنبه ۸ آذر ۱۳۸۹، در حالیکه به همراه همسران‌شان عازم محل‌کار بودند، به شیوه‌ای یکسان در دو نقطه از شهر تهران مورد سوء‌قصد قرار گرفتند. یکی از آنان به شهادت رسید و دیگری مجروح شد. از دقایق اولیه پس از ترور، خبرگزای‌ها پر بود از اظهار نظرات متعدد مقامات و مسئولین که این عمل را کار سرویس‌های جاسوسی امریکا، رژیم صهیونیستی و انگلیس می‌دانستند.</p>
<p style="text-align: center;">***</p>
<p>دقیقا یک روز پس از صدور قطعنامه ۱۹۲۹ شورای امنیت برضد ایران (خرداد ۱۳۸۹)، کاترین اشتون مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، با ارسال نامه‌ای به دکتر سعید جلیلی، مذاکره‌کننده ارشد هسته‌ای کشورمان و دبیر شورای عالی امنیت ملی، خواستار از سرگیری مذاکرات با ایران شد. ایران هم که در هیچ مرحله‌ای از مذاکرات جواب رد به مذاکرات نداده بود، با طرح چند سوال، اصل مذاکرات را پذیرفت. حال آن‌که شفاف بود که دید غربی‌ها به مذاکرات دقیقا به عنوان عنصری برای وارد آوردن فشار و راهکاری در کنار تحریم‌های سازمان‌یافته سازمان ملل و تحریم‌های یکجانبه بود و نه عاملی برای برون رفت از (به قول آن‌ها) بن‌بست در مذاکرات هسته‌ای با ایران. در هر صورت ایران اصل مذاکرات را پذیرفت و قرار شد زمانی در ماه دسامبر ۲۰۱۰ باشد.</p>
<p>در کمال شگفتی، یک روز پس از ترور دو دانشمند هسته‌ای کشورمان، ۱۵ آذر ماه (۶ دسامبر) به عنوان روز مذاکره اعلام شد.</p>
<p style="text-align: center;">***</p>
<p>نمی خواهم بدبینانه به ماجرا بنگرم اما سوال من از طراحان و تصمیم‌گیران شرکت در مذاکره این است که به چه دلیل در مذاکره شرکت می‌کنیم؟ من هرچه که مطالب دم دستم رسید خواندم و هرچه به مغزم فشار آوردم پاسخی برای این سوال نتوانستم بیابم. آیا به نظر شما امکان دارد با شرکت نکردن در مذاکرات اوضاع بدتر از این هم شود؟</p>
<p>تصمیم‌گیران هسته‌ای کشور! آیا شما تردید دارید که ترور دانشمندان ما با اطلاع کسانی طراحی و اجرا شده که قرار است آن سوی میز با شما بنشینند؟ آیا تردید دارید که هدف از مذاکرات تنها وارد آوردن فشار بر جمهوری اسلامی و زیر سوال بردن منطق کشورمان در برابر بی‌منطقی مطلق خودشان با سانسور محتوای مذاکرات و ایجاد جنگ روانی رسانه‌ ایست؟</p>
<p>اصلا چرا ما باید بر روی خون دانشمندان هسته‌ای‌مان مذاکره کنیم؟ چه کسی به شما اجازه می‌دهد؟</p>
<p>اگر غرب در مذاکره با ایران صادق است، ابتدا تک‌تک شرکت کنندگان در مذاکرات این موضوع را محکوم کنند و سپس در یافتن متهمان و تنبیه مجرمان نهایت همکاری را داشته باشند تا حسن نیت خود را ثابت کنند.</p>
<p>یکی از برتری‌های ما در موضوع هسته‌ای بر کشورهای تمامیت‌خواه غربی، کلام راستین و پیام حق ملت ایران است. این بار خدا خواست تا خون دانشمندان هسته‌ای کشورمان در آستانه مذاکرات سیلی محکمی در گوش مذاکره‌کنندگان غربی باشد.</p>
<p>اگر پیشتر آن‌ها باید به سه پرسش پاسخ می‌دادند، اکنون پرسش دیگری بر آن افزوده شدهکه: چرا دانشمندان کشورمان را ترور می‌کنید؟</p>
<p>سوال این نیست که چرا محکوم نمی‌کنید؟ چرا حمایت می‌کنید؟ چرا کارشکنی می‌کنید؟</p>
<p>سوال این است که: چرا دانشمندان ما را ترور می‌کنید؟</p>
<p>امروزه خون دانشمندان بی‌گناهمان فرصتی کم‌‌نظیر برای جمهوری اسلامی ایران فراهم کرده تا مظلومیت و حق‌طلبی خود را با صدایی رساتر فریاد برآورد و زورگویانِ به دروغ‌ مذاکره کننده را سر جای خود بنشاند.</p>
<p>نوشته های مرتبط:</p>
<p><a href="http://kayhannews.ir/890913/2.htm#other200" target="_blank">خرمای ژنو</a> از روزنامه کیهان</p>
<p><a href="http://kayhannews.ir/890914/2.htm#other200" target="_blank">ژنو سه و نسخه مذاکراتی ۵+۱</a> از روزنامه کیهان</p>
<p>از همین سایت: <a href="http://www.nabizade.ir/blog/?p=225" target="_blank">+</a> <a href="http://www.nabizade.ir/blog/?p=241" target="_blank">+</a> <a href="http://www.nabizade.ir/blog/?p=230" target="_blank">+</a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.nabizade.ir/blog/?feed=rss2&#038;p=617</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>مناسبات نظامی تل‌آویو و دهلی‌نو</title>
		<link>http://www.nabizade.ir/blog/?p=611&#038;utm_source=rss&#038;utm_medium=rss&#038;utm_campaign=%25d9%2585%25d9%2586%25d8%25a7%25d8%25b3%25d8%25a8%25d8%25a7%25d8%25aa-%25d9%2586%25d8%25b8%25d8%25a7%25d9%2585%25d9%258a-%25d8%25aa%25d9%2584%25e2%2580%258c%25d8%25a2%25d9%2588%25d9%258a%25d9%2588-%25d9%2588-%25d8%25af%25d9%2587%25d9%2584%25d9%258a%25e2%2580%258c%25d9%2586%25d9%2588</link>
		<comments>http://www.nabizade.ir/blog/?p=611#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 29 Nov 2010 10:29:34 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Ghadeer Nabizade</dc:creator>
				<category><![CDATA[بین‌الملل]]></category>
		<category><![CDATA[رژيم صهيونيستي]]></category>
		<category><![CDATA[صهیونیسم]]></category>
		<category><![CDATA[هند]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.nabizade.ir/blog/?p=611</guid>
		<description><![CDATA[روابط نظامی و امنیتی دهلی نو و تل آویو به روابطی راهبردی مبدل شده و اهمیت زیادی پیدا کرده است، به ویژه آنکه این مناسبات در آغاز دهه ۹۰ و در زمانی روند شتابنده به خود گرفت که روابط هند و جهان عرب دوره رخوت خود را تجربه می کرد. با آغاز هزاره سوم روابط [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://www.nabizade.ir/blog/wp-content/uploads/2010/11/india-israel-flag.jpg"><img class="aligncenter size-full wp-image-612" title="india-israel-flag" src="http://www.nabizade.ir/blog/wp-content/uploads/2010/11/india-israel-flag.jpg" alt="" width="250" height="175" /></a><br />
روابط نظامی و امنیتی دهلی نو و تل آویو به روابطی راهبردی مبدل شده و اهمیت زیادی پیدا کرده است، به ویژه آنکه این مناسبات در آغاز دهه ۹۰ و در زمانی روند شتابنده به خود گرفت که روابط هند و جهان عرب دوره رخوت خود را تجربه می کرد.<br />
با آغاز هزاره سوم روابط میان هند و رژیم صهیونیستی به شکل مستمر و با سرعت عجیبی رشد می یافت، ولی متأسفانه جهان عرب و اسلام هیچ توجهی به این امر نداشتند و حال آنکه تقویت روابط مذکور تأثیر مستقیم بر مناسبات امت عربی و اسلامی با هندی ها داشت.<br />
از سوی دیگر، همکاری های امنیتی و نظامی میان تل آویو و دهلی نو بر اقدامات نظامی هندی ها بر سایر کشورهای منطقه از جمله پاکستان و افغانستان تأثیر خواهد گذاشت و این اجازه را به هندی ها می دهد که با سلاح های مدرن صهیونیستی همسایه ها را مورد تهدید و تجاوز قرار دهند.<br />
افزایش روابط نظامی هند و اسرائیل حمایت دیپلماتیک هندی ها را نیز به دنبال داشته است، به گونه ای که اکنون دیگر مسئولان این کشور آسیایی هیچ صحبتی در مورد مسئله فلسطین و دیگر موضوعات مربوط به مناقشه اعراب و اسرائیل نمی کنند و حال آنکه در دهه های ۶۰ و ۷۰ قرن بیستم، اوضاع کاملا متفاوت بوده است.<br />
از آنجایی که روابط مشکوک هند و رژیم صهیونیستی خطری واقعی برای امنیت و ثبات در جهان عرب و اسلام به شمار می رود و در هر لحظه می توان بازتاب آن را لمس کرد، مجله «مفکره الاسلام» از اسرار روابط امنیتی و نظامی میان دو کشور در دو سال گذشته پرده برداشته و به بررسی پژوهشی پرداخته که به تازگی توسط مرکز مطالعات امنیت ملی رژیم صهیونیستی انجام گرفته است.<br />
در این پژوهش که با عنوان «صادرات امنیتی اسرائیل به هند&#8230; چالش ها و دغدغه ها» منتشر شده آمده است: روابط دهلی نو و تل آویو در طول چهل سال متوقف شده بود که دلیل آن مخالفت هندی ها با برقراری روابط دیپلماتیک با اسرائیل بود. البته هند در این برهه مناسبات مثبتی با کشورهای عربی داشت، این وضعیت از سال ۱۹۹۱ به شکلی ریشه ای و بنیادین تغییر کرد. هندی ها معتقد بودند که در سایه سیاست اقتصادی درهای باز باید مناسبات گسترده با جهان داشته باشد. در ژوئن سال ۱۹۹۲، اسرائیل و هند در مورد برقراری روابط دیپلماتیک به توافق رسیدند که این روابط تحول گسترده ای را شاهد بود. در سال ۱۹۹۹ نیز روابط دوجانبه اسرائیلی ها و هندی ها تغییری ریشه ای را تجربه کرد و دو طرف همکاری مستحکم و عمیق امنیتی را شروع کردند و تل آویو نیز ارتش هند را به تازه ترین سلاح های نظامی مسلح کرد تا به این ترتیب، اسرائیل بزرگ ترین صادرکننده اسلحه به ارتش هند باشد و جایگاه روسیه و فرانسه یعنی بزرگ ترین صادرکننده اسلحه و تجهیزات نظامی به هند را بگیرد.<br />
ارزش تسلیحاتی اسرائیل که در طول دو سال گذشته به هند فروخته، از مرز دو میلیارد دلار گذشته است و در سال های اخیر دو طرف در زمینه نظامی، همکاری های گسترده ای با یکدیگر داشته اند، که البته سطح این همکاری ها بعد از انفجارهای نوامبر ۲۰۰۸ (آبان ۱۳۸۷) در بمبئی، که اماکن یهودی و نیز جهانگردان اسرائیلی را هدف قرار گرفته بود، افزایش قابل ملاحظه ای یافت.<br />
در پژوهش صهیونیستی یاد شده به مهم ترین قراردادهای تسلیحاتی میان تل آویو و دهلی نو در دو سال گذشته پرداخته شده است که نتایج آن نشانگر تحول سریع در روابط نظامی میان دو طرف است. این قراردادها عبارتند از: ۱-قرارداد مربوط به خرید هواپیماهای جاسوسی فالکون: این قرارداد در سال ۲۰۰۴ به امضای مسئولان هندی و صهیونیستی رسید و ارزش آن نیز بیش از یک میلیارد دلار بود. با وجود مشکلات و موانعی که در سر راه امضای این قرارداد وجود داشت که دلیل اصلی آن نیز مالکیت آمریکا بر این فناوری بود ولی این قرارداد به مرحله انجام رسید و نیروی هوایی هند اولین هواپیمای فالکون را در سال گذشته تحویل گرفت و قرار است در سال آینده دو فروند دیگر نیز از رژیم صهیونیستی تحویل بگیرد. گزارش منابع مختلف حکایت دارد که دهلی تمایل زیادی برای دست یابی به این هواپیماها نشان می دهد و قراردادی را نیز با تل آویو برای در اختیار گرفتن سه هواپیمای دیگر از همین نوع خواهد بست.<br />
۲- هند اخیراً چهار رادار مدل «EL-M2083» از رژیم صهیونیستی خریداری کرده که وظیفه زیر نظر گرفتن هواپیمای پاکستانی را به عهده دارند. ارزش قرارداد خرید این رادارها به ۶۰۰ میلیون دلار می رسد.<br />
۳- هندی ها با انعقاد قراردادهایی با طرف صهیونیستی سامانه های دفاع هوایی را در طول دو سال گذشته از تل آویو خریداری کرده اند که ارزش این قراردادها به بیش از یک میلیارد دلار می رسد.<br />
رژیم صهیونیستی و هند در همین راستا دو قرارداد عظیم نظامی را به امضا رسانده اند که اولین مورد مربوط به خرید موشک های دریا به دریا با برد بیش از هفتاد کیلومتر و نیز موشک باراک هشت است. باراک هشت از موشک های دریا به هوا به شمار می رود و برای هدفگیری هواپیماها مورد استفاده قرار می گیرد قرارداد دوم نیز مربوط به خرید سامانه موسوم به اسپایدر است که یک سامانه دفاع هوایی به شمار می رود و از قابلیت انتقال بهره مند است.<br />
۴- دهلی و تل آویو در زمینه فضایی نیز با یکدیگر همکاری های قابل توجهی داشته اند و هند با همکاری مخفیانه رژیم صهیونیستی موفق به پرتاب ماهواره جاسوسی «۲ RISAT -» شد که دهلی نو در ابتدا مدعی شد که این ماهواره را صرفاً برای اهداف غیرنظامی به فضا پرتاب کرده است ولی بعدها مشخص شد که «RISAT &#8211; 2» مجهز به یک رادار نظامی صهیونیستی موسوم به «سار» است.<br />
ماهواره نظامی هند شباهت بسیار زیادی به «تیک سار» ماهواره مشهور جاسوسی اسرائیل دارد که تل آویو در ژانویه ۲۰۰۸ آن را از یک پایگاه موشکی هندی به فضا پرتاب کرد.<br />
۵- سازمان صنایع هوایی رژیم صهیونیستی وظیفه مدرن سازی هواپیماهای جنگنده هند از نوع میگ ۴۲ و باربری «EN32» را نیز به عهده گرفته است. ارتش هند ۱۰۰ فروند از این هواپیماها را در اختیار دارد.<br />
۶- تازه ترین قرارداد امنیتی و نظامی میان تل آویو و دهلی مربوط به تجهیز ارتش هند به هواپیماهای جنگی بدون سرنشین از نوع «هاربن» است. در پژوهش مرکز مطالعات امنیت ملی رژیم صهیونیستی به صادرات نظامی هند به اسرائیل نیز اشاره شده و آمده است، با وجود برتری هند در زمینه صنایع نظامی به ویژه مسائل فضایی، ولی این کشور کوشیده است تا اسرائیل را برای خرید تولیدات نظامی اش فریب دهد و قراردادهایی را نیز در این زمینه با تل آویو به امضا برساند که از آن جمله می توان به قرارداد ویژه فروش هلی کوپترهای «Dhruv» به ارتش صهیونیستی در سال ۲۰۰۴ اشاره کرد.<br />
اخیرا اخباری نیز در مورد تجهیز ارتش صهیونیستی به موشک دریا به دریای هندی موسوم به «Brahmos» پخش شده است. این موشک ها برای هدفگیری کشتی ها مورد استفاده قرار می گیرد و قرار است تل آویو با خرید آنها برتری خود را به نیروی دریایی مصر که در منطقه جنوب شرق مدیترانه مستقر هستند حفظ کند.<br />
با وجود آنکه همکاری های امنیتی و نظامی میان رژیم صهیونیستی و هند در بالاترین سطح خود قرار دارد، ولی مسئولان این رژیم همیشه ترس آن را دارند که مبادا بر اثر یک بحران همان بلایی که بر سر روابط رژیم صهیونیستی با ترکیه آمد بر سر روابط با هند هم بیاید.<br />
در این پژوهش به عواملی که روابط نظامی هند و رژیم صهیونیستی را مورد تهدید قرار می دهد نیز اشاره شده و به مسئولان اسرائیل توصیه شده با در نظر گرفتن این عوامل به مقابله با چالش هایی بپردازند که رابطه با هند را تهدید می کند.<br />
اولین عامل تهدیدکننده روابط هند و تل آویو، روابط میان جهان عرب با هند برشمرده شده است. درست است که اسرائیل کاخ روابط خود با هند را بر روی ویرانه های مناسبات این کشور با جهان عرب برپا کرد،ولی نمی توان تصور کرد که دهلی نو از روابط تاریخی خود با کشورهای عربی دست بردارد و از حمایت آرمان فلسطین چشم بپوشد، زیرا این کشور سکاندار مجموعه غیرمتعهدها و پیشگام روند تلاش برای آزادی از چنگال استعمارگران است.<br />
رابطه تاریخی هند و جهان عرب در هر لحظه روابط جدید این کشور با اسرائیل را تهدید می کند و باعث می شود تا دولت هند در امضای بسیاری از قراردادهای نظامی خود به شکل مخفیانه عمل کند.<br />
دومین عاملی که روابط هند با اسرائیل را در معرض خطر قرار می دهد ظهور و رشد یک جریان جدید در هند است که ساز مخالفت با هرگونه همکاری میان تل آویو و دهلی را کوک می کند که این امر باعث شده است تا نظام حاکم بر این کشور مسئولان عالی رتبه هندی را که برای امضا قراردادهای نظامی با رژیم صهیونیستی رشوه دریافت داشته اند مورد بازجویی قرار دهد و از آنها تحقیق به عمل آورد.<br />
سومین عاملی که آینده همکاری های نظامی میان هند و اسرائیل را تهدید می کند ایالات متحده است. این کشور با وجود آنکه شریک راهبردی تل آویو محسوب می شود، ولی دغدغه آن را دارد که فناوری های نظامی اش از طریق اسرائیل به دست هند بیفتد و این امر باعث برهم خوردن وضعیت کفه های ترازوی قدرت در منطقه جنوب آسیا شود یعنی کفه های این ترازو به شکلی قرار گیرد که با خواست آمریکا هیچ همخوانی ندارد. ضمنا بسیاری از قراردادهای نظامی میان هند و اسرائیل به خاطر ایالات متحده ملغی اعلام شده است.<br />
چهارمین و آخرین عاملی که در این پژوهش به عنوان تهدیدکننده روابط دهلی نو و تل آویو عنوان شده، روابط تاریخی و مستحکم میان هند و ایران است، به ویژه آنکه دهلی اهمیت زیادی را به روابط تجاری و اقتصادی خود با تهران می دهد و مناسبات نفتی گسترده ای میان این دو کشور در جریان است.<br />
در ادامه این پژوهش آمده است، با وجود عمیق بودن روابط میان تهران و دهلی نو، احتمال اینکه ایران موفقیتی در زمینه توقف روابط نظامی و انعقاد قراردادهای تسلیحاتی میان طرف هندی و اسرائیلی کسب کند کم است. ولی ترس تل آویو از آن است که اگر بلایی که به سر روابطش با ترکیه آمد بر سر مناسباتش با هند بیاید، این کشور آسیایی مبادرت به واگذاری فناوری های جدید نظامی با ایران کند.<br />
در این پژوهش نتیجه گیری شده است، با وجود آنکه تحولات بسیار سریعی در روابط دهلی نو و تل آویو جریان دارد و هند بزرگ ترین مشتری سلاح ها و تجهیزات نظامی اسرائیلی به شمار می رود ولی هرگز نمی توان مناسبات میان دو طرف را مناسباتی راهبردی دانست به ویژه آنکه هند به دنبال استقلال در زمینه تولید صنایع نظامی می گردد و می خواهد به خودکفایی نظامی برسد، از سوی دیگر، همدردی هندی ها با اعراب به ویژه فلسطینی ها شاید پایان زودهنگامی را برای روابط میان دو طرف به ثبت برساند.<br />
در هر صورت برخلاف تبلیغاتی که از سوی دولت های مختلف اسرائیل در مورد عمق رابطه با هند صورت می گیرد هیچ تضمینی برای روابط طولانی میان دهلی نو و تل آویو وجود ندارد.</p>
<p>منبع: <a href="http://www.kayhannews.ir/890817/12.htm#other1202" target="_blank">روزنامه کیهان</a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.nabizade.ir/blog/?feed=rss2&#038;p=611</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>پدیده امت اسلامی در غرب</title>
		<link>http://www.nabizade.ir/blog/?p=604&#038;utm_source=rss&#038;utm_medium=rss&#038;utm_campaign=%25d9%25be%25d8%25af%25d9%258a%25d8%25af%25d9%2587-%25d8%25a7%25d9%2585%25d8%25aa-%25d8%25a7%25d8%25b3%25d9%2584%25d8%25a7%25d9%2585%25d9%258a-%25d8%25af%25d8%25b1-%25d8%25ba%25d8%25b1%25d8%25a8</link>
		<comments>http://www.nabizade.ir/blog/?p=604#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 10 Nov 2010 12:56:44 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Ghadeer Nabizade</dc:creator>
				<category><![CDATA[اروپا]]></category>
		<category><![CDATA[اسلام]]></category>
		<category><![CDATA[بین‌الملل]]></category>
		<category><![CDATA[لارن بوث، توني بلير، قم،پنجره، امت اسلامي]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.nabizade.ir/blog/?p=604</guid>
		<description><![CDATA[در سال 2001 و پس از رویداد 11 سپتامبر گرایش عجیبی به اسلام در امریکا به‌وجود آمد. این‌را نه با استناد به روزنامه‌ها و رسانه‌های کشورمان و نگاه‌های جهت‌دار و متعصبانه اسلامی سبت به دنیای غرب می‌گویم. شاید اگر با چشمان خودم چنین چیزی را نمی‌دیدم باورش برایم بسیار دشوار بود. باورم نمی‌شد. حوادث 11 سپتامبر که می‌خواست غرب را در تقابل آشکار با اسلام قرار دهد و طومار اسلام را یکبار برای همیشه در غرب در هم پیچد، درست در نقطه مقابل آن عمل کرده بود. در آن زمان پروژه‌ای در باره تازه مسلمانان را پیگیری می‌کردم و جالب بود برایم می‌دیدم که مثلا وقتی از یک تازه مسلمان پرسیده شده بود که چگونه مسلمان شده، می‌گفت ... ]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>در سال ۲۰۰۱ و پس از رویداد ۱۱ سپتامبر گرایش عجیبی به اسلام در امریکا به‌وجود آمد. این‌را نه با استناد به روزنامه‌ها و رسانه‌های کشورمان و نگاه‌های جهت‌دار و متعصبانه اسلامی نسبت به دنیای غرب می‌گویم. شاید اگر با چشمان خودم چنین چیزی را نمی‌دیدم باورش برایم بسیار دشوار بود. باورم نمی‌شد. حوادث ۱۱ سپتامبر که می‌خواست غرب را در تقابل آشکار با اسلام قرار دهد و طومار اسلام را یکبار برای همیشه در غرب در هم پیچد، درست در نقطه مقابل آن عمل کرده بود. در آن زمان پروژه‌ای در باره تازه مسلمانان را پیگیری می‌کردم و جالب بود برایم می‌دیدم که مثلا وقتی از یک تازه مسلمان پرسیده شده بود که چگونه مسلمان شده، می‌گفت که تا آن زمان حتا نام اسلام به گوشش نخورده بود و نمی‌دانست اسلام چیست. تا این‌که در ۱۱ سپتامبر همه رسانه‌ها به یکباره نام چند مسلمان را در صدر تروریست‌های آن روز معرفی کرد. او نیز خواست ببیند اسلام چیست. در همین حال با اسلام آشنا شد و اسلام آورد. این‌ها داستان و افسانه نیست. آیات بسیاری در قرآن کریم وجود دارد که به نوعی گویای ایم حقیقت است که خداوند از دین خود محافظت می‌کند. از ماجرای اصحاب فیل (<a href="http://tafsiralm.persianblog.ir/post/13" target="_blank">سوره فیل</a>) گرفته تا آن‌ها که قصد دارند نور خداوند را با فوت خاموش کنند و این‌که خداوند خود نورش را تکمیل خوهد کرد (یریدون از یطفئو نور الله و الله متم نوره &#8230;) و انا نحن نزلنا الذکر &#8230;</p>
<p>امسال که ۱۰ سال از آن روز می‌گذرد به اسلام می‌گویند: fastest growing religion in west یعنی روبه‌رشدترین دین در غرب. و از این پس باید اسلام به واسطه رویداد ۱۱ سپتامبر را هم به معجزات خداوند عظیم و نگهداری او از دین‌اش بیفزاییم. <a href="http://www.ammarha.com/archives/18808.htm" target="_blank">+</a></p>
<p>البته عده‌ای به حق باور دارند که زنگ اسلام در غرب از زمان انقلاب اسلامی در ایران نواخته شده و از همان زمان تاکتیک‌های مختلف غرب برای مبارزه با آن اثر بومرنگی داشته و در هر مرحله از مبارزه غرب برای ریشه‌کنی اسلام، موج نویی از اسلام‌گرایی در غرب به‌وجود می‌آید که کار را برای سردمداران غرب دشوارتر از پیش می‌سازد. <a href="http://www.tebyan.net/Weblog/bah1359/post.aspx?PostID=103603" target="_blank">+</a></p>
<p>هفته‌نامه پنجره در شماره ۶۷ (صفحه ۵) در نوشتاری با عنوان «<a href="http://www.panjerehweekly.ir/1389/8/15/MainPaper/67/Page/4/?NewsID=6366" target="_blank">اروپای اسلامی!</a>» به این موضوع اشاره می‌کند و توجه همگان را به مساله نویی جلب می‌کند. این نوشتار، پس از بررسی دوره‌های گوناگون اسلام‌ در اروپا (که اسلام صادراتی از خاورمیانه به غرب بوده) به موج نویی اشاره می‌کند که دیگر اسلام تنها یک تفکر صادراتی است و انسان‌هایش را به غرب صادر نمی‌کند. در مقابل، این خود اروپاییان هستند که مسلمان می‌شوند و به گسترش اسلام در اروپا می‌پردازند. البته گرچه جهت این مطلب به سوی اروپاست اما در این مساله فرقی میان اروپا و امریکا و اقیانوسیه نیست. اسلام امروز به دلایل گوناگون گسترش چشم‌گیری دارد. جالب این‌که در جاهای مختلف می‌بینیم که گاه غرب دست از سرکوب مستقیم دست برمی‌دارد و بر اساس فرمولِ واکسن، نوعی اسلام ضعیف‌شده (القاعده، طالبان، دولت‌های دست‌نشانده مسلمان) را در غرب تزریق می‌کند تا جامعه خود را برابر گسترش اسلام واکسینه کند، حال آن‌که راه را اشتباه می‌رود و در این میان تاکتیک‌های اشتباه را یکی از پس از دیگری می‌آزماید. (البته قطعا گونه‌ای از اسلام‌هراسی را با زور رسانه‌ای در میان اقشار مردم می‌پراکنند، اما این میزان در مقایسه با افرادی که به نتیجه دیگری می‌رسند، کمتر یا کم‌تاثیرگذارتر است.) در این میان نتیجه هم تنها همان نتیجه قبلی است: اسلام همچنان روبه‌رشد‌ترین دین در غرب است؛ و زنگ آن‌ حتا زیر گوش تونی بلیر (Tony Blair) نیز به صدا در آمده است.</p>
<div id="attachment_605" class="wp-caption aligncenter" style="width: 680px"><a href="http://www.nabizade.ir/blog/wp-content/uploads/2010/11/lauren-Booth.png"><img class="size-full wp-image-605" title="lauren Booth" src="http://www.nabizade.ir/blog/wp-content/uploads/2010/11/lauren-Booth.png" alt="" width="670" height="465" /></a><p class="wp-caption-text">مصاحبه لارن بوث ـ خواهرزن تونی بلیرـ با PressTV </p></div>
<p>شاید این نوشتار خیلی طولانی شود، اما برای تکمله آن باید نمونه‌ام را نیز بگویم. دیشب <a href="http://www.presstv.ir/detail/149292.html" target="_blank">مصاحبه خواهر زن تونی بلیر</a> را با پرس‌تی.‌وی. می‌دیدم. البته قبلا خبر آن را در رسانه‌ها خوانده و دیده بودم اما قبل از دیدن این مصاحبه شاید قدرت غریزی اسلام را نادیده می‌گرفتم اما «لارن بوث» (Lauren Booth) چنان با احساس از اسلام می‌گفت که دل آدم را می‌ربود و این سوال را در ذهن ایجاد می‌کرد که اگر او مسلمان است، پس ما کیستیم؟ لارن که پس از چند ماه زندگی در غزه و در کنار خانواده‌های فلسطینی، و سفر به قم مقدسه، شهادتین گفت و اسلام آورد، می‌گفت سجده را بسیار دوست دارد. دوست دارد نماز بخواند و با خدا سخن بگوید مخصوصا در شب. می‌گفت عاشق آن است که الله‌اکبر و سبحان‌الله بگوید. (اشک در چشمانش جمع شده بود) می‌گفت در غرب وقتی الله‌اکبر شنیده می‌شود یعنی مسلمانی می‌خواهد یک کسی را بکشد. اما الله‌اکبر یعنی خداوند بزرگ است.</p>
<p>مجری از او پرسید که برنامه‌اش برای آینده چیست؟ بدون لحظه‌ای مکث گفت وقتی که به سجده می‌رود می‌بیند که دیگری (خداوند) برنامه آینده‌اش را برای او ترسیم می‌کند. و دو نکته جالب هم گفت که در پایان این نوشته‌ام تقدیم‌تان می‌کنم:</p>
<p>لارن گفت که مسلمانان، مسیحیان واقعی هستند.</p>
<p>و نکته دیگری که اشاره کرد این بود که در حرم مطهر حضرت معصومه که غرق در معنویات و روح اسلام بود، دختری او را دیده بود، در آغوش گرفته بود و به او گفته بود که دوستش دارد. این جمله را چنان با حس می‌گفت که اثر آن را تا عمق دلش می‌شد دید و آن‌گاه جمله‌ای گفت که فیلسوفانه بود. گفت: I felt I was inside <strong>Ummah</strong> یعنی احساس کردم در درون امت [اسلامی] هستم.</p>
<p>البته مساله امت، خود مفهوم گسترده‌ایست که نیاز به درک و فهم بالایی دارد و چنین تصوری شاید در بسیاری از مسلمانان مسلمان‌زاده وجود نداشته باشد چه رسد به یک تازه مسلمان.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.nabizade.ir/blog/?feed=rss2&#038;p=604</wfw:commentRss>
		<slash:comments>4</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>چند پیشنهاد و یک سوال</title>
		<link>http://www.nabizade.ir/blog/?p=590&#038;utm_source=rss&#038;utm_medium=rss&#038;utm_campaign=%25da%2586%25d9%2586%25d8%25af-%25d9%25be%25d9%258a%25d8%25b4%25d9%2586%25d9%2587%25d8%25a7%25d8%25af-%25d9%2588-%25d9%258a%25d9%2583-%25d8%25b3%25d9%2588%25d8%25a7%25d9%2584</link>
		<comments>http://www.nabizade.ir/blog/?p=590#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 04 Nov 2010 12:33:18 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Ghadeer Nabizade</dc:creator>
				<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[جامعه]]></category>
		<category><![CDATA[سیاست]]></category>
		<category><![CDATA[اسكالپل، حسن ميثمي، هفته‌نامه پنجره، آيت‌الله وحيد خراساني، اطفه صادقي دره‌بيدي، كيهان]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.nabizade.ir/blog/?p=590</guid>
		<description><![CDATA[«به دلیل فضاسازی رسانه‌ای که ممکن است دشمنان ایجاد کنند، فرزندان آیت‌الله وحید خراسانی با رهبر انقلاب دیدار کردند (یعنی خود حضرتِ آیت‌الله با رهبر دیدار نکردند) و رهبری هم خیلی صمیمی با فرزندان آیت‌الله وحید برخورد کردند و جویای سلامتی آیت‌الله وحید شدند.» ‌چرا آیت‌الله وحید خراسانی به دیدار رهبر نرفتند؟ کدام فضاسازی رسانه‌ای؟ اگر قرار بود حضرت آیت‌الله خامنه‌ای هم درباره سفرشان این چنین فکر کنند که قطعا سفر تعطیل می‌شد. یا اینکه اگر ما انجام هرکاری را مشروط به عدم فضاسازی رسانه‌ای غرب کنیم، کلا باید کارهایمان را تعطیل کنیم. در هر صورت از این موضوع حس خوبی به من دست نداد و اتفاقا معتقدم چنین نوع برخوردهایی موجب سوء‌استفاده دشمن می‌شود...]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>«<a href="http://scalpel.blogfa.com" target="_blank">اسکالپل</a>» یکی از وبلاگ‌های خوبی است که در روزهای اخیر دیدم. کلا نوشتارهای خوبی دارد. موضوع نوشته‌هایش جالب است و افزون بر آن از نثر زیبایی در نوشتن آن سود می‌برد. البته اصلا منظور نثر ادبی نیست اما حتما نثری است که وبلاگ‌خوانان می‌پسندند. در هر صورت، خواندن آن را به دوستان توصیه می‌کنم.</p>
<div id="attachment_591" class="wp-caption aligncenter" style="width: 657px"><a href="http://www.nabizade.ir/blog/wp-content/uploads/2010/11/Khamenie-Visit-to-Qom.jpg"><img class="size-full wp-image-591" title="Khamenie Visit to Qom" src="http://www.nabizade.ir/blog/wp-content/uploads/2010/11/Khamenie-Visit-to-Qom.jpg" alt="" width="647" height="431" /></a><p class="wp-caption-text">استقابل از مقام معظم رهبری در قم - ۲۷ مهر ۱۳۸۹</p></div>
<p>سفر رهبر محبوب‌مان به قم در دو هفته‌ گذشته بسیار خبرساز بود. مهم‌ترین موضوع برای من شدت انزجار دشمنان داخلی و خارجی از این سفر و شایعه‌سازی و دروغ‌پردازی به هر وسیله‌ای بود. <a href="http://weblognews.ir/?author=5" target="_blank">حسن میثمی</a> (وبلاگ‌نیوز ) مطلبی با عنوان «<a href="http://www.panjerehweekly.ir/1389/8/8/MainPaper/66/Page/26/?NewsID=6296" target="_blank">پینوکیویی که آدم نخواهد شد!</a>» را در صفحه ۲۶ <a href="http://www.panjerehweekly.com/" target="_blank">هفته‌نامه پنجره</a> (شماره ۶۶) به خود اختصاص داده که خواندن آن را نیز به همه توصیه می‌کنم.</p>
<p>راستی در هفته‌نامه پنجره (شماره ۶۶) در گزارشی از سفر رهبر به قم در <a href="http://www.panjerehweekly.ir/1389/8/8/MainPaper/66/Page/22/?NewsID=6292" target="_blank">مصاحبه با آیت‌الله کعبی</a>، به نکته عجیبی اشاره شده بود. من نفهمیدم. اگر شما فهمیدید خبرم کنید:</p>
<p>«به دلیل فضاسازی رسانه‌ای که ممکن است دشمنان ایجاد کنند، فرزندان آیت‌الله وحید خراسانی با رهبر انقلاب دیدار کردند (<strong>یعنی خود حضرتِ آیت‌الله با رهبر دیدار نکردند</strong>) و رهبری هم خیلی صمیمی با فرزندان آیت‌الله وحید برخورد کردند و جویای سلامتی آیت‌الله وحید شدند.»</p>
<p>‌چرا آیت‌الله وحید خراسانی به دیدار رهبر نرفتند؟ کدام فضاسازی رسانه‌ای؟ اگر قرار بود حضرت آیت‌الله خامنه‌ای هم درباره سفرشان این چنین فکر کنند که قطعا سفر تعطیل می‌شد. یا اینکه اگر ما انجام هرکاری را مشروط به عدم فضاسازی رسانه‌ای غرب کنیم، کلا باید کارهایمان را تعطیل کنیم. در هر صورت از این موضوع حس خوبی به من دست نداد و اتفاقا معتقدم چنین نوع برخوردهایی موجب سوء‌استفاده دشمن می‌شود.</p>
<p>همچنین مقاله‌ای از خانم عاطفه صادقی دره‌بیدی با عنوان<a href="http://www.kayhannews.ir/890812/12.htm#other1201" target="_blank"> <strong>نگاهی به سیاست خارجی احمدی‌نژاد: انفعال بهتر است یا تهاجم؟</strong></a> در روزنامه کیهان (۱۲ آبان ۱۳۸۹ – ص۱۲) منتشر شد. در این نوشتار، سیاست خارجی دولت نهم و دهم با دولت‌های قبل مورد بررسی قرار گرفته و مستندات ارائه شده از سوی نگارنده بر جذابیت نوشتار می‌افزاید و خواندن آن را لذت‌بخش می‌کند. این نوشتار را نیز به دوستان توصیه می‌کنم.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.nabizade.ir/blog/?feed=rss2&#038;p=590</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>ساغریسازان، میراث شهریِ نیمه‌جان</title>
		<link>http://www.nabizade.ir/blog/?p=576&#038;utm_source=rss&#038;utm_medium=rss&#038;utm_campaign=%25d8%25b3%25d8%25a7%25d8%25ba%25d8%25b1%25d9%258a%25d8%25b3%25d8%25a7%25d8%25b2%25d8%25a7%25d9%2586%25d8%258c-%25d9%2585%25d9%258a%25d8%25b1%25d8%25a7%25d8%25ab-%25d8%25b4%25d9%2587%25d8%25b1%25d9%258a-%25d9%2586%25d9%258a%25d9%2585%25d9%2587%25e2%2580%258c%25d8%25ac%25d8%25a7%25d9%2586</link>
		<comments>http://www.nabizade.ir/blog/?p=576#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 03 Nov 2010 13:28:39 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Ghadeer Nabizade</dc:creator>
				<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[رشت]]></category>
		<category><![CDATA[فرهنگ]]></category>
		<category><![CDATA[ساغريسازان، موزه ميراث روستايي، خواهر امام، عاقل منش]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.nabizade.ir/blog/?p=576</guid>
		<description><![CDATA[روزی که به همراه یکی از بزرگ‌ترها از ساغریسازان می‌گذشتم و در باره بافت آن و آسفالت و چاله‌های آن با هم سخن می‌گفتیم، دوستم گفت که در قدیم ساغریسازان سنگ‌فرش بوده است. البته من چنین چیزی را نه دیده بودم و نه شنیده بودم. اما به نظرم نکتة جالبی بود. امروزه واقعا من نمی‌دانم که اگر قرار باشد کسی را با بافت قدیم شهر رشت (به عنوان نمونه‌ای از گیلان) آشنا کنیم چه باید کرد؟ فارغ از این موضوع خود رشتی‌ها هم با این موضوع بیگانه شده‌اند. دیگر ساخت‌وسازها و پلان‌ها بویی از گیلان و سنت ویژه این منطقه ندارند. به نظرم دست‌کم در یک مساحت کوچکی از شهر باید کاری کرد که بافت قدیمی را حفظ کرد و از آن می‌توان به عنوان مرکز جذب گردشگر و همچنین بازار سنتی استفاده کرد. ]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: center;"><a href="http://www.nabizade.ir/blog/wp-content/uploads/2010/11/21-02-08_1642.jpg"></a><a href="http://www.nabizade.ir/blog/wp-content/uploads/2010/11/Khane-Ghadimi.jpg"><img class="aligncenter size-full wp-image-584" title="Khane Ghadimi" src="http://www.nabizade.ir/blog/wp-content/uploads/2010/11/Khane-Ghadimi.jpg" alt="خانه قدیمی در محله ساغریسازان رشت" width="525" height="700" /></a></p>
<p>پیش‌تر وبلاگی داشتم با نام «شهر زیبای من رشت». در اعتراض به خفقان بلاگفا بستم‌اش. نزدیک به یک سال و نیم است که در باره رشت چیزی ننوشته‌ام و از این موضوع بسیار غمگین‌ام. شهر من، باید اولویت اول من در نوشتن باشد. و البته برای همه باید چنین باشد. در این صورت است که می‌توانیم حرف‌مان را به گوش مردم و مسئولین برسانیم و نگرانی‌هایمان را ابراز کنیم. از این پس، به مانند گذشته نوشتارهایی در باره استان گیلان و شهر رشت در همین وبلاگ می‌نویسم و همچنین سعی می‌کنم تا برگزیده نوشته‌های پیشین‌ام را در سایت قرار دهم تا بتوانم به سرزمین مادری‌ام خدمتی کرده باشم.</p>
<p>نکته دومی که علاقه‌مندم در آغاز به آن اشاره کنم این است که: به‌رغم همه انتقاداتی که به نظام مدیریت شهری و استانی دارم، معتقدم در سال‌های گذشته روند پیشرفت در رشت آغاز شده. شاید پل جانبازان اولین نمونه از این منظور بود. اکنون ۲ پل دیگر نیر در دست ساخت است و پروژه‌های دیگری هم در شُرفِ ساخت و بهره‌برداری. بنابراین باید به عنوان یک شهروندی که همه‌چیز را می‌بیند از مسئولین تشکر کنم. اما همانگونه که مسئولین عزیز هم می‌دانند، متاسفانه عقب‌ماندگی‌های شهر ما (رشت) کم نیست. نکته‌ای که من در زمان حضورم در رشت مدام به دوستانم می‌گویم این است که: پیشرفت در شهرکی که من در آن زندگی می‌کنم ـ در تهران‌ـ به مراتب بیش از کل پیشرفت‌هایی است که در رشت صورت می‌گیرد. شاید در این جمله کمی اغراق وجود داشته باشد اما در اصل ماجرا تفاوتی نمی‌کند. حتما قبول دارید که سیر پیشرفت‌های رشت بسیار کند است و تلاشی بیش از پیش می‌طلبد. بنابراین اگر انتقاد یا پیشنهادی ارائه می‌شود، از روی دلسوزی و با دید باز است. به امید روزی که رشت به شهری زیبا و پرافتخار در ایران و جهان باشد.</p>
<p>***</p>
<p>در شهر رشت محله‌ای قدیمی وجو دارد به نام ساغریسازان. کمتر کسی است در رشت زندگی کند و اسم آن را نشنیده باشد. قطعا اگر قرار باشد بافت قدیمی رشت را نشانِ کسی بدهید، ساغریسازان از بهترین نمونه‌های آن است. در وب‌گردی‌هایم به وبلاگ آقای محمدحسن عاقل‌منش رسیدم که مطلبی نسبتا جامع در باره ساغریسازان نگاشتند. هدف من از این نوشته معرفی ساغریسازان نیست. اما خوب است ابتدا بدانیم که ساغریسازان کجاست و سپس از اهمیت و بزرگ‌داشت آن سخن بگوییم. بنابراین، خواندن<a href="http://aghelmanesh-shora.blogfa.com/post-5.aspx" target="_blank"> نوشته آقای عاقل‌منش</a> را به همه توصیه می‌کنم.</p>
<p>***</p>
<p>روزی که به همراه یکی از بزرگ‌ترها از ساغریسازان می‌گذشتم و در باره بافت آن و آسفالت و چاله‌های آن با هم سخن می‌گفتیم، دوستم گفت که در قدیم ساغریسازان سنگ‌فرش بوده است. البته من چنین چیزی را نه دیده بودم و نه شنیده بودم. اما به نظرم نکتة جالبی بود. امروزه واقعا من نمی‌دانم که اگر قرار باشد کسی را با بافت قدیم شهر رشت (به عنوان نمونه‌ای از گیلان) آشنا کنیم چه باید کرد؟ فارغ از این موضوع خود رشتی‌ها هم با این موضوع بیگانه شده‌اند. دیگر ساخت‌وسازها و پلان‌ها بویی از گیلان و سنت ویژه این منطقه ندارند. به نظرم دست‌کم در یک مساحت کوچکی از شهر باید کاری کرد که بافت قدیمی را حفظ کرد و از آن می‌توان به عنوان مرکز جذب گردشگر و همچنین بازار سنتی استفاده کرد. همانطور که می‌بینیم، در موزه روستایی همین کار را کرده‌اند آن‌‌هم با کمک فرانسه. یعنی ابتدا آمده‌ایم روستاها را به شکل امروزی ساخته‌ایم، بدون هیچ نظارتی. هرکسی هرجوری که خواسته ساخته. سپس آمده‌ایم و از کل روستاهای گیلان چند خانه را برداشته‌ایم و در سراوان به همان شکل روی هم سوار کرده‌ایم و گاو و گوسفند و مرغ و خروس و کشتاپز و &#8230; را هم جمع کرده‌ایم تا به مردم گیلان و گردشگران بیرونی نشان دهیم که زندگی روستایی گیلان در گذشته چگونه بوده.  اکنون سوال اینجاست: کجا قرار است میراث شهری گیلان را بازسازی کنیم؟</p>
<p>آیا باید منتظر باشیم که مثلا یک خانه را از سرخبنده بکنند، یک مغازه را از ساغریسازان، یک گمج‌ساز را از کاسه‌فروشان و &#8230; و در جایی خارج از شهر سرهم کنند تا بفهمیم زندگی شهری در گیلان چطور بوده؟</p>
<p>من برنامه‌ریزی شهری نخوانده‌ام اما بعید می‌دانم سخنان و پیشنهادات ما که هر از گاهی با دوستان نیز مطرح می‌کنیم، بیراه باشد. تصور کنید: ساغریسازان را از همه ورودی‌هایش سنگ‌فرش کنند. ورود ماشین را به این منطقه ممنوع کنند. برای عبور و مرور در منطقه هم می‌توان از وسایل حمل و نقل قدیمی مانند درشکه یا جدید مانند ماشین‌های برقی استفاده کرد. خانه‌های قدیمی که هنوز آثاری از آن‌ها باقی است بازسازی شوند و خانه‌های جدید با معماری قدیمی، دست‌کم در ظاهر بازسازی شوند. بازار سنتی ساغریسازان به حالت قدیم خود برگردد و بازاریان از همه استان گیلان در آن‌جا محصولات را به گونه سنتی و محلی خود ارائه کنند. این مساله نه تنها گردشگران بیرونی را به خود جذب می‌‌کند بلکه مردم محلی هم می‌توانند مایحتاج خود را تهیه کنند. (موضوعی که در موزه میراث روستایی وجود ندارد، چون همان‌گونه که از اسمش پیداست تنها موزه است و نهایتا شما یک نان‌برنجی می‌خرید و می خورید تا به یاد گیلان قدیم و نان‌برنجی مادربزرگ بیفتید).</p>
<p><a href="http://www.nabizade.ir/blog/wp-content/uploads/2010/11/Nan-Berenji-Paz.jpg"><img class="aligncenter size-full wp-image-585" title="Nan Berenji Paz" src="http://www.nabizade.ir/blog/wp-content/uploads/2010/11/Nan-Berenji-Paz.jpg" alt="نان برنجی پز در موزه میراث روستایی" width="624" height="436" /></a></p>
<p>البته ممکن است در دید برخی از مسئولان یا حتا مردم چنین تصوری غیرممکن به نظر برسد که با شما موافقم. البته تا حدودی. ولی اگر واقعا تا چند سال دیگر چنین نشود یا فکری برای آن نشود واقعا باید چنین تصوری را به  گور برد و نهایتا در حد یک موزه با چند ده هکتار اندیشید که صرفا چند ساعت در هفته باز باشد. شاهد این موضوع هم شدت ساخت‌وسازها و عجیب‌وغریب بودن آن‌هاست. مثلا مجتمع یاس در کوی شهید بیانی؛ این مجتمع ۸۰ واحد مسکونی دارد. کل محوطه این شهرک ۸۰ واحدی بخشی از حیاط پشتی خانه سمیعی بوده. شاید در گذشته تنها چند نفری از آن خانواده بزرگ‌زاده و ثروتمند در حیاط پشتی قدم می‌زدند، اما امروزه به محیطی برای زندگی بیش از ۳۰۰ نفر تبدیل شده است. البته این تنها یک نمونه بود وگرنه امروزه به راحتی‌ می‌توان در کوچه‌پس‌کوچه‌های ساغریسازان خانه‌های چند طبقه‌ای را دید که نه تنها به زیبایی محله قدیمی ساغریسازان ندارند بلکه با دربرگرفتن جمعیت بی‌حساب‌وکتاب در خود، محیط زندگی افراد بومی در ساغریسازان را نیز تهدید می‌کنند. از طرفی برخی بافت‌های بسیار قدیمی در این محله کهن هست که هر از گاهی طعمه آتش می‌شود و هرچه بوده خاکستر می‌‌شود.</p>
<p><a href="http://www.nabizade.ir/blog/wp-content/uploads/2010/11/Gmaj-Foroush.jpg"><img class="aligncenter size-full wp-image-586" title="Gmaj Foroush" src="http://www.nabizade.ir/blog/wp-content/uploads/2010/11/Gmaj-Foroush.jpg" alt="گمج فروش در ساغریسازان (جلوی کله پزی عطا)" width="600" height="687" /></a></p>
<p>اگر سیر ساخت‌وسازها و تخریب‌ها به همین صورت ادامه یابد، نمی‌دانم آیا روزی خواهد رسید که بتوانیم ساغریسازان واقعی را دوباره ببینیم و از آن برای نسل بعدی بگوییم؟ از مسئولین محترم خواهشمندیم کاری کنند پیش از این‌که دیر شود. البته ساغریسازان تنها نمونه‌ای از میراث شهری رشت و گیلان است.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.nabizade.ir/blog/?feed=rss2&#038;p=576</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>مجمع روسای سازمان‌های بزرگ یهودی امریکا</title>
		<link>http://www.nabizade.ir/blog/?p=570&#038;utm_source=rss&#038;utm_medium=rss&#038;utm_campaign=%25d9%2585%25d8%25ac%25d9%2585%25d8%25b9-%25d8%25b1%25d9%2588%25d8%25b3%25d8%25a7%25db%258c-%25d8%25b3%25d8%25a7%25d8%25b2%25d9%2585%25d8%25a7%25d9%2586%25e2%2580%258c%25d9%2587%25d8%25a7%25db%258c-%25d8%25a8%25d8%25b2%25d8%25b1%25da%25af-%25d9%258a%25d9%2587%25d9%2588%25d8%25af%25d9%258a-%25d8%25a7%25d9%2585%25d8%25b1%25d9%258a</link>
		<comments>http://www.nabizade.ir/blog/?p=570#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 26 Oct 2010 10:11:58 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Ghadeer Nabizade</dc:creator>
				<category><![CDATA[ايالات متحده امريكا]]></category>
		<category><![CDATA[بین‌الملل]]></category>
		<category><![CDATA[صهیونیسم]]></category>
		<category><![CDATA[مجمع روسای سازمان‌های بزرگ يهودي امريكا، جيمز پتراس، جان ميرشيمر، استفان والت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.nabizade.ir/blog/?p=570</guid>
		<description><![CDATA[هرگاه نامی از صهیونیسم شنیده می‌شود، «آیپک» به ذهن می‌رسد که البته درست هم هست. آیپک یکی از بانفوذترین گردهم‌آیی‌های صهیونیستی است که تاثیر بسیاری بر فعالیت‌های صهیونیستی و به تبع آن مناسبات جهانی دارد، که در نوشتاری جداگانه به بررسی آن خواهم پرداخت. اما نکته‌ای که علاقه‌مندم به آن اشاره کنم، مجمعی هم‌سان با آیپک است به نام «مجمع روسای سازمان‌های بزرگ یهودی امریکا». این مجمع در کشور ما کمتر شناخته شده است. این مجمع با ساختار و برنامه‌های خود یکی از قدرتمندترین بازوهای صهیونیستی در پیاده‌سازی برنامه‌های جهانی و منطقه‌ای‌ست.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: center;"><a href="http://www.nabizade.ir/blog/wp-content/uploads/2010/10/logo-Organizations-of-the-Conference-of-Presidents-of-Major-American-Jewish.jpg"><img class="aligncenter size-full wp-image-571" title="logo-Organizations of the Conference of Presidents of Major American Jewish" src="http://www.nabizade.ir/blog/wp-content/uploads/2010/10/logo-Organizations-of-the-Conference-of-Presidents-of-Major-American-Jewish.jpg" alt="مجمع روسای سازمان‌های بزرگ یهودی امریکا" width="700" height="157" /></a></p>
<p>هرگاه می‌خواهیم پدیده‌ای را بررسی کنیم، یکی از بهترین راه‌ها بررسی پدیده‌های جانبی آن است که در شناخت آن پدیده به ما کمک می‌کند.</p>
<p>یکی از پدیده‌هایی که من علاقه بسیاری به مطالعه آن دارم، صهیونیسم است. صهیونیسم یک تفکر است و قاعدتا از سازـوـ‌کارها و ساختاری برخوردار است که برای رسیدن به آن خوب است شناخت دقیقی از دورـ‌وـ‌‌بر آن داشته باشیم. یکی از پرسش‌‌هایی که ممکن است در آغاز به ذهن هر کسی برسد این است که: چرا صهیونیسم؟ مگر موضوعِ حساس در دورـ‌وـ‌بر ما کم است؟</p>
<p>پاسخ هم این است که البته که موضوع حساس در دورـ‌وـ‌بر ما کم نیست اما به دلایل گوناگون امروزه بسیاری از مناسبات جهانی و منطقه‌ای ما متاثر از حضور اسرائیل و جانفشانی سوال‌‌انگیز برخی کشورها به سود آن است به طوری‌که در بیشتر مواقع منافع خود و مردمان‌شان را نیز نادیده می‌گیرند. بنابراین به قول انگلیسی‌ها There is something in the wind (کاسه‌ای زیر نیم‌کاسه است) که این‌ها چنین می‌کنند. پروفسور جان میرشیمر و پروفسور استفان والت<a href="#_ftn1">[۱]</a> در دیباچه کتاب خود با نام «<a href="http://www.amazon.com/Israel-Lobby-U-S-Foreign-Policy/dp/0374531501/ref=sr_1_1?s=books&amp;ie=UTF8&amp;qid=1288086556&amp;sr=1-1" target="_blank">لابی اسرائیل</a>» به نکته‌ جالب اشاره کردند که می‌تواند نکته تامل‌برانگیزی در خصوص جانفشانی‌ها برخی کشورها (از جمله امریکا) در راه اسرائیل باشد. آن‌ها می‌گویند: <em>زمانی که فصل رقابت‌های انتخاباتی می‌رسد، نامزدها در باره اقتصاد، سیاست داخلی و خارجی، جامعه و &#8230; نظرات گوناگونی دارند اما وقتی پای اسرائیل به میان می‌آید همه نظر یک‌سانی دارند.</em></p>
<p>***</p>
<p>هرگاه نامی از صهیونیسم شنیده می‌شود، «آیپک» به ذهن می‌رسد که البته درست هم هست. آیپک یکی از بانفوذترین گردهم‌آیی‌های صهیونیستی است که تاثیر بسیاری بر فعالیت‌های صهیونیستی و به تبع آن مناسبات جهانی دارد، که در نوشتاری جداگانه به بررسی آن خواهم پرداخت. اما نکته‌ای که علاقه‌مندم به آن اشاره کنم، مجمعی هم‌سان با آیپک است به نام «<a href="http://www.conferenceofpresidents.org/" target="_blank">مجمع روسای سازمان‌های بزرگ یهودی امریکا</a>»<a href="#_ftn2">[۲]</a>. این مجمع در کشور ما کمتر شناخته شده است. این مجمع با ساختار و برنامه‌های خود یکی از قدرتمندترین بازوهای صهیونیستی در پیاده‌سازی برنامه‌های جهانی و منطقه‌ای‌ست.</p>
<p>امروزه مجمع مذکور نقش پررنگی در امریکا ایفا می‌کند که بسیاری از امریکاییان از آن بی‌خبرند؛ جیمز پتراس،<a href="#_ftn3">[۳]</a> جامعه‌شناس امریکایی، در کتاب‌ها و مقالات خود به آن اشاره می‌کند و برای تنویر افکار عمومی کتابی با نام «<a href="http://www.nabizade.ir/blog/?p=162" target="_blank">نفوذ اسرائیل در امریکا</a>» <a href="http://www.amazon.com/Power-Israel-United-States/dp/0932863515/ref=sr_1_1?s=books&amp;ie=UTF8&amp;qid=1288087781&amp;sr=1-1" target="_blank">+</a> را می‌نویسد. در جای‌جای این کتاب به نکاتی اشاره شده که نه تنها ما ایرانی‌ها از آن بی‌خبریم که حتا امریکایی‌هایی که درآمدهایشان بی‌سرـ‌و‌ـصدا و گاه با دروغ‌نمایی به جیب صهیونیست‌های آدمکش اسرائیلی می‌ریزد، نیز از آن‌ها بی‌خبرند.</p>
<p>قصد ندارم این نوشتار را بیش از این ادامه دهم که از حوصله وبلاگ‌خوان‌ها خارج است؛ اما علاقه‌مندم در گام اول به نام ۵۱ سازمان تشکیل‌دهندۀ «مجمع روسای سازمان‌های بزرگ یهودی امریکا» اشاره کنم تا در آینده به جزئیات بیشتر بپردازم:</p>
<p>۱٫      اَمِینو (به معنی «مردم ما») ـ  Ameinu</p>
<p>2.      دوستان امریکایی لیکود ـ American Friends of Likud</p>
<p>3.      گردهم‌آیی امریکا / فدراسیون بازماندگان هلوکاست یهود ـ American Gathering/Federation of Jewish Holocaust Survivors</p>
<p>4.      انجمن دوستی امریکا ـ اسرائیل ـ  Israel-American Friendship League</p>
<p>5.      کمیته امور عمومی اسرائیل در امریکا ـ American Israel Public Affairs Committee</p>
<p>6.      کمیته یهودیان امریکا ـ American Jewish Committee</p>
<p>7.      کنگره یهودیان امریکا ـ American Jewish Congress</p>
<p>8.      کمیته توزیع مشترک یهودیان امریکا ـ American Jewish Joint Distribution Committee</p>
<p>9.      فدراسیون سفاردیان امریکا ـ American Sephardi Federation</p>
<p>10.  جنبش صهیونیستی امریکا ـ American Zionist Movement</p>
<p>11.  امریکایی‌ها برای صلح اکنون ـ Americans for Peace Now</p>
<p>12.  مرکز امریکایی‌ها برای اسرائیل و تورات (امیت) ـ AMIT</p>
<p>13.  انجمن ضد افترا ـ  Anti-Defamation League</p>
<p>14.  کانون صهیونیست‌های اصلاح‌طلب امریکا ـ Association of Reform Zionist of America</p>
<p>15.  بنای بریث بین‌الملل  ـ B’nai B’rith International</p>
<p>16.  بنیاد بنای صهیون ـ Bnai Zion</p>
<p>17.  کمیته مرکزی خاخام‌های امریکایی ـ Central Committee of American Rabbis</p>
<p>18.  کیمته صحت گزارش‌های خاورمیانه‌ای در امریکا ـ Committee for Accuracy in Middle East Reporting in America</p>
<p>19.  شرکت توسعه اسرائیل/ اوراق قرضه اسرائیل ـ Development Corporation for Israel/State of Israel Bonds</p>
<p>20.  اموناه امریکایی ـ Emunah of America</p>
<p>21.  دوستان نیروی دفاعی اسرائیل ـ Friends of Israel Defense Forces</p>
<p>22.  سازمان زنان صهیونیستِ امریکا (هاداساه) ـ Hadassah, Women’s Zionist Organization of America</p>
<p>23.  جامعه کمک به مهاجران کلیمی ـ Hebrew Immigrant Aid Society</p>
<p>24.  بنیاد زندگی دانشگاهی یهود (هیلل) ـ Hillel: The Foundation of Jewish Campus Life</p>
<p>25.  کانون فرهنگ‌سراهای یهود ـ Jewish Community Centers Association</p>
<p>26.  شورای یهودیان برای امور عمومی ـ Jewish Council for Public Affairs</p>
<p>27.  موسسه یهودیان برای امور امنیت ملی ـ Jewish Institute for National Security Affairs</p>
<p>28.  کمیته کارگری یهود ـ Jewish Labor Committee</p>
<p>29.  صندوق ملی یهود ـ Jewish National Fund</p>
<p>30.  فدراسیون نوسامان‌گرایان یهود ـ Jewish Reconstructionist Federation</p>
<p>31.  کهنه‌سربازان جنگی یهودی در امریکا ـ Jewish War Veterans of the USA</p>
<p>32.  زنان بین‌المللی یهود ـ Jewish Women International</p>
<p>33.  سازمان صهیونیستی جنبش محافظه‌کار امریکا (مرکاز) ـ MERCAZ USA, Zionist Organization of the Conservative Movement</p>
<p>34.  نعمات امریکا (جنبش بین‌المللی زنان صهیونیست) ـ NA’AMAT USA</p>
<p>35.  کنفرانس ملی مدافعان یهود در روسیه، اوکراین، کشورهای بالتیک و اوراسیا ـ NCSJ: Advocates on behalf of Jews in Russia, Ukraine, the Baltic States and Eurasia</p>
<p>36.  شورای ملی زنان یهود ـ National Council of Jewish Women</p>
<p>37.  شورای ملی اسرائیل جوان ـ National Council of Young Israel</p>
<p>38.  اُ. آر. تی. امریکا ـ ORT America</p>
<p>39.  مجمع خاخام‌ها ـ Rabbinical Assembly</p>
<p>40.  شورای خاخامی امریکا ـ Rabbinical Council of America</p>
<p>41.  صهیونیست‌های مذهبی امریکا ـ Religious Zionist of America</p>
<p>42.  اتحادیه اصلاح‌طلبی یهود ـ Union for Reform Judaism</p>
<p>43.  اتحادیه جمعیت یهودیان ارتدکس امریکا ـ Union of Orthodox Jewish Congregations of America</p>
<p>44.  اتحادیه جوامع یهودی ـ United Jewish Communities</p>
<p>45.  کنیسه متحده یهودیت محافظه‌کار ـ United Synagogue of Conservative Judaism</p>
<p>46.  سازمان صهیونیستی بین‌الملی زنان (ویزو) ـ WIZO</p>
<p>47.  انجمن زنان برای یهودیت محافظه‌کار ـ Women’s League for Conservative Judaism</p>
<p>48.  زنان اصلاح‌طلب یهود ـ Women of Reform Judaism</p>
<p>49.  محفل کارگران ـ Workmen’s Circle</p>
<p>50.  مدیران اجرایی صهیونیست جهانی، ایالات متحده امریکا ـ World Zionist Executive, US</p>
<p>51.  سازمان صهیونیستی امریکا ـ  Zionist Organization of America</p>
<hr size="1" /><a href="#_ftnref1">[1]</a> John Mearsheimer and Stephen Walt</p>
<p><a href="#_ftnref2">[2]</a> Conference of Presidents of Major American Jewish Organizations</p>
<p><a href="#_ftnref3">[3]</a> James Petras</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.nabizade.ir/blog/?feed=rss2&#038;p=570</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>بدون شرح</title>
		<link>http://www.nabizade.ir/blog/?p=565&#038;utm_source=rss&#038;utm_medium=rss&#038;utm_campaign=%25d8%25a8%25d8%25af%25d9%2588%25d9%2586-%25d8%25b4%25d8%25b1%25d8%25ad</link>
		<comments>http://www.nabizade.ir/blog/?p=565#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 25 Oct 2010 06:05:41 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Ghadeer Nabizade</dc:creator>
				<category><![CDATA[شخصی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.nabizade.ir/blog/?p=565</guid>
		<description><![CDATA[گرچه عنوان این نوشته را «بدون شرح» گذاشتم اما چون تاریخ دوربین به اشتباه تنظیم شده بود، خواستم تصحیح کنم . بگویم ۲۰۱۰ بوده، یعنی دقیقا ۳۰ مهر ماه ۱۳۸۹ هجری شمسی. البته ساعت کاملا درست است. ان‌شاء‌الله برای مراسم رسمی و اصلی از دوستان دعوت می‌کنیم. محتاج دعای دوستان هم هستیم.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: center;"><a href="http://www.nabizade.ir/blog/wp-content/uploads/2010/10/IMG_0464.jpg"><img class="size-full wp-image-566  aligncenter" title="IMG_0464" src="http://www.nabizade.ir/blog/wp-content/uploads/2010/10/IMG_0464.jpg" alt="" width="686" height="514" /></a></p>
<p>گرچه عنوان این نوشته را «بدون شرح» گذاشتم اما چون تاریخ دوربین به اشتباه تنظیم شده بود، خواستم تصحیح کنم . بگویم ۲۰۱۰ بوده، یعنی دقیقا ۳۰ مهر ماه ۱۳۸۹ هجری شمسی. البته ساعت کاملا درست است.</p>
<p>ان‌شاء‌الله برای مراسم رسمی و اصلی از دوستان دعوت می‌کنیم. محتاج دعای دوستان هم هستیم.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.nabizade.ir/blog/?feed=rss2&#038;p=565</wfw:commentRss>
		<slash:comments>14</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>آیا ندیدید با سپاه ابرهه چه کردیم؟</title>
		<link>http://www.nabizade.ir/blog/?p=559&#038;utm_source=rss&#038;utm_medium=rss&#038;utm_campaign=%25d8%25a2%25db%258c%25d8%25a7-%25d9%2586%25d8%25af%25db%258c%25d8%25af%25db%258c%25d8%25af-%25d8%25a8%25d8%25a7-%25d8%25b3%25d9%25be%25d8%25a7%25d9%2587-%25d8%25a7%25d8%25a8%25d8%25b1%25d9%2587%25d9%2587-%25da%2586%25d9%2587-%25da%25a9%25d8%25b1%25d8%25af%25db%258c%25d9%2585%25d8%259f-2</link>
		<comments>http://www.nabizade.ir/blog/?p=559#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 19 Oct 2010 13:11:04 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Ghadeer Nabizade</dc:creator>
				<category><![CDATA[بین‌الملل]]></category>
		<category><![CDATA[صهیونیسم]]></category>
		<category><![CDATA[ديوید بعری]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.nabizade.ir/blog/?p=559</guid>
		<description><![CDATA[حتما تصاویر مربوط به زیر گرفتن چند کودک توسط یک ماشین در سرزمین‌های اشغالی را دیده‌اید. راننده آن ماشین شخصی بود به نام دیوید بعری (David Be’eri)، رئیس سمن[۱] العاد (Elad) و دلیل زیر گرفتن آن کودکان سنگ‌پرانی به سوی صهیونیست‌ها. ظاهرا این مساله به معضلی جدی در سرزمین‌های اشغالی تبدیل شده و جلسه اضطراری [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: center;"><a href="../wp-content/uploads/2010/10/ShowImage.ashx_.jpg"><a href="http://www.nabizade.ir/blog/wp-content/uploads/2010/10/ShowImage.ashx_1.jpg"><img class="aligncenter size-full wp-image-561" title="ShowImage.ashx" src="http://www.nabizade.ir/blog/wp-content/uploads/2010/10/ShowImage.ashx_1.jpg" alt="زیرگرفتن کودکان فلسطینی از سوی یک اسرائیلی" width="311" height="187" /></a><br />
</a></p>
<p>حتما تصاویر مربوط به زیر گرفتن چند کودک توسط یک ماشین در سرزمین‌های  اشغالی را دیده‌اید. راننده آن ماشین شخصی بود به نام دیوید بعری (David  Be’eri)، رئیس سمن<a href="post.php?post=546&amp;action=edit&amp;message=10#_ftn1">[۱]</a> العاد (Elad) و دلیل زیر گرفتن آن کودکان سنگ‌پرانی به سوی صهیونیست‌ها.  ظاهرا این مساله به معضلی جدی در سرزمین‌های اشغالی تبدیل شده و جلسه  اضطراری هم به همین دلیل در کنست (پارلمان اسرائیل) برگزار شد. به آماری  جالب در این زمینه دقت کنید:</p>
<p>در سه ماه و نیم گذشته، ۴۵۰ مورد سنگ‌پرانی گزارش شده است (حدود ۴ بار  در هر روز). پلیس از سه ماه و نیم گدشته تا کنون ۷۶ نفر را در این خصوص در  قدس شرقی دستگیر کرده. از این تعداد، ۳۰ نفر کودک و نوجوان و ۴۶ نفر  بزرگ‌سال بوده‌اند.</p>
<p>البته هم‌اکنون بحث بر سر این است که پدر و مادر کودکان را در سنگ‌پرانی  کودکان‌شان مقصر بدانند و یا دستگیرشان کنند و یا کاری دیگر. البته یک  گروه دفاع از حقوق مدنی گفته که طبق قانون اسرائیل، پدر و مادر کودکان به  دلیل جرم فرزندان‌شان نمی‌توانند مجرم باشند. هنوز تکذیب‌ها در این مورد  ادامه دارد و خبر دقیقی از نتایج مسئولیت‌پذیری کودکان سنگ‌پران مشخص نیست.</p>
<p>در هر صورت، جالب است که کشوری که خود را به زور سلاح‌های اتمی و اهدایی  امریکا، قدرت اول منطقه می‌خواند، به دلیل اشغال‌گری با چه مشکلات پیش‌وپا  افتاده‌ای دست به گریبان است.</p>
<p>یادمان نرود که خداوند به وسیله سنگ ریزه‌ها، سپاه ابرهه را نابود کرد:</p>
<p>الم تر کیف فعل ربک باصحاب الفیل، الم یجعل کیدهم فی تضلیل، و ارسال علیهم طیرا ابابیل، ترمیهم بحجارت من سجیل، فجعلهم کعصف ماکول</p>
<hr size="1" /><a href="post.php?post=546&amp;action=edit&amp;message=10#_ftnref1">[۱]</a> NGO</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.nabizade.ir/blog/?feed=rss2&#038;p=559</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>خبرسازی احمقانه: تفنگ هدیه شده به احمدی‌نژاد قلابی بود!</title>
		<link>http://www.nabizade.ir/blog/?p=551&#038;utm_source=rss&#038;utm_medium=rss&#038;utm_campaign=%25d8%25ae%25d8%25a8%25d8%25b1%25d8%25b3%25d8%25a7%25d8%25b2%25d9%258a-%25d8%25a7%25d8%25ad%25d9%2585%25d9%2582%25d8%25a7%25d9%2586%25d9%2587-%25d8%25aa%25d9%2581%25d9%2586%25da%25af-%25d9%2587%25d8%25af%25d9%258a%25d9%2587-%25d8%25b4%25d8%25af%25d9%2587-%25d8%25a8%25d9%2587-%25d8%25a7%25d8%25ad%25d9%2585%25d8%25af%25d9%258a</link>
		<comments>http://www.nabizade.ir/blog/?p=551#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 19 Oct 2010 07:57:29 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Ghadeer Nabizade</dc:creator>
				<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[بین‌الملل]]></category>
		<category><![CDATA[صهیونیسم]]></category>
		<category><![CDATA[حزب الله، سيد حسن نصرالله، احمدي نژاد]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.nabizade.ir/blog/?p=551</guid>
		<description><![CDATA[در خبرها خوانده بودیم که سید حسن نصرالله در سفر اخیر محمود احمدی‌نژاد به لبنان تفنگی را که حزب‌الله در جنگ ۳۴ روزه با اسرائیل به غنیمت گرفته بود، به رئیس‌جمهور کشورمان هدیه کرد. دیروز که خبرها را زیر و رو می‌کردم به خبری از خبرگزاری فرانسه به نقل از روزنامه یدیعوت آحارانوت برخوردم که [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>در <a href="http://www.asrefarda.com/013/13449-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%AD%D9%87-%D8%A7%D9%87%D8%AF%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%86%D8%B5%D8%B1%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF%DB%8C-%D9%86%DA%98%D8%A7%D8%AF-%DA%86%D9%86%D8%AF%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D8%9F-.html" target="_blank">خبرها </a>خوانده بودیم که سید حسن نصرالله در سفر اخیر محمود احمدی‌نژاد به لبنان تفنگی را که حزب‌الله در جنگ ۳۴ روزه با اسرائیل به غنیمت گرفته بود، به رئیس‌جمهور کشورمان هدیه کرد.</p>
<p><a href="http://www.nabizade.ir/blog/wp-content/uploads/2010/10/581572_orig.jpg"><img class="aligncenter size-full wp-image-552" title="581572_orig" src="http://www.nabizade.ir/blog/wp-content/uploads/2010/10/581572_orig.jpg" alt="اهدای تفنگ غنیمتی اسرائیلی به احمدی نژاد" width="595" height="397" /></a></p>
<p>دیروز که خبرها را زیر و رو می‌کردم به خبری از <a href="http://news.yahoo.com/s/afp/20101017/wl_mideast_afp/lebanonirandiplomacynasrallahahmadinejadisrael" target="_blank">خبرگزاری فرانسه</a> به نقل از روزنامه یدیعوت آحارانوت برخوردم که با افاضات خود ما را کلی مسرور کرد.</p>
<p>این روزنامه محترم آورده بود که تفنگ مذکور قلابی بوده و تنها تا اوایل دهه ۷۰ در رژیم صهیونیستی مورد استفاده بوده و اصلا در جنگ ۳۴ روزه استفاده نشد. به این جمله هم دقت کنید:</p>
<p>«این تفنگ که به <strong>احتمال فراوان (most likely)</strong> یک مسلسل FNFAL 7.62 بوده در سال ۱۹۷۴ از رده خارج شد، یعنی که نمی‌توانسته در سال ۲۰۰۶ مورد استفاده نیروهای صهیونیستی قرار بگیرد.»</p>
<p>آن روزنامه با حدث و گمان‌اش یک خبر درست کرده و آن خبر تا خبرگزاری فرانسه هم رسوخ کرده که لزوما نشان‌دهنده نفوذ صهیونیستی نیست!!! ضمنا جالب اینجاست که با وجود انتشار عکس اسلحه، معلوم نیست چرا این روزنامه صهیونیستی حدث و گمان به کار می‌برد.</p>
<p>سپس در ادامه خبر، خبرگزاری فرانسه به روال معمول خبری به جنگ ۳۴ روزه اشاره می‌کند تا موضوع را به یاد خوانندگان بیارود. اعتراف این خبرگزاری صهیونیستی را ببینید:</p>
<p>«جنگ ۳۴ روزه ویرانگر تابستان ۲۰۰۶، موجب کشته شدن ۱۲۰۰ لبنانی ـ اغلب، غیرنظامیان ـ و ۱۶۰ اسرائیلی ـ اغلب، نظامیان ـ گردید و بخش گسترده‌ای از جنوب لبنان تخریب شد. این جنگ به عنوان پیروزی جنبش شیعة لبنانی حزب‌الله شناخته می‌شود که &#8230;»</p>
<p>اکنون راحت‌تر می‌توان به دلایل این همه خبرسازی و دروغ‌پردازی پی برد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.nabizade.ir/blog/?feed=rss2&#038;p=551</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>بایکوت اسرائیل از سوی ترکیه</title>
		<link>http://www.nabizade.ir/blog/?p=541&#038;utm_source=rss&#038;utm_medium=rss&#038;utm_campaign=%25d8%25a8%25d8%25a7%25d9%258a%25d9%2583%25d9%2588%25d8%25aa-%25d8%25a7%25d8%25b3%25d8%25b1%25d8%25a7%25d8%25a6%25d9%258a%25d9%2584-%25d8%25a7%25d8%25b2-%25d8%25b3%25d9%2588%25d9%258a-%25d8%25aa%25d8%25b1%25d9%2583%25d9%258a%25d9%2587</link>
		<comments>http://www.nabizade.ir/blog/?p=541#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 19 Oct 2010 07:43:08 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Ghadeer Nabizade</dc:creator>
				<category><![CDATA[اروپا]]></category>
		<category><![CDATA[بین‌الملل]]></category>
		<category><![CDATA[صهیونیسم]]></category>
		<category><![CDATA[تركيه، اردوغان، OECD]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.nabizade.ir/blog/?p=541</guid>
		<description><![CDATA[«ترکیه درکنفرانس سازمان همکاری‌های اقتصادی و توسعه (OECD ) که به میزبانی رژیم صهیونیستی در سرزمین‌های اشغالی برگزار خواهد شد، شرکت نمی‌کند. به گفته مقامات رژیم صهیونیستی این اولین اقدام ترکیه در تحریم رسمی اسرائیل در پاسخ به حمله به کشتی ماوی مرمره و کشتن ۹ فعال صلح ترک است. در پاسخ به این اقدام، [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><em>«ترکیه در</em>کنفرانس سازمان همکاری‌های اقتصادی و توسعه (OECD )<em> که به میزبانی رژیم صهیونیستی در سرزمین‌های اشغالی برگزار خواهد شد، شرکت نمی‌کند. به گفته مقامات رژیم صهیونیستی این اولین اقدام ترکیه در تحریم رسمی اسرائیل در پاسخ به حمله به کشتی ماوی مرمره و کشتن ۹ فعال صلح ترک است. در پاسخ به این اقدام، وزیر فرهنگ و گردشگری اسرائیل گفته: ما به دنبال گردشگری هستیم نه مسائل سیاسی»</em> [!!!] <a href="http://www.jpost.com/middleeast/article.aspx?id=191276&amp;newsletter=101014&amp;utm_source=Pulseem&amp;utm_medium=Email&amp;utm_campaign=Jpost_Newsletter_14/10" target="_blank">+</a></p>
<p><a href="http://www.nabizade.ir/blog/wp-content/uploads/2010/10/68794_ertugrul_gunay.jpg"><img class="aligncenter size-full wp-image-542" title="68794_ertugrul_gunay" src="http://www.nabizade.ir/blog/wp-content/uploads/2010/10/68794_ertugrul_gunay.jpg" alt="وزیر گردشگری ر‍ژیم صهیونیستی" width="300" height="330" /></a> اقداماتی که در ترکیه رخ می‌دهد قابل تامل است. روی کار آمدن دولت اسلام‌گرا، مشخص شدن طرح چند کودتا و دستگیری کودتاچیان، تغییر بخشی از قانون اساسی با رفراندوم به سود دولت اسلام‌گرا و &#8230; با این همه اگر کشور ترکیه را کشوری مسلمان بدانیم که قریب‌به‌اتفاق جمعیت آن را مسلمانان تشکیل می‌دهند، هنوز تا یک کشور اسلامی راه زیادی دارد. ناگفته نماند که اقدامات ترکیه پس از روی کار آمدن رجب طیب اردوغان، دست دولت‌های عرب و ظاهرا مسلمان را رو کرده است.  ترکیه از سال‌ها پیش و به دلیل حکومت لائیک در این کشور، شاهد رویدادهایی بوده که اسلام‌گرایی را به طور جدی در حاشیه برده و تا زمان احیای مجدد  نوعی حکومت عثمانی (اسلامی) راه زیادی باقی است. به موجب حکومت‌های لائیک، غرب‌گرایی و اسلام‌ستیزی در جایی که مسلمانان اکثریت قاطع دارند، تا نوک استخوان نفوذ کرده. هنوز پیوندهای گسترده‌ای میان ترکیه و رژیم اسرائیل وجود دارد که هنوز هم پس از حمله وحشیانه به کاروان صلح، خبر دیدارها و نشست‌هایش منتشر می‌شود. اما در هر صورت هرگونه مبارزه و کج‌دهنی به اسرائیل، هرچند اندک قابل تقدیر است.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.nabizade.ir/blog/?feed=rss2&#038;p=541</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>مرز اسرائیل با ایران</title>
		<link>http://www.nabizade.ir/blog/?p=479&#038;utm_source=rss&#038;utm_medium=rss&#038;utm_campaign=%25d9%2585%25d8%25b1%25d8%25b2-%25d8%25a7%25d8%25b3%25d8%25b1%25d8%25a7%25d8%25a6%25db%258c%25d9%2584-%25d8%25a8%25d8%25a7-%25d8%25a7%25db%258c%25d8%25b1%25d8%25a7%25d9%2586</link>
		<comments>http://www.nabizade.ir/blog/?p=479#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 14 Oct 2010 18:18:46 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Ghadeer Nabizade</dc:creator>
				<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[بین‌الملل]]></category>
		<category><![CDATA[سیاسی]]></category>
		<category><![CDATA[صهیونیسم]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.nabizade.ir/blog/?p=479</guid>
		<description><![CDATA[با وجودی که ایران هزار مایل دورتر از اسرائیل قرار دارد اما اسرائیل سال‌هاست که عملا دارای مرزی با ایران است که لبنان خوانده می‌شود. رئیس‌جمهور ایران قرار است به لبنان سفر کند و آن‌چنان به اسرائیل نزدیک شود که خانه‌ها و نگهبانان مرزی اسرائیل را ببیند. مسیر بیروت به جنوب پر است از پرچم‌های  ایران، بییلبوردهای بزرگی که تصویر شادمان احمدی‌نژاد را نشان می‌دهند. این‌ها همه نشانه خوش‌آمدی گرم به به رئیس‌جمهور یک کشوراست، و ثابت می‌کند که جنوب لبنان از ایران فرمان می‌برد و مرز هم، مرز ایران است و خط مقدم جبهه با اسرائیل. احمدی‌نژاد از بیت‌جبیل و مارون الراس که در جریان جنگ 33 روزه اسرائیل با حزب‌الله مورد حمله قرار گرفت نیز دیدن می‌کند.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://www.nabizade.ir/blog/wp-content/uploads/2010/10/ahmadinejad-banner-in-lebanese-border.jpg"><img class="size-full wp-image-480 alignnone" title="ahmadinejad banner in lebanese border" src="http://www.nabizade.ir/blog/wp-content/uploads/2010/10/ahmadinejad-banner-in-lebanese-border.jpg" alt="بنر احمدی نژاد در مرز لبنان و فلسطین اشغالی" width="630" height="400" /></a></p>
<p>در حال و هوای سفر احمدی‌نژاد به لبنان، رسانه‌های صهیونیستی را که می‌خواندم به نوشته جالبی برخوردم. عنوانِ نوشته بود: «<a href="http://blogs.news.sky.com/foreignmatters/Post:5a4f76aa-2154-466c-bc76-2ba5a50bb3e3" target="_blank">مرز اسرائیل با ایران</a>»  به قلم یک خبرنگار کارکشته (<a href="http://blogs.news.sky.com/profile/Tim%20Marshall" target="_blank">تیم مارشال)</a> در بی‌بی‌سی و اسکای نیوز؛ خواندم‌اش، متن بدی نبود. کم‌تر جانبدارانه بود اما بالاخره همخوان با دیدگاه‌های صهیونیستی نوشته‌ شده بود. بر آن شدم تا در روزهای سفر افتخارآمیز رئیس‌جمهورمان به لبنان، به قسمت‌هایی از آن به همراه نکاتی از خودم اشاره کنم. نخست این‌که نویسنده به طرز شگفت‌انگیری از اصل ماجرا آغاز می کند:<br />
<em>با وجودی که ایران هزار مایل دورتر از اسرائیل قرار دارد اما اسرائیل سال‌هاست که عملا دارای مرزی با ایران است که لبنان خوانده می‌شود. رئیس‌جمهور ایران قرار است به لبنان سفر کند و آن‌چنان به اسرائیل نزدیک شود که خانه‌ها و نگهبانان مرزی اسرائیل را ببیند.<br />
مسیر بیروت به جنوب پر است از پرچم‌های  ایران، بییلبوردهای بزرگی که تصویر شادمان احمدی‌نژاد را نشان می‌دهند. این‌ها همه نشانه خوش‌آمدی گرم به به رئیس‌جمهور یک کشوراست، و ثابت می‌کند که جنوب لبنان از ایران فرمان می‌برد و مرز هم، مرز ایران است و خط مقدم جبهه با اسرائیل. احمدی‌نژاد از بیت‌جبیل و مارون الراس که در جریان جنگ ۳۳ روزه اسرائیل با حزب‌الله مورد حمله قرار گرفت نیز دیدن می‌کند. حزب‌الله در مارون الراس بنایی ساخته است که اسرائیل آن را کوهِ معبد می‌خواند و مسلمانان آن را عبادتگاهی پرشکوه می‌دانند. بر فراز آن بنا، پرچم ایران برافراشته شده است. </em><br />
سپس نویسنده به شایعه صهیونیستی پرتاب سنگ احمدی‌نژاد به سوی اسرائیل اشاره می‌کند و آن را بی‌اعتبار می‌خواند و می‌گوید: سنگ چه به درد می‌خورد وقتی ایران موشک‌هایی به اسرائیل می‌دهد که تا عمق استراتژیک اسرائیل نفوذ می‌کند.<br />
در بند بعدی، نویسنده به سبک صهیونیست‌های کارآزموده سعی در شایعه‌پراکنی‌های بیشتر می‌کند و می‌گوید که قرار است لبنان به پایگاه رسمی ایران در خاورمیانه تبدیل شود و سپس این موضوع را سریعا به جنگ داخلی در لبنان متصل می‌کند و آن را مخالف با دیدگاه مسلمانان سنی، مسیحیان و دروزیان می‌داند و فورا عقاید بی‌پایه خود را به استفاده حزب‌الله از سلاح‌های ایرانی در جنگ داخلیِ تخیلی را خطرناک تصویر می‌کند.<br />
این نویسنده که یادداشت خود را با جملاتی شگفت‌انگیز آغاز کرده بود، در وهم و حالتی که ناشی از استیصال و در ماندگی است این چنین به پایان می‌برد:<br />
<em>پس احمدی‌نژاد چرا به لبنان می‌رود؟ شاید بگویید برای استحکام موقعیت ایران به عنوان یک قدرت فزاینده در خاورمیانه و به منظور تقویت افول امریکا در منطقه. از خودتان بپرسید: این سفر به سود چه کسی است؟ جمهوری لبنان یا جمهوری اسلامی ایران؟</em></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.nabizade.ir/blog/?feed=rss2&#038;p=479</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>ونزوئلا، دشمن مضاعف</title>
		<link>http://www.nabizade.ir/blog/?p=457&#038;utm_source=rss&#038;utm_medium=rss&#038;utm_campaign=%25d9%2588%25d9%2586%25d8%25b2%25d9%2588%25d8%25a6%25d9%2584%25d8%25a7%25d8%258c-%25d8%25af%25d8%25b4%25d9%2585%25d9%2586-%25d9%2585%25d8%25b6%25d8%25a7%25d8%25b9%25d9%2581</link>
		<comments>http://www.nabizade.ir/blog/?p=457#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 11 Oct 2010 19:17:26 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Ghadeer Nabizade</dc:creator>
				<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[بین‌الملل]]></category>
		<category><![CDATA[ونزوئلا]]></category>
		<category><![CDATA[امریکای لاتین، NPT]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.nabizade.ir/blog/?p=457</guid>
		<description><![CDATA[قرار است امریکای لاتین همیشه مستعمره ایالات متحده امریکا باشد؛ اگر هم نباشد مدام باید در ترس از رویدادی دلخراش بسر بَرَد. روزی در ونزوئلا به آسانی هرچه تمام‌تر کودتا می‌کنند و رئیس جمهور مردمی آن‌را به گروگان می‌گیرند، به سرکردگی دولتی که رئیس جامعه بین‌المللی است و ابرقدرت خودخوانده جهان و دموکرات‌ترین! کشور دنیا. روز دیگر همین بلا را چند صد کیلومتر آن طرف‌تر، در جنوب غربی ونزوئلا، بر سر کشور دیگری می‌آورند که به خواسته‌های امریکا تن نمی‌دهد: رئیس‌جمهور قانونی کشور را دستگیر و از کشور بیرون می‌کنند. روزی دیگر همین داستان برای دولتی دیگر، چند صد کیلومتر آن سو‌تر، در جنوب شرقی هندوراس و در قلب قاره امریکا روی می‌دهد. این کشورها همه یک نقطه مشترک دارند و آن امریکاستیزی و استقلال آنهاست...]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://www.nabizade.ir/blog/wp-content/uploads/2010/10/chavez_5.jpg"><img class="aligncenter size-full wp-image-458" title="chavez_5" src="http://www.nabizade.ir/blog/wp-content/uploads/2010/10/chavez_5.jpg" alt="" width="2000" height="1312" /></a></p>
<p>قرار است امریکای لاتین همیشه مستعمره ایالات متحده امریکا باشد؛ اگر هم نباشد مدام باید در ترس از رویدادی دلخراش بسر بَرَد. روزی در ونزوئلا به آسانی هرچه تمام‌تر کودتا می‌کنند و رئیس جمهور مردمی آن‌را به گروگان می‌گیرند، به سرکردگی دولتی که رئیس جامعه بین‌المللی است و ابرقدرت خودخوانده جهان و دموکرات‌ترین! کشور دنیا. روز دیگر همین بلا را چند صد کیلومتر آن طرف‌تر، در جنوب غربی ونزوئلا، بر سر کشور دیگری می‌آورند که به خواسته‌های امریکا تن نمی‌دهد: رئیس‌جمهور قانونی کشور را دستگیر و از کشور بیرون می‌کنند. روزی دیگر همین داستان برای دولتی دیگر، چند صد کیلومتر آن سو‌تر، در جنوب شرقی هندوراس و در قلب قاره امریکا روی می‌دهد. این کشورها همه یک نقطه مشترک دارند و آن امریکاستیزی و استقلال آنهاست.<br />
انگار قرار است ماجرای ایران برای کشورهای امریکای لاتین تکرار شود: ماجرای کشوری که می خواست روی پای خود بایستد. (قابل توجه آن‌هایی که معتقدند امریکا با اسلام مشکل دارد. امریکا با اسلام مشکلی ندارد. چه بسیار کشورهای اسلامی و دیکتاتوری که امریکا رابطه‌ای به مراتب بهتر از کشورهای دموکرات با آن‌ها دارد و از هیچ کمکی به آنان دریغ نمی‌کند. مشکل امریکا شعور کشورهاست. او می خواهد شعور کشورها تحت سلطه‌اش باشد تا هرچه می‌خواهد بر آنان تحمیل کند و آنان نیز به‌به و چه‌چه کنند از آن همه زیباییِ تحتِ سلطه ابرقدرتِ جهان بودن به خود ببالند.)<br />
این روزها، فارغ از کودتای نافرجام در اکوادور علیه دولت مردمی و امریکاستیزِ رافائل کورآ، زمزمه‌های دیگری هم به‌گوش می‌رسد که در ماه‌های آتی خبرساز خواهد بود.<br />
دولت <a href="http://www.hamshahrionline.ir/news-17653.aspx" target="_blank">ونزوئلا </a>که سردمدار دور جدید امریکا ستیزی در منطقه است، با همکاری ایران در حال دستیابی به فن‌آوری صلح‌آمیز هسته‌ای تحت پادمان‌های آژانس بین‌المللی انرژی اتمی است. ونزوئلا از جمله کشورهای عضو <a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Nuclear_Non-Proliferation_Treaty" target="_blank">پیمان منع گسترش تسلیحات هسته‌ای (NPT) </a>است و همانند همه کشورهای عضو می‌تواند به این فن‌آوری دست یابد. اما مشکل از آن‌جا آغاز می‌شود که: چرا ونزوئلا؟ و چرا با کمک ایران؟ <a href="http://www.foreignpolicy.com/articles/2010/10/05/chavez_s_secret_nuclear_program?page=full" target="_blank">+<br />
</a>اسرائیل، هند، پاکستان و کره شمالی از جمله کشورهای عضو آژانس بین‌المللی انرژی اتمی اند که عضو NPT نیستند و سلاح هسته‌ای هم دارند. به علاوه پنج کشور دیگر هم هستند که عضو NPT و به عنوان کشورهای دارای تسلیحات اتمی پذیرفته شده‌اند: امریکا، روسیه، فرانسه، انگلیس و چین (هامن ۵ کشور عضور دائم و دارای حق وتوی شورای امنیت سازمان ملل متحد). گرچه سوالی بزرگ در معیارهای دوگانه سازمان ملل و آژانس بین‌المللی انرژی اتمی هست ولی اگر در کل انگلیس، فرانسه، امریکا، روسیه و اسرائیل را در نظر بگیریم، به راحتی می‌توان دید که برخی از آنان سوابق تجاوزگری طولانی در جهان دارند، به ‌گونه‌ای که حتا امریکا جسارت را به جایی رسانده که بمب هسته‌ای را نیز آزموده است. بنابراین اگر قرار است کشور/کشورهایی به دلیل تلاش برای دستیابی به فن‌آوری هسته‌ای مورد سوال قرار گیرد، نخست باید یقه متجاوزان و دارندگان تسلیحات اتمی را گرفت نه کسانی که شاید در آینده قصد تولید سلاح هسته‌‌ای را داشته باشد. ثانیا، امریکا حق ندارد در این باره اظهارنظر کند. کشوری که متجاوزترین کشورِ دنیاست و در تمام مناقشات بین‌المللی نقش غیرقابل انکاری دارد و متجاوزانِ جهانی را تسلیح می‌کند، چه حقی در اظهارنظر دارد؟<br />
اما مساله دوم، موضوع همکاری ایران با ونزوئلا برای دستیابی این کشور به فن‌آوری صلح‌آمیز هسته‌ای است. امریکا در واقع مساله همکاری ایران را به نقطه‌ای برای دست‌اندازی به ونزوئلا کرده و آن را نشانه‌ای از انحراف ونزوئلا از قوانین بین‌الملل و تولید سلاح هسته‌ای می‌داند، حال آن‌که در این باره باید گفت اگر امریکا می‌توانست، این ادعا را در باره ایران ثابت می‌کرد نه این‌که ادعای معلق و اثبات‌نشده خود را این بار در باره ونزوئلا به خورد جهان بدهد.<br />
اما چند نکته:<br />
۱)    امریکا چه بخواهد و چه نخواهد، باید ونزوئلا را به عنوان کشوری مستقل در امریکای لاتین به رسمیت بشناسد و دست از دخالت‌های بیجا در آن بردارد. جهان خوب می‌داند که اگر ونزوئلا همین حالا هم دست از ایران بردارد و دستورات امریکا را به عنوان ابرقدرت جهانی و منطقه‌ای بپذیرد، امریکا خود را موظف می‌داند هرطور شده نیروگا‌ه‌هایی را برایش بسازد؛ اما اکنون که ونزوئلا مغضوب امریکاست، هرگونه حرکتی که نشان از استقلال و به‌ویژه همکاری کشورهای مستقل برای فائق آمدن بر قدرت‌های غربی به رهبری امریکا داشته باشد، مردود است.<br />
۲)    همکاری کشورهای امریکاستیز به رهبری ایران نیز به معضل امریکا تبدیل شده. اگر امریکا روزی می‌توانست به خود بقبولاند که هزاران کیلیومتر آن‌طرف‌تر، کشوری در جهان هست که با او مخالف است و با توان کم‌تر (روی کاغذ) مدام برای او رجز می‌خواند، اما اکنون نمی‌تواند بپذیرد که همان کشور دست همه کشورهایی که روزی حیات خلوت او بوده‌اند را بگیرد و حول محور امریکاستیزی دور خود جمع کند و موفقیت‌های زیادی هم به‌دست آورد.<br />
۳)    امروزه کشورها امریکا را به عنوان یک ابرقدرت درغگو باور‌ کرده‌اند و به این نتیجه رسیده‌اند که با اتحاد و یکپارچگی به راحتی می‌توان هیمنه او را درهم شکست. امروزه نه کسی از بمب‌های اتمی امریکا می‌هراسد و نه از جوامع و تشکیلاتِ جهان‌شمولی که قوانین‌شان را خود امریکا نوشته و از جانب همه کشورها اجرایشان می‌کند.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.nabizade.ir/blog/?feed=rss2&#038;p=457</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>آیا گفتمان انقلاب می‌مرد اگر احمدی‌نژاد نبود؟</title>
		<link>http://www.nabizade.ir/blog/?p=473&#038;utm_source=rss&#038;utm_medium=rss&#038;utm_campaign=%25d8%25a2%25db%258c%25d8%25a7-%25da%25af%25d9%2581%25d8%25aa%25d9%2585%25d8%25a7%25d9%2586-%25d8%25a7%25d9%2586%25d9%2582%25d9%2584%25d8%25a7%25d8%25a8-%25d9%2585%25db%258c%25e2%2580%258c%25d9%2585%25d8%25b1%25d8%25af-%25d8%25a7%25da%25af%25d8%25b1-%25d8%25a7%25d8%25ad%25d9%2585%25d8%25af%25db%258c%25e2%2580%258c%25d9%2586</link>
		<comments>http://www.nabizade.ir/blog/?p=473#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 10 Oct 2010 20:02:22 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Ghadeer Nabizade</dc:creator>
				<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[گفتمان]]></category>
		<category><![CDATA[فرضیه سپیر و وورف]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.nabizade.ir/blog/?p=473</guid>
		<description><![CDATA[مسائل گوناگون، در فرهنگ‌ها، زبان‌ها، تمدن‌ها، اقتصادها، تاریخ‌ها و جوامع گوناگون تعاریف و گاه وجوه و نمود گوناگون دارند. در مثالی بارز به توضیح این جملة نه چندان سخت می‌پردازم: امروزه همه دنیا با واژه «دموکراسی» آشناست، اما شاید به صراحت بتوان گفت کمتر کشورهایی را می‌توان یافت که دیدگاه یکسانی در باره آن داشته باشند. برای نمونه مفهوم دموکراسی در دنیای عرب، غرب، شرق و حتا در خودِ ملل غربی نیز متفاوت است؛ البته امروزه اغلبِ کشورها (در محتوا) یا استعمارگرند یا مستعمره. بنابراین جای شگفتی نیست اگر ببینیم که مثلا کشورهای بسیاری از دیدگاه 5 عضو دائم شورای امنیت تبعیت کنند، گرچه قطعا مفهوم دموکراسی در چین، روسیه و امریکا تفاوت‌های بسیاری با هم دارد. از این دست واژه‌ها و مفاهیم بسیار است و تازه این جدای از معیارهای دوگانه است؛ جایی که یک کشور چیزی را برای کشوری می‌پسندد و همان را برای کشور دیگر خط قرمز می‌داند...]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: center;"><a href="http://www.nabizade.ir/blog/wp-content/uploads/2010/10/Rajaei-Beheshti.jpg"><img class="aligncenter size-full wp-image-485" title="Rajaei &amp; Beheshti" src="http://www.nabizade.ir/blog/wp-content/uploads/2010/10/Rajaei-Beheshti.jpg" alt="شهید رجایی و شهید بهشتی" width="400" height="301" /></a></p>
<p>مدت‌ها طول کشید تا خودم را متقاعد کنم باید چنین نوشته‌ای بنویسم. شاید اولین جرقه آن از سخنان یکی از دوستانم در من افروخته شد اما با الهام از اتفاقاتی که در فضای جهانی و داخلی افتاد، تصمیم گرفتم چیزی بنویسم. در گذشته، البته نوشته‌هایی سریالی به زبان انگلیسی داشتم که در راستای همین نوشته بود.</p>
<p>من که نسبت به فضای سیاست بین‌الملل ناآگاه نیستم، اغلب به مسائلی برمی‌خورم که از دو کشور دیدگاه‌های مختلفی را برمی‌انگیزد. البته در بیشتر موارد چنین اختلاف‌هایی در دیدگاه‌ها به دلیل توطئه و تبانی علیه کشور ثالث نیست. گرچه نمی‌توان انکار کرد که برخی سیاست‌مداران کشورها با وجود دانستن حقایقی که بر ضد خوشان است، با ارائه مسائل انحرافی قصد انحراف در افکار عمومی را دارند که اغلب به دلیل قدرت رسانه‌ای موفق هم می‌شوند، اما امروز مساله ما حتا این موضوع هم نیست.</p>
<p>دو استاد زبان‌شناس به نام‌های سپیر و وورف *، در سال ۱۹۸۲ فرضیه‌ای ارائه دادند که بر اساس آن دیدگاه انسان‌های با توجه به زبان‌شان تعریف می‌شود، یا به عبارت دیگر زبان هر فرد در جهت‌گیری دیدگاه وی موثر است. این نظریه شواهد خوبی هم دارد و به راحتی می‌توان نمود آشکار آن را در جوامع دید و مثال‌های گوناگون از آن بر زبان آورد. برای نمونه، اعراب به گونه‌ای می‌اندیشند و فارسی‌زبانان به گونه‌ دیگری؛ و جهت‌گیری فکری انگلیسی‌زبان‌ها متفاوت با اسپانیایی‌زبان‌هاست. اما با این وجود باز هم نمی‌توان نظریه قاطعی در این باره عنوان کرد، چرا که حتما مسائل بسیاری وجود دارد که در آن شمار قابل توجهی از عرب‌زبانان با فارسی زبانان در آن دیدگاه مشترکی یا حتی زبان‌هایی که هیچ ریشه مشترکی ندارند، سخن‌وران آن‌ها نظر یکسانی دارند.</p>
<p>از همه گفته‌های بالا که در حکم مقدمه‌ای برای این نوشته است، قصد دارم بگویم که مسائل گوناگون، در فرهنگ‌ها، زبان‌ها، تمدن‌ها، اقتصادها، تاریخ‌ها و جوامع گوناگون تعاریف و گاه وجوه و نمود گوناگون دارند. در مثالی بارز به توضیح این جملة نه چندان سخت می‌پردازم: امروزه همه دنیا با واژه «دموکراسی» آشناست، اما شاید به صراحت بتوان گفت کمتر کشورهایی را می‌توان یافت که دیدگاه یکسانی در باره آن داشته باشند. برای نمونه مفهوم دموکراسی در دنیای عرب، غرب، شرق و حتا در خودِ ملل غربی نیز متفاوت است؛ البته امروزه اغلبِ کشورها (در محتوا) یا استعمارگرند یا مستعمره. بنابراین جای شگفتی نیست اگر ببینیم که مثلا کشورهای بسیاری از دیدگاه ۵ عضو دائم شورای امنیت تبعیت کنند، گرچه قطعا مفهوم دموکراسی در چین، روسیه و امریکا تفاوت‌های بسیاری با هم دارد. از این دست واژه‌ها و مفاهیم بسیار است و تازه این جدای از معیارهای دوگانه است؛ جایی که یک کشور چیزی را برای کشوری می‌پسندد و همان را برای کشور دیگر خط قرمز می‌داند (که البته موضوع بحث نیست).</p>
<p>همه این‌ها را گفتم به اینجا برسم که: شهید بهشتی جایی گفت «ما شیفتگان خدمتیم نه تشنگان قدرت». امام خمینی هم در بسیاری جاها، به‌ویژه در قطعه آخر وصیت‌نامه‌اش خود را خدمتگذار مردم معرفی کرد. احمدی‌نژاد هم همیشه خود را تنها خدمتگذار مردم می‌داند و این را بارها گفته است. اما در همه جای دنیا اینطور نیست. اگر نگوییم این دیدگاه که از سوی مقامات ایرانی گفته می‌شود در دنیا بی‌نظیر است، قطعا می‌توان آن‌را کم‌نظیر دانست.**</p>
<p>مثلا اگر شما به نخست‌وزیر ایتالیا بگویید «خدمتگذار مردم» فکر می‌کنید چه واکنشی داشته باشد؟ پادشاه عربستان چطور؟ از این نمونه‌ها کم نیست. دوران پادشاهی، دوران ریاست جمهوری، نخست‌وزیری، پست وزارتی و غیره در بسیاری از نقاط جهان تنها راهی برای پیش بردن امور شخصی از طریق رانت‌ها و امتیازهای ویژه است. چنین است که در دوران تبلیغات انتخابات در برخی کشورها رقبا به جان هم می‌افتند و بی‌واهمه به تخریب یکدیگر و دروغ‌پردازی و تهمت‌پراکنی می‌پردازند و پول خرج می‌کنند. به راحتی می‌توان تصور کرد آنها که قدرت ندارند چنان می‌کنند اگر قدرت داشته باشند چه خواهند کرد.</p>
<p>البته ممکن است برخی خوانندگان اشکالی به من وارد کنند که: مگر در ایران ما این چنین نیست؟ که دقیقا درست است و این همان موضوعی است که به خاطر آن تصمیم به نوشتن این نوشته گرفتم. امروزه متاسفانه در کشور خود ما چنین رفتارهای ناپسند شیوع بیشتری به خود گرفته است. شاید بسیاری از شما مثلا شنیده باشید که در فلان شهر، یک کاندیدا برای رای‌ آوری، اقدام به خرید رای کرده باشد. یا مثلا از جیب خود چنان پولی خرج کند که بعید است در طول دوران مسئولیتش بتواند چنان درآمدی را کسب کند (حتا اگر همه حقوق ماهیانه‌اش را پس‌انداز کند). متاسفانه این رفتارها رفتارهای ناپسندی است که با تفکر لیبرالی همخوانی دارد: برای رسیدن به هدف از هرجایی که می‌توانی هزینه کن.</p>
<p>در سال‌های گذشته و در جریان انتخابات نهم و دهم ریاست جمهوری، متاسفانه این‌بار چنین رفتاری را در سطح ریاست‌جمهوری شاهد بودیم. تخریب‌های گسترده، تهمت‌ها، پول‌های بی‌حساب و کتاب و دروغ‌پراکنی‌ها از هر جایی بر سر مردم فرود می‌آمد و آنان را در زیر خرواری از اطلاعات مبهم قرار می‌داد به طوری‌که مردمی که کاندیدایشان رای نیاورده بود به واسطه اطلاعاتی که تا آن زمان به دست آورده بودند، مطمئن بودند که کاندیدای آنان باید رای می‌آورد و بنابراین بر ادعای تقلب پای می‌فشردند.</p>
<p>از بحث کلان که بگذریم، امروزه در جمع‌های کوچک و در ذهن افراد خُردتر می‌بینم که تفکر لیبرالی تا مغز استخوان نفوذ کرده. مثلا کسی برای این‌که در چند سال بعد که معلوم هم نیست کِی باشد از همین حالا سرمایه‌گذاری می‌کند و به تقویت مهارت‌های فیزیکی و &#8230; می‌پردازد تا در زمانِ مقتضی دسته‌ای از مهارت‌ها را برای فریب افکار عمومی داشته باشد. از این دست امروزه کم نیست.</p>
<p>متاسفانه امروزه شاهد رفتارهایی در جامعه اسلامی هستیم که با هیچ یک از اصول اسلامی سازگاری ندارد. مسئول در جامعه اسلامی، نفعش بیشتر نیست، بلکه مسئولیتش بیشتر است. آیا اگر کسی به این سخن باور داشته باشد جز برای خدمت و عشق به مردم مسئولیت می‌پذیرد؟</p>
<p>البته خدا را شکر که این گفتمان رایج را، احمدی‌نژاد شکست و جوانان بسیاری که راهی جز فریب افکار عمومی در ذهن‌شان وجود نداشت را دوباره با تفکر اسلامی آشنا کرد. شاید گفتمان انقلاب می‌مرد اگر احمدی‌نژاد نبود.</p>
<p>&#8212;&#8211;</p>
<p>* Sapir-Whorf Hypothesis</p>
<p>** البته امیدواریم این دیدگاه در همه مدیران دولتی وجود داشته باشد و آن را از صمیم دل باور داشته باشند.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.nabizade.ir/blog/?feed=rss2&#038;p=473</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>شهرک‌سازی در سرزمین‌های اشغالی به دست کارگران فلسطینی</title>
		<link>http://www.nabizade.ir/blog/?p=447&#038;utm_source=rss&#038;utm_medium=rss&#038;utm_campaign=%25d8%25b4%25d9%2587%25d8%25b1%25da%25a9%25e2%2580%258c%25d8%25b3%25d8%25a7%25d8%25b2%25db%258c-%25d8%25af%25d8%25b1-%25d8%25b3%25d8%25b1%25d8%25b2%25d9%2585%25db%258c%25d9%2586%25e2%2580%258c%25d9%2587%25d8%25a7%25db%258c-%25d8%25a7%25d8%25b4%25d8%25ba%25d8%25a7%25d9%2584%25db%258c-%25d8%25a8%25d9%2587-%25d8%25af%25d8%25b3</link>
		<comments>http://www.nabizade.ir/blog/?p=447#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 09 Oct 2010 09:33:49 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Ghadeer Nabizade</dc:creator>
				<category><![CDATA[بدون دسته بندی]]></category>
		<category><![CDATA[ترجمه]]></category>
		<category><![CDATA[صهیونیسم]]></category>
		<category><![CDATA[اسرائیل، شهرک‌سازی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.nabizade.ir/blog/?p=447</guid>
		<description><![CDATA[روند سازش با اسرائیل به رغم شکست‌های پی‌درپی همچنان ادامه دارد. طرف اسرائیلی و طرف فلسطینی به میانجی‌گری امریکا و چند کشور تحت سلطه، می‌خواهند سرنوشت مردمانی را رقم بزنند که از سرزمین خود بیرون شده‌اند. تقریبا هر چند سال یکبار گفتگوی‌های سازش از سر گرفته می‌شود ولی به دلیل یک‌دندگی اسرائیل هیچگاه به نتیجه نمی‌رسد. مدت زیادی است که تنها خواست کشورهای جامعه بین‌الملل (همان چند کشور معروف) از اسرائیل تنها توقف شهرک‌سازی است اما اسرائیل حتا به این یکی هم تن نمی‌دهد ...]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: center;" dir="rtl"><a href="http://www.nabizade.ir/blog/wp-content/uploads/2010/10/settlements_03.jpg"><img class="aligncenter size-full wp-image-448" title="settlements_03" src="http://www.nabizade.ir/blog/wp-content/uploads/2010/10/settlements_03.jpg" alt="" width="611" height="404" /></a></p>
<p dir="rtl">روند سازش با اسرائیل به رغم شکست‌های پی‌درپی همچنان ادامه دارد. طرف اسرائیلی و طرف فلسطینی به میانجی‌گری امریکا و چند کشور تحت سلطه، می‌خواهند سرنوشت مردمانی را رقم بزنند که از سرزمین خود بیرون شده‌اند. تقریبا هر چند سال یکبار گفتگوی‌های سازش از سر گرفته می‌شود ولی به دلیل یک‌دندگی اسرائیل هیچگاه به نتیجه نمی‌رسد. مدت زیادی است که تنها خواست کشورهای جامعه بین‌الملل (همان چند کشور معروف) از اسرائیل تنها توقف شهرک‌سازی است اما اسرائیل حتا به این یکی هم تن نمی‌دهد. ضمن این‌که طرف فلسطینی نماینده غیرقانونی مردم فلسطین است و به علاوه معلوم نیست کدام انصاف و عدالت چند کشور عربی و غربی را برای مجاب کردن فلسطینی‌ها به دست کشیدن از سرزمین مادری‌شان در یک صف قرار داده و حمیت و غیرت عربی کجاست؟</p>
<p dir="rtl">مجله تایم در یکی از شماره‌های ماه گذشته خود با قرار دادن چند عکس از ساخت‌وسازها در اسرائیل، متن‌های کوتاهی را نیز به خوانندگان خود عرضه کرد. عکس‌های این پست و همچنین نوشته‌های زیر برگرفته از این مجموعه است:</p>
<p dir="rtl"><a href="http://www.nabizade.ir/blog/wp-content/uploads/2010/10/settlements_07.jpg"><img class="aligncenter size-full wp-image-449" title="settlements_07" src="http://www.nabizade.ir/blog/wp-content/uploads/2010/10/settlements_07.jpg" alt="" width="611" height="404" /></a>محمود عباس، رئیس دولت خودگردان فلسطین بر ادامه توقف ساخت‌وسازها اصرار دارد ولی نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل می‌گوید ساخت‌وسازها باید از سر گرفته شود.</p>
<p dir="rtl">اما به گزارش یک سازمان صلح‌طلب اسرائیلی با نام «اکنون صلح»، برخلاف ضرب‌الاجل تعیین شده برای اسرائیل، شهرک‌سازی همچنان ادامه دارد. در جریان توقف ساخت‌وسازها در منطقه‌ای که نزدیک به ۱۷۰۰ ساکن یهودی دارد، کار در ۵۸ واحد مشخص شده متوقف شد اما برای ۲۲ واحد دیگر فونداسیون‌های بتونی در شب ضرب‌الاجل ریخته شد.</p>
<p dir="rtl">جالب اینجاست که بخش گسترده‌ای از ساخت‌وساز در سرزمین‌ها اشغالی را کارگران فلسطینی انجام می‌دهند؛ مانند این مرد (عکس بالا) که در منطقه «تکوآ»، در جنوب بیت‌لحم نماز می‌گذارد. گرچه بسیاری ازفلسطینی‌ها مخالف ساخت‌وساز اسرائیل هستند اما پیشنهاد کار اسرائیلی‌ها را در ساخت‌وساز شهرک‌ها رد نمی‌کنند که این به دلیل نرخ بیکاری ۱۹% در فلسطین است. در مناطقی مانند منطقه الازر، همه کارگران ساختمانی فلسطینی‌اند. یکی از کارگران می‌گوید: «کدام توقف؟ توقف ساخت‌و‌ساز لطیفه است. اسرائیلی‌ها به جهان می‌خندند.» حتا بر طبق قانون کار اسرائیل، کارگران اسرائیلی از حقوق بیشتری نسبت به کارگران فلسطینی برخوردارند.</p>
<p>برآورد می‌شود در حدود ۵۰۰ هزار اسرائیلی در سرزمین‌های اشغالی (منظور پس از ۱۹۴۸) زندگی می‌کنند.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.nabizade.ir/blog/?feed=rss2&#038;p=447</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>دیباچه</title>
		<link>http://www.nabizade.ir/blog/?p=440&#038;utm_source=rss&#038;utm_medium=rss&#038;utm_campaign=%25d8%25af%25db%258c%25d8%25a8%25d8%25a7%25da%2586%25d9%2587</link>
		<comments>http://www.nabizade.ir/blog/?p=440#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 01 Oct 2010 18:23:34 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Ghadeer Nabizade</dc:creator>
				<category><![CDATA[شخصی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.nabizade.ir/blog/?p=440</guid>
		<description><![CDATA[معمولا نخستین برگ هر دفتری را باید نوشت برای یادبود؛ یادبود روزی که نوشتن آغاز شد و توضیح مسائلی از سوی نگارنده تا خوانندگان بدانند به کجاآمده‌اند و چه قرار است بخوانند. از همین رو چند خط می‌نویسم: خودم، علایق‌ام و سبک و سیاق نوشتارم را در «درباره من» آورده‌ام و نیازی به توضیح بیشتر نمی‌بینم. گاه به گاه بنا بر شرایطِ جدید به‌روز می‌کنم تا از ماجرا عقب نباشم. اما شاید پرسشی که در ذهن خیلی‌ها باشد این است که: چرا یک نفر باید یک سایت داشته باشد وقتی می‌تواند به آسانی و با هیچ هزینه‌ای در یک وبلاگ بنویسد و از بسیار مزایای آن سود بَرَد؟]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: right;" dir="rtl">معمولا نخستین برگ هر دفتری را باید نوشت برای یادبود؛ یادبود روزی که نوشتن آغاز شد و توضیح مسائلی از سوی نگارنده تا خوانندگان بدانند به کجا آمده‌اند و چه قرار است بخوانند. از همین رو چند خط می‌نویسم:</p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><a href="http://www.nabizade.ir/blog/wp-content/uploads/2010/10/www_sunna-info-71.jpg"><img class="aligncenter size-full wp-image-445" title="www_sunna-info-71" src="http://www.nabizade.ir/blog/wp-content/uploads/2010/10/www_sunna-info-71.jpg" alt="" width="416" height="433" /></a></p>
<p dir="rtl">خودم، علایق‌ام و سبک و سیاق نوشتارم را در «<a href="http://www.nabizade.ir/blog/?page_id=240" target="_blank">درباره من</a>» آورده‌ام و نیازی به توضیح بیشتر نمی‌بینم. گاه به گاه بنا بر شرایطِ جدید به‌روز می‌کنم تا از ماجرا عقب نباشم. اما شاید پرسشی که در ذهن خیلی‌ها باشد این است که: چرا یک نفر باید یک سایت داشته باشد وقتی می‌تواند به آسانی و با هیچ هزینه‌ای در یک وبلاگ بنویسد و از بسیار مزایای آن سود بَرَد؟</p>
<ul>
<li>از شهریور ۱۳۸۲ وبلاگ می‌نویسم. از پرشین‌بلاگ شروع کردم. نوشتم. در سال ۱۳۸۵ تغییر در روش حس کردم و وبلاگ شخصی‌ام را به یک وبلاگ سیاسی‌ـ بین‌المللی‌ـ اجتماعی، آن‌هم در بلاگفا تغییر دادم. تقریبا هم‌زمان وبلاگی هم به زبان انگلیسی باز کردم و تا جایی برای مخاطبان بین‌المللی باشد. اما به ناگهان پس از فتنه ۸۸، در شهریور همان سال، بلاگفا به دلایلی واهی <a href="http://www.fpr.blogfa.com/" target="_blank">وبلاگ پرمخاطب </a>مرا بست. از همان زمان به فکر خانه شخصی افتادم اما به ناچار در وردپرس نوشتم تا آماده شود. بالاخره حدود یک ماه پیش اینجا را با کمک دوست خوبم <a href="http://meysam.guilanblog.com/wp/" target="_blank">میثم فرحی</a> گشودم و برخی از نوشته‌های قدیمی را هم در آن آوردم.</li>
</ul>
<p dir="rtl">این از دلایل کوچیدن به سایت شخصی بود و حالا پاسخ به پرسش دیگری که: چرا می‌نویسم؟</p>
<ul>
<li>در پاسخ به این پرسش شاید تنها یک جواب داشته باشم و آن این است که نمی‌توانم ننویسم. چیزی که به ذهن‌ام می‌رسد، دغدغه‌ای در من ایجاد می‌کند و گاه روح‌ام را پریشان. اما جواب‌های بهتری هم برای پاسخ هست که برای من اولویت‌های دوم و چندم دارند: یکی این‌که نوشتن را برای خودم وطیفه می‌دانم. یعنی باید بنویسم حتا اگر خواننده نوشته‌های من اندک باشند و تاثیرپذیری آنان از نوشته‌های من کم. دوم این‌که، ورود به فضای سایبری، امروزه به عنوان ابزار نوین رسانه‌ای در جهان است و در جریان تهاجم رسانه‌ای موظفیم به تکلیف خود عمل کنیم. سوم این‌که، دیپلوماسی را دوست دارم و دیپلوماسی عمومی راهی برای پیشبرد اهداف و افکار ما در جهان است و انتشار نوشته و غیره راهی برای پیشبرد این شیوه از دیپلوماسی.</li>
</ul>
<p dir="rtl">دوست دارم واقع‌بین باشم و آرمان‌گرا. اهداف من همان اهداف حضرت روح‌الله و انقلاب بزرگ و بی‌نظیر اسلامی است. سخن‌ام را با این آیه به پایان می برم:</p>
<p dir="rtl"><em>یریدون ان یطفئو نور الله بافواههم، و یابی الله الا ان یتم نوره ولو کره الکافرون (توبه: ۳۲)<br />
</em></p>
<p dir="rtl"><em>آن‌ها می‌خواهند نور خداوند را با فوت خاموش کنند، ولی خداوند نور خود را کامل خواهد کرد، گرچه کافران را خوش نیاید.</em></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.nabizade.ir/blog/?feed=rss2&#038;p=440</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>اوباما و استراتژی مهار؛ هندوراس، ایران، پاکستان، افغانستان (و اثر بومرنگی)</title>
		<link>http://www.nabizade.ir/blog/?p=301&#038;utm_source=rss&#038;utm_medium=rss&#038;utm_campaign=%25d8%25a7%25d9%2588%25d8%25a8%25d8%25a7%25d9%2585%25d8%25a7-%25d9%2588-%25d8%25a7%25d8%25b3%25d8%25aa%25d8%25b1%25d8%25a7%25d8%25aa%25da%2598%25db%258c-%25d9%2585%25d9%2587%25d8%25a7%25d8%25b1%25d8%259b-%25d9%2587%25d9%2586%25d8%25af%25d9%2588%25d8%25b1%25d8%25a7%25d8%25b3%25d8%258c-%25d8%25a7%25db%258c%25d8%25b1%25d8%25a7</link>
		<comments>http://www.nabizade.ir/blog/?p=301#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 20 Sep 2010 01:39:41 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Ghadeer Nabizade</dc:creator>
				<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[بین‌الملل]]></category>
		<category><![CDATA[اوباما، ایران، هندوراس، استراتژی مهار]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.nabizade.ir/blog/?p=301</guid>
		<description><![CDATA[رویدادهای اخیر در هندوراس و ایران در براندازی دولت‌های منتخب به شیوه‌های دموکراتیک به سرگردگی امریکا را می‌توان بخشی از استراتژی گسترده کاخ سفید در مهار دستاوردهای جنبش‌های اپوزیسیون در دوران بوش دانست. اوباما در رویکردی که بی‌شباهت به سیاست‌های جنگ سرد جدیدِ رانلد ریگان نیست با افزایش هنگفت بودجه نظامی و افزایش شمار نیروهای نظامی با ورود به مناطقی که پیشتر در کنترل ایالات متحده...]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: center;"><a href="http://www.nabizade.ir/blog/wp-content/uploads/2010/08/0605-obama-aipac.jpg"><img class="size-full wp-image-306  aligncenter" title="0605-obama-aipac" src="http://www.nabizade.ir/blog/wp-content/uploads/2010/08/0605-obama-aipac.jpg" alt="" width="420" height="322" /></a></p>
<ul>
<li><strong>نویسنده: جیمز پتراس*</strong></li>
<li><strong>برگردان: غدیر نبی‌زاده</strong></li>
<li><strong>منبع: وب‌گاه شخصی جیمز پتراس</strong></li>
</ul>
<p>رویدادهای اخیر در هندوراس و ایران در براندازی دولت‌های منتخب به شیوه‌های دموکراتیک به سرگردگی امریکا را می‌توان بخشی از استراتژی گسترده کاخ سفید در مهار دستاوردهای جنبش‌های اپوزیسیون در دوران بوش دانست.</p>
<p>اوباما در رویکردی که بی‌شباهت به سیاست‌های جنگ سرد جدیدِ رانلد ریگان نیست با افزایش هنگفت بودجه نظامی و افزایش شمار نیروهای نظامی با ورود به مناطقی که پیشتر در کنترل ایالات متحده قرار داشته‌اند اقدام به مداخلات نظامی و انجام کودتاهای نظامی با پشتیبانی خود کرده است. با این وجود استراتژی مهار اوباما در شرایط بین‌المللی و داخلی بسیار متفاوتی رخ می‌دهد. اوباما بر خلاف ریگان با رکود اقتصادی شدید و طولانی، مشکلات تجاری و مالی گسترده، نقشی رو به افول در اقتصاد جهانی و از دست دادن سلطه سیاسی در امریکای لاتین، خاورمیانه، شرق آسیا و دیگر نقاط جهان رو‌به‌رو است. ریگان تنها با یک رژیم کمونیستی تضعیف شده به نام شوروی درگیر بود اما اوباما با مخالفت‌های جهانی مهارگسیخته از سوی بسیاری از حکومت‌های مستقل سکولار، دینی، لیبرال دموکراتیک و سوسیالیست منتخب و جنبش‌های اجتماعی جدی دست به گریبان است.</p>
<p>استراتژی مهار اوباما از همان آغاز آشکار بود. او از همان روزهای نخست در اظهار نظرهایش و عده سلطه ایالات متحده (رهبری) در خاورمیانه، به‌کارگیری توان گسترده نظامی در افغانستان و گسترش نظامی در پاکستان و بی‌ثبات کردن حکومت‌ها از راه مداخله –همانند شرایط کنونی در ایران و هندوراس – گسترده با کمک برخی را عنوان کرد.</p>
<p>استرتژی مهار اوباما در چند حوزه‌ فعال است از جمله: مداخله آشکار نظامی، تراکنش‌های پنهان «جامعه مدنی» و کلاه‌برداری نرم، یا به عبارتی گفتمان سلیس دیپلماتیک، که به‌شدت بر جنگ روانی رسانه‌های گروهی استوار است. به‌گونه‌ای که رویدادهای جاری سیاست‌های مهار را در عمل آشکار می‌سازد.</p>
<p>اوباما شمار نیروهای نظامی امریکا در افغانستان را از ۳۲ هزار به ۶۸ هزار –بیش از دو برابر- افزایش داد. در هفته نخست ژوئیه، فرماندهان نظامی امریکا بزرگ‌ترین یورش نظامی را در دهه‌های گذشته در استان جنوبی هلمند در افغانستان به نمایش گذاشتند تا دولت و مقاومت محلی را از بین ببرند.</p>
<p>در پاکستان، رژیم اوباما-کلینتون-هالبروک توانست فشار زیادی بر دولت نوپای زرداری برای یورش‌های گسترده نظامی و مهار نفوذ درازمدت نیروهای مقاومت اسلامی در مناطق شمال‌غرب وارد آورد. این درحالی‌ست که ایالات متحده همچنان به سخنان خود ادامه می‌دهد و کماندوهای ویژه پیوسته به بمباران و تجاوز گسترده به روستاها و رهبران پشتوی مظنون به پشتیبانی از مقاومت ادامه می‌دهند.</p>
<p>در عراق، دولت اوباما کارهای مسخره‌ای در پیش گرفته است: طراحی نقشه شهری بغداد برای دربر گرفتن پایگاه‌ها و عملیات‌های نظامی امریکا، تا نتیجه را چیزی همچون «عقب‌ راندن نیروها به پایگا‌ه‌ها» وانمود کنند. سرمایه‌گذاری چند میلیارد دلاری اوباما در زیرساخت‌های نظامی گسترده برای درازمدت، از قبیل پایگاه‌ها، فرودگاه‌های نظامی و ایجاد فضاهای غیرنظامی نشان از حضور دائمی امریکا دارد نه وعده‌های انتخاباتی او از یک خروج برنامه‌ریزی شده. درحالی که نمایش انتخاباتی که نتایج آن از پیش هویداست قاعده بازی در عراق و افغانستان است، واشینگتن در ایران و هندوراس به عملیات‌های پنهانی برای بی‌ثابت کردن یا براندازی روسای جمهور قانونی‌ای می‌پردازد که از سیاست‌های مهار اوباما حمایت نمی‌کنند.</p>
<p>عملیات پنهانی اما نه چندان نامرئی در ایران در یک چالش در نتایج انتخاباتی خود را نشان داد که در ادامه تظاهرات گسترده خیابانی بر این ادعا شکل گرفت که پیروزی محمود احمدی‌نژادِ ضد امپریالیست به دلیل تقلب در انتخابات بوده است. رسانه‌های گروهی غربی نقش به‌سزایی در جریان تبلیغات انتخابات داشتند و به‌گونه‌ای اختصاصی از مخالفان دولت حمایت می‌کردند. این رسانه‌ها اخبار را با جنگ روانی به سود معترضان، انتخاب گزینشی اخبار برای بی‌اعتبار کردن انتخابات و مقامات منتخب، و تکرار تقلب در انتخابات پر کردند. حتا جنگ روانی به رهبری ایالات متحده در میان طیف گسترده‌ای از چپ‌گرایان داخلی که همیشه اکثریت را نادیده می‌گیرند و هماهنگی کمک مالی امریکا به گروه‌ها و سیاست‌مداران کلیدی ایرانی در اعتراضات خیابانی را بر عهده داشتند نیز گسترش یافت. روزنامه‌نگاران آزادی همچون ریس ارلیچ -که خود یک نومحافظه‌کار، لیبرال و چپ‌گراست- از فعالیت‌های بی‌ثبات‌کننده به عنوان «جنبش مردمی دموکراتیک برضد تقلب انتخاباتی» دفاع می‌کردند.</p>
<p>امریکایی‌هایِ درگیر در پروژه بی‌ثبات‌سازی، هنوز نتوانسته‌اند به برخی مسائل کلیدی در این میان پاسخ دهند:</p>
<p>۱- برای نمونه آنان به این موضوع اشاره نمی‌کنند که هفته‌ها پیش از انتخابات، نظرسنجی دقیقی از سوی دو موسسه امریکایی به نتایجی نظیر نتایج حقیقی انتخابات منتشر کرد که حتا برخی استان‌هایی که ادعای تقلب در آن‌ها مطرح می‌شود را نیز شامل می‌شد.</p>
<p>۲- هیچ یک از منتقدان از ۴۰۰ میلیون دلاری که در زمان بوش برای پشتیبانی از تغییر رژیم، بی‌ثباتی داخلی و عملیات‌های ترور در آن‌سوی مرزها اختصاص یافت، سخنی بر زبان نمی‌آورد. بسیاری از دانشجویان و سازمان‌های مردم‌نهاد جامعه مدنی در اعتراضات خود از موسسات و سازمان‌های آن‌سوی مرزها پشتیبانی مالی می‌شدند که آن‌ سازمان‌ها را هم امریکا پشتیبانی مالی می‌کرد.</p>
<p>۳- اتهام تقلب در انتخابات پس از اعلام نتایج انتخابات عنوان شد. از آغاز تبلیغات انتخاباتی تا اعلام نتایج –به‌ویژه پس از آن‌که مخالفان فکر می‌کردند پیروز انتخابات خواهند شد- نه دانشجویان معترض، نه رسانه‌های گروهی غربی و نه خبرنگاران آزاد ادعایی درباره تقلب قریب‌الوقوع مطرح نکردند. در روز انتخابات نیز، که ناظران مخالفان در حوزه‌های رای‌گیری حضور داشتند، هیچ ادعایی در باره تهدید رای‌دهندگان یا تقلب در انتخابات از سوی رسانه‌ها، ناظران بین‌المللی یا چپ‌گرایان هوادار مخالفان در کار نبود. ناظران نمایندگان مخالف در حوزه‌های رای‌گیری حاضر بودند تا بر فرآیند رای‌گیری نظارت کنند، اما جز چند مورد تخلف چیزی گزارش نشد. در واقع جز ریس ارلیچ، هیچ یک از رسانه‌های جهان خبری در باره تقلب در انتخابات ایران سخنی نگفتند. و حتا اظهارات ارلیچ هم بر اساس ادعاهای بی‌پایه و اساس از سوی منابعی در جبهه اپوزیسیون بود.</p>
<p>۴- در جریان هفته اول اعتراضات در تهران، ایالات متحده، اتحادیه اروپا و اسرائیل درستی نتایج انتخابات را زیر سوال نبردند اما سرکوب معترضین را محکوم کردند. کاملا روشن است که سفارت‌خانه‌ها و جاسوسان آگاه آنان ارزیابی‌های دقیق و سازمان‌یافته‌ای از سلایق انتخاباتی ایرانیان ارائه داده بودند که متفاوت از بافته‌های رسانه‌های گروهی غربی و احمق‌های انگلیسی و امریکایی بود.</p>
<p>اپوزیسیون انتخاباتی و خیابانی با پشتیبانی امریکا به این منظور طراحی شده بود تا نفوذ ایران در خاورمیانه را کاهش دهد، مخالفت تهران با مداخلات نظامی امریکا در خلیج فارس و اشغال عراق از سوی امریکا را تضعیف کند و بالاتر از همه مخالفت ایران با بکارگیری قدرت نظامی اسرئیل را در منطقه تضعیف کند. سال‌هاست که روزانه حجم سنگین تبلیغات ضد ایرانی از سوی همه حامیان اسرائیل در ایالات متحده منتشر می‌شود. منظور از حامیان اسرائیل در ایالات متحده ۵۱ تن از روسای سازمان‌های بزرگ یهودی یا بیش از یک میلیون عضو و چند هزار کارمند تمام‌وقت، انبوه سرمقاله نویسان و تحلیل‌گران برجسته در واشینگتن‌پست، وال استریت جورنال، نیویورک‌تایمز و نشریات زرد است.</p>
<p>سیاست اوباما در مهار نفوذ ایران در فرآیندی دو مرحله‌ای تعریف شد: اول، حمایت از جمعی از روحانیان ناراضی، لیبرال‌های هوادار غرب، دموکرات‌های ناراضی و نمایندگان دست‌راستی ایالات متحده. واشینگتن روحانیان ناراضی را به سوی اتحاد با متحدین استراتژیک‌شان در میان لیبرال‌ها و راستی‌های هوادار غرب می‌کشاند تا بتوانند سیاست خود را بر اساس منافع امپریالیستی امریکا و منافع استعماری اسرائیل با قطع حمایت از سوریه، حزب‌الله، حماس، ونزوئلا و مقاومت عراق به وابستگان سعودی، عراقی، اردنی و مصری امریکا تن در دهند. به عبارت دیگر، سیاست مهار اوباما به هدف بازگشت ایران به شرایط پیش از ۱۹۷۹ (۱۳۵۷) طراحی شده است.</p>
<p>مهار حکومت‌های منتقد امریکا برای تحمیل دولت‌های وابسته و نرم‌خو در کودتای نظامی اخیر در هندوراس به نمایش گذاشته شد. استفاده از فرماندهان رده‌بالا در ارتش هندوراس و پیوندهای درازمدت واشینگتن با جرگه‌سالاران محلی که کنگره و دادگاه عالی را در دست دارند، به این فرآیند شتاب بخشید و پادرمیانی مستقیم ابالات متحده را منتفی ساخت – چنان که در کودتاهای اخیر نیز این چنین بوده است. برخلاف هاییتی که در یک دهه پیش نیروی دریایی ایالات متحده به گونه‌ای مستقیم در برکناری برتراند اریستاید، رئیس‌جمهور قانونی آن نقش داشت و پشتیبانی آشکار ایالات متحده از کودتای نافرجام علیه پرزیدنت چاوس در ۲۰۰۲، و سپس اختصاص بودجه برای کودتای نافرجام پاد رئیس‌جمهور منتخب اوو مورالس در ۲۰۰۸، شرایط درگیری ایالات متحده در هندوراس بسیار متفاوت بود تا شرایطی برای «عدم پذیرش معتبر» فراهم کند.</p>
<p>حضور ساختاری و انگیزه‌های ایالات متحده را در برکناری سلایا به‌سادگی می‌توان دید. به لحاظ تاریخی ایالات متحده تقریبا به آموزش و تربیت بدنه نیروهای نظامی هندوراس پرداخته و از راه مشاوره‌های هر روزه و طراحی استراتژیک در تمام سطوح ارشد رسوخ کرده است. جاسوسان نظامی پنتاگون از طریق پایگاه نظامی خود در هندوراس با افرادی به صورت پنهانی در تماس‌اند تا سیاست‌های خود را با کمک آنان به اجرا گذارند و حرکت‌های سیاسی تمامی سیاست‌مداران این کشور را زیر نظر داشته باشند. از آن‌جا که هندوراس شدیدا تحت استعمار قرار دارد، پایگاه بسیار مهمی برای مداخله‌های نظامی ایالات متحده در منطقه است: در سال ۱۹۵۴، کودتای موفق علیه رئیس‌جمهور قانونی گواتمالا یعنی پرزیدنت جاکوبو آربنز از هندوراس کلید خورد. در سال ۱۹۶۱یورش به آورگان کوبایی در کوبا با هماهنگی ایالات متحده از هندوراس انجام شد. از ۱۹۸۱ تا ۱۹۸۹ ایالات متحده به پشتیبانی مالی و آموزش بیش از ۲۰۰ هزار مزدور هندوراسی پرداخت که شامل ارتشی از جوخه‌های مرگ برای حمله به دولت قانونی ساندنیستی نیکاراگوئه بود. و در طول ۷ سال اول دولت چاوس، رژیم هندوراس متحد وفادار واشینگتن برضد حکومت مردمی کاراکاس بود.</p>
<p>تاکنون هیچ‌گاه کودتایی علیه یکی از دولت‌های دست‌نشانده امریکا در هندوراس رخ نداده است. چرخش کلیدی در سیاست امریکا علیه هندوراس در سال‌های ۲۰۰۷ و ۲۰۰۸ و زمانی رخ داد که پرزیدنت سلایا تصمیم به گسترش روابط با ونزوئلا به هدف تضمین یارانه‌های نفتی فراوان و کمک‌های خارجی از کاراکاس گرفت. سپس سلایا به «پترو کارائیب» که مجمعی به رهبری ونزوئلا برای فراهم آوردن نفت و گاز برای مدت طولانی و به بهایی ارزان در امریکای مرکزی و حوزه دریای کارائیب بود پیوست، که پترو کارائیب موظف به برآورده ساختن نیازهای انرژی کشورهای عضو است. در ادامه سلایا به سازمان آلبا پیوست که اتحادی منطقه‌ای به ریاست چاوس به هدف گسترش سرمایه‌گذاری و بازرگانی گسترده‌تر در میان کشورهای عضو بود. این سازمان در واقع در برابر آلکا که سازمانی امریکایی برای گسترش قراردادهای تجاری آزاد منطقه‌ای بود، ایجاد شد.</p>
<p>از آن‌جا که واشینگتن ونزوئلا را تهدیدی برای سلطه خود در امریکای لاتین معرفی کرده است، هم‌پیمانی سلایا و چاوس در مسائل اقتصادی و انتقاد او از پادرمیانی ایالات متحده، او را به هدفی برای طراحان کودتا که نگران پایگاه‌های نظامی خود در هندوراس به عنوان نقطه سنتی آغاز برای مداخلات در منطقه می‌دیدند، تبدیل ساخت.</p>
<p>واشینگتن به غلط تصور کرد که یک کودتا در یک «جمهوری کوچک موزی» در امریکای مرکزی هیچ اعتراضی در بر نخواهد داشت. او بر این باور بود که مهار امریکای مرکزی، به منزله هشداری برای سایر حکومت‌های مستقل امریکای مرکزی و کارائیب در صورت هم‌پیمانی با ونزوئلا خواهد بود.</p>
<p>ساز و کار کودتا کاملاً آشکار و مشخص است: ارتش هندوراس، پرزیدنت سلایا را بازداشت و به کاستاریکا تبعید کرد؛ و در حالی‌که برخی در دادگاه عالی مشغول دست و پا کردن قانونی قلابی بودند، جرگه‌سالاران یکی از خودشان را در کنگره به سمت رئیس جمهور موقت منصوب کردند.</p>
<p>دولت‌های چپی و راستی امریکای لاتین این کودتا را محکوم کردند و خواستار بازگشت رئیس‌جمهور قانونی به قدرت شدند. اوباما و هیلاری کلینتون که تمایلی به انکار وابستگان به خود نمی‌بینند، «خشونت» نامعلوم را محکوم کردند و خواستار گفتگو میان غاصبان نیرومند و رئیس‌جمهور تبعیدی شدند –که خود اقدام آشکاری در به رسمیت شناختن نقش قانونی ژنرال‌های هندوراس در گفتگوهاست.</p>
<p>پس از محکومیت کودتا از سوی مجمع عمومی سازمان ملل و سازمان کشورهای امریکایی که خواستار بازگشت سلایا به قدرت شدند، اوباما و کلینتون سرانجام برکناری سلایا را محکوم اما از اطلاق لفظ «کودتا» به آن خودداری کردند، چرا که بر اساس قوانین امریکا در صورت تشخیص کودتا، به صورت خودکار بسته کمک نظامی و اقتصادی ۸۰ میلیون دلاری امریکا به هندوراس به حال تعلیق درمی‌آمد. با این‌که اوباما با همه رهبران کشورهای امریکای لاتین دیدار کرد، اوباما و کلینتون او را جدی نگرفتند تا موجب تضعیف هم‌پیمانان‌شان در حکومت نظامیان هندوراس نشود. همه کشورهای سازمان کشورهای امریکایی جز ایالات متحده سفیران‌شان را از هندوراس فراخواندند. که البته سفارت امریکا در هندوراس نیز به دنبال مذاکرات با حکومت نظامیان به هدف ترمیم روابط آن رژیم با سازمان کشورهای امریکایی است.</p>
<p>این‌که آیا سرانجام سلایا به قدرت بازخواهد گشت یا حکومت نظامیان به پشتیبانی امریکا برای مدتی در حکومت باقی خواهد ماند، در حالی‌که اوباما و کلینتون با طولانی‌کردن گفتگوها در بازگشت سریع سلایا به قدرت کارشکنی می‌کنند، نشان‌گر مسئله کلیدی مهار به پشتیبانی امریکا است که به لحاظ سیاسی و دیپلوماتیک بسیار پرهزینه بوده است.</p>
<p>کودتای هندوراس نشان می‌دهد که برخلاف دهه ۱۹۸۰ که که پرزیدنت رانلد ریگان به گرنادا و پرزیدنت بوش پدر به پاناما یورش برد، شرایط سیاسی در امریکای لاتین (و دیگر نقاط جهان) به شدت تغییر کرده است. در آن زمان رژیم‌های نظامی و حامی امریکا در منطقه معمولا مداخله‌های امریکا را می‌پذیرفتند و همکاری می‌کردند؛ تنها چند تایی از آنان مخالفت ملایمی می‌کردند. امروزه حکومت‌های منتخب چپی و حتا راستی در هر جایی با کودتای نظامی به عنوان تهدیدی برای آینده خود مخالفت می‌کنند.</p>
<p>افزون بر این، با توجه به بحران شدید اقتصادی و تضاد اجتماعی رو به افزایش، حکومت‌های حاضر به هیچ‌روی خواهان ناآرامی خونین داخلی با تحریک مداخله‌های گستاخانه امریکا نیستند. در آخر، طبقه سرمایه‌دار در کشورهای چپ‌گرای امریکای لاتین به دنبال ثبات‌اند چون می‌توانند تعادل قدرت را با انتخابات تغییر دهند (مانند موارد اخیر در پاناما و آرژانتین) و رژیم‌های نظامی حمایت شده از سوی امریکا نیز می‌توانند تجارت رو به افزایش خود را با چین، خاورمیانه، ونزوئلا و بولیوی بر هم زنند.</p>
<p>استراتژی مهار جهانی اوباما ساخت پایگاه‌های موشکی در لهستان و جمهوری چک را نیز شامل می‌شود که خیلی دور از مرزهای روسیه نیست. همزمان اوباما به دنبال پذیرش اوکراین و گرجستان در ناتوست؛ که به افزایش فشار نظامی امریکا بر مناطق جنوبی روسیه منجر خواهد شد. با بهره‌گیری از خوی نرم پرزیدنت مدودف (در مسیر میخائل گورباچف)، واشنیگتن تضمینی برای گذر نیروهای و تسلیحات امریکایی از خاک روسیه برای ورود به جبهه افغانستان، تایید مسکو برای تحریم‌های جدید علیه ایران و به رسمیت شناختن و حمایت از رژیم دست‌نشانده امریکا در بغداد را خواهد گرفت. به احتمال فراوان مقامات دفاعی روسیه رفتار چاپلوسانه مدودف را در برابر برنامه‌های اوباما در استقرار موشک‌های هسته‌ای در فاصله ۵ دقیقه‌ای از مسکو به چالش خواهند کشید.</p>
<p><strong>مهار: شکست‌های قابل پیش‌بینی و اثر بومرنگی</strong></p>
<p>استراتژی مهار اوباما بر احیای سیاست‌های کلی راست‌گرایانه برای مشروعیت بخشیدن به تصریح برتری ایالات متحده استوار است. در سال ۲۰۰۸ در آرژانتین، هزاران تظاهرکننده از طبقه پایین و متوسط، مناطق تحت رهبری انجمن‌های زمین‌داران بزرگ به پشتیبانی امریکا را گرفتند تا رژیم چپ‌گرای فرناندز را ساقط کنند. در بولیوی، صدها هزار دانشجویان طبقه متوسط، بازرگانان، مالکان و وابستگان به سازمان‌های مردم‌نهاد در سانتاکروز و ۴ استان ثروتمند دیگر تجمع کردند. آنان که از سوی گلدبرگ، سفیر امریکا و آژآنس توسعه بین‌المللی و موهبت ملی برای دموکراسی به هدف ساقط کردن مورالس از قدرت به خیابان‌ها ریختند و ویرانی‌های فراوانی به بار آوردند که به کشته شدن بیش از ۳۰ تن از حامیان بومی مورالس انجامید. اعتراضات مشابهی نیز در پیشتر در ونزوئلا و اخیرا در هندوراس و ایران به راه افتاده است.</p>
<p>این پندار که اعتراضات گسترده طبقه دارا که فریاد دموکراسی‌خواهی سر می‌دهند به تلاش‌ها با پشتیبانی امریکا در جهت بی‌ثبات‌سازی علیه مخالفان برگزیده به روش‌های قانونی مشروعیت می‌بخشد، دیدگاهی است که از سوی هوچی‌گران بدبین در رسانه‌های گروهی بوق می‌شود و از سوی روزنامه‌نگاران آزاد و پیشروی زودباور که هیچ‌گاه پایه طبقاتی سیاست گروهی را درک نکرده‌اند تکرار می‌گردد.</p>
<p>کودتای هندوراس به دستور اوباما و تلاش‌هایی که در ایران با پشتیانی مالی امریکا به هدف بی‌ثبات‌سازی انجام می‌گیرد نقاط اشتراک فراوانی دارند. نخست این‌که هر دوی آن‌ها علیه فرآیندهای انتخاباتی صورت می‌گیرند که در آن منتقدان سیاست‌های امریکا بر نیروهای اجتماعی مورد حمایت واشینگتن چیره شدند. با از دست دادن گزینه‌های انتخاباتی، مهار اوباما به سیاست گروهی فراقانونی برای مشروعیت بخشی به تلاش نخبگان برای در دست گرفتن قدرت تبدیل شده است: از سوی روحانیان ناراضی در ایران و از سوی ژنرال‌ها و جرگه‌سالاران در هندوراس.</p>
<p>هدف‌های سیاست خارجی واشینگتن در هندوراس و ایران یکی بود: مهار حکومت‌هایی که رهبران‌شان قیمومیت امریکا را نپذیرفتند. کودتا در هندوراس شکا گرفت تا درس عبرتی برای سایر کشورهای امریکای مرکز و کارائیب باشد که از اردوگاه امریکا خارج شده و به برنامه‌های یکپارچه‌سازی اقتصادی به رهبری ونزوئلا پیوسته‌اند. پیام اوباما روشن است: چنین حرکت‌هایی به انتقام و خرابکاری امریکا می‌انجامند.</p>
<p>واشینگتن با پشتیبانی از کودتای نظامی به همه کشورهای امریکای لاتین یادآور می‌شود که امریکا هنوز توان اجرای سیاست‌هایش را با کمک نخبگان نظامی امریکای لاتین داراست، حتا اگر نیروهای خودش درگیر جنگ و اشغال‌گری در آسیا و خاورمیانه باشند و حضور اقتصادی‌اش دستخوش رکود باشد. همچنین در خاورمیانه، ایجاد بی‌ثباتی حکومت ایران از سوی اوباما، قرار است هشداری برای سوریه و دیگر منتقدان سیاست‌های امپریالیستی امریکا باشد و به اسرائیل (و تشکیلات صهیونیستی در امریکا) اطمینان دهد که ایران همچنان در دستور کار مهار قرار دارد.</p>
<p>سیاست‌های مهار اوباما در بسیاری از شیوه‌ها هم‌تراز با سیاست‌های پرزیدنت ریگان در سال‌های ۱۹۸۱ تا ۱۹۸۹ است. ریاست جمهوری اوباما همانند ریگان در زمان پس‌روی امریکا، توان کاهش‌یافته و گسترش سیاست‌های ضدامپریالیستی روی می‌دهد. ریگان با پیامدهای شکست امریکا در هند و چین، گسترش انقلاب‌های ضداستعماری در جنوب افریقا (به‌ویژه آنگولا و موزامبیک)، یک آشوب موفق دموکراتیک در افغانستان و انقلاب اجتماعی پیروزمندانه در نیکاراگوئه و جنبش‌های کلیدی انقلابی در السالوادور و گواتمالا دست به گریبان بود. ریگان در آن زمان به مانند این روزهای اوباما استراتژی مرگباری را در برابر این تغییرات به هدف تضعیف، ایجاد بی‌ثباتی و ویرانی دشمنان امپراتوری امریکا در پیش گرفت.</p>
<p>اوباما نیز با شرایط مخاطره‌آمیزی در این دوره پس از بوش دست به گربیان است: پیشرفت‌های دموکراتیک در سراسر امریکای لاتین با برنامه‌های جدید یکپارچه‌سازی منطقه‌ای به دور از دستان امریکا؛ شکست‌ها و بن‌بست‌ها در خاورمیانه و جنوب آسیا؛ روسیه احیا شده و تقویت شده با به رخ کشیدن قدرت در جمهوری‌های پیشین شوروی؛ کاسته شدن نفوذ امریکا در تعهدات نظامی ناتو؛ تحمل زیان در اعتبار سیاسی، اقتصادی و دیپلوماتیک در نتیجه رکود اقتصادی جهانی از جانب وال استریت و جنگ‌های منطقه‌ای ناموفق و درازمدت.</p>
<p>مهار رانلد ریگان بر خلاف مهار اوباما در شرایط مساعدی صورت گرفت. ریگان در افغانستان حمایت همه محافظه‌کاران جهان اسلام را داشت و با کمک رهبران کلیدی ایلی فئودال افغانستان برضد رژیم‌ رفورمیست شهری به پشتیبانی روسیه عمل می‌کرد. اما شرایط اوباما در عراق دقیقا برعکس است. اشغال نظامی او با مخالفت قریب‌به اتفاق افغان‌ها و بیشتر مسلمانان در آسیا رو به روست.</p>
<p>مهار اوباما در امریکای مرکزی، به‌ویژه یورش او به نیکاراگوئه با کمک کنتراها، پشتیبانی هندوراس و همه حکومت‌های خودکامه در آرژانتین، شیلی، بولیوی و برزیل و همچنین دولت‌های غیرنظامی راست‌گرا را در منطقه همراه داشت. اما در مقابل، کودتای مهار اوباما در هندوراس و حکومت‌های به‌ظاهر دموکراتیک در منطقه، اتحادی از حکومت‌های ملی‌گرای چپ به رهبری ونزوئلا و سازمان‌های اقتصادی و دیپلوماتیک منطقه‌ای که وفادارانه مخالف سلطه و پادرمیانی ایالات متحده هستند. استراتژی مهار اوباما در کل منطقه امریکای لاتین در انزوای کامل سیاسی قرار گرفته است.</p>
<p>سیاست‌های مهار اوباما نمی‌تواند «چماق بزرگ» اقتصادی را برای اجبار به حکومت‌های خاورمیانه و آسیایی برای حمایت از سیاست‌هایش بکار گیرد. اکنون بازارهای جایگزین آسیا، سرمایه‌گذاری خارجی چین، رکود اقتصای رو به افزایش امریکا و سرمایه‌برداری از بانک‌های امریکایی و شرکت‌های چند ملیتی در خارج از کشور و جود دارد. اوباما برخلاف ریگان نمی‌تواند هویج‌های اقتصادی را با چماق نظامی یکی کند. اوباما باید به راهکارهای کم‌هزینه‌تر و کم‌اهمیت‌تر تن دهد، در زمانی که سایر بخش‌های جهان منافع یا تمایلی در نشان دادن توان نظامی در مناطقی با اهمیت اقتصادی کمتر یا در جاهایی که می‌توانند با پیمان‌نامه‌های اقتصادی به بازار دسترسی یابند.</p>
<p>پرداختن اوباما به استراتژی مهار در جهان، حتی در مراحل اولیه تا کنون نتیجه عکس داشته است. در افغانستان بکارگیری شمار زیاد نیرو و یورش به پایگاه‌های طالبان به پیروزی نظامی یا حتا برخورد و درگیری حقیقی منجر نشده است. مقاومت عقب‌ کشیده و با مردم عادی مخلوط شده و احتمالا به جنگ‌های درازمدت فرسایشی متفرق و کوچک برای گرفتار کردن چندین هزار نیرو در در دریای افغان‌های متخاصم خواهد انجامید که به رکود دوباره اقتصاد امریکا، افزایش تلفات و در پایان آزمودن صبر مردم امریکا که اکنون خود را در از دست دادن کار و کاهش پرشتاب استانداردهای زندگی نمایان می‌کند.</p>
<p>کودتایی که با پشتیبانی امریکا و از سوی ارتش هندوراس انجام گرفت، در واقع نشانی از تایید دوباره انزوای سیاسی و دیپلوماتیک امریکا در قاره امریکا بود. دولت اوباما تنها دولت اثرگذاری است که سفیر خود را در هندوراس حفظ کرده است، و تنها کشوری است که به کمک‌های نظامی و اقتصادی خود به هندوراس ادامه می‌دهد. این کودتا به جای آن‌که قدرت امریکا را برای ترساندن کشورهای همسایه هندوراس به رخ بکشد، این باور را در میان همه کشورهای امریکای جنوبی و مرکزی تقویت کرد که واشینگتن در تلاش برای بازگشت به روزهای سیاه گذشته رژیم‌های نظامی به پشتیبانی امریکا، جپاول اقتصادی و ایجاد بازارهای انحصاری است.</p>
<p>آن‌چه که مشاوران سیاست خارجی اوباما از درک آن درمانده‌اند این است که نمی‌توانند نقش خود را از سر گیرند؛ آنان نمی‌توانند به دوران مهار ریگان، بمباران یک‌سویه عراق، سومالی، یوگوسلاوی در دوران کلینتون و چپاول امریکای لاتین بازگردندند.</p>
<p>هیج منطقه، پیمان یا کشوری امریکا را در اشغال استعماری مسلحانه‌اش در پیرامون (افغانستان و پاکستان) یا حتی کشورهای مرکز (ایران) یاری نمی‌رساند حتا اگر در تحریم‌های اقتصادی، جنگ‌های روانی و تلاش برای بی‌ثباتی انتخاباتی در ایران شرکت کنند.</p>
<p>هیچ کشوری در امریکای لاتین کودتای نظامی نافرجام دیگری علیه رئیس‌جمهور منتخب و قانونی نمی‌پذیرد حتا حکومت‌های ملی و مردمی که از سیاست‌های اقتصادی و دیپلوماتیک امریکا واگراییده‌اند. نگرانی و انزجار شدید از کودتاهای با پشتیبانی امریکا ریشه در خاطرات مردم امریکای لاتین از سال‌های کابوس‌وار حکومت‌های نظامی خودکامه با پشتیبانی امریکا بازمی‌گردد.</p>
<p>یورش نظامی اوباما و استراتژی مهار او برای احیای قدرت امپریالیستی یالات متحده به سقوط جمهوری امریکا شتاب می‌بخشد. انزوای دولت او از وابستگی‌اش به اسرائیل‌گرایانی که دولت و کنگره امریکا را اشغال کرده‌اند و کارشناسان حامی اسرائیل در رسانه‌های گروهی که محاصره فلسطین از سوی اسرائیل و تهدیدات نظامی به ایران را مهار می‌دانند، آشکار شده است.</p>
<p>سیاست مهار نتیجه واژگونه داشت و اوباما به جای بازیافت حضور امپریالیستی، امریکا و مردم آن را در بدبختی و بی‌ثباتی بیشتر فروبرده است.</p>
<p>*جِیمز پتراس استاد ممتاز جامعه‌شناسی در دانشگاه بیرمنگامِ نیویورک است. او تا کنون بیش از ۶۴ کتاب به رشتۀ تحریر درآورده که آثار-اش ۲۹ زبان ترجمه شده‌اند. همچنین از او بیش از ۵۶۰ مقاله در نشریات حرفه‌ای همچون American Sociological Review، British Journal of Sociology، Social Research و Journal of Peasant Studies به چاپ رسیده است.</p>
<p>افزون بر این، انتشار بیش از ۲۰۰۰ مقاله در نشریات غیرحرفه‌ای همچون New York Times، Guardian، Christian Science Monitor، New Left Review، Temps Moderne و Le Monde Diplomatique از دیگر سوابق علمی وی به‌شمار می‌روند. تحلیل‌های او نیز به طور گسترده‌ای توسط کاربران در اینترنت مورد استفاده قرار می‌گیرد. او برندۀ جایزۀ عضویت مادام‌العمر انجمن جامعه‌شناسی امریکا و همچنین جایزۀ رابرت کندی برای بهترین کتاب در سال ۲۰۰۲ می‌باشد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.nabizade.ir/blog/?feed=rss2&#038;p=301</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>هجوم سریال‌ها و فیلم‌های غربی و راهکار ما</title>
		<link>http://www.nabizade.ir/blog/?p=349&#038;utm_source=rss&#038;utm_medium=rss&#038;utm_campaign=%25d9%2587%25d8%25ac%25d9%2588%25d9%2585-%25d8%25b3%25d8%25b1%25db%258c%25d8%25a7%25d9%2584%25e2%2580%258c%25d9%2587%25d8%25a7-%25d9%2588-%25d9%2581%25db%258c%25d9%2584%25d9%2585%25e2%2580%258c%25d9%2587%25d8%25a7%25db%258c-%25d8%25ba%25d8%25b1%25d8%25a8%25db%258c-%25d9%2588-%25d8%25b1%25d8%25a7%25d9%2587%25da%25a9%25d8%25a7</link>
		<comments>http://www.nabizade.ir/blog/?p=349#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 17 Aug 2010 19:06:51 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Ghadeer Nabizade</dc:creator>
				<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[فرهنگ، هالیوود، فارسی وان، شبکه ویدئویی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.nabizade.ir/blog/?p=349</guid>
		<description><![CDATA[  دیروز، هنگامی که چند دقیقه‌ای در انتظار بودم، چیزی دیدم که باورم نمی‌شد. دوبله فارسی فیلم آواتار هم به بازار آمد. نه این‌که باور نکردنی باشد؛ پیش‌تر شنیده بودم که از این‌کارها می‌شود اما شاید چون خیلی پیگیر نبودم به چشم هم ندیده بودم. اخیرا با حضور حسن عباسی در برنامه «دیروز، امروز، فردا» [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: center;"><a href="http://www.nabizade.ir/blog/wp-content/uploads/2010/08/FARSI1.jpg"><img class="aligncenter size-full wp-image-352" title="FARSI1" src="http://www.nabizade.ir/blog/wp-content/uploads/2010/08/FARSI1.jpg" alt="" width="400" height="300" /></a> </p>
<div>
<div>
<p>دیروز، هنگامی که چند دقیقه‌ای در انتظار بودم، چیزی دیدم که باورم نمی‌شد. دوبله فارسی فیلم آواتار هم به بازار آمد. نه این‌که باور نکردنی باشد؛ پیش‌تر شنیده بودم که از این‌کارها می‌شود اما شاید چون خیلی پیگیر نبودم به چشم هم ندیده بودم.<br />
اخیرا با حضور حسن عباسی در برنامه «دیروز، امروز، فردا» به این مساله نیز اهمیت داده شد و در تلویزیون کمی هم به آن پرداخته شد. شنیدم که سریال فرار از زندان در شبکه ویدئویی موجود است و شبکه ویدئویی هم برای این‌که از قافله جا نماند تند و تند سریال‌ها و فیلم‌های روز را از همه جا به فارسی برمی‌گرداند و چند صحنه را هم حذف می‌کند و در اختیار مردم می‌گذارد تا ماهواره نبینند؛ اما غافل از این‌که بیشتر آن‌هایی که آن محصولات را می‌خرند و می‌بینند همان‌هایی هستند که یک دور دیده‌اند و برای آن‌که بهتر بفهمند و چیزی را از قلم نیندازند، نسخه دوبله شده آن را هم می‌بینند. به همین سادگی. اما نکته این‌جاست: ما هم همان هدفی که غرب از تهیه و تولید آن فیلم داشته را به مردم خودمان ابلاغ می‌کنیم، و جالب‌تر این‌که با شدت بیشتری. چون بیشتر مردم حال و حوصله زیرنویس‌های ملال‌آور و نادرست فیلم‌ها را ندارند و دوبله را ترجیح می‌دهند. به گفته آنان اگر صحنه‌ای هم از فیلم حذف نمی‌شد، نورعلی‌نور می‌شد!<br />
بی‌شک صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران یکی از منحصربه‌فردترین و بی‌نظیرترین رسانه‌ها در جهان است. این را نه به دلیل میهن‌پرستی و حس ناسیونالیستی می‌گویم. در هر صورت ایران دشمن سرسختِ بسیاری از قدرت‌هاست؛ آن‌ها که سرمایه دارند و بدون حساب و کتاب علیه ما روزنامه شبکه رادیویی و تلویزیونی و سایت اینترنتی مهیا می‌کنند. به نوعی می‌توان گفت جامعه جهانی دشمن ماست (البته منظور من از این جامعه جهانی همین چند کشور اقلیت است که به دلیل استعمار و استثمار جهان به زورگویی می‌پردازد و خود را نماینده جهان می‌داند و از طرف همه مردم جهان تصمیم می‌گیرد). حال در این قیل و قال رسانه‌ای صدا و سیمای ما پیشتاز در شنا کردن بر خلاف جریان رودخانه است و الحق و والانصاف نمره بالایی دارد.<br />
در دوران امروزی هم نادیده گرفتن ماجرا یا «سر در برف کردن» مشکلی را حل نمی‌کند. این را به تازگی صدا و سیما متوجه شده و همین‌که حسن عباسی در باره بسیاری از سریال‌های روز دنیا در یکی از پربیننده‌ترین برنامه‌های تلویزیونی سخن می‌راند موید همین موضوع است. به نظرم باید این را تعمیم داد. بسیاری از مردم علاقه‌مندند تا این فیلم‌ها را ببینند. اما قطعا ما نباید به بازوی رسانه‌ای غرب بدل شویم و آن محصولات را با کیفیت بهتر عرضه کنیم. خوب است اگر به همراه نسخه فیلم‌ها و سریال‌ها، ده ـ پانزده دقیقه تحلیل هم به آن‌ها افزوده شود تا اگر آن محصول را در اختیار جوان‌مان قرار می‌دهیم، دست‌کم حرف خودمان را هم در کنار آن به او بزنیم و به نوعی او را واکسینه کنیم. مسلما جوان ما پس از دیدن چند فیلم، خود به راحتی می تواند از بسیاری از نشانه‌ها رمزگشایی کند و علی‌رغم دیدن فیلم غربی و شرقی، آن را در ذهن کنجکاو خود تجزیه و تحلیل کنید. مثلا در یک دی‌وی‌دی که ۵-۶ قسمت سریال در آن جا می‌شود، ضبط ۱۵ دقیقه تحلیل کارشناسی کار شاقی نیست، بلکه به نظرم حتا می‌تواند مشتری آن بیش از مشتری خودِ فیلم باشد</p>
</div>
</div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.nabizade.ir/blog/?feed=rss2&#038;p=349</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>شهید گلدوی سربلند رفت، ما کجاییم؟</title>
		<link>http://www.nabizade.ir/blog/?p=343&#038;utm_source=rss&#038;utm_medium=rss&#038;utm_campaign=%25d8%25b4%25d9%2587%25db%258c%25d8%25af-%25da%25af%25d9%2584%25d8%25af%25d9%2588%25db%258c-%25d8%25b3%25d8%25b1%25d8%25a8%25d9%2584%25d9%2586%25d8%25af-%25d8%25b1%25d9%2581%25d8%25aa%25d8%258c-%25d9%2585%25d8%25a7-%25da%25a9%25d8%25ac%25d8%25a7%25db%258c%25db%258c%25d9%2585%25d8%259f</link>
		<comments>http://www.nabizade.ir/blog/?p=343#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 18 Jul 2010 18:38:06 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Ghadeer Nabizade</dc:creator>
				<category><![CDATA[شخصی]]></category>
		<category><![CDATA[شهید گلدوی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.nabizade.ir/blog/?p=343</guid>
		<description><![CDATA[خوشا به حال آن‌ها که سربلند رفتند و می‌دانستند به کجا می‌روند و اما خدا به داد ما برسد که همچنان در گیر و دار خمِ اول گیج می‌خوریم. واقعا وظیفه ما که زنده هستیم چیست؟ همین که شهدا را ببینیم و ماجراشان را بشنویم و تاسف بخوریم کافی‌ست؟ باید کاری کرد.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://www.nabizade.ir/blog/wp-content/uploads/2010/09/Shahid-Goldavi.jpg"><img class="aligncenter size-full wp-image-345" title="Shahid Goldavi" src="http://www.nabizade.ir/blog/wp-content/uploads/2010/09/Shahid-Goldavi.jpg" alt="" width="576" height="420" /></a></p>
<p>شهید گلدوی را نمی‌شناختم، اما زمانی که ماجرای شهادت‌اش را شنیدم چنان از خود بی‌خود شدم و چنان او را حس کردم که واقعا نمی‌دانم چرا باید زنده باشم. و به‌نظر این پرسش هم‌چنان برای همه ما باید اولویت داشته باشد که ما چرا زنده‌ایم؟ همین که کار کنیم و بخوریم و تفریح کنیم و ازدواج کنیم و بچه بیاوریم و غیره کافی‌ست؟<br />
خوشا به حال آن‌ها که سربلند رفتند و می‌دانستند به کجا می‌روند و اما خدا به داد ما برسد که همچنان در گیر و دار خمِ اول گیج می‌خوریم. واقعا وظیفه ما که زنده هستیم چیست؟ همین که شهدا را ببینیم و ماجراشان را بشنویم و تاسف بخوریم کافی‌ست؟ باید کاری کرد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.nabizade.ir/blog/?feed=rss2&#038;p=343</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>آزادی از چنگال دموکراسی</title>
		<link>http://www.nabizade.ir/blog/?p=336&#038;utm_source=rss&#038;utm_medium=rss&#038;utm_campaign=%25d8%25a2%25d8%25b2%25d8%25a7%25d8%25af%25db%258c-%25d8%25a7%25d8%25b2-%25da%2586%25d9%2586%25da%25af%25d8%25a7%25d9%2584-%25d8%25af%25d9%2585%25d9%2588%25da%25a9%25d8%25b1%25d8%25a7%25d8%25b3%25db%258c</link>
		<comments>http://www.nabizade.ir/blog/?p=336#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 13 Jul 2010 18:14:17 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Ghadeer Nabizade</dc:creator>
				<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[بین‌الملل]]></category>
		<category><![CDATA[سیاسی]]></category>
		<category><![CDATA[شهرام امیری]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.nabizade.ir/blog/?p=336</guid>
		<description><![CDATA[حرف آن نقل مجالس‌شان است، چگونه می‌توانند رویدادی به این بزرگی را نادیده بگیرند. یعنی آن‌ها ندیدند و نشنیدند که شهرام امیری را امریکایی‌ها ربودند از یک کشور مسلمان؟ و نشنیدند از زبان خود او که شکنجه شد؟ و این که گفت به میهن‌اش خیانت نخواهد کرد؟
البته پاسخ این سوال‌هایی را که می‌پرسم از پیش می‌دانم و می‌دانند؛ اما آیا هنوز زمان آن فرانرسیده که اندیشه کنند و کمی منصفانه‌تر اوضاع کشورشان را به قضاوت بنشینند؟ تا کی قرار است امریکا با همه جنایت‌هایی که در جهان انجام می‌دهد برای کوته‌بینان داخلی تنها حامی حقوق‌بشر و دایه دلسوزتر از مادر برای آنان قلمداد شود؟]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://www.nabizade.ir/blog/wp-content/uploads/2010/09/193328-shahram-amiri.jpg"><img class="alignright size-full wp-image-337" title="193328-shahram-amiri" src="http://www.nabizade.ir/blog/wp-content/uploads/2010/09/193328-shahram-amiri.jpg" alt="" width="650" height="366" /></a>جالب است برایم وقتی می‌بینم کسانی که وقایع انتخابات را هر لحظه دنبال می‌کردند و هرجا که می‌نشستند و می‌نشینند هنوز حرف آن نقل مجالس‌شان است، چگونه می‌توانند رویدادی به این بزرگی را نادیده بگیرند. یعنی آن‌ها ندیدند و نشنیدند که شهرام امیری را امریکایی‌ها ربودند از یک کشور مسلمان؟ و نشنیدند از زبان خود او که شکنجه شد؟ و این که گفت به میهن‌اش خیانت نخواهد کرد؟<br />
البته پاسخ این سوال‌هایی را که می‌پرسم از پیش می‌دانم و می‌دانند؛ اما آیا هنوز زمان آن فرانرسیده که اندیشه کنند و کمی منصفانه‌تر اوضاع کشورشان را به قضاوت بنشینند؟ تا کی قرار است امریکا با همه جنایت‌هایی که در جهان انجام می‌دهد برای کوته‌بینان داخلی تنها حامی حقوق‌بشر و دایه دلسوزتر از مادر برای آنان قلمداد شود؟<br />
البته همه خوب می‌دانیم که اگر یک کسی پیدا می‌شد که ـ بر فرض محال ـ از سازمان انرژی اتمی ما فرار می‌کرد و به امریکا می‌رفت و مثلا لپ‌تاپی هم با خود می‌برد و ادعا می‌شد که همه اطلاعات محرمانه سلاح هسته‌ای ایران در آن است، به این اندازه بی‌تفاوت نبودند. البته از همین نمونه کم ندیدیم و کم نشنیدیم و همان نادان‌ها چنان با آب وتاب از آن دانشمند فراری خیالی یاد می‌کردند که آب از لب و لوچه‌شان آویزان می‌شد و چند دروغ مهمل هم پشت‌بند آن به خورد مردم می‌دادند.<br />
من به شهرام امیری افتخار می‌کنم. او که به راحتی می‌توانست به جای آن‌هایی که هر ساله با اشتیاق فراوان فرم لاتاری گرین‌کارت امریکا را پر می‌کنند و هیچ خبری برای آنان خوش‌آیندتر از روادید مهد دموکراسی و حقوق‌بشر (!) نیست، با چند مصاحبه بار و بندیل خود را ببندد و تا آخر عمر خوش بگذراند، با این همه و با همه مشقت‌هایی که من و شما می‌دانیم که در فضای دانشگاهی و اجتماعی ما وجود دارد، کشورش را نفروخت و در عوض گفت که جان خود را تقدیم میهن‌اش می‌کند.<br />
من اگر جای آن ایرانیان خائن بودم، آب می‌شدم، آیا واقعا زمان اندیشیدن فرا نرسیده؟<br />
شهرام جان، آزادی‌ات از چنگال لیبرال‌دموکراسی، مهد حقوق‌بشر و قبله آمال نادانان وطنی مبارک.<br />
تو هیچ از شهدای جنگ ۸ ساله ما کم نداری. تو قهرمان ملی مایی. ما به تو افتخار می‌کنیم.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.nabizade.ir/blog/?feed=rss2&#038;p=336</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>مذاکره با اعمال شاقه</title>
		<link>http://www.nabizade.ir/blog/?p=329&#038;utm_source=rss&#038;utm_medium=rss&#038;utm_campaign=%25d9%2585%25d8%25b0%25d8%25a7%25da%25a9%25d8%25b1%25d9%2587-%25d8%25a8%25d8%25a7-%25d8%25a7%25d8%25b9%25d9%2585%25d8%25a7%25d9%2584-%25d8%25b4%25d8%25a7%25d9%2582%25d9%2587</link>
		<comments>http://www.nabizade.ir/blog/?p=329#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 19 Jun 2010 10:05:04 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Ghadeer Nabizade</dc:creator>
				<category><![CDATA[بین‌الملل]]></category>
		<category><![CDATA[احمدی نژاد]]></category>
		<category><![CDATA[گفتمان]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.nabizade.ir/blog/?p=329</guid>
		<description><![CDATA[جناب دکتر محمود احمدی‌نژاد امروز در مصاحبه مطبوعاتی خود چنان شرایطی جلوی پای جامعه جهانی گذاشت که نه آن‌ها و نه جد و آبادشان هم از پس آن شرط و شروط برنمی‌آیند. این استراتژیِ ضربهِ اول چنان جامعه جهانی را مبهوت کرده که هیچ کسی چنین شرط و شروطی را حتا در ذهن خود نیز [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: center;" dir="rtl"><a href="http://www.nabizade.ir/blog/wp-content/uploads/2010/08/IMAGE634133533419375000.jpg"><img class="size-full wp-image-333 aligncenter" title="IMAGE634133533419375000" src="http://www.nabizade.ir/blog/wp-content/uploads/2010/08/IMAGE634133533419375000.jpg" alt="" width="450" height="300" /></a></p>
<p>جناب دکتر محمود احمدی‌نژاد امروز در مصاحبه مطبوعاتی خود چنان شرایطی جلوی پای جامعه جهانی گذاشت که نه آن‌ها و نه جد و آبادشان هم از پس آن شرط و شروط برنمی‌آیند.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">این استراتژیِ ضربهِ اول چنان جامعه جهانی را مبهوت کرده که هیچ کسی چنین شرط و شروطی را حتا در ذهن خود نیز تصور نمی‌کرد.</p>
<p>شطرنج است دیگر، کسی که حرکتی می‌کند بالاخره باید بداند که نوبت طرف مقابل هم می‌رسد و شاید هم مات شود.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.nabizade.ir/blog/?feed=rss2&#038;p=329</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>ادامه جامعه جهانی عزیز</title>
		<link>http://www.nabizade.ir/blog/?p=241&#038;utm_source=rss&#038;utm_medium=rss&#038;utm_campaign=%25d8%25a7%25d8%25af%25d8%25a7%25d9%2585%25d9%2587-%25d8%25ac%25d8%25a7%25d9%2585%25d8%25b9%25d9%2587-%25d8%25ac%25d9%2587%25d8%25a7%25d9%2586%25db%258c-%25d8%25b9%25d8%25b2%25db%258c%25d8%25b2</link>
		<comments>http://www.nabizade.ir/blog/?p=241#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 13 Jun 2010 19:00:05 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Ghadeer Nabizade</dc:creator>
				<category><![CDATA[بین‌الملل]]></category>
		<category><![CDATA[احمدی نژاد، تحریم، قظعنامه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://nabizadefa.wordpress.com/2010/06/13/%d8%a7%d8%af%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%ac%d8%a7%d9%85%d8%b9%d9%87-%d8%ac%d9%87%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%b9%d8%b2%db%8c%d8%b2/</guid>
		<description><![CDATA[امروز که داشتم متن مذاکرات پیش و پس از تصویب قطعنامه علی ایران در شورای امنیت را می‌خواندم، پیرو نوشته قبلی، به نکته جدیدی رسیدم؛ و آن این‌که این بی‌شرف‌ها متن سخنرانی‌هاشان را هم از روی هم کپی کرده‌ بودند. حتما یکی‌شان نوشته بود و به دیگران دیکته کرده بود. یا شاید هم یکی نوشت [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><a href="http://www.nabizade.ir/blog/wp-content/uploads/2010/06/free-vector-world-map.jpg"><img class="alignright size-medium wp-image-289" title="free-vector-world-map" src="http://www.nabizade.ir/blog/wp-content/uploads/2010/06/free-vector-world-map-300x201.jpg" alt="" width="300" height="201" /></a>امروز که داشتم متن مذاکرات پیش و پس از تصویب قطعنامه علی ایران در شورای امنیت را می‌خواندم، <a href="http://nabizadefa.wordpress.com/2010/06/10/%25d8%25ac%25d8%25a7%25d9%2585%25d8%25b9%25d9%2587-%25d8%25ac%25d9%2587%25d8%25a7%25d9%2586%25db%258c-%25d8%25b9%25d8%25b2%25db%258c%25d8%25b2/">پیرو نوشته قبلی</a>، به نکته جدیدی رسیدم؛ و آن این‌که این بی‌شرف‌ها متن سخنرانی‌هاشان را هم از روی هم کپی کرده‌ بودند. حتما یکی‌شان نوشته بود و به دیگران دیکته کرده بود. یا شاید هم یکی نوشت و بقیه تقلب کردند. چند جمله کلیدی در موضوع هسته‌ای ایران وجود دارد که از امریکا تا گابن، همه در سخنان‌شان می‌گویند. رشوه‌خواری به علاوه تقلب، قابل توجه آن آقای چشم بادامی.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">آخر ما داریم دیوانه می‌شویم. محض رضای خدا، چیزی بگویید که ما هم بفهمیم و این جامعه عزیز جهانی را درک کنیم.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">راستی امروز متوجه شدیم که فیلتر شدیم. تا جایی که می‌دانم کل وردپرس فیلتر شده، اما هنوز دقیقا معلوم نیست. در هر صورت مدت‌ها پیش قرار بود برویم و به دلیل نارفیقی رفیقان این‌جا مانده بودیم. دیگر ظاهرا هرطور شده باید برویم.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.nabizade.ir/blog/?feed=rss2&#038;p=241</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>زورگویان بدانند</title>
		<link>http://www.nabizade.ir/blog/?p=230&#038;utm_source=rss&#038;utm_medium=rss&#038;utm_campaign=%25d8%25b2%25d9%2588%25d8%25b1%25da%25af%25d9%2588%25db%258c%25d8%25a7%25d9%2586-%25d8%25a8%25d8%25af%25d8%25a7%25d9%2586%25d9%2586%25d8%25af</link>
		<comments>http://www.nabizade.ir/blog/?p=230#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 10 Jun 2010 17:06:01 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Ghadeer Nabizade</dc:creator>
				<category><![CDATA[سیاسی]]></category>
		<category><![CDATA[تحریم، سازمان ملل]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://nabizadefa.wordpress.com/?p=230</guid>
		<description><![CDATA[&#8230; که هیچ اندازه‌ای از فشار و توطئه نخواهد توانست از عزم ملت ایران برای پیگیری و دفاع از حقوق مسلم و قانونی خود بکاهد. ایران به عنوان یکی از قدرتمند‌ترین و با ثبات‌ترین کشورهای منطقه هیچ‌گاه در برابر اقدامات خصمانه و فشارهای این چند قدرت سر تسلیم فرود نیاورده و نخواهد آورد و همچنان [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><a href="http://www.nabizade.ir/blog/wp-content/uploads/2010/06/obama185x185.jpg"><img class="size-medium wp-image-286 alignright" title="obama185x185" src="http://www.nabizade.ir/blog/wp-content/uploads/2010/06/obama185x185-300x300.jpg" alt="" width="300" height="300" /></a>&#8230; که هیچ اندازه‌ای از فشار و توطئه نخواهد توانست از عزم ملت ایران برای پیگیری و دفاع از حقوق مسلم و قانونی خود بکاهد. ایران به عنوان یکی از قدرتمند‌ترین و با ثبات‌ترین کشورهای منطقه هیچ‌گاه در برابر اقدامات خصمانه و فشارهای این چند قدرت سر تسلیم فرود نیاورده و نخواهد آورد و همچنان در دفاع از حقوق خود همت خواهد گمارد.<br />
(بند پایانی سخنان محمد خزایی، نماینده دائم ایران در شورای امنیت سازمان ملل متحد پس از تصویب قطعنامه ۱۹۲۹ علیه ملت ایران)</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.nabizade.ir/blog/?feed=rss2&#038;p=230</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>جامعه جهانی عزیز</title>
		<link>http://www.nabizade.ir/blog/?p=225&#038;utm_source=rss&#038;utm_medium=rss&#038;utm_campaign=%25d8%25ac%25d8%25a7%25d9%2585%25d8%25b9%25d9%2587-%25d8%25ac%25d9%2587%25d8%25a7%25d9%2586%25db%258c-%25d8%25b9%25d8%25b2%25db%258c%25d8%25b2</link>
		<comments>http://www.nabizade.ir/blog/?p=225#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 10 Jun 2010 15:34:25 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Ghadeer Nabizade</dc:creator>
				<category><![CDATA[سیاسی]]></category>
		<category><![CDATA[احمدی نژاد، تحریم، قظعنامه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://nabizadefa.wordpress.com/?p=225</guid>
		<description><![CDATA[ای جامعه جهانی عزیز امروز صبح که از خواب بیدار شدیم هدیه شما را دریافت کردیم. قطعنامه جدید شما که ۱۹۲۹ نام دارد را هنوز نخوانده ایم اما گفته شده که راه گفتگو را باز گذاشته اید. ما خیلی از شما ممنونیم که هنوز اجازه حرف زدن به ما می دهید. جامعه جهانی عزیز اما [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><a href="http://www.nabizade.ir/blog/wp-content/uploads/2010/06/unsc.jpg"><img class="alignleft size-full wp-image-308" title="unsc" src="http://www.nabizade.ir/blog/wp-content/uploads/2010/06/unsc.jpg" alt="" width="410" height="266" /></a>ای جامعه جهانی عزیز</p>
<p style="text-align: justify;">امروز صبح که از خواب بیدار شدیم هدیه شما را دریافت کردیم. قطعنامه جدید شما که ۱۹۲۹ نام دارد را هنوز نخوانده ایم اما گفته شده که راه گفتگو را باز گذاشته اید. ما خیلی از شما ممنونیم که هنوز اجازه حرف زدن به ما می دهید.</p>
<p style="text-align: justify;">جامعه جهانی عزیز</p>
<p style="text-align: justify;">اما امروز یک نکته ای به ذهنم رسید که خواستم به شما بگویم تا کمکی کرده باشم و آن هم این است که فکر می کنم این آقایان و خانم هایی که متن این قطعنامه ها را می نویسند اخبار نمی بینند و نمی دانند در ایران چه خبر است یا شاید آنهایی که خبر را به آنها می رسانند دروغ می گویند و شاید هم هر دو. در هر صورت خواستم بگویم، امروز که این قطعنامه تصویب شد در ایران عزای عمومی نبود. آنهایی که در تعطیلات هم بودند، سفرشان را کنسل نکردند و بقیه هم مثل همیشه به کار عادی خودشان پرداختند. به نظر می رسد آنهایی که پیشنهاد قطعنامه می دهند بعد از چندین قطعنامه باید به این نتیجه رسیده باشند که قطعنامه ها نتیجه ندارند ولی چون سختی شان می آید به راه حل های دیگر فکر کنند، تند و تند قطعنامه می دهند.</p>
<p style="text-align: justify;">راستی آقای سازمان ملل</p>
<p style="text-align: justify;">چشم های بادامی ات را کمی بازکن !</p>
<p style="text-align: justify;">فکر می کنم این آقای امریکا رشوه می دهد و رای می خرد وگرنه بوسنی و هرزگوین، گابن، نیجریه و اوگاندا نه سر .پیازند و نه ته پیاز. لطفا این مورد را پیگیری کنید</p>
<p style="text-align: justify;">و در پایان خیلی خوشحالم که بگویم در جهانی زندگی می کنم که جامعه جهانی آن قدرتمند است گرچه نمی تواند جلوی کشتار مردم تحت محاصره را بگیرد و آب و غذا هم نمی تواند به دست آنها برساند، اما خوشحالم که بالاخره جامعه جهانی وجود دارد. خدا را شکر. اگر جامعه جهانی نبود، ما چه خاکی باید بر سر خودمان می کردیم؟</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.nabizade.ir/blog/?feed=rss2&#038;p=225</wfw:commentRss>
		<slash:comments>4</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>نسل خمینی کبیر</title>
		<link>http://www.nabizade.ir/blog/?p=219&#038;utm_source=rss&#038;utm_medium=rss&#038;utm_campaign=%25d9%2586%25d8%25b3%25d9%2584-%25d8%25ae%25d9%2585%25db%258c%25d9%2586%25db%258c-%25da%25a9%25d8%25a8%25db%258c%25d8%25b1</link>
		<comments>http://www.nabizade.ir/blog/?p=219#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 07 Jun 2010 17:44:57 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Ghadeer Nabizade</dc:creator>
				<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[امام خمینی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://nabizadefa.wordpress.com/?p=219</guid>
		<description><![CDATA[چه کسی باور می‌کرد مردمی که ژانویه سال ۱۳۵۶ در زمان حضور جیمی کارتر رئیس‌جمهور وقت امریکا در تهران جشن کریسمس ۷۰۰ هزار نفری را برگزار کردند و به قول نویسنده کیهان جایی برای مسیحیان خالی نگذاشتند، این‌گونه متحول بشوند که جزیره ثبات امریکا در خاورمیانه را یک سال بعد به آتشفشانی خاموش نشدنی بدل [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: center;" dir="rtl"><a href="http://www.nabizade.ir/blog/wp-content/uploads/2010/06/103s.jpg"><img class="alignnone size-full wp-image-312" title="103s" src="http://www.nabizade.ir/blog/wp-content/uploads/2010/06/103s.jpg" alt="" width="416" height="410" /></a></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">چه کسی باور می‌کرد مردمی که ژانویه سال ۱۳۵۶ در زمان حضور جیمی کارتر رئیس‌جمهور وقت امریکا در تهران جشن کریسمس ۷۰۰ هزار نفری را برگزار کردند و به قول نویسنده کیهان جایی برای مسیحیان خالی نگذاشتند، این‌گونه متحول بشوند که جزیره ثبات امریکا در خاورمیانه را یک سال بعد به آتشفشانی خاموش نشدنی بدل کنند.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">(هفته‌نامه پنجره، شماره ۴۵، ص۵۳ ـ مقاله نسل سوم، نسل خمینی کبیر، نویسنده: سیدعباس فاطمی)</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.nabizade.ir/blog/?feed=rss2&#038;p=219</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>استقلال در قوه قضائیه</title>
		<link>http://www.nabizade.ir/blog/?p=216&#038;utm_source=rss&#038;utm_medium=rss&#038;utm_campaign=%25d8%25a7%25d8%25b3%25d8%25aa%25d9%2582%25d9%2584%25d8%25a7%25d9%2584-%25d8%25af%25d8%25b1-%25d9%2582%25d9%2588%25d9%2587-%25d9%2582%25d8%25b6%25d8%25a7%25d8%25a6%25db%258c%25d9%2587</link>
		<comments>http://www.nabizade.ir/blog/?p=216#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 17 Apr 2010 20:11:26 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Ghadeer Nabizade</dc:creator>
				<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[سران فتنه، قوه قضائیه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://nabizadefa.wordpress.com/?p=216</guid>
		<description><![CDATA[اگر در جمهوری اسلامی ایران زندگی می‌کنید حتما بارها و بارها شنیده‌اید که قوه قضائیه مستقل است. سخنگوی وزارت خارجه تقریبا همه هفته باید به این نکته اشاره کند که گرچه دستگیری فلان شهروند خارجی با نظارت وزارت خارجه انجام شده اما آن وزارت محترم دخالتی در روند قضایی ندارد چون قوه قضائیه در جمهوری [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:justify;">اگر در جمهوری اسلامی ایران زندگی می‌کنید حتما بارها و بارها شنیده‌اید که قوه قضائیه مستقل است. سخنگوی وزارت خارجه تقریبا همه هفته باید به این نکته اشاره کند که گرچه دستگیری فلان شهروند خارجی با نظارت وزارت خارجه انجام شده اما آن وزارت محترم دخالتی در روند قضایی ندارد چون <strong>قوه قضائیه در جمهوری اسلامی ایران مستقل است</strong>.</p>
<p style="text-align:justify;">مثلا در ماجرای جاسوس‌های اسرائیلی، برای مدتی جمهوری اسلامی هدف ناجوان‌مردانه‌ترین اتهام‌ها قرار گرفت اما آن‌ها نمی‌دانستند که قوه قضائیه در جمهوری اسلامی مستقل است، ولی خیلی زود، وقتی که جاسوس‌ها آزاد شدند، غرب و کلا استعمارگران جهانی فهمیدند که قوه قضائیه در جمهوری اسلامی مستقل است. البته منظور، استقلال از خود نظام جمهوری اسلامی است. چون همانطور که می‌دانید طبق همه اسناد آن‌ها جاسوس بودند ولی قوه قضائیه مثلا حبسی برای آنان برید که هم استقلال خود را نشان داده باشد و هم رأفت اسلامی را.</p>
<p style="text-align:justify;">البته این تنها ماجرایی نبود که قوه قضائیه ما در آن با استقلال کامل رای می‌داد. ماجرای جاسوسی جناب موسویان هم بود. وزارت اطلاعات می‌گفت از دید ما این آدم جاسوس است. آنوقت قوه قضائیه چنان مستقل در آن ماجرا عمل کرد که نه تنها جناب موسویانِ بی‌‌گناه تبرئه شد بلکه آن جناب دست به شکایت از برخی روزنامه‌نگاران دسته‌چندمی و برخی شکات نیز زد. این‌ها همه به این دلیل بود که قوه قضائیه اسقلال کامل داشت.</p>
<p style="text-align:justify;">گرچه ما به موضوع استقلال قوه قضائیه ایمان داریم، اما در هر برهه‌ای اتفاق می‌افتد که افتد که ما در استقلال قوه قضائیه به یقین می‌رسیم. سال گذشته و پس از انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری در ایران، برخی برادران و خواهران معترض به خیابان آمدند و ۱۳ نفری از آنان و ۲۰ نفری از نیروهای امنیتی کشته شدند. البته بسیاری هم از هر دو سو زخمی شدند. افزون بر آن، مملکت حدود ۸ ماه در التهاب و تنش بود. قانون‌شکنی کار هر روز عده‌ای بود. از چپ و راست بیانیه می‌آمد و حیثیت نظام بود که بر باد می‌رفت.</p>
<p style="text-align:justify;">پس از همه این ماجراها چند جوجه شرور را گرفته‌اند و سران آن فتنه راست‌راست می‌گردند و به بازدید نوروزی خود مشغول‌اند. البته گاهی برای ماندن خود در صحنه سیاسی شرط و شروط هم پیشنهاد می‌کنند. شکر خدا به دلیل استقلال قضایی و رأفت اسلامی از پوشش کامل خبری در داخل و خارج از کشور هم بر خوردارند. حالا &#8230;. لق هرکسی که فکر می‌کند قوه قضائیه مستقل نیست.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.nabizade.ir/blog/?feed=rss2&#038;p=216</wfw:commentRss>
		<slash:comments>7</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>Reflection of Khomeini’s Discourse</title>
		<link>http://www.nabizade.ir/blog/?p=113&#038;utm_source=rss&#038;utm_medium=rss&#038;utm_campaign=reflection-of-khomeini%25e2%2580%2599s-discourse</link>
		<comments>http://www.nabizade.ir/blog/?p=113#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 14 Apr 2010 11:48:35 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Ghadeer Nabizade</dc:creator>
				<category><![CDATA[English]]></category>
		<category><![CDATA[گفتمان]]></category>
		<category><![CDATA[Ahmadinejad]]></category>
		<category><![CDATA[Imam Khomeini]]></category>
		<category><![CDATA[Obama]]></category>
		<category><![CDATA[احمدی نژاد، امام خمینی، اوباما]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://nabizadeen.wordpress.com/?p=113</guid>
		<description><![CDATA[President Ahmadinejad, on Wednesday March 7, 2010 targeted the basis of western hegemonism, where he, times and again, humiliated west and especially Unites States and Israel in his pejorative and bitter words. In one part of his speech in Urmieh, he said: “Mr. Obama, you have just arrived, wait more so that your sweat dries, [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: left; padding-left: 30px;" dir="ltr"><img class="aligncenter" title="Imam Khomeini &amp; Ahmadinejad" src="http://www.theage.com.au/ffximage/2007/08/11/jmWORLDiran_narrowweb__300x450,2.jpg" alt="" width="300" height="450" /></p>
<p style="text-align: left; padding-left: 30px;" dir="ltr">President Ahmadinejad, on Wednesday March 7, 2010 targeted the basis of western hegemonism, where he, times and again, humiliated west and especially Unites States and Israel in his pejorative and bitter words. In one part of his speech in Urmieh, he said:</p>
<p style="padding-left: 30px; text-align: left;" dir="ltr"><em>“Mr. Obama, you have just arrived, wait more so that your sweat dries, and you get a chance to experience, and be careful. You are not supposed to read all the papers submitted to you, and you are not supposed to repeat the words [your advisors] speak to you. You’ve got to realize that those bigger and more roughneck than you were not able to get to do damn wrong mistakes.”<a href="http://jahannews.com/vdcfxtdy1w6dxma.igiw.html" target="_blank">+</a> </em></p>
<p style="padding-left: 30px; text-align: left;" dir="ltr">Ironically these extraordinary words from one of the heads of states –which is known as the axis of evil-, were not reflected in media; not in Iran and not in western media. So I tried to translate and show it to you, and remind you that Iranian language toward all those colonizing regimes is a kind of language which is not some times realized in world political sphere. Imam Khomeini used the same language, which is one of the resisting powers of IRI after 30 years. Furthermore Ahmadinejad in this way is a true follower of Imam Khomeini. At first this language may seem a bit rude, but as far as Iran has experienced, it is the only way to respond to the USA and its cruelties to an independent and free country.</p>
<p style="padding-left: 30px; text-align: left;" dir="ltr">When Imam Khomeini said that “Israel must be wiped off the map” he meant the same or when he said “USA cannot commit any mistakes toward Iran”.</p>
<p style="padding-left: 30px; text-align: left;" dir="ltr">Iranian nation and the true followers of Imam Khomeini and the Islamic Revolution will continue to use the same language toward west, and they are not afraid of the possible threats posed by so called World Powers on using this type of language.</p>
<p style="padding-left: 30px; text-align: left;" dir="ltr">Iran as an independent country is willing to have its own incontestable rights and will not negotiate on them. WoRlD pOwErS should know that Iran will not comply with their intimidations, no matter how big and serious it is.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.nabizade.ir/blog/?feed=rss2&#038;p=113</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>انعکاس گفتمان خمینی</title>
		<link>http://www.nabizade.ir/blog/?p=212&#038;utm_source=rss&#038;utm_medium=rss&#038;utm_campaign=%25d8%25a7%25d9%2586%25d8%25b9%25da%25a9%25d8%25a7%25d8%25b3-%25da%25af%25d9%2581%25d8%25aa%25d9%2585%25d8%25a7%25d9%2586-%25d8%25ae%25d9%2585%25db%258c%25d9%2586%25db%258c</link>
		<comments>http://www.nabizade.ir/blog/?p=212#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 09 Apr 2010 11:49:54 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Ghadeer Nabizade</dc:creator>
				<category><![CDATA[بین‌الملل]]></category>
		<category><![CDATA[احمدی نژاد، امام خمینی، اوباما]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://nabizadefa.wordpress.com/?p=212</guid>
		<description><![CDATA[به انگلیسی: Reflection of Khomeini&#8217;s Discourse روز چهارشنبه، ۱۸ فروردین ماه ۱۳۸۹ محمود احمدی‌نژاد در سخنانی در جمع مردم ارومیه، پایه‌های استکبار غربی را نشانه رفت و بارها با سخنان گزنده و تحقیرآمیز خود، غرب و به‌ویژه امریکا و اسرائیل را تحقیر کرد. احمدی‌نژاد در بخشی از سخنان‌اش که  تقریبا در همه بخش‌های خبری جمهوری [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:justify;padding-left:30px;">به انگلیسی: <a href="http://nabizadeen.wordpress.com/2010/04/14/reflection-of-khomeini%e2%80%99s-discourse/" target="_blank">Reflection of Khomeini&#8217;s Discourse</a></p>
<p style="text-align:justify;padding-left:30px;"><img class="aligncenter" src="http://dolateslami.persiangig.com/pasokhguyi/1.jpg" alt="" width="373" height="548" /></p>
<p style="text-align:justify;padding-left:30px;">روز چهارشنبه، ۱۸ فروردین ماه ۱۳۸۹ محمود احمدی‌نژاد در سخنانی در جمع مردم ارومیه، پایه‌های استکبار غربی را نشانه رفت و بارها با سخنان گزنده و تحقیرآمیز خود، غرب و به‌ویژه امریکا و اسرائیل را تحقیر کرد. احمدی‌نژاد در بخشی از سخنان‌اش که  تقریبا در همه بخش‌های خبری جمهوری اسلامی بارها و بارها پخش شد، چنین گفت:</p>
<blockquote style="padding-left:30px;">
<p style="text-align:justify;"><strong><em>«آقای اوباما شما تازه از راه رسیده‌اید، یک مقدار صبر کنید تا عرق‌ات خشک شود و سرد و گرم را بچشی و مراقبت کن و هر کاغذی که جلوی تو گذاشتند دلیلی ندارد که آن را بخوانی و یا هر حرفی که به تو توصیه کردند دلیلی ندارد که آن حرف را تکرار کنی و بدان گنده‌تر و بزرگ‌تر از تو و گردن‌کلفت‌تر از تو نیز نتوانست از این غلط‌ها بکند؛ تو جای خود داری.» <a href="http://jahannews.com/vdcfxtdy1w6dxma.igiw.html" target="_blank">+</a><br />
</em></strong></p>
</blockquote>
<p style="text-align:justify;padding-left:30px;">گرچه مردم ایران این گونه واژگان را پیش‌تر از زبان حضرت روح‌الله و سپس از زبان برخی سیاست‌مداران غیرمحافظه‌کار شنیده‌اند، اما به جرات می‌توان گفت پس از خمینی کبیر هنوز کسی نیامده که به مانند احمدی‌نژاد به تحقیر غرب و استکبار بپردازد. این موضوع خود عاملی بوده تا مردم گفتمان احمدی‌نژاد را به عنوان یک گفتمان مردمی و امام‌گونه بپذیرند و سخنان ساده و بی‌آلایش او را بیش از سخنان تخصصی و سیاسی‌گونه دوست بدارند.</p>
<p style="text-align:justify;padding-left:30px;">امام گفت «امریکا هیچ غلطی نمی‌تواند بکند» و «اسرائیل باید از صفحه روزگار محو شود»، اما امروزه وقتی پس از دو دهه مسئولی حرف امام را در جایی از زبان خود نقل کند، همه دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی باید بسیج شود تا آقایان غربی سوء برداشت نفرمایند. درحالی که منظور امام از جمله اول این بود که امریکا هیچ غلطی نمی‌توان بکند و از جمله دوم هم این‌که اسرائیل باید از صحنه روزگار محو شود. هیچ معنی دیگری هم از این جملات برداشت نمی‌شود. بدبختی ما آنجاست که احساس می‌کنیم امروزه کلام امام تنش‌زا است و ما باید با تعدیل آن کلام تنش‌زدایی کنیم.</p>
<p style="text-align:justify;padding-left:30px;">البته خیلی از آقایان رفورمیست و برخی نادانان داخلی با برشمردن جایگاه والای امام و هزار جور عزت و احترام کلامی برای ایشان و مستثنا دانستن ایشان، بر این باورند که بر زبان راندن چنین واژگانی «حماقت» می‌خواهد نه «شهامت»، البته چون زورشان به امام نمی‌رسید ولی دیوار احمدی‌نژاد را کوتاه گیر می‌آورند؛ و در ادامهِ بحث خود دلایلی را نیز برمی‌شمارند که سر آخر به بحث عزت و احترام می‌رسند؛ که «<strong>اگر ما به خودمان احترام نگذاریم، آن‌گاه چه کسی در جهان به ما احترام خواهد گذاشت؟</strong>» در نگاه نخست خیلی‌ها مجذوب این دیدگاه می‌شوند ـ که خود در ادامه «ادب مرد به ز دولت اوست» می‌آید. اما همه این‌ها با یک پرسش ساده فرومی‌ریزد که «<strong>این آقایانی که این همه به دنبال عزت و احترام و بزرگی ایران عزیز‌‌ـ‌‌اند پس چرا به هر ذلتی تن می‌دهند و با غرب و حتا جلوتر از غرب همه دست‌یافته‌های جمهوری اسلامی ایران را به باد تمسخر می‌گیرند؟</strong>» در دید آنان انرژی هسته‌ای خوب است، اما باید دید آیا داشتن آن به مصلحت ما هست؟</p>
<p style="text-align:justify;padding-left:30px;">معلوم نیست چرا همه چیز به مصلحت غرب هست اما تا ما به آن دست می‌یابیم به مصلحت نیست. نه انرژی هسته‌ای، نه توان نظامی و موشکی، نه فن‌آوری فضایی، نه نانو تکنولوژی و نه هر چیز دیگری که ما را روی پای خودمان نگه می‌دارد.</p>
<p style="text-align:justify;padding-left:30px;">دیگر پرسشی که می‌توان پرسید این است که <strong>آیا آن روزی که ما در برابر تهدیدات کلامی غرب، همه چیزمان را می‌باختیم و مانند سگی که واق‌واق می‌کرد و ما از ترس آن همه دارایی‌مان را وا می‌دادیم و عقب می‌نشستیم، شایسته احترام و عزت در جهان بودیم و عزت‌مان تامین بود، اما امروزه که در برابر غرب از هیچ دستاویزی ـ نه کلامی، نه علمی، نه نظامی و &#8230;ـ کوتاه نمی‌آییم، عزت‌مان خدشه دار شده؟</strong></p>
<p style="text-align:justify;padding-left:30px;">اگر قرار است هر چه آنان خواستند بدهیم و به جای آن عزت داشته باشیم و <strong>دنیا</strong> ـ‌ منظور امریکا و چند کشور اروپایی است ـ ما را به رسمیت بشناسد و رئیس جمهورمان به <strong>دنیا</strong> سفر کند و در <strong>دنیا</strong> منزوی نباشیم و &#8230; ، <strong>چه کسی تضمین می‌کند که درخواست‌های غرب روزی تمام شود؟</strong></p>
<p style="text-align:justify;padding-left:30px;">واقعیت آن است که اگر ما یک قدم به عقب بنشینیم، غرب دست‌کم دو قدم به جلو می‌آید و بنابراین تنها راهکار برای رویارویی با آن مقابله ‌به‌ مثل است.</p>
<p style="text-align:justify;padding-left:30px;">کمی از بحث دور شدم ولی می‌خواستم به این نکته اشاره کنم که سخنان نقل شده از محمود احمدی‌نژاد در ارومیه متاسفانه در س<a href="http://president.ir/fa/?ArtID=21033" target="_blank">ایت رئیس‌جمهور منتشر نشد</a>. و در <a href="http://president.ir/en/?ArtID=21031" target="_blank">بخش انگلیسی سایت رئیس‌جمهور</a> هم خبر سخنرانی در حد چند جمله بود که باز هم این جملات نقل نشد. نکته جالب‌تر آنکه اگر همه سایت‌های خبری انگلیسی ایرانی ـ <a href="http://www.presstv.ir/detail.aspx?id=122710" target="_blank">پرس‌ تی‌وی</a> ـ و خارجی را بگردید، چیزی از این چند جمله نقل شده از احمدی‌نژاد را که از حماسی‌ترین کلام وی و غرورآمیز‌ترین بخش برای ما ایرانیان بود، پیدا نمی‌کنید. ناگفته نماند که ب<a href="http://www.reuters.com/article/idUSTRE6362IJ20100407" target="_blank">سیاری از بخش‌های آن سخنان بازتاب بسیاری در رسانه‌های غرب داشت</a> و آثار آن نیز در کلام سران غرب هویدا بود.</p>
<p style="text-align:justify;padding-left:30px;">امیدوارم که دست‌کم سایت رئیس جمهور که مسئولیت مستقیم انتشار سخنان رئیس‌جمهور را دارد بی‌کم و کاست، تنها به نقل قول بپردازد و از تهیه هر گونه گزارش در باره سخنرانی‌های شخص رئیس‌جمهور بپرهیزد. به نظر می‌رسد چنین فرصت‌هایی کم‌تر به وجود می‌آیند و باید نهایت استفاده را برد و کلام حق را به گوش اهل حق رساند.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.nabizade.ir/blog/?feed=rss2&#038;p=212</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>انقلابی بودم و هستم، با افتخار</title>
		<link>http://www.nabizade.ir/blog/?p=208&#038;utm_source=rss&#038;utm_medium=rss&#038;utm_campaign=%25d8%25a7%25d9%2586%25d9%2582%25d9%2584%25d8%25a7%25d8%25a8%25db%258c-%25d8%25a8%25d9%2588%25d8%25af%25d9%2585-%25d9%2588-%25d9%2587%25d8%25b3%25d8%25aa%25d9%2585%25d8%258c-%25d8%25a8%25d8%25a7-%25d8%25a7%25d9%2581%25d8%25aa%25d8%25ae%25d8%25a7%25d8%25b1</link>
		<comments>http://www.nabizade.ir/blog/?p=208#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 04 Apr 2010 19:04:10 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Ghadeer Nabizade</dc:creator>
				<category><![CDATA[شخصی]]></category>
		<category><![CDATA[دوازده فروردین 1362]]></category>
		<category><![CDATA[رشت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://nabizadefa.wordpress.com/?p=208</guid>
		<description><![CDATA[گرچه روز ۱۲ فروردین ماه را کمی با تاخیر گرامی می‌دارم و تبریک عرض می‌کنم اما دلیل این تاخیر جست‌وجو در پی یافتن همین عکس بود. این عکس مربوط به روز ۱۲ فروردین ماه ۱۳۶۲ است. آن بچه در عکس خود من هستم. و پس از گذشت ۲۷ سال با افتخار اعلام می‌کنم که انقلابی [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><img class="aligncenter" title="دوازده فروردین 1362- رشت- روز جمهوری اسلامی" src="http://nabi2305.persiangig.com/image/gdrnbz-12%20farvardin%20small3.JPG" alt="دوازده فروردین 1362- رشت- روز جمهوری اسلامی" width="300" height="415" /></p>
<p style="text-align:justify;">گرچه روز ۱۲ فروردین ماه را کمی با تاخیر گرامی می‌دارم و تبریک عرض می‌کنم اما دلیل این تاخیر جست‌وجو در پی یافتن همین عکس بود. این عکس مربوط به روز ۱۲ فروردین ماه ۱۳۶۲ است. آن بچه در عکس خود من هستم. و پس از گذشت ۲۷ سال با افتخار اعلام می‌کنم که انقلابی هستم.</p>
<p style="text-align:justify;">گاه در زندگی به افرادی برمی‌خورم که قبل از انقلاب مسلمان بودند و اکنون نامسلمان و دلیل نامسلمان‌شدن‌شان را همین انقلاب می‌دانند. تا در بحث کم می‌آورند زود می‌پرسند: «چند سال داری شما؟» یعنی این‌که هنوز بچه‌ای و نمی‌فهمی.</p>
<p style="text-align:justify;">به نظرم گاه آدم‌هایی که بسیاری چیزها را ندیده‌اند از آن‌ها که دیده‌اند و تجربه دارند بیش‌تر می‌فهمند.</p>
<p style="text-align:justify;">قصه‌ این انقلاب شده قصه نفهمی‌هایی که به حساب سن و تجربه و آینه و خشت‌خام گذاشته می‌شود و نفهم‌هایی که دوست ندارند واقعیت‌ها را باور کنند؛ و همین‌طور قصه نوجوانان و جوانانی که با سن کم خود آن‌قدر می‌فهمند که دنیای استکبار از دست آنان به خود می‌لرزد. آنان نوبل نمی‌خواهند؛ بلکه لبخند رهبر برای‌شان کافی‌ست. آنان حقی برای خود نمی‌خواهند؛ همه حق را به دیگران می‌دهند، حتا زمانی‌که حق با دیگران نیست ولی با نادانی‌شان هر جفنگی می‌گویند و برای اثبات آن هم از هر فیلسوف نجس و رمان‌نویس دائم‌الخمری کلام گهربار نقل می‌کنند. آنان با هیچ‌کس بر سر هیچ‌چیزی معامله نمی‌کنند، تنها بر سر جان با خدای خود.</p>
<p style="text-align:justify;">ما استثنایی نیستیم، فقط فرزند انقلابیم و بر پیمان خود پایدار. مستدام باد پیمان‌مان.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.nabizade.ir/blog/?feed=rss2&#038;p=208</wfw:commentRss>
		<slash:comments>4</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>دسته‌گل بانک مرکزی</title>
		<link>http://www.nabizade.ir/blog/?p=203&#038;utm_source=rss&#038;utm_medium=rss&#038;utm_campaign=%25d8%25af%25d8%25b3%25d8%25aa%25d9%2587%25e2%2580%258c%25da%25af%25d9%2584-%25d8%25a8%25d8%25a7%25d9%2586%25da%25a9-%25d9%2585%25d8%25b1%25da%25a9%25d8%25b2%25db%258c</link>
		<comments>http://www.nabizade.ir/blog/?p=203#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 03 Apr 2010 20:07:08 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Ghadeer Nabizade</dc:creator>
				<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[اسکناس های شعارنویسی شده]]></category>
		<category><![CDATA[بانک مرکزی]]></category>
		<category><![CDATA[حسین شریعتمداری]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://nabizadefa.wordpress.com/?p=203</guid>
		<description><![CDATA[شاید باور این که روزی با انتشار یک مقاله، جنجالی در کشور به راه بیفتد که همه نهادهای امنیتی و سیاسی کشور در گل بمانند یا این‌که انتخاباتی برگزار شود و شخصی که با ۱۱ میلیون رای اختلاف ادعای تقلب در انتخابات را مطرح کند و کشور را ۷ ماه متشنج کند، رویایی بیش نبود [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:center;"><img class="aligncenter" title="Banknote" src="http://nabi2305.persiangig.com/image/Banknote%201.jpg" alt="" width="416" height="200" /></p>
<p style="text-align:center;"><img class="aligncenter" title="Banknote" src="http://nabi2305.persiangig.com/image/Banknote%202.jpg" alt="" width="409" height="200" /></p>
<p style="text-align:justify;">شاید باور این که روزی با انتشار یک مقاله، جنجالی در کشور به راه بیفتد که همه نهادهای امنیتی و سیاسی کشور در گل بمانند یا این‌که انتخاباتی برگزار شود و شخصی که با ۱۱ میلیون رای اختلاف ادعای تقلب در انتخابات را مطرح کند و کشور را ۷ ماه متشنج کند، رویایی بیش نبود و هیچ‌گاه تصور چنین رویدادهایی نیز در ذهن بدبین‌ترین افراد راه نداشت. اما چنان شد.</p>
<p style="text-align:justify;">پس از دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری، که ضدانقلاب به شدت به آن دلبسته بود و طر‌ح‌های زیادی را برای تغییر رژیم در ایران پیش و پس از آن اجرا کرد، یکی از آن طرح‌ها شعارنویسی بر روی اسکناس‌ها بود. در آغاز شاید این طرح کمی مسخره به نظر برسد اما وقتی بدانیم که این موضوع یک پروژه تعریف‌شده است و نمونه‌های پیشین نیز دارد و از همه مهم‌تر توصیه شده از سوی دشمنان درجه یک اسلام و انتقلاب است، باید آن را جدی گرفت. بانک مرکزی ابتدا در برابر انتشار چنین اسکناس‌هایی موضع جدی گرفت و ضرب‌الاجلی برای تعویض و از رده خارج نمودن آن‌ها اعلام کرد اما موضوع را جدی نگرفت و به عبارتی کلا وا داد. جالب این‌جاست که این رویداد در بانک مرکزی دولتی اتفاق می‌افتد که در زبان ضدانقلاب به دولت کودتا و فاشیست و افراطی مشهور است. این است که امروزه اسکناس‌های شعارنویسی شده نه تنها از چرخه خارج نشده که به طور معمول و به سادگی استفاده می‌شود. من حرف جدیدی در این باره ندارم جز این‌که ۲ نمونه از اسکناس‌هایی که در این چرخه به من رسیده بود را برایتان اسکن کردم تا برخی باور کنند که چنین چیزی وجود دارد. و همچنین توجه شما را به یادداشت حسین شریعتمداری در روزنامه کیهان در این باره جلب می‌کنم:</p>
<h1>پیدا کنید رابرت هلوی را&#8230;!</h1>
<div>
<p>«شعارنویسی روی اوراق بهادار» یکی از دستورالعمل هایی است که تئوریسین های «جنگ نرم» و «کودتای مخملی» به پیاده نظام خود توصیه می کنند. رابرت هلوی ROBERT HELVEY در توضیح و تشریح این دستورالعمل می گوید؛ از میان اوراق بهادار، اسکناس ها برای شعارنویسی علیه حاکمیت از اهمیت بیشتری برخوردار است، چرا که اسکناس ها در میان مردم دست به دست می چرخند و شعارهای نوشته شده روی آنها در جریان این چرخه متداول به گوش همه می رسد! هلوی این حرکت را به چند علت از شعارنویسی روی دیوارها و یا صندلی اتوبوس ها و قطارها مناسب تر و کم هزینه تر می داند و در توضیح نظر خود می گوید؛ شعارنویسی روی دیوارها همیشه با خطر شناسایی شدن شعارنویس ها و دستگیری آنها همراه است ولی نوشتن همین شعارها روی اسکناس ها می تواند در خلوت محض صورت پذیرفته و شعارنویس را از خطر شناخته شدن دور کند. از سوی دیگر احتمال این که مردم اسکناس های شعارنویسی شده را دور بریزند زیاد نیست، بلکه بسیاری از مخالفان این شعارها نیز ترجیح می دهند این اسکناس ها را هرچه زودتر خرج کنند. رابرت هلوی درباره یکی دیگر از- به زعم او- امتیازات شعارنویسی روی اسکناس ها می گوید؛ چنانچه این اسکناس ها در دست کسی دیده شود، برای مقامات قضایی و پلیس اثبات آن که شعار روی اسکناس توسط خود او نوشته شده باشد بسیار دشوار است. همین دستورالعمل با توضیحات تقریبا مشابه از سوی چند تن دیگر از تئوریسین های کودتای مخملی- از جمله جین شارپ- نیز ارائه شده است که شرح آن به درازا می کشد.<br />
عوامل پشت صحنه فتنه اخیر نیز دستورالعمل یاد شده را به کار گرفتند و شعارهایی علیه اسلام، حضرت امام(ره) و حتی پیامبر اکرم(ص) روی برخی از اسکناس ها نوشته و سعی در توزیع آن در چرخه متداول اسکناس ها داشتند که این اقدام سران فتنه نیز مانند سایر اقدامات دیکته شده به آنها با واکنش شدید مردم مسلمان و مؤمن روبرو شده و بسیاری از این اسکناس ها توسط خود مردم به بانک ها تحویل گردیده و تعویض شدند.<br />
درپی این اقدام نفرت انگیز عوامل فتنه و با مراجعه و پیگیری های مکرر مردم، بانک مرکزی در تاریخ ۱۰ دی ماه اعلام کرد «اسکناس هایی که روی آن نوشته، مهر و یا هرگونه علامت اضافه وجود داشته باشد از ۱۷ دی ماه فاقد اعتبار خواهد بود» و از دارندگان اینگونه اسکناس ها خواست با مراجعه به شعب بانک ملی ایران در سراسر کشور نسبت به تعویض آن اقدام کنند.<br />
در پی صدور اطلاعیه بانک مرکزی، دستورالعمل تئوریسین های کودتای مخملی که با سفارش های پی درپی رسانه های فارسی زبان بیگانه مخصوصاً رادیو فردا -وابسته به سیا- و رادیو اسرائیل همراه بود، ناکام ماند و مردم از دریافت اسکناس هایی که روی آنها شعارنویسی شده بود به شدت خودداری می کردند و در چند مورد که شعارها علیه اسلام و امام و یا سایر مقدسات و باورهای ارزشی مردم بود، ارائه کنندگان اسکناس ها با برخورد سخت و خشم آلود مردم روبرو شدند.<br />
و اما، دیروز، رئیس کل محترم بانک مرکزی در اقدامی سأال برانگیز اعلام کرد «سقف زمانی برای تعویض اسکناس های مخدوش برداشته شده است»! و در توضیح &#8211; بخوانید توجیه- این تصمیم گفت؛ «بانک مرکزی تاریخی را اعلام کرد که تمام بانک ها آن را پذیرفتند ولی این تاریخ به دلیل این که ممکن بود به مردم فشار آورده و آنها را با سختی مواجه کند و همچنین باعث هجوم مردم به بانک ها شود تمدید شد»! اشاره برادر عزیزمان جناب آقای بهمنی رئیس کل محترم بانک مرکزی درباره «تمدید» مورد اشاره ایشان نیز، تعجب آور است و به همه چیز شبیه است غیر از تمدید! ایشان می فرمایند «بنابراین سقف تاریخی برای تحویل اسکناس های مخدوش تا زمانی که مردم این اسکناس ها را به بانک بدهند، تمدید شده است»! یعنی اساساً سقفی در نظر گرفته نشده و این اسکناس ها همیشه و بدون کمترین مانعی، معتبر خواهد بود!<br />
لطفاً کیهان را به سوء ظن! و تندروی! متهم نکنید و فقط اندکی در این ماجرا اندیشه بفرمائید. آیا اقدام دیروز بانک مرکزی، دقیقاً- و البته به طور ناخواسته- در راستای دستورالعمل رابرت هلوی نیست؟! و آیا جناب آقای بهمنی عزیز نباید با کمک مراکز امنیتی و اطلاعاتی کشور، خاستگاه این تصمیم عجیب و سأال برانگیز را کشف کرده و رد پای افراد نفوذی و جریانات آلوده ای که دستورالعمل دیکته شده بیگانگان به سران فتنه را در چنته بانک مرکزی جاسازی کرده و با لطایف الحیل از زبان ریاست محترم این بانک به پیاده نظام خود ابلاغ کرده اند را شناسایی کند؟!<br />
آقای بهمنی عزیز! همه را مانند خود خیراندیش تلقی نفرمائید، از کدام هجوم مردم برای تعویض اسکناس های مورد اشاره سخن می گوئید؟! چه کسانی به جنابعالی گزارش داده اند که مردم برای تعویض اسکناس های مخدوش با مشکل و ازدحام در بانک ها روبرو شده اند؟! کمترین تردیدی نداشته باشید که تصمیم اخیر از طریق نفوذی های بیگانه به حضرتعالی القا شده است. حضرتعالی با صدور این ابلاغیه، بی آن که بخواهید و توجه داشته باشید، مجوز انتشار شعارهای ضد اسلامی و ضد انقلابی را صادر فرموده اید، که صد البته از ساحت ایمانی شما به دور است.<br />
&#8230; و بالاخره، در تیرماه ۹۱۳۵ هنگامی که حضرت امام متوجه شدند که در برخی از ادارات دولتی با استفاده از نامه های آرم دار رژیم شاهنشاهی مکاتباتی انجام گرفته است، به شدت برآشفته و خطاب به عوامل پنهان در پشت این ماجرا فرمودند؛<br />
«باز هم آرم های شاهنشاهی در کاغذهایشان هست. من نمی فهمم که اینها چه اشخاصی هستند&#8230; اگر شاهنشاهی هستید، خوب بگوئید تا ما تکلیفمان را با شما تعیین کنیم، تا من بگویم ملت با شما چه کند &#8230; چرا این افراد را از ادارات تصفیه نمی کنید؟» صحیفه امام(ره)، جلد ۲۱، ص ۷۴۷</p>
</div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.nabizade.ir/blog/?feed=rss2&#038;p=203</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>جامعه بین‌الملل و مساله تروریسم</title>
		<link>http://www.nabizade.ir/blog/?p=191&#038;utm_source=rss&#038;utm_medium=rss&#038;utm_campaign=%25d8%25ac%25d8%25a7%25d9%2585%25d8%25b9%25d9%2587-%25d8%25a8%25db%258c%25d9%2586%25e2%2580%258c%25d8%25a7%25d9%2584%25d9%2585%25d9%2584%25d9%2584-%25d9%2588-%25d9%2585%25d8%25b3%25d8%25a7%25d9%2584%25d9%2587-%25d8%25aa%25d8%25b1%25d9%2588%25d8%25b1%25db%258c%25d8%25b3%25d9%2585</link>
		<comments>http://www.nabizade.ir/blog/?p=191#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 02 Apr 2010 09:41:48 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Ghadeer Nabizade</dc:creator>
				<category><![CDATA[بین‌الملل]]></category>
		<category><![CDATA[تروریسم، جامعه جهانی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://nabizadefa.wordpress.com/2010/04/02/%d8%ac%d8%a7%d9%85%d8%b9%d9%87-%d8%a8%db%8c%d9%86%e2%80%8c%d8%a7%d9%84%d9%85%d9%84%d9%84-%d9%88-%d9%85%d8%b3%d8%a7%d9%84%d9%87-%d8%aa%d8%b1%d9%88%d8%b1%db%8c%d8%b3%d9%85/</guid>
		<description><![CDATA[این یادداشت را به زبان انگلیسی در وبلاگم منتشر کردم. پس از ماجرای ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ موضوع تروریسم به اصلی ترین موضوع در سیاست جهانی بدل شد که از آن پس هر کشوری می بایست نسبت خود را با تروریسم روشن می کرد و سپس به اظهار دیدگاه خود در مسائل جهانی می پرداخت. اما [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://nabizadeen.wordpress.com/2010/03/31/international-community-the-issue-of-terrorism/" target="_blank">این یادداشت را به زبان انگلیسی در وبلاگم منتشر کردم. </a><br />
پس از ماجرای ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ موضوع تروریسم به اصلی ترین موضوع در سیاست جهانی بدل شد که از آن پس هر کشوری می بایست نسبت خود را با تروریسم روشن می کرد و سپس به اظهار دیدگاه خود در مسائل جهانی می پرداخت.<br />
اما مساله اینجاست که بسیاری از دولت ها در بیان دیدگاه هایشان در مساله تروریسم اراده ای از خود ندارند و تنها گفته های ابرقدرتهای خود خوانده را نشخوار می کنند.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.nabizade.ir/blog/?feed=rss2&#038;p=191</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>ده‌نمکی و سه دهه تعهد</title>
		<link>http://www.nabizade.ir/blog/?p=188&#038;utm_source=rss&#038;utm_medium=rss&#038;utm_campaign=%25d8%25af%25d9%2587%25e2%2580%258c%25d9%2586%25d9%2585%25d9%2583%25d9%258a-%25d9%2588-%25d8%25b3%25d9%2587-%25d8%25af%25d9%2587%25d9%2587-%25d8%25aa%25d8%25b9%25d9%2587%25d8%25af</link>
		<comments>http://www.nabizade.ir/blog/?p=188#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 31 Mar 2010 14:20:57 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Ghadeer Nabizade</dc:creator>
				<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[فرهنگ]]></category>
		<category><![CDATA[به رنگ ارغوان]]></category>
		<category><![CDATA[حاتمی کیا]]></category>
		<category><![CDATA[دارا و ندار]]></category>
		<category><![CDATA[ده نمکی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://nabizadefa.wordpress.com/?p=188</guid>
		<description><![CDATA[روزی ابراهیم حاتمی‌کیا مهمان یکی از برنامه‌های تلوزیونی بود. آن روز‌ها روزهای اکران «به‌نام پدر» بود. او که کهنه‌سرباز عرصه کارگردانی فیلم‌های ژانر دفاع مقدس بود، پس از ساخت «موج مرده» و «به‌نام پدر» انتقادات زیادی را تاب آورده بود. اما آن دوران هم‌زمان شده بود با اکران «اخراجی‌ها» که با استقبال بی‌نظیر مردم روبه‌رو [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><a href="http://www.nabizade.ir/blog/wp-content/uploads/2010/03/48477_782.jpg"><img class="size-full wp-image-189 aligncenter" title="48477 782" src="http://www.nabizade.ir/blog/wp-content/uploads/2010/03/48477_782.jpg" alt="" width="480" height="313" /></a><br />
روزی ابراهیم حاتمی‌کیا مهمان یکی از برنامه‌های تلوزیونی بود. آن روز‌ها روزهای اکران «به‌نام پدر» بود. او که کهنه‌سرباز عرصه کارگردانی فیلم‌های ژانر دفاع مقدس بود، پس از ساخت «موج مرده» و «به‌نام پدر» انتقادات زیادی را تاب آورده بود. اما آن دوران هم‌زمان شده بود با اکران «اخراجی‌ها» که با استقبال بی‌نظیر مردم روبه‌رو شد و لقب پرفروش‌ترین فیلم سینمای ایران را از آنِ خود کرد. مسعود ده‌نمکی، کارگردان «اخراجی‌ها»، جوان تندرو روزهای سازندگی و اصلاحات، دست به تولید فیلمی زده‌ بود که گرچه جشنواره فیلم فجر آن را شایسته هیچ رتبه‌ای در هیچ گروهی ندانسته بود، اما پرفروش‌ترین فیلم تاریخ سینمای کشور شده بود.<br />
در آن برنامه تلوزیونی، که روزهای اوج ده‌نمکی نیز بود، مجری برنامه نظر حاتمی‌کیا را در باره ده‌نمکی پرسید. حاتمی‌یا اندکی تامل کرد و گفت: «فعلا باید جلو بیاد».<br />
از همان زمان این زنگ در گوش‌ام نواخته می‌شود که چرا حاتمی‌کیا چنین گفت. حاتمی‌کیا البته غیب‌گو نیست اما هرچه باشد سید کارگردانان دفاع مقدس است گرچه بسیاری دل خوشی از او ندارند اما حتما همه اعتراف می‌کنند که اگر نام و کارهای او را از ژانر دفاع مقدس برداریم، چیزی از فیلم دفاع مقدس باقی نمی‌ماند که به آن افتخار کنیم.<br />
البته به یاد دارم در آن روزهای پس از «آژانس شیشه‌ای» که حاتمی‌کیا بلندآوازه‌ترین کارگردان ایران بود و همه ایران به او افتخار می‌کرد و فیلم‌اش را تحسین می‌کرد، در سری برنامه‌هایی که به مناسبت هفته دفاع مقدس به مجری‌گری اکبر نبوی برگزار می‌شد، حاتمی کیا از فیلم‌های نخست‌اش گفته بود و تغییراتی که با گذر زمان در ذهن او در باره فیلم‌سازی شکل گرفته بود. او در آغاز بر این باور بود که هر کسی باید نقش خود‌-‌اش را بازی کند، پس نقش‌های فیلم را به کسانی می‌سپرد که جز اندکی از آنان بازیگر نبودند. بسیاری از آنان از رزمندگان بودند و در واقع همان زندگی واقعی خود را بازی می‌کردند. اما کم کم به این نتیجه رسیده بود که این کار جواب نمی‌دهد و بازیگر غیرحرفه‌ای هزینه‌های دیگری تحمیل می‌کند. این بود که از «برج مینو» و «بوی پیراهن یوسف» بازیگرهای حرفه‌ای که شاید در آن زمان‌ها هم خیلی خوش‌نام نبودند وارد فیلم‌های حاتمی‌کیای حزب‌اللهی متعهد شدند.<br />
سال‌ها گذشت و شاید پس از بیست سال دو باره دیدیم شخصی که نه به عنوان حزب‌اللهی که انصارحزب‌اللهی شناخته می‌شد و بیش از وجهه کارگردانی به روزنامه‌نگاری و پاچه‌گیری معروف بود همین کار را تکرار کرد. نخستین فیلم حاتمی‌کیا شاید فیلمی بسیار ابتدایی در فرم و محتوا بود اما به تدریج پختگی در کارهای او به جایی رسید که او را به عنوان کارگردانی بی‌بدیل در ذهن ایرانیان شناساند. حتا امروزه هم که کارهای حاتمی‌کیا از فرم و محتوای دفاع‌مقدس کمی خارج شده و با آخرین فیلم‌اش (به رنگ ارغوان) هم انتقادات زیادی به او وارد است، باز هم او را در جایگاهی والا می‌شناسیم.<br />
اما ده‌نمکی چه؟ کار اول‌اش شاهکار بود؟ یا کارهای بعدی‌اش؟ آیا کارهای‌اش به اوج می‌رود یا به زیر؟ «اخراجی‌ها» پرفروش‌ترین بود اما مسلما دلیل‌اش بی‌نظیر بودن فیلم نبود. برنامه‌های تلوزیونی طنز ۹۰ شبی هم پر بیننده بودند، اما آیا می‌توان آن‌ها را بی‌نظیر دانست؟ اگر به نوعی اخراجی‌های ۱، ۲ و ۳ را به دلیل تنه‌ای که در این دوره‌ِ دوری از دفاع مقدس به این عرصه زده برتر می‌دانیم و تفکر کارگردان آماتور-اش را ارج می‌نهیم، حرفی نیست اما واقعا در باره «دارا و ندار» چه می‌توان گفت؟ کجایند آن‌هایی که فیلم‌های ده‌نمکی را به ثمر نرسیده در بوق می‌کردند و توانایی ویژه‌اش را در کارگردانی می‌ستودند؟ کجایند آن‌هایی که ده‌نمکی را جانشینی شایسته برای ابراهیم حاتمی‌کیا می‌دانستند؟<br />
حالا که «دارا و ندار» را می‌بینم می‌فهمم که چرا به قول حاتمی‌کیا، ده‌نمکی «فعلا باید جلو بیاد» و به نظرم هنوز باید چیزهایی از او دید که نه تنها هیچ سنخیتی با سابقه او ندارند بلکه انسان را شگفت‌زده نیز می‌سازد.<br />
آن روز که حاتمی‌کیا از دردها و رنج‌های ساختن فیلم دفاع مقدس می‌گفت، برخی فکر می‌کردند خوشی زده زیر دل‌اش. وقتی می‌گفت نهادهای نظامی حاضر نیستند تانک و دیگر مهمات را در اختیار-اش قرار دهند و حتا وقتی می‌گفت که کارگردانان هم باید مانند نظامیان درجه بگیرند که عقبه‌شان شناخته شود همه به شوخی گرفتیم. و نتیجهِ آن هم همین مسعود ده‌نمکی می‌شود که نمی‌داند فاصله حرف تا عمل بسیار است.</p>
<p style="text-align: justify;">
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.nabizade.ir/blog/?feed=rss2&#038;p=188</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>International Community &amp; The Issue of Terrorism</title>
		<link>http://www.nabizade.ir/blog/?p=251&#038;utm_source=rss&#038;utm_medium=rss&#038;utm_campaign=international-community-the-issue-of-terrorism</link>
		<comments>http://www.nabizade.ir/blog/?p=251#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 31 Mar 2010 14:14:46 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Ghadeer Nabizade</dc:creator>
				<category><![CDATA[English]]></category>
		<category><![CDATA[Afghanistan]]></category>
		<category><![CDATA[International Community]]></category>
		<category><![CDATA[Iran]]></category>
		<category><![CDATA[Iraq]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://nabizadeen.wordpress.com/?p=107</guid>
		<description><![CDATA[I would like to start off this short article with two questions that everyone may notice when the issue of terrorism is raised: 1- Does terrorism really exist? and 2. Who are called terrorists? Undoubtedly terrorism is the most outstanding predicament all over the world. This is recognized by the nations as well as the [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: center; direction: ltr;"><a href="http://www.nabizade.ir/blog/wp-content/uploads/2010/03/45351664_006673810-1.jpg"><img class="size-full wp-image-108 aligncenter" title="45351664 006673810 1" src="http://www.nabizade.ir/blog/wp-content/uploads/2010/03/45351664_006673810-1.jpg" alt="" width="466" height="300" /></a></p>
<p style="text-align: justify;" dir="ltr">I would like to start off this short article with two questions that everyone may notice when the issue of terrorism is raised: 1- Does terrorism really exist? and 2. Who are called terrorists?<br />
Undoubtedly terrorism is the most outstanding predicament all over the world. This is recognized by the nations as well as the governments. Certainly it is the most frequent topic in media everywhere, from east to west and from north to south. There are a few, if any, who doubt the phenomenon called terrorism. This attitude is accepted universally but there is a considerable controversy when it comes to examples. Therefore the first question is not the point.<br />
However “who terrorists are” has always been a contentious issue, because some countries have taken diverse sticks to show terrorist groups/activities, which in some terms are different from another. In fact, the differences in ideas are products of differences in ideologies. Nowadays even the power of the some countries has become a tool to impose their own ideas, irregardless of the authenticity of the issues. In this sense some countries with similar backgrounds and aims have gathered together to make a special forum called ‘international community’, whereas actually, international community is a group of about 3-5 countries &#8211; and not as the term literally means; as a community consisting of even one-tenth of world countries let alone all the countries in the world. Despite the fact, still those few countries are oppressing other nations to convert in their own understanding of terrorism.<br />
Apart from all the controversies over the issue of terrorism, those who name themselves as ‘international community’ should answer this question: Why some countries should spend huge sums of money and continuously blow in their media to show a nation is truly oppressed and living under the shadow of terrorism?<br />
On the contrary we believe that the call of the oppressed is more powerful than the fake media power, since despite all the notes and programs in world media against Palestinians, still hundreds of millions of people around the world believe that Israel is a terrorist. Moreover, the humane conscience of the free people around the globe attracts the message of innocence and rejects the message of oppression. Is this not an indication of legitimacy of Palestinian nation against ruthless Israelis? We can understand the legitimacy of Palestinians even more when we see that the number of non-Muslim supporters of Palestine in the world is more than that of Muslims.<br />
Of course, Palestine is not the only clear issue. Today Iraq, Afghanistan, Iran, to name a few, are those counties which are under continuous terrorists attacks from Taliban, Al-Qaida, and small terrorists groups, none of which are even verbally condemned by the international community. When Rigi was arrested in Iran –as a well-known terrorist who killed more than 500 innocent civilians and destabilized the eastern Iranian region- he confessed to American support to perform terrorist operations in Iran, but international community denies it. Innocent Afghan people are consistently bombarded and killed by NATO troops, which are supposed to bring about security in that country. These example and many other show that such kind of international community is just eradicating itself from its roots by denying very clear incidents and is an accomplice of the terrorists –if it is not the terrorist itself.<br />
And a lesson for those who impose their ideas through power: There are some times when understanding oppressed and oppressor is really hard and sometime, on the contrary, it is too easy. On easy issues, like Israeli aggression against Palestinians, world nations can easily find out the truth, which is opposite to your screams, and then they will not be deceived by the media tricks anymore on all issues. The Problem of Israel exists for more than five decades but the people are coming to the truth in recent years, when the reason is the unlimited use of violence against innocent people.<br />
And if you rely on governments which are opposite to their nations, you should know that the oppression can not always help.</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="ltr">Is the morning not nigh? (Koran; 11:81)</p>
</blockquote>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.nabizade.ir/blog/?feed=rss2&#038;p=251</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>تــــکذیــــب می کـــــنم</title>
		<link>http://www.nabizade.ir/blog/?p=184&#038;utm_source=rss&#038;utm_medium=rss&#038;utm_campaign=%25d8%25aa%25d9%2580%25d9%2580%25d9%2580%25d9%2580%25da%25a9%25d8%25b0%25db%258c%25d9%2580%25d9%2580%25d9%2580%25d9%2580%25d8%25a8-%25d9%2585%25db%258c-%25da%25a9%25d9%2580%25d9%2580%25d9%2580%25d9%2580%25d9%2580%25d9%2586%25d9%2585</link>
		<comments>http://www.nabizade.ir/blog/?p=184#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 16 Mar 2010 19:07:13 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Ghadeer Nabizade</dc:creator>
				<category><![CDATA[شخصی]]></category>
		<category><![CDATA[ایبنا]]></category>
		<category><![CDATA[مصاحبه]]></category>
		<category><![CDATA[نفوذ اسرائیل در امریکا]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://nabizadefa.wordpress.com/?p=184</guid>
		<description><![CDATA[یکی از معجزاتی که برخی از خبرنگارهای مملکت ما انجام می دهند این است که از یک مصاحبه یک و نیم ساعته، ۵ دقیقه از آن را آن هم با دخل و تصرف فراوان روی کاغذ می آورند و سوالات نپرسیده شان را به متن اضافه می کنند طوری که وقتی می خوانید این حس [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:justify;">یکی از معجزاتی که برخی از خبرنگارهای مملکت ما انجام می دهند این است که از یک مصاحبه یک و نیم ساعته، ۵ دقیقه از آن را آن هم با دخل و تصرف فراوان روی کاغذ می آورند و سوالات نپرسیده شان را به متن اضافه می کنند طوری که وقتی می خوانید این حس به شما دست می دهد که عجب مصاحبه کننده توانمندی بوده و عجب مصاحبه شونده بی عرضه ای، اما نمی دانید که مصاحبه کننده حتا یادداشت برداری هم بلد نبود و چند روز بعد از مصاحبه فایل مصاحبه را که از سوی خود شخص مصاحبه شونده ضبط شده درخواست می کند تا به آن بپردازد.<br />
چند خط بالا پیش درآمدی بود تا بگویم که من <a href="http://www.ibna.ir/vdcdoj09.yt0z96a22y.html"><a href="http://www.ibna.ir/vdcdoj09.yt0z96a22y.html" target="_blank">مصاحبه ایبنا با خودم</a> </a>را تکذیب می کنم. شاید در خوشبینانه ترین حالت تنها ۱۰ درصد از آن گفته ها از آن من باشد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.nabizade.ir/blog/?feed=rss2&#038;p=184</wfw:commentRss>
		<slash:comments>5</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>اعتراف به ناتوانی</title>
		<link>http://www.nabizade.ir/blog/?p=179&#038;utm_source=rss&#038;utm_medium=rss&#038;utm_campaign=%25d8%25a7%25d8%25b9%25d8%25aa%25d8%25b1%25d8%25a7%25d9%2581-%25d8%25a8%25d9%2587-%25d9%2586%25d8%25a7%25d8%25aa%25d9%2588%25d8%25a7%25d9%2586%25db%258c</link>
		<comments>http://www.nabizade.ir/blog/?p=179#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 28 Feb 2010 18:56:46 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Ghadeer Nabizade</dc:creator>
				<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[بین‌الملل]]></category>
		<category><![CDATA[22 بهمن 1388]]></category>
		<category><![CDATA[استفان ام. والت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://nabizadefa.wordpress.com/?p=179</guid>
		<description><![CDATA[یک روز سخن از حمله نظامی است، روز دیگر گوگل و امکانات‌اش از کار می‌افتد، روزی هم لطف تویتری و فیس‌بوکی و گوگلی همه با هم شامل حال ما ایرانیان می‌شود، یک روز سخن از رژیم چینج است، روز دیگر دوستی با ایران و بالاخره ماجراهایی که هر آدم عاقلی را به فکر وامی‌دارد که [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>یک روز سخن از حمله نظامی است، روز دیگر گوگل و امکانات‌اش از کار می‌افتد، روزی هم لطف تویتری و فیس‌بوکی و گوگلی همه با هم شامل حال ما ایرانیان می‌شود، یک روز سخن از رژیم چینج است، روز دیگر دوستی با ایران و بالاخره ماجراهایی که هر آدم عاقلی را به فکر وامی‌دارد که در امریکا چه خبر است.<br />
اگر نمی‌دانید رویکرد امریکا در برابر ایران چیست، تعجب نکنید چون تصمیم‌سازان امریکایی هم نمی‌دانند. نمونه‌اش هم همین آقای والت است؛ استاد دانشگاه هاروارد و یکی از تصمیم‌سازان دولت اوباما. در پست‌های بعدی بیشتر در باره او و تحلیل این نوشتار خواهم نوشت، اما فعلا برگردان مقاله‌اش را در روز ۲۲ بهمن و پس از راهپیمایی غرورآفرین ایرانیان بخوانید. منتظر دیدگاه‌های‌تان هستم.</p>
<blockquote><p><strong>یک ابهام، تنیده در یک معما، در درون یک راز</strong></p></blockquote>
<p><em>•	استفان ام. والت<br />
•	۲۲ بهمن ۱۳۸۸<br />
•	برگردان: غدیر نبی‌زاده</em></p>
<p>اگر اخبار رسیده از ایران برای‌تان کمی گیج‌کننده است و نمی‌دانید حرف کسانی را باور کنید که به گمان‌شان این حکومت آخوندی نفس‌های آخر را می‌زند، یا کسانی که معتقدند ایران ظرفیت مناسبی برای گنجاندن مخالفت را داراست، خیلی تعجب نکنید. واقعیت این است که ـ از سران دولت ایران گرفته تا مخالفان و همه ما که از بیرون به این ماجرا می‌نگریم ـ هیچ‌کس نمی‌داند این‌ها به کجا می‌روند یا چه زمانی قرار است تغییرات شکل گیرد. شاید بعدا بفهمیم که چه کسی این شرایط را هفته‌ها، ماه‌ها، سال‌ها یا دهه‌ها پیش درست حدس زده‌ بود اما فعلا حدس و گمان احمقانه و بی‌خود است. دلیل‌اش هم این است که:<br />
نخست: ما اطلاعات دقیقی از درون ایران نداریم، بخشی از آن به این دلیل است که حکومت ایران همه تلاش خود را برای محدود کردن اطلاعات انجام می‌دهد. البته نه این‌که هیچ اطلاعاتی نداشته باشیم. بالاخره داده‌هایی از راه ایمیل، دیدگاه نشریات، نوشته‌های تویتری، فایل‌های ویدئویی ویروسی و حتا برخی نظرسنجی‌ها به دست می‌رسد اما مشکل این‌جاست که نمی‌شود فهمید آن داده‌ها تا چه‌‌اندازه نماینده افکار عمومی ایران است، اگر تعمیم پیدا کند چه می‌شود یا اصلا این‌ها چه معنی دارند.<br />
دوم این‌که: داده‌هایی که ما داریم به گفته تیمور کورانِ اقتصاددان «دستکاری به سلیقه شخصی» است. باورهای واقعی مردم نوعی از داده‌های شخصی‌اند و هیچ‌ راهی نیست که بتوان فهمید آن کسی که از حکومت ایران طرفداری می‌کند واقعا چنین می‌کند یا به چنین کاری وانمود می‌کند. حتا یک تظاهرات بزرگ ضددولتی هم چیز زیادی را معلوم نمی‌کند که آن‌ها که در خانه هستند به چه می‌اندیشند، یا اگر سرکوب یا حتا تعامل صورت گیرد شرکت‌کنندگان و تماشاگران چه واکنشی خواهند داشت. شاید اگر خطری نداشته باشد، شما هم مخالفت خود را ابراز کنید اما شاید احساسات ضدحکومتی شما آن‌چنان قوی نباشد که شما را به پذیرش ریسک و ابراز مخالفت‌ وادارد. اگر بیشتر ایرانی‌ها این‌گونه بیندیشند، هیچ خطری دولت را تهدید نمی‌کند. نکته این‌جاست که از پیش نمی‌توان به چنین مساله‌ای رسید.<br />
  سوم:  گزارش‌ها و اظهارات برآمده از این رویدادها همواره به گونه‌ای جهت‌دارند که به نظر می‌رسد بیانگر اهداف و آمال برخی احزاب هستند. مقامات ایران طبیعتا می‌خواهند ما (و مردم ایران) را قانع کنند که اکثریت مردم کشور از آنان حمایت می‌کنند و مخالفان سر در آخور امریکا، اسرائیل و دیگر نیروهای خارجی دارند. البته جنبش سبز می‌خواهد جهان خارج (و ایرانیان بی‌طرف) را متقاعد کند که حمایت از آنان گسترده و نیز درحال گسترش است. ایرانیان خارج‌نشین در اروپا و امریکا ـ که بیشترشان هم از حکومت ایران شدیدا متنفرند ـ با برخی انگیزه‌ها می‌خواهند آن را شکننده بدانند و در مقابل، در قدرت مخالفان اغراق کنند. یک ماجرای قدیمی هست که: همه انقلاب‌ها عده‌ای خارج‌نشین دارند که مشتاق تلافی و انتقام‌اند و منتظر حمایت خارجی، و انقلاب ایران در سال ۱۳۵۷ هم از این موضوع مستثنا نیست. اما افرادی هستند که برای تغییر رژیم لحظه‌شماری می‌کنند، از برنامه‌ هسته‌ای ایران دل خوشی ندارند و انگیزه‌هایی دارند تا از اغتشاشات به عنوان فرصتی برای اعمال فشار بیشتر به دولت استفاده کنند.<br />
خلاصه، ما در شرایطی هستیم که داده‌های زیادی در دسترس نداریم، داده‌های موجود هم جهت‌دار است و ما هم آن را هرجور که به منافع ‌مان بخورد تفسیر می‌کنیم. در این دودلی اجتناب ناپذیر، بهترین راه‌کار آن است که فرض کنیم این حکومت به کار خود ادامه خواهد داد و سیاست امریکا را بر اساس این فرضیه بنا کنیم و منتظر نشانه‌هایی بنشینیم که نشان از اشتباه بودن این فرضیه داشته باشند. چرا؟ چون «ادامه کار حکومت» گزینه‌ای است که معمولا درست از آب درمی‌آید. رژیم‌های خودکامه راه‌های زیادی برای ماندن در قدرت دارند و حتا دولت‌های بسیار نامحبوب هم گاه به طرز شگفت‌انگیزی ماندگار می‌شوند. امپراتوری شوروی شاهد شورش‌هایی بود: آلمان شرقی در سال ۱۹۵۳، مجارستان در سال ۱۹۵۶، چکوسلوواکی در سال ۱۹۶۸ و لهستان در سال ۱۹۸۰، و تا سال ۱۹۸۹ هم تلوتلو می‌خورد. سپس رهبر جدیدی (گورباچف) بر مسند کار آمد که به شیوه متعارف انتخاب شده بود تا فرایند انقلاب را آغاز کند. می‌شود همین مثال را برای انقلاب ناموفق روسیه در سال ۱۹۰۵ یا انقلاب‌های نافرجام اروپا در سال ۱۸۴۸ گفت؛ در هر دو مورد دولت‌ها متزلزل شدند اما سقوط نکردند. انقلاب‌های بزرگ رویدادهای نادری هستند و به دلایلی که در بالا گفته شد، معمولا سرعت وقوع آن‌ها همه را غافل‌گیر می‌کند.<br />
من هم معتقدم که بکارگیری روش نظامی برضد ایران اشتباه است و حتا تحریم‌های شدیدتر اقتصادی هم موجب سرنگونی حکومت ایران نمی‌شود. در نتیجه، در سیاست ایالات متحده، بهترین روش «فعالیت بدون توهم» است که هدف کوتاه‌مدت آن متقاعد ساختن حکومت به اجتناب از دستیابی به تسلیحات هسته‌ای است و هدف بلندمدت آن فراهم نمودن زیرساخت‌های سیاسی برای پوسیدن رژیم از درون. تنها راه رسیدن به هدف کوتاه‌مدت این است که از موضع توقف غنی‌سازی دست برداریم و اجازه دهیم ایران غنی‌سازی محدود انجام دهد البته به شرطی که پروتکل الحاقیِ ان.پی.تی. را به تصویب برساند و اجرا کند. بهترین راه برای رسیدن به هدف بلندمدت این است که به احمدی‌نژاد و دوستان‌اش اجازه دهیم به پرت و پلا گویی‌شان ادامه دهند و با شاخ‌ـ‌و‌‌ـ‌شانه‌کشی بی‌خودی و افراطی هیچ گزکی به دست‌شان ندهیم. ما باید بر این باورمان پافشاری کنیم که مردم ایران باید اجازه یابند تا سرنوشت‌‌شان را به دست خودشان رقم بزنند و نیز کاری نکنیم که به نظر برسد ما می‌خواهیم آن سرنوشت را به آنان تحمیل کنیم.<br />
ترس من از این است که می‌دانم ما در احتمال تغییر رژیم در ایران و منافع استراتژیک برآمده از آن اغراق می‌کنیم. به عبارت دیگر شاید ما اسیر خواب و خیال خودمان باشیم که معمولا زیربنای مناسبی برای یک تصمیم سیاسی درست و منطقی نیست.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.nabizade.ir/blog/?feed=rss2&#038;p=179</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>هنر مترجم</title>
		<link>http://www.nabizade.ir/blog/?p=176&#038;utm_source=rss&#038;utm_medium=rss&#038;utm_campaign=%25d9%2587%25d9%2586%25d8%25b1-%25d9%2585%25d8%25aa%25d8%25b1%25d8%25ac%25d9%2585</link>
		<comments>http://www.nabizade.ir/blog/?p=176#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 20 Jan 2010 19:32:04 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Ghadeer Nabizade</dc:creator>
				<category><![CDATA[ترجمه]]></category>
		<category><![CDATA[ایبنا، مصاحبه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://nabizadefa.wordpress.com/?p=176</guid>
		<description><![CDATA[هفته گذشته از خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) تماس گرفتند برای مصاحبه در باره کتاب «نفوذ اسرائیل در امریکا». شنبه هم رفتیم و مصاحبه انجام شد. اما نه آن چیزی که فکر می‌کردم. مصاحبه برخواسته از باور رایج بود، بدون این‌که توجهی داشته باشد به این‌که آن باور اشتباه است یا دست‌کم تغییرپذیر. خانمِ گفت‌وگو کننده [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">هفته گذشته از خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) تماس گرفتند برای مصاحبه در باره کتاب «<a href="http://nabizadefa.wordpress.com/2010/01/09/%d9%86%d9%81%d9%88%d8%b0-%d8%a7%d8%b3%d8%b1%d8%a7%d8%a6%db%8c%d9%84-%d8%af%d8%b1-%d8%a7%d9%85%d8%b1%db%8c%da%a9%d8%a7-%d9%80-%d8%ac%db%8c%d9%85%d8%b2-%d9%be%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d8%b3-%d9%80-%d9%85%d8%aa/" target="_blank">نفوذ اسرائیل در امریکا</a>». شنبه هم رفتیم و مصاحبه انجام شد. اما نه آن چیزی که فکر می‌کردم. مصاحبه برخواسته از باور رایج بود، بدون این‌که توجهی داشته باشد به این‌که آن باور اشتباه است یا دست‌کم تغییرپذیر.</p>
<p style="text-align: justify;">خانمِ گفت‌وگو کننده مرا با نویسنده اشتباه گرفته بود. و البته این باوری است که همیشه در کشور ما وجود دارد.</p>
<p style="text-align: justify;">یک مترجم، یک مترجم است و در به‌ترین حالت یک مترجم خوب یا یک خواننده خوب، نه نظریه‌پرداز در موضوع کتاب. پرسش‌های مطرح شده باید از نویسنده پرسیده می‌شد نه من. گرچه من پاسخ‌ها را دادم و این را هم گفتم که نظریه‌پرداز یا حتا صاحب‌نظر در این موضوع نیستم.</p>
<p style="text-align: justify;">مباحث زیادی برای پرداختن در باره ترجمه هست. این‌که آیا کسی که دست به ترجمه زده اصلا این کاره بوده یا نه، خیلی مهم است. منظور من تحصیلات در زبان خارجی نیست، بلکه مهارت در این رشته است. ایده سایت ایبنا این بود که منِ مترجم، کارشناس در رشته اسرائیل‌شناسی هستم. و این درست نیست. تنها ممکن است من خواننده خوب یا مترجم خوبی باشم.</p>
<p style="text-align: justify;">و همین است که موجب می‌شود ترجمه‌هایی که به دست مردم می‌رسد بی‌صاحب باشد و هیچ نهادی برای نظارت بر آن یا حتا بررسی آن وجود نداشته باشد.</p>
<p style="text-align: justify;">نکته دیگری که ضروری به نظر می‌رسد درجه‌بندی ترجمه است. امروزه زمانی که شما فیلمی می‌خرید یا به سینما می‌روید، دره‌بندی فیلم و حتا مخاطبان آن مشخص است. آن‌گاه چه‌گونه ممکن است ما ترجمه‌ای را به دست مردم بدهیم و تشخیص ضعف و قوت آن را نیز به خود آنان بسپاریم. چرا حرفه ترجمه آلوده به ثروت باشد و برخی به‌اصطلاح مترجمان نام‌آور کارهایی را به زحمت دیگران و به نام خودشان منتشر کنند و به خورد خواننده بدهند. آیا کسی از این موضوع باخبر است؟ آیا اصلا اهمیتی دارد؟</p>
<p style="text-align: justify;">در این بازه زمانی که هنوز کارگردانان و نویسندگان ادبیات و غیره از وجود یک نظام درجه‌بندی بی‌بهره‌اند، شاید سخن گفتن از نظام درجه‌بندی مترجمان سخنی به گزاف باشد اما آیا واقعا نیاز نیست؟</p>
<p style="text-align: justify;">این که چه کتاب‌هایی باید ترجمه شوند و چه کتاب‌هایی نه، موضوعی حیاتی نیست؟ کتاب‌هایی که ترجمه می‌شوند و هیچ سنخیتی با اصل کتاب ندارند چه؟ تا کِی باید مترجمانی داشته باشیم همه‌فن‌حریف،‌ که ویراستار ترجمه خود نیز باشند و انتشاراتی‌هایی که کتاب را حتا یک بار نمی‌خوانند تا دست‌کم عیب و ایرادهای شگفت را برطرف سازنند که هرخواننده‌ای را دلزده می‌کند.</p>
<p style="text-align: justify;">پرسش دیگر این‌که آیا امروزه ترجمه ‌ـ‌ به عنوان اثری که زبان از بایسته‌های اصلی آن است ـ‌ به کمک ادبیات فارسی آمده؟ یا ضربه‌هایی کاری بدان وارد می‌کند؟ چرا کسی که هیچ آگاهی از ادبیات فارسی و نگارش آن ندارد یا دانسته‌هایش ناچیز است باید به خود اجازه ترجمه کتاب آن هم بدون حضور ویراستار حرفه‌ای بدهد؟ از سویی شماری از دانش‌آموختگان فنی و مهندسی و علوم انسانی و غیره در رشته‌هایشان دست به ترجمه می‌زنند. ترجمه‌های این افراد غالبا بی‌بهره از ساختارهای زبانی است. جمله‌های بلند و نامفهوم از نشانه‌های این گونه ترجمه است. از سوی دیگر زبان‌آموزانی که ترجمه را ملک انحصاری خود می‌دانند دست به ترجمه از متن‌های مورد علاقه خود می‌زنند. در این موارد که گاه علاقه بیش از دانسته‌هاست و دانش زمینه‌ای در متن گریبانگیرشان می‌شود؛ اما ترجمه انجام و به بازار گسیل می‌شود. البته ناگفته نماند که در این وانفسای کتاب و ترجمه مترجمانی چیره‌دست و گاه جوان هستند که آبروی ترجمه را به جان می‌خرند و شاید سپر بلای دیگر مترجمان می‌شوند.</p>
<p style="text-align: justify;">مترجمی هنر است به مانند دیگر هنرها؛ و مترجم هنرمند. گرچه هنوز چارچوب‌های مشخصی برای ترجمه در سراسر جهان در دست نیست اما شاید یکی از ابتدایی‌ترین اصول برای ترجمه این باشد که ترجمه باید برای خواننده جذاب باشد همان‌گونه که اصل کتاب بود. اما گاه کتاب‌هایی می‌بینیم که به سادگی مورد بی‌توجهی قرار می‌گیرند و ارزش کار نویسنده را نیز مخدوش می‌کنند چه رسد به ترجمه. پس در ابتدایی‌ترین تعریف می‌توان ترجمه خوب را ترجمه‌ای دانست که علاقه‌مندان را به خواندن وادارد و آنان را خسته و دلزده نکند.</p>
<p style="text-align: justify;">سخن در باره ترجمه بسیار است و هدف تنها درد دلی در این باره بود.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.nabizade.ir/blog/?feed=rss2&#038;p=176</wfw:commentRss>
		<slash:comments>3</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>گفتمان گذری – ۱</title>
		<link>http://www.nabizade.ir/blog/?p=173&#038;utm_source=rss&#038;utm_medium=rss&#038;utm_campaign=%25da%25af%25d9%2581%25d8%25aa%25d9%2585%25d8%25a7%25d9%2586-%25da%25af%25d8%25b0%25d8%25b1%25d9%258a-%25e2%2580%2593-1</link>
		<comments>http://www.nabizade.ir/blog/?p=173#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 20 Jan 2010 19:26:02 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Ghadeer Nabizade</dc:creator>
				<category><![CDATA[شخصی]]></category>
		<category><![CDATA[امام حسین]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://nabizadefa.wordpress.com/?p=173</guid>
		<description><![CDATA[از میدان ولی‌عصر به سوی چهارراه طالقانی و رستوران کوبایی می‌رفتم. کمی عقب‌‌تر از چند تازه جوان بودم و تا چند ثانبه‌ای که از آنان پیشی بگیرم این‌ها را شنیدم: -        آخه، آدم بابا مامان‌اش میمیره، آخرش دو سال عزاداری می‌کنه! اونوقت این‌ها ۱۴۰۰ ساله که دارن عذاداری می‌کنن. آخه خود امام حسین راضیه؟ و [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:justify;">از میدان ولی‌عصر به سوی چهارراه طالقانی و رستوران کوبایی می‌رفتم. کمی عقب‌‌تر از چند تازه جوان بودم و تا چند ثانبه‌ای که از آنان پیشی بگیرم این‌ها را شنیدم:</p>
<p style="text-align:justify;">-        آخه، آدم بابا مامان‌اش میمیره، آخرش دو سال عزاداری می‌کنه! اونوقت این‌ها ۱۴۰۰ ساله که دارن عذاداری می‌کنن. آخه خود امام حسین راضیه؟</p>
<p style="text-align:justify;">و گذشتم.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.nabizade.ir/blog/?feed=rss2&#038;p=173</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>دردسرهایی از جنس فرهیختگی</title>
		<link>http://www.nabizade.ir/blog/?p=170&#038;utm_source=rss&#038;utm_medium=rss&#038;utm_campaign=%25d8%25af%25d8%25b1%25d8%25af%25d8%25b3%25d8%25b1%25d9%2587%25d8%25a7%25db%258c%25db%258c-%25d8%25a7%25d8%25b2-%25d8%25ac%25d9%2586%25d8%25b3-%25d9%2581%25d8%25b1%25d9%2587%25db%258c%25d8%25ae%25d8%25aa%25da%25af%25db%258c</link>
		<comments>http://www.nabizade.ir/blog/?p=170#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 16 Jan 2010 18:24:14 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Ghadeer Nabizade</dc:creator>
				<category><![CDATA[ترجمه]]></category>
		<category><![CDATA[شخصی]]></category>
		<category><![CDATA[فرهنگ]]></category>
		<category><![CDATA[حسن کامشاد]]></category>
		<category><![CDATA[مترجمان، خائنان]]></category>
		<category><![CDATA[گابریل زید]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://nabizadefa.wordpress.com/?p=170</guid>
		<description><![CDATA[نویسندگان از خوانندگان‌شان توقع زیادی دارند. در میان آن‌ها کسانی هستند که پس از اهدای نسخه‌ای از کتاب‌شان به شما تلفن می‌زنند ببینند به چه صفحه‌ای رسیده‌اید، کِی کتاب را تمام می‌کنید، و از همه مهم‌تر، کِی نقد مفصل هوشمندانه و منصفانه‌ای بر آن می‌نویسید. از این موارد استثنایی که بگذریم، جماعت نویسنده هر بار [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:justify;">نویسندگان از خوانندگان‌شان توقع زیادی دارند. در میان آن‌ها کسانی هستند که پس از اهدای نسخه‌ای از کتاب‌شان به شما تلفن می‌زنند ببینند به چه صفحه‌ای رسیده‌اید، کِی کتاب را تمام می‌کنید، و از همه مهم‌تر، کِی نقد مفصل هوشمندانه و منصفانه‌ای بر آن می‌نویسید. از این موارد استثنایی که بگذریم، جماعت نویسنده هر بار که چیزی منتشر می‌کنند خود را مکلف می‌دانند تعدادی کتاب بذل و بخشش کنند. راه مقبولِ طفره رفتن از مرحمت آنان این است که بی‌درنگ یادداشتی در پاسخ بنویسید که «همین الان کتاب‌تان را دریافت کردم. چه تحفۀ غیرمنتظری! به شما تبریک می‌گویم، و همچنین به خود پیشاپیش به خودم برای لذتی که از خواندن آن نصیبم خواهد شد.» وگرنه به مرور زمان دِین روی دین جمع می‌شود، تا لحظه‌ای که مسئولیت معوقِ خواندن کتاب، نوشتن نامه و ابراز تحسین به صور کابوس درمی‌آید. نمی‌دانم این بدتر است یا بی‌درنگ یادداشتی فرستادن.</p>
<p style="text-align:justify;">اما این پایان ماجرا نیست: حالا، اساساً با کتاب چه باید کرد؟ روزی ممکن است گذر نویسنده به خانه شما بیفتد و ببیند کتابش سالم و دست‌نخورده با حال نخست مانده است. یک راه‌حل، که بدبختانه انضباط لازم دارد این است که هنگام دریافت کتاب صفحات اولش را کمی مچاله کنید و چوب الف نشانه‌ای لای آن بگذارید یعنی که تا آنجا خوانده‌اید. یا این‌که اساساً شرش را بکنید و بگویید دوستی از دیدن آن چنان به هیجان آمد که مهلت خواندن به شما نداد و آن را عاریه برد. در این موارد بهتر است صفحه تقدیم نامچه را بردارید: کتاب‌های امضادار عادت بدی دارند، اغلب از پیشخوان دستفروش‌ها سر درمی‌آورند! &#8230;</p>
<p style="text-align:justify;"><em>چند خط از کتاب گابریل زید نویسنده مکزیکی، ترجمه از حسن کامشاد، آمده در کتاب مترجمان، خائنان &#8211; استاد حسن کامشاد، ۱۳۸۶- نشر نی- صص ۷-۱۴۶</em></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.nabizade.ir/blog/?feed=rss2&#038;p=170</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>نفوذ اسرائیل در امریکا ـ جیمز پتراس ـ مترجم: غدیر نبی‌زاده</title>
		<link>http://www.nabizade.ir/blog/?p=162&#038;utm_source=rss&#038;utm_medium=rss&#038;utm_campaign=%25d9%2586%25d9%2581%25d9%2588%25d8%25b0-%25d8%25a7%25d8%25b3%25d8%25b1%25d8%25a7%25d8%25a6%25db%258c%25d9%2584-%25d8%25af%25d8%25b1-%25d8%25a7%25d9%2585%25d8%25b1%25db%258c%25da%25a9%25d8%25a7-%25d9%2580-%25d8%25ac%25db%258c%25d9%2585%25d8%25b2-%25d9%25be%25d8%25aa%25d8%25b1%25d8%25a7%25d8%25b3-%25d9%2580-%25d9%2585%25d8%25aa</link>
		<comments>http://www.nabizade.ir/blog/?p=162#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 09 Jan 2010 19:21:36 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Ghadeer Nabizade</dc:creator>
				<category><![CDATA[ترجمه]]></category>
		<category><![CDATA[شخصی]]></category>
		<category><![CDATA[فرهنگ]]></category>
		<category><![CDATA[نفوذ اسرائیل در امریکا، جیمز پتراس، ابرار معاصر]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://nabizadefa.wordpress.com/?p=162</guid>
		<description><![CDATA[چند دقیقه‌ای بود که از راه‌پیمایی ۹ دی به خانه آمده بودم که محمد زنگ زد: محمد: آقا! کتابت چاپ می‌شه به ما خبر نمی‌دی؟ ما باید کتاب‌ات رو تو کتاب‌فروشی ببینیم؟ من: به جان خودم خبر نداشتم. یعنی قرار بود چاپ بشه اما خبر نداشتم چاپ و توزیع شده. &#8230; سرانجام به این صورت [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:justify;">
<p style="text-align:center;"><img class="aligncenter" title="Powe of Israel in the United States" src="http://nabi2305.persiangig.com/image/POIIUS%20farsi%20cover%20small.jpg" alt="" width="333" height="471" /></p>
<p style="text-align:justify;">چند دقیقه‌ای بود که از راه‌پیمایی ۹ دی به خانه آمده بودم که <a href="http://ideha.blogfa.com" target="_blank">محمد </a>زنگ زد:</p>
<p style="text-align:justify;">محمد: آقا! کتابت چاپ می‌شه به ما خبر نمی‌دی؟ ما باید کتاب‌ات رو تو کتاب‌فروشی ببینیم؟</p>
<p style="text-align:justify;">من: به جان خودم خبر نداشتم. یعنی قرار بود چاپ بشه اما خبر نداشتم چاپ و توزیع شده.</p>
<p style="text-align:justify;">&#8230;</p>
<p style="text-align:justify;">سرانجام به این صورت فهمیدم که نخستین ترجمه‌ام چاپ شد. هفته بعد هم رفتم و کتاب را دیدم و نسخه‌های مربوط به خودم را گرفتم. این کتاب را یکی از دوستان‌ام به نام محمد سالمی که در کانادا زندگی می‌کند به من معرف کرد و من هم با خواندن آن به آن علاقه‌مند شدم. همان گونه که از نام کتاب پیداست، موضوع بر سر نفوذ و قدرت اسرائیل در ایالات متحده است. موضوع برای ما چیز جدیدی نیست. اما این کتاب از چند سو خواندنی است: نخست این‌که نویسنده این کتاب یک جامعه‌شناس امریکایی است، نه یک سیاست‌مدار و مسلمان و ایرانی یا عرب هم نیست. بنابراین دیدی که می‌بینید و می خوانید دید یک انسان غربی است. دوم این‌که کتاب پس از جنگ لبنان نوشته شده و جدید است. سوم این‌که برای من که از اسرائیل کم نمی‌دانستم و از نفوذ‌-‌اش خبر داشتم نیز جدید و نو بود.</p>
<p style="text-align:justify;">در هرصورت این کتاب در دی ۱۳۸۸ منتشر شد. این هم اطلاعات کتاب:</p>
<p style="text-align:justify;">تعداد صفحه:  ۳۸۰</p>
<p style="text-align:justify;">بهای کتاب: ۵۳۰۰۰ ریال</p>
<p style="text-align:justify;">انتشارات: موسسه فرهنگی مطالعات و تحقیقات بین‌المللی ابرار معاصر تهران</p>
<p style="text-align:justify;">شابک: ۶-۱۱۰-۵۲۶-۹۶۴-۹۷۸</p>
<p style="text-align:justify;">کد بازیابی در کتاب‌خانه دیجیتالی دید: ۲۵D4CF0</p>
<p style="text-align:justify;">شمارگان: ۲۰۰۰ نسخه</p>
<p style="text-align:justify;">تلفن انتشارات: ۸۸۵۰۰۲۵۰</p>
<p style="text-align:justify;">دوستانی که در رشت هستند می توانند دست‌کم این کتاب را در انتشارات طاعتی و کتاب‌فروشی مهران بیابند. همچنین دیگر عزیزان در تهران و شهرستان‌ها با برقراری تماس با موسسه می‌توانند نشانی نزدیک‌ترین فروشگاه کتاب به خود را جویا شوند.</p>
<p style="text-align:justify;">نشد که بر کتاب دیباچه بنویسم و بنابراین شرمنده خیلی‌ها شدم؛</p>
<p style="text-align:justify;">نخست پدر و مادرم؛ که این ترجمه را به آنان پیشکش می‌کنم و هر چه از زحمت و تلاش آنان بگویم کم است.</p>
<p style="text-align:justify;">دوم، همه دوستانی که به نوعی مشوق من در ترجمه و به‌ویژه ترجمه آثار ارزشی بودند.</p>
<p style="text-align:justify;">سوم از احمد وسکره عزیز که وقت گرانبهایش را برای ویرایش کتاب به من داد و حقیقتا اگر او نبود کتاب به اینجا نمی‌رسید. چیزهایی از او آموختم که برای همیشه در ترجمه کمک‌کارم خواهد بود.</p>
<p style="text-align:justify;">و چهارم از همه دوستان و خوانندگانی که کتاب را می‌خوانند و دیدگاه‌های خود را در باره کتاب و ترجمه آن به من منتقل می‌کنند بی‌نهایت سپاسگزار خواهم بود.</p>
<p style="text-align:justify;"><a href="http://ibna.ir/vdcfexdt.w6d1tagiiw.html" target="_blank">خبر چاپ کتاب در خبرگزاری کتاب ایران</a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.nabizade.ir/blog/?feed=rss2&#038;p=162</wfw:commentRss>
		<slash:comments>6</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>داستانِ شیر یارانه‌ای  و ساندیس</title>
		<link>http://www.nabizade.ir/blog/?p=158&#038;utm_source=rss&#038;utm_medium=rss&#038;utm_campaign=%25d8%25af%25d8%25a7%25d8%25b3%25d8%25aa%25d8%25a7%25d9%2586%25d9%2590-%25d8%25b4%25db%258c%25d8%25b1-%25db%258c%25d8%25a7%25d8%25b1%25d8%25a7%25d9%2586%25d9%2587%25e2%2580%258c%25d8%25a7%25db%258c-%25d9%2588-%25d8%25b3%25d8%25a7%25d9%2586%25d8%25af%25db%258c%25d8%25b3</link>
		<comments>http://www.nabizade.ir/blog/?p=158#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 04 Jan 2010 20:12:19 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Ghadeer Nabizade</dc:creator>
				<category><![CDATA[سیاسی]]></category>
		<category><![CDATA[شیر یارانه ای، ساندیس، 9 دی 88]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://nabizadefa.wordpress.com/2010/01/04/%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86%d9%90-%d8%b4%db%8c%d8%b1-%db%8c%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d9%86%d9%87%e2%80%8c%d8%a7%db%8c-%d9%88-%d8%b3%d8%a7%d9%86%d8%af%db%8c%d8%b3/</guid>
		<description><![CDATA[سالهاست در این مملکت در پخش شیر یارانه‌ای مشکلات زیادی وجود دارد. یقینا این مشکل ضعف در مدیریت در همه سطوح است. این در حالی‌ست که در هر کوی و برزن ده‌ها عامل توزیع وجود دارد و تقریبا هر ایرانی در نزدیکی محل زندگی خود به یکی از عوامل توزیع دسترسی دارد. حالا من مانده‌ام [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>سالهاست در این مملکت در پخش شیر یارانه‌ای مشکلات زیادی وجود دارد. یقینا این مشکل ضعف در مدیریت در همه سطوح است. این در حالی‌ست که در هر کوی و برزن ده‌ها عامل توزیع وجود دارد و تقریبا هر ایرانی در نزدیکی محل زندگی خود به یکی از عوامل توزیع دسترسی دارد. حالا من مانده‌ام که چه‌گونه جمهوری اسلامی توانسته کیک و ساندیس و ساندویچ را به راحتی آن‌هم تنها در چند ساعت در میان میلیون‌ها ایرانی پخش کند. اگر واقعا بتواند چنین کند که شاهکار است. پس ما خواهش می‌کنیم حالا یک فکری به حال شیر یارانه‌ای کنند.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.nabizade.ir/blog/?feed=rss2&#038;p=158</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>جمهوری اسلامی، حق من کو؟!</title>
		<link>http://www.nabizade.ir/blog/?p=152&#038;utm_source=rss&#038;utm_medium=rss&#038;utm_campaign=%25d8%25ac%25d9%2585%25d9%2587%25d9%2588%25d8%25b1%25db%258c-%25d8%25a7%25d8%25b3%25d9%2584%25d8%25a7%25d9%2585%25db%258c%25d8%258c-%25d9%2586%25d9%2586%25da%25af%25d8%25aa-%25d8%25a8%25d8%25a7%25d8%25af</link>
		<comments>http://www.nabizade.ir/blog/?p=152#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 31 Dec 2009 19:00:38 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Ghadeer Nabizade</dc:creator>
				<category><![CDATA[سیاسی]]></category>
		<category><![CDATA[9 دی 88]]></category>
		<category><![CDATA[موسوی]]></category>
		<category><![CDATA[کروبی]]></category>
		<category><![CDATA[کیک و ساندیس]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://nabizadefa.wordpress.com/?p=152</guid>
		<description><![CDATA[می‌گفتند که جمهوری اسلامی حق انسان را نادیده می‌گیرد ولی من باور نمی‌کردم. می‌گفتند اینها ذات‌شان خراب است ولی من باور نمی‌کردم. ولی امروز فهمیدم. واقعا فهمیدم. ننگ بر این مزدوران. امروز و امشب که اخبار می‌دیدم، شنیدم که دیروز ما در راه‌پیمایی باید کیک و ساندیس و ساندویچ می‌گرفتیم ولی به ما ندادند. پس [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:justify;"><img class="aligncenter" title="چه میکنه این ساندیس!" src="http://friendfeed-media.com/156e094612de668c2fdc968c76d5f360c8016f33" alt="" width="300" height="157" /></p>
<p style="text-align:justify;">می‌گفتند که جمهوری اسلامی حق انسان را نادیده می‌گیرد ولی من باور نمی‌کردم. می‌گفتند اینها ذات‌شان خراب است ولی من باور نمی‌کردم. ولی امروز فهمیدم. واقعا فهمیدم. ننگ بر این مزدوران. امروز و امشب که اخبار می‌دیدم، شنیدم که دیروز ما در راه‌پیمایی باید کیک و ساندیس و ساندویچ می‌گرفتیم ولی به ما ندادند. پس حق من کو؟؟؟؟؟؟ آخر دست‌کم یک ساندیس می‌دادید که ما گلوی‌مان خشک شد و حتا آب هم برای خوردن پیدا نمی‌شد. واقعا ننگ بر شما. حتا برای راهپیمایی هم نه ما را تعطیل کردند و نه یک روز تعطیلی دادند. من خودم دو ساعت مرخصی گرفتم. این رسوایی را به که بگویم؟ نگفتند دست کم هیچ که ندادند، یک اتوبوس بگذارند و ما را که خسته و مرده از پیاده روی بودیم تا جایی برسانند. واقعا که اینها بی‌حرمتی را از حد گذرانده‌اند.</p>
<p style="text-align:justify;">راستی، در ماهواره می‌گفت خیابان‌ها شلوغ نبوده. نکند ما جای دیگر رفته بودیم؛ اما هر جا که بود اسم خیابان‌اش انقلاب بود. البته ما که نتوانستیم به میدان برسیم. احتمالا در تهران دو خیابان انقلاب داریم! ولی تا آخر دی صبر می‌کنم، اگر پاداش راه‌پیمایی در حقوق من منظور نشده باشد من هم با سبزی‌ها همراه می‌شوم.</p>
<p style="text-align:center;"><img class="aligncenter" title="نهضت ساندیس من کو" src="http://yektalabeh.persiangig.com/image/shoar.jpg" alt="" width="400" height="300" /></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.nabizade.ir/blog/?feed=rss2&#038;p=152</wfw:commentRss>
		<slash:comments>24</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>من ایرانی‌ام</title>
		<link>http://www.nabizade.ir/blog/?p=149&#038;utm_source=rss&#038;utm_medium=rss&#038;utm_campaign=%25d9%2585%25d9%2586-%25d8%25a7%25db%258c%25d8%25b1%25d8%25a7%25d9%2586%25db%258c%25e2%2580%258c%25d8%25a7%25d9%2585</link>
		<comments>http://www.nabizade.ir/blog/?p=149#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 31 Dec 2009 04:01:26 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Ghadeer Nabizade</dc:creator>
				<category><![CDATA[شخصی]]></category>
		<category><![CDATA[راهپیمایی 9 دی 1388]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://nabizadefa.wordpress.com/?p=149</guid>
		<description><![CDATA[دیروز که در میان مردم بودم و امروز، تنها چیزی که می توانم بگویم این است که من به ایرانی بودن-ام افتخار می کنم. من ایرانی‌ام.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:justify;">دیروز که در میان مردم بودم و امروز، تنها چیزی که می توانم بگویم این است که من به ایرانی بودن-ام افتخار می کنم. من ایرانی‌ام.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.nabizade.ir/blog/?feed=rss2&#038;p=149</wfw:commentRss>
		<slash:comments>5</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>Viva Autarchy!</title>
		<link>http://www.nabizade.ir/blog/?p=102&#038;utm_source=rss&#038;utm_medium=rss&#038;utm_campaign=viva-autarchy</link>
		<comments>http://www.nabizade.ir/blog/?p=102#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 18 Dec 2009 18:12:04 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Ghadeer Nabizade</dc:creator>
				<category><![CDATA[English]]></category>
		<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[سیاسی]]></category>
		<category><![CDATA[Khamenei، Mousavi]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://nabizadeen.wordpress.com/?p=102</guid>
		<description><![CDATA[By: Mahdi Fazaeli Translation by: G. Nabizade Source: Jame-Jam news paper Mir Hossein Mousavi was appointed as a member of the Expediency Council by Ayatollah Ali Khamenei and is still invited to participate in its meetings. Moreover, long ago he was appointed as a member of Supreme Council of Cultural Revolution, and still holds the [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<ul style="text-align: justify;">
<li style="text-align: left;">By: Mahdi Fazaeli</li>
<li style="text-align: left;">Translation by: G. Nabizade</li>
<li style="text-align: left;">Source: Jame-Jam news paper</li>
</ul>
<p style="text-align: left;"><a href="http://z.about.com/d/middleeast/1/0/h/6/-/-/0423-supreme-khamenei.jpg"><img class="aligncenter" title="Iran's Supreme Leader" src="http://z.about.com/d/middleeast/1/0/h/6/-/-/0423-supreme-khamenei.jpg" alt="" width="455" height="361" /></a></p>
<p style="text-align: left;">Mir Hossein Mousavi was appointed as a member of the Expediency Council by Ayatollah Ali Khamenei and is still invited to participate in its meetings. Moreover, long ago he was appointed as a member of Supreme Council of Cultural Revolution, and still holds the membership. Moreover, he is director of Art Academy. And finally, guarding team of the IRGC protects him.</p>
<p style="text-align: left;">Meanwhile, after the presidential election on June 12 and his failure to attract the majority of ballots, he has taken opposite stands against the state pillars and has violated multiple articles of the Constitution and public law. He, along with his fans have gone against the principles and ideals of the founder of Islamic republic of Iran: fighting against Great Satan, fighting against Zionist regime, supporting an Islamic Republic state, being discordant against the enemies, and supporting Vilayah, to name a few. But he is still holding the above-mentioned designations. Now, the state which is tolerating Mir Hossein Mousavi with such behaviors and is showing such tolerance and broadmindedness against him is an autarchy? If it is so, then “Viva Autarchy”.</p>
<p style="text-align: left;">Can you name any movement or political figure that can show such tolerance against his opponents? When Mr. Mousavi was the Prime Minister, he filtered all the ministers who opposed him. Mr. Khatami during his presidential period and Mr. Karoubi when he was the parliament speaker did not appoint any of their opponents, even as a simple advisor.</p>
<p style="text-align: left;">In the reformist government, thousands were discharged from their posts, since they did not vote for Khatami, only. Even it was subject to many analyses: since they don’t recognize President Khatami’s ideas on running the country, therefore they cannot help the government.</p>
<p style="text-align: left;">Furthermore, you can take a look at the appointees and advisors to the head of Expediency Council to see the difference between their words and their deeds.</p>
<p style="text-align: left;">Such kind of tolerance and broadmindedness from the Leader is not just limited to Mir Hossein Mousavi. Ayatollah Khamenei appointed Mr. Mousavi Khoeiniha as his political advisor in his early leadership days. In addition, he did not even cut the financial support to Fighting Clerical Forum (Majma Rihanion Mobarez) in 90s when Karoubi was its Secretary General. Despite all differences, Ayatollah Khamenei insisted on the further activities of the movement and Forum’s vibrant presence in country’s political scene, while then-Prime Minister, who is an ardent fan of freedom of speech, did not favor the activities of opposition movements. Not only he didn’t favor, but he didn’t let them work and even did the best to seclude them.</p>
<p style="text-align: left;">Another example is leader’s relationship with Unity Building Office (Dafter Tahkim Vahdat) –which has been an opposition group in last two decades- and financial support in 90s, despite their opponent positions.</p>
<p style="text-align: left;">After the 9th presidential election, the supreme leader invited Karoubi to his office and provided him with some facilities. The combination of the members of Expediency Council and Supreme Council of Cultural Revolution as well as his representatives in the Supreme Defense Council indicates his tolerance and broadmindedness.</p>
<p style="text-align: left;">“I believe in maximum attraction and minimum repelling, but there are those who insist to take distance from the Islamic Republic and has changed a domestic issue into a war against the Islamic Republic”, said the Supreme leader in a speech addressed to Hawzah (Religious School) teachers and students.</p>
<p style="text-align: left;">In our religious teachings it is mentioned that “those who are heads are supposed to be tolerant”, therefore what is fulfilled is the same. We do not expect our Leader the contrary but they are so dastard; those who used him some time back and now are easily rejecting him.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.nabizade.ir/blog/?feed=rss2&#038;p=102</wfw:commentRss>
		<slash:comments>3</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>هتک حرمت امام؛ سنک تابوت اصلاحات</title>
		<link>http://www.nabizade.ir/blog/?p=147&#038;utm_source=rss&#038;utm_medium=rss&#038;utm_campaign=%25d9%2587%25d8%25aa%25d9%2583-%25d8%25ad%25d8%25b1%25d9%2585%25d8%25aa-%25d8%25a7%25d9%2585%25d8%25a7%25d9%2585%25d8%259b-%25d8%25b3%25d9%2586%25d9%2583-%25d8%25aa%25d8%25a7%25d8%25a8%25d9%2588%25d8%25aa-%25d8%25a7%25d8%25b5%25d9%2584%25d8%25a7%25d8%25ad%25d8%25a7%25d8%25aa</link>
		<comments>http://www.nabizade.ir/blog/?p=147#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 18 Dec 2009 18:10:54 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Ghadeer Nabizade</dc:creator>
				<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[سیاسی]]></category>
		<category><![CDATA[خاتمی]]></category>
		<category><![CDATA[خامنه ای]]></category>
		<category><![CDATA[مرگ بر دیکتاتور]]></category>
		<category><![CDATA[مرگ بر ضد ولایت فقیه]]></category>
		<category><![CDATA[موج سبز]]></category>
		<category><![CDATA[میر حسین موسوی]]></category>
		<category><![CDATA[هاشمی]]></category>
		<category><![CDATA[کروبی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://nabizadefa.wordpress.com/?p=147</guid>
		<description><![CDATA[کمی پیش از انتخابات ۲۲ خرداد ۸۸ هم پیدا بود که اگر اصلاح‌طلبان به شیوه درپیش‌گرفته خود ادامه دهند به سوی نابودی پیش می‌روند. تصور دیواری که اصلاح‌طلبان با مخ به سوی آن می‌رفتند، تنها چیزی بود که ذهن مرا به خود مشغول می‌کرد. همیشه در این اندیشه بودم که چرا این‌گونه بی‌کله به پیش [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:justify;">کمی پیش از انتخابات ۲۲ خرداد ۸۸ هم پیدا بود که اگر اصلاح‌طلبان به شیوه درپیش‌گرفته خود ادامه دهند به سوی نابودی پیش می‌روند. تصور دیواری که اصلاح‌طلبان با مخ به سوی آن می‌رفتند، تنها چیزی بود که ذهن مرا به خود مشغول می‌کرد. همیشه در این اندیشه بودم که چرا این‌گونه بی‌کله به پیش می‌روند و شاید هم برنامه‌ای داشتند که البته عقل‌ام در این باره به جایی قد نمی‌داد. بحث داخل نظام بود. طبیعی بود که اگر می‌خواستند با اپوزیسیون خارجی یک‌صدا فریاد بزنند، تنها گور خود را می‌کندند. اما این میان به دنبال چه بودند معلوم نبود. چیزی که بسیار بدان اشاره می‌شود کودتا یا انقلاب مخملی است و از این گونه اصطلاحات. البته نمی‌توان باور کرد که میرحسین موسوی و کروبی برای انتخابات به میان آمده باشند تا حکومت را تغییر دهند. زیرا نخست، چنین قدرتی نداشتند و دوم از پیشینه آنان چنین بر نمی‌آمد.<br />
البته نمی‌توان زیر این حقیقت زد که عده‌ای فرصت‌طلب از مسائل پیش‌آمده نهایت استفاده را کردند و هر چه خواستند کردند. از همان نخستین روز پس از انتخابات جریان از دست سازندگان آن (هاشمی، خاتمی، موسی و کروبی) به در آمد. از آن روز، این عزیزان خود را با جریان‌های خیابانی تنظیم می‌کردند. این مساله کاملا هویدا بود. برای نمونه بی‌بی‌سی چیزی می‌گفت و چند ساعت بعد همان در بیانیه کروبی و میرحسین و جمعه روحانیون می‌آمد. در هر صورت برخی اکنون همه چیز را نادیده می‌گیرند و یک راست می‌روند سراغ انقلاب رنگی. شاید پر بیراه هم نباشد زمانی که سیری که از نامه هاشمی آغاز می‌شود را با تک تک نامه‌ها و بیانیه‌های نامبردگان و احزاب و وابستگان به آن‌ها بخوانید.<br />
در هر حال امروز با هتک حرمت امام، بیش از پیش مشخص شده این راهی که آقایان رفورمیست می‌روند که خاتمی آن را نقطه مشترک جریان متبوع‌اش با نهضت امام حسین (ع) می‌داند، به سوی واشینگتن است (اگر نگوییم ترکستان).<br />
اگر به یاد داشته باشید، رهبری در روز ۲۲ تیر ۷۸ در حسینیه امام خمینی (ره) فرمودند که «اگر عکس مرا هم پاره کردند، کاری نداشته باشید». پس به راحتی –بسیار خوش‌بینانه- می‌توان نتیجه گرفت که دست کم این قبیل اقدامات پیشینه‌ای ۱۰ ساله دارد. گرچه من تاکنون موردی به یاد ندارم که پاره شدن عکس امام را به چشم دیده باشم اما کاریکاتور ایشان را در سایت‌ها و وبلاگ‌های افراد زیادی دیده‌ام و بارها نیز دیده که ادای امام را در می‌آوردند و سخنرانی‌های معروف امام را مسخره می‌کردند. شاید نکته‌ای که همه به یاد داشته باشند این پیامکی باشد که چند سال پیش در سالروز درگذشت امام دست به دست می‌شد که «و لکن این چنین نباشد که ما ارتحال کنیم و شما عشق و حال، ما ارتحال کنیم و شما تعطیلات بروید شمال.» پس این موضوع چیز جدیدی نیست، اما پیرو این قاعده که بالاخره اتفاق یک بار می‌افتد این بار آتش این موضوع گریبانگیرشان شد.<br />
همچنین رهبری در یکی از سخنرانی‌های خود اعلام داشتند که به کسانی که به این اغتشاشات دامن می‌زنند گفته‌اند شما که این را به وجود آورده‌اید، می‌توانید آن را کنترل هم کنید؟<br />
طبیعی است که چنین چیزی ممکن نیست. یک مربی یا بازیکن فوتبال ممکن است در گوشه نیمکت خود کاری بکند که یک استادیوم را به خروش آورد و یک نفر کاری کند که خسارتی به بار آورد. حال آن مربی یا بازیکن هر چه هم که بگوید من که کاری نکردم، مثلا فقط بالا-پایین پریدم و &#8230; پذیرفتنی نیست. چون از هر شخصی انتظاری است. انتظار از مربی یا بازیکن فوتبال یک تیم لیگ برتری بسیار بیش از یک تماشاچی ساده است.<br />
ماجرا در این‌جا هم همین است. وقتی دانشجویی که همیشه در سر کلاس‌ها به امام و انقلاب توهین می‌کرده، در جمع دوستان به امام و انقلاب توهین می‌کرده، برخی استادان هم تحریک‌اش می‌کردند و در خانه و اطرفیان او هم اثری از انقلاب اسلامی امام نیست، چه انتظاری است؟ اگر او عکس امام را پاره نکند جای تعجب است. کیست که نداند امروز در بسیاری از دانشگاه‌های ما در کلاس درس به رهبر و ولایت فقیه توهین می‌شود؟ کیست که نداند قشر مذهبی و انقلابی ما در دانشگاه‌ها مظلوم‌اند نه سوسول‌هایی که به چیزی اعتقاد ندارند؟ واقعا از آن‌ها چه انتظاریست؟<br />
وقتی هاشمی به رهبر نامه بدون بسم‌الله می‌نویسد و عملا دست به تهدید می‌زند، از یک دانشجویی که اصلا از انقلاب هیچ نمی‌داند و هیچ نمی‌فهمد چه انتظاری است؟ وقتی کروبی و هاشمی و موسوی و خاتمی و چند نفر دیگر که افتخارشان چند دست‌خط از حضرت‌ روح‌الله است و زندان کشیدن و شکنجه در پیش از انقلاب –که ارزش آن با چیزی برابری نمی‌کند-  چنین می‌کنند، از یک دانشجوبی ۲۰ ساله چه انتظاری است؟<br />
راست گفت محمد نوری‌زاد. او گفت که عکس امام را هم‌او پاره کرده است. بله. عکس امام را همین‌ها پاره کردند؛ هاشمی پاره کرده است که به رسم منافقان خطبه خوانده و جا به جا جوری در می‌رود که در هیچ جایی که رهبر هست حضور نداشته باشد تا ناچار به عرض ارادت شود. عکس امام را کروبی پاره کرده که در انتخابات از آرای باطله هم رای کمتری آورده ولی هر روز یک سر اغتشاش است و فکر آبروی خود را هم نمی‌کند. عکس امام را موسوی پاره کرده که خود را قانون‌مند می‌داند و نخست‌وزیر امام اما هیچ قانونی را در کشور قبول ندارد. تقصیر آن دانشجوی بدبخت چیست؟ -البته منظور ما تبرئه نیست و هدف قیاس است-<br />
حالا که اصلاح‌طلبان قافیه را باخته‌اند و هر چه در آستین داشتند و رو کردند و دیدند که به جایی نرسید، دو برنامه جدید دارند: ۱- اتحاد، ۲- مقابله با دولت احمدی‌نژاد.<br />
مدتی است که بحث اتحاد سخن روز است. محسن رضایی هم همین را می‌گوید. اصلا همه این‌ها به همین اتحاد وابسته‌اند، حتا محسن رضایی که در تمام طول ماجرا خواست خود را مستق نشان دهد حالا برای اتحاد به دست و پا افتاده. آن‌هم با یک پیشنهاد مسخره که اصلا اجرایی نیست. البته این روزها خیلی‌ها در پی اتحاد اند.<br />
مورد دیگر هم وارونه کردن ماجراست. از مقابله با نظام که هیچ دستگیرشان نشد حالا گیر داده‌اند به دولت و می‌خواهند تقابل خود با حکومت را، تقابل با احمدی‌ن‍ژاد نشان دهند.<br />
که البته این دو مورد هم از پیش شکست خورده است. کسی که در آستانه مردن است، هر کاری از دست‌اش بر بیاید انجام می‌دهد تا جلوی آن را بگیرد. حال اصلاحات در حال احتضار است اما به سختی جان می‌کند و دوایی برای درد آن نیست هر چقدر هم که محسن رضایی پیشنهاد بدهد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.nabizade.ir/blog/?feed=rss2&#038;p=147</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>کوبا؛ سیاست، فرهنگ، سیگار</title>
		<link>http://www.nabizade.ir/blog/?p=144&#038;utm_source=rss&#038;utm_medium=rss&#038;utm_campaign=%25da%25a9%25d9%2588%25d8%25a8%25d8%25a7%25d8%259b-%25d8%25b3%25db%258c%25d8%25a7%25d8%25b3%25d8%25aa%25d8%258c-%25d9%2581%25d8%25b1%25d9%2587%25d9%2586%25da%25af%25d8%258c-%25d8%25b3%25db%258c%25da%25af%25d8%25a7%25d8%25b1</link>
		<comments>http://www.nabizade.ir/blog/?p=144#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 15 Dec 2009 18:27:47 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Ghadeer Nabizade</dc:creator>
				<category><![CDATA[بین‌الملل]]></category>
		<category><![CDATA[ترجمه]]></category>
		<category><![CDATA[اسپانیایی]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[سیاست]]></category>
		<category><![CDATA[سیگار برگ]]></category>
		<category><![CDATA[فرهنگ]]></category>
		<category><![CDATA[کوبا]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://nabizadefa.wordpress.com/?p=144</guid>
		<description><![CDATA[همیشه کوبا را دوست داشتم. شاید نخست زبان شیرین اسپانیایی را دوست داشتم. همچنین فیدل را. سیگارها و توتون‌ها خوبی دارد. این مطلب را در روزنامه اعتماد دیدم و خوش‌ام آمد. از بی‌بی‌سی است با برگردان مینا شرفی. راستی ما دگم هستیم اما اعتماد هم می‌خوانیم. به قول یکی از روزنامه‌نگاران که به تقلید از [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:justify;">همیشه کوبا را دوست داشتم. شاید نخست زبان شیرین اسپانیایی را دوست داشتم. همچنین فیدل را. سیگارها و توتون‌ها خوبی دارد. این مطلب را در روزنامه اعتماد دیدم و خوش‌ام آمد. از بی‌بی‌سی است با برگردان مینا شرفی. راستی ما دگم هستیم اما اعتماد هم می‌خوانیم. به قول یکی از روزنامه‌نگاران که به تقلید از همکاران‌ روشن فکر-اش بیسکویت ساقه‌طلایی می‌خورد، آن‌ها به او گفته بودند هرچه هم که ساقه‌طلایی بخوری، تو روشن‌فکر بشو نیستی!</p>
<p style="text-align:justify;">
<p style="text-align:center;"><strong><em>سیگارهای دست ساز کوبا با طعم سیاست و فرهنگ</em></strong></p>
<p style="text-align:center;"><img class="aligncenter" title="کارخانه سیگار سازی در کوبا" src="http://www.etemaad.ir/Released/88-09-24/8-1.jpg" alt="" width="350" height="186" /><br />
به رغم کاهش تقاضا به دلیل بحران اقتصادی جهان کوبا هنوز هم به عنوان بزرگ ترین تولیدکننده سیگار در دنیا محسوب می شود. اما به راستی دلیل موفقیت کوبا در این زمینه چیست؟</p>
<p style="text-align:justify;">هوا در کارخانه H Upmann در هاوانا بسیار سنگین است و بوی شیرین تنباکو به مشام می رسد. هوا گرم و مرطوب است اما هیچ دستگاه تهویه هوایی در اینجا وجود ندارد چرا که روشن بودن دستگاه تهویه باعث خشک شدن برگ های ارزشمند سیگار می شود. در یک سالن بزرگ کارگران ردیف به ردیف روی نیمکت های چوبی نشسته اند. مردان و زنان با دقتی فوق العاده در حال پیچیدن سیگار هستند. تولید سیگارهای دست ساز مشهور کوبا توانایی های خاصی می طلبد که مهم ترین آن داشتن تمرکزی بسیار بالاست. در اینجا کارگران هیچ زمانی برای حرف زدن با یکدیگر ندارند و هیچ حرفی میان آنها رد و بدل نمی شود. جلوی اتاق جایگاه بلندی وجود دارد که یک نفر با میکروفنی در دست روی آن نشسته و مشغول خواندن روزنامه دولتی گرانما برای کارگران است. در بسیاری از کارخانه های سیگارسازی کوبا مدیران به جای پخش موسیقی برای کارگران در زمان کار همانند سنت دیرین کارخانه های سیگار سازی این کشور یک نفر را استخدام می کنند تا برای آنها کتاب یا روزنامه بخواند. گاریسل والدس لومبیلو که معلم بوده در طول ۲۰ سال گذشته در این کارخانه برای کارگران کتاب و روزنامه می خواند. او صبح ها گزارش ها و خبرهای روزنامه دولتی گرانما را برای کارگران می خواند و عصرها هم برای آنها رمان و کتاب می خواند. این کاری است که خانم والدس هیچ گاه از انجام آن خسته نمی شود. او می گوید؛ «با این کار احساس می کنم فرد مفیدی هستم و می توانم اندکی اطلاعات در اختیار دیگران قرار دهم. افرادی که در اینجا کار می کنند من را به چشم یک مشاور و کسی که از حقوق، روانشناسی و روابط اجتماعی مطالبی می داند، می بینند.» پس از آنکه خواندن روزنامه تمام می شود کارکنان این حق را دارند که اعلام کنند دوست دارند در ادامه چه مطلبی را بشنوند. در این قسمت معمولاً کارگران ترجیح می دهند به یک رمان گوش دهند. شاهکار الکساندر دوما «کنت مونت کریستو» یکی از رمان های مورد علاقه کارگران این کارخانه است. خواندن یک کتاب یا مطلب در کارخانه ها و کارگاه های سیگار سازی با صدای بلند سنتی است که از سال ۱۸۶۰ در کوبا باب شده است. در آن زمان خواننده کارگاه ها از میان کارگرانی که خواندن بلد بودند و صدای خوبی هم داشتند انتخاب می شدند. طبق گفته زئو نوچدو پریمو مدیر موزه سیگار هاوانا در گذشته کارگرانی که سیگار می پیچیدند از حقوق خود دستمزد خواننده کارگاه را پرداخت می کردند. او می گوید؛ «در آن زمان کارگران از میان خودشان فردی را انتخاب می کردند که بتواند بخواند و صدای خوبی هم داشته باشد.» خوانندگان کارخانه های سیگارسازی همیشه میان صاحبان کارخانه ها و مقامات دولتی محبوبیت نداشته اند. برای سال های متمادی کارگران کارخانه های سیگارسازی در میان افراد آگاه جامعه کوبا و گروه های فعال سیاسی قرار داشتند و امروزه هم سطح آگاهی سیاسی در میان این قشر از کوبایی ها بیش از سایرین است. این سنت برای مدتی به کارخانه های سیگارسازی در فلوریدا، مکزیک و اسپانیا هم گسترش یافت. اما امروزه این روش تنها در کارخانه های سیگار سازی کوبا دیده می شود .در حال حاضر نزدیک به ۲۵۰ خواننده در کارخانه های سیگارسازی این کشور کار می کنند. رافائل انچندیا که برای مدت ها سیگار می پیچیده اما اکنون برای کارگران کتاب و روزنامه می خواند در این باره می گوید؛ «این روش به کارگران کمک می کند بیش از پیش بر کار خود تمرکز کنند. در عین حال کارگران حین کار کردن هم چیزی یاد می گیرند. این نوعی آموزش برای کارگران و بالا رفتن سطح آگاهی شان محسوب می شود.» یاریما که قبل از حضورش در این کارخانه سیگارسازی در زندگی اش کتاب نخوانده بود هم در این باره می گوید؛ «این مساله افق های روشنی را در برابر من گشود. گوش کردن به مطالب کتاب ها و روزنامه نه تنها سازنده بلکه بسیار جالب و سرگرم کننده هم هست.» به همین دلیل برخی از مشهورترین برندهای سیگار در کوبا نام شان را از روی کتاب های مورد علاقه کارگران انتخاب کرده اند. برای مثال کارخانه Upmann H نام دو سیگار معروف خود را کنت مونت کریستو و رومئو و ژولیت گذاشته است.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.nabizade.ir/blog/?feed=rss2&#038;p=144</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>جامعه جهانی و اراجیفی که به خورد جهان می‌دهد</title>
		<link>http://www.nabizade.ir/blog/?p=140&#038;utm_source=rss&#038;utm_medium=rss&#038;utm_campaign=%25d8%25ac%25d8%25a7%25d9%2585%25d8%25b9%25d9%2587-%25d8%25ac%25d9%2587%25d8%25a7%25d9%2586%25db%258c-%25d9%2588-%25d8%25a7%25d8%25b1%25d8%25a7%25d8%25ac%25db%258c%25d9%2581%25db%258c-%25da%25a9%25d9%2587-%25d8%25a8%25d9%2587-%25d8%25ae%25d9%2588%25d8%25b1%25d8%25af-%25d8%25ac%25d9%2587%25d8%25a7%25d9%2586-%25d9%2585%25db%258c</link>
		<comments>http://www.nabizade.ir/blog/?p=140#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 12 Dec 2009 15:35:21 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Ghadeer Nabizade</dc:creator>
				<category><![CDATA[بین‌الملل]]></category>
		<category><![CDATA[اوباما]]></category>
		<category><![CDATA[جامعه جهانی]]></category>
		<category><![CDATA[زهرا رهنورد]]></category>
		<category><![CDATA[فارن پالیسی]]></category>
		<category><![CDATA[میر حسین موسوی]]></category>
		<category><![CDATA[نوبل]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://nabizadefa.wordpress.com/?p=140</guid>
		<description><![CDATA[حتما شنیده‌اید که کسی نام فرزند‌-اش را رستم گذاشته بود و جرات نداشت او را صدا بزند. این ماجرا همان ماجرای «جامعه جهانی و ما» است. پس از جنگ جهانی دوم و شکل‌گیری سازمان ملل و چند رخداد دیگر عده‌ای خود را جامعه جهانی ‌خوانند و به آن هم باور دارند. مثل این است که [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:justify;"><a href="http://www.foreignpolicy.com/images/091124_Rahnavard91873993RESIZED.jpg"><img class="aligncenter" title="زهرا رهنورد" src="http://www.foreignpolicy.com/images/091124_Rahnavard91873993RESIZED.jpg" alt="" width="446" height="289" /></a>حتما شنیده‌اید که کسی نام فرزند‌-اش را رستم گذاشته بود و جرات نداشت او را صدا بزند. این ماجرا همان ماجرای «جامعه جهانی و ما» است. پس از جنگ جهانی دوم و شکل‌گیری سازمان ملل و چند رخداد دیگر عده‌ای خود را جامعه جهانی ‌خوانند و به آن هم باور دارند. مثل این است که کسی در یک خانواده خود را نماینده کل خانواده بداند، آن هم نه به انتخاب همه بلکه به انتصاب خود-اش. خنده‌دارتر از این معنی ندارد. آن‌وقت این جامعه جهانیِ خودخوانده هر چیزی را به خورد جهان می‌دهد چون جامعه جهانی است. یک روز قطعنامه می‌دهند به نام جامعه جهانی، یک روز نوبل می‌دهد به نام جامعه جهانی و یک روز متفکران جهان را معرفی می‌کنند به نام جامعه جهانی. انتظار هم دارد که آن را به زور به جهان تحمیل کند. این است که تا در توان دارد رسانه‌ها را کوک می‌کند و سوت می‌زند تا جهان را از هیاهوی کر کننده پر کند تا شاید چند نفری بیش‌تر از گرسنگان و ملت‌هایی که با حسرت پای ماهواره‌های رنگارنگ می‌نشینند را جذب خود کند.</p>
<p style="text-align:justify;">هنوز هوش و هواس ما از صلح کذایی نوبل اهدایی به اوباما سر جا نیامده بود که هبه‌ای دیگر به جهان و به ویژه ملت ایران دادند. البته این آقای اوباما هم نگفت تشکری کند و بگوید ممنون از این همه لطف که من هیچ نکردم ولی شما مرا شایسته دانستید تا بزرگ‌ترین جایزه سیاسی جهان را به من بدهید. دو دستی رفت جایزه را گرفت و در کمال پررویی نطق هم کرد و از گسیل سربازان به افغانستان و قتل‌عام‌های همیشگی‌اش در جهان دفاع کرد زیرا جامعه بین‌المللی او را برگزیده بود. هنوز گیج می‌خوردیم که خانم رهنورد ما هم اسم‌اش در جهان پیچید آن هم به عنوان سومین متفکر بزرگ جهانی! البته در این باره دوست خوب‌ام <a href="http://kistiema.blogfa.com/post-48.aspx" target="_blank">وحید یامین‌پور نوشته‌ای به تفصیل</a> نگاشته که نیازی به گزافه‌گویی من نسیت اما هنوز در شگفتم که این‌ها در باره مردم جهان چه می‌اندیشند که هر مزخرفی را به آسانی به خورد آنان می‌دهند. البته اگر تصور می‌کنند که قاطبه مردم می‌پذیرند در اشتباه‌اند و خودشان هم می‌دانند که از این خبرها نیست و بیخ گوش‌شان در همان واشینگتن و سوئیس و فرانسه و بالاخره در قلب همان جامعه جهانی اعتراض است پشت اعتراض به همین گستاخی‌های پی‌درپی جامعه جهانی. شگفت من هم از همین است که با این که می‌دانند مردم این‌گونه نمی‌اندیشند و این‌گونه مسائل را بر نمی‌تابند، باز هم با گستاخی تمام همان‌ها را تکرار می‌کنند.</p>
<p style="text-align:justify;">البته این‌‌ها برای ملت ایران بسیار آموختنی است و ما ۳۰ سال است که از این‌ها درس می‌گیریم و به خوبی می‌دانیم که جایزه صلح نوبل متعلق به جنگ‌طلبان و زورگویان است. همین متفکرین برتر جهانی را هم باید خدمتکاران به اسرائیل دانست. یعنی همان‌هایی که در یک سال گذشته بیشترین خدمت را به اسرائیل کردند. و جالب این‌جاست که اوباما با همه خدماتی که به اسرائیل ارائه کرده و سخنان نغزی که ایراد داشته در این لیست دوم شده! و البته خانم زهرا رهنورد، همسر میرحسن موسوی بالاتر از بسیاری از صهیونیست‌ها در این فهرست سوم شده که من آن را به جامعه روشنفکران زن ایرانی، به ویژه بر و بچه‌های کمپین یک میلیون امضا تبریک می‌گویم.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.nabizade.ir/blog/?feed=rss2&#038;p=140</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>گفتمان محل‌کار-۱</title>
		<link>http://www.nabizade.ir/blog/?p=137&#038;utm_source=rss&#038;utm_medium=rss&#038;utm_campaign=%25da%25af%25d9%2581%25d8%25aa%25d9%2585%25d8%25a7%25d9%2586-%25d9%2585%25d8%25ad%25d9%2584%25e2%2580%258c%25da%25a9%25d8%25a7%25d8%25b1-1</link>
		<comments>http://www.nabizade.ir/blog/?p=137#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 11 Dec 2009 16:04:41 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Ghadeer Nabizade</dc:creator>
				<category><![CDATA[شخصی]]></category>
		<category><![CDATA[گفتمان]]></category>
		<category><![CDATA[خامنه ای]]></category>
		<category><![CDATA[سازمان کنفرانس اسلامی]]></category>
		<category><![CDATA[سنگال]]></category>
		<category><![CDATA[فلسطین]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://nabizadefa.wordpress.com/?p=137</guid>
		<description><![CDATA[داشت روزنامه‌ها را می‌دید. هر روز کار-اش همین است. باید بریده‌ای از برخی اخبار روزنامه‌ها تهیه کند و برای مدیر بالاتر ببرد. اون: ببین خبر رو. رئیس‌جمهور سنگال اومده با خامنه‌ای دیدار کرده! خامنه ای با اون هم در مورد فلسطین صحبت کرده! من: [بلند بلند مثل اون خندیدم.] چون اون نمی‌دونست که رئیس‌جمهور سنگال [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:justify;"><img class="aligncenter" title="http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/8234/smpl.jpg" src="http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/8234/smpl.jpg" alt="" width="266" height="199" /></p>
<p style="text-align:justify;">داشت روزنامه‌ها را می‌دید. هر روز کار-اش همین است. باید بریده‌ای از برخی اخبار روزنامه‌ها تهیه کند و برای مدیر بالاتر ببرد.</p>
<p style="text-align:justify;">اون: ببین خبر رو. رئیس‌جمهور سنگال اومده با خامنه‌ای دیدار کرده! خامنه ای با اون هم در مورد فلسطین صحبت کرده!</p>
<p style="text-align:justify;">من: [بلند بلند مثل اون خندیدم.]</p>
<p style="text-align:justify;">چون اون نمی‌دونست که رئیس‌جمهور سنگال رئیس دوره‌ای سازمان کنفرانس اسلامیه.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.nabizade.ir/blog/?feed=rss2&#038;p=137</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>آن‌هایی که قرار نیست بفهمند</title>
		<link>http://www.nabizade.ir/blog/?p=134&#038;utm_source=rss&#038;utm_medium=rss&#038;utm_campaign=%25d8%25a2%25d9%2586%25e2%2580%258c%25d9%2587%25d8%25a7%25db%258c%25db%258c-%25da%25a9%25d9%2587-%25d9%2582%25d8%25b1%25d8%25a7%25d8%25b1-%25d9%2586%25db%258c%25d8%25b3%25d8%25aa-%25d8%25a8%25d9%2581%25d9%2587%25d9%2585%25d9%2586%25d8%25af</link>
		<comments>http://www.nabizade.ir/blog/?p=134#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 29 Nov 2009 18:37:34 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Ghadeer Nabizade</dc:creator>
				<category><![CDATA[سیاسی]]></category>
		<category><![CDATA[20:30]]></category>
		<category><![CDATA[بیست و سی]]></category>
		<category><![CDATA[دانشجو]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه تهران]]></category>
		<category><![CDATA[روشنفکری]]></category>
		<category><![CDATA[گوسفند]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://nabizadefa.wordpress.com/2009/11/29/%d8%a2%d9%86%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c%db%8c-%da%a9%d9%87-%d9%82%d8%b1%d8%a7%d8%b1-%d9%86%db%8c%d8%b3%d8%aa-%d8%a8%d9%81%d9%87%d9%85%d9%86%d8%af/</guid>
		<description><![CDATA[این ماجرا امشب در ذهنم شکل نگرفت بلکه امشب برایم تجدید خاطره شد و دو باره یادم آمد هنگامی که بیست و سی را می‌دیدم و آن درگیری در درون دانشگاه تهران را و آن عده‌ای که از اپوزیسیون بودند هرچه از دهن‌شان در می‌آمد می‌گفتند و ادعای روشنفکری داشتند. یادم آمد که شمار بسیاری [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:justify;">این ماجرا امشب در ذهنم شکل نگرفت بلکه امشب برایم تجدید خاطره شد و دو باره یادم آمد هنگامی که بیست و سی را می‌دیدم و آن درگیری در درون دانشگاه تهران را و آن عده‌ای که از اپوزیسیون بودند هرچه از دهن‌شان در می‌آمد می‌گفتند و ادعای روشنفکری داشتند.<br />
یادم آمد که شمار بسیاری از دانشجویان در کشور ما گوسفندانی بیش نیستند. نه می‌فهمند و نه قرار است بفهمند. تنها تفاوتی که پس از چند سال در هنگام فراغت از تحصیل عایدشان می‌شود سن و سال بیشتر نسبت به ورودی‌های جدید است. این که البته جدید نیست. خوشمزه اینجاست که چنان ادعای روشنفکری می‌کنند که انگار تنها خودشان می‌فهمند. آره برادر من، فقط تو می‌فهمی. دست از سر ما بردار. ما نمی‌خواهیم بفهمیم. همین.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.nabizade.ir/blog/?feed=rss2&#038;p=134</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>قاعده بازی</title>
		<link>http://www.nabizade.ir/blog/?p=130&#038;utm_source=rss&#038;utm_medium=rss&#038;utm_campaign=%25d9%2582%25d8%25a7%25d8%25b9%25d8%25af%25d9%2587-%25d8%25a8%25d8%25a7%25d8%25b2%25db%258c</link>
		<comments>http://www.nabizade.ir/blog/?p=130#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 06 Nov 2009 15:08:54 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Ghadeer Nabizade</dc:creator>
				<category><![CDATA[سیاسی]]></category>
		<category><![CDATA[فرهنگ]]></category>
		<category><![CDATA[موسیقی]]></category>
		<category><![CDATA[میر حسین موسوی]]></category>
		<category><![CDATA[نظام جمهوری اسلامی، شجریان، زمین بازی سیاسی]]></category>
		<category><![CDATA[کروبی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://nabizadefa.wordpress.com/?p=130</guid>
		<description><![CDATA[چون این پست را پس از مدت‌ها می‌نویسم، شاید مخلوطی از چند ایده باشد. نخست در باره ماجرای سیزده آبان و سبزها بگویم که: به نظرم الآن یک عده‌ای جلو افتاده‌اند و موسوی و کروبی دنبال آن‌ها می‌دوند تا عقب نمانند. البته این یک اظهار نظر لحظه‌ای نیست. اگر ماجراهایی که رخ می‌دهند را کمی [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:justify;">چون این پست را پس از مدت‌ها می‌نویسم، شاید مخلوطی از چند ایده باشد.</p>
<p style="text-align:justify;">نخست در باره ماجرای سیزده آبان و سبزها بگویم که: به نظرم الآن یک عده‌ای جلو افتاده‌اند و موسوی و کروبی دنبال آن‌ها می‌دوند تا عقب نمانند. البته این یک اظهار نظر لحظه‌ای نیست. اگر ماجراهایی که رخ می‌دهند را کمی به هم بچسبانیم به این نتیجه می‌رسیم.</p>
<p style="text-align:justify;">من اصلا مخالف راهپیمایی و اعتراض آرام نیستم. حتا موافق آن هم هستم. اگر کسی مخالف چیزی است چه باید بکند؟ اعتراض کند. به چه صورتی؟ آن را اعلام کند یا مثل میدان جنگ به جان مردم و نیروها بیفتد؟ خب عاقلانه این است که آن را به صورت مسالمت‌آمیز بر زبان بیاورد.</p>
<p style="text-align:justify;">اما سوالی که این آقایان سبزها و آن‌هایی که به اصطلاح سردمداران‌شان خوانده می‌شوند هنوز به آن پاسخ نداده‌اند این است که با کسی که با سنگ و چماق و اسحه و کوکتل مولوتوف و انواع و اقسام تیزی‌ها به جان مردم می‌افتد، چه باید کرد؟</p>
<p style="text-align:justify;">این آقایان معتقدند که نباید برخورد خشونت‌آمیز کرد. خب چه باید کرد؟</p>
<p style="text-align:justify;">نکته دیگر اینجاست که این آقایان معتقدند که اصلا در آغاز، نیروهای انتظامی و بسیجی‌ها به جان مردم افتادند و سبزها –که موسوی و کروبی خیلی دوست دارند آن‌ها را قاطبه مردم بنامند- از خودشان دفاع می‌کنند. دوستان عزیز، اگر این درست باشد که یعنی هیچ کس در این نظام شعور ندارد الا همین‌هایی که خود را سبز می‌نامند و آن کسی که پنجم شد. در حالی‌که اصلا صحیح نیست.</p>
<p style="text-align:justify;">۱-     تصور کنید: نتیجه انتخابات اعلام شده. پس از آن نیروهای انتظامی به جان مردم می‌افتند و کتک‌شان می‌زنند!!!</p>
<p style="text-align:justify;">این چه منطقی است؟</p>
<p style="text-align:justify;">۲-     تصور کنید: نتیجه انتخابات اعلام شده. پس از آن مردم به نشانه اعتراض به صورت مسالمت‌آمیز به خیابان آمدند و سپس نیروهای انتظامی به جان مردم می‌افتند و کتک‌شان می‌زنند!!!</p>
<p style="text-align:justify;">این چه منطقی است؟</p>
<p style="text-align:justify;">البته من خودم در همان لحظات در خیابان بودم و دیدم. اصلا اینطور نبود. همه معترضین برنامه‌ریزی شده در خیابان بودند. از ماسک‌هایی که پخش می‌شد و دوربین‌هایی که در بالای ساختمان‌ها کار گذاشته شده بود و هزاران سنگی که معلوم نبود از کجا آمده و ده‌ها نکته کوچک و بزرگ دیگر که به سادگی می‌شد فهمید که این موضوع برنامه‌ریزی قبلی داشت. البته برای من که مسلم است و این موضوع هم برای سبزها غیرقابل باور. چون کسی که خودش را به خواب زده، نمی‌توان بیدارش کرد.</p>
<p style="text-align:justify;">از این مساله که بگذریم، دوست داشتم بگویم قاعده بازی را باید بلد بود. این روزها ماجرای سبزها و حکومت به یک بازی تبدیل شده. البته یک عده چنان سرمایه‌گذاری‌ معنوی کرده‌اند و چنان دل بسته‌اند به این بازی‌ها که آدم نمی‌تواند به خریت‌شان نیندیشد. برخی از همان روز اول می‌گفتند کار نظام تمام شده. چه جالب. حالا می‌گویند دیگر آخرهای کار است. می‌بینیم و تعریف می‌کنیم.</p>
<p style="text-align:justify;">اما نمی‌خواستم این را بگویم. می‌خواستم قاعده بازی را بگویم. این روزها هر کس از تریبونی که دارد استفاده می‌کند، آن‌گونه که خودش می‌خواهد. پیش از انتخابات دیدیم و شنیدیم و خواندیم که چه کسانی چه‌ها گفتند. هنرمندان و شخصیت‌ها مذهبی و سیاسی و غیره. این افراد صرفا از ظرفیت خودشان استفاده کردند. البته اصلا منظورم جناح خاصی نیست. از آقای خامنه‌ای بگیرید تا یک بازیگر تلویزیونی. این جریان پس از انتخابات هم کاربرد داشت، حتا بیشتر. عده‌ای از سیاسیون سبز با زندانی شدن از صحنه خارج شدند و حتا با اعتراف‌هایی که کردند از تریبون نظام استفاده کردند برای ابراز پشیمانی. به بازدهی آن کاری ندارم. به همین سادگی سیاسیون از صحنه خارج شدند. از آن همه تنها موسوی و خاتمی و کروبی مانده‌اند و مصاحبه‌ها و بیانیه‌های گاه و بیگاه‌شان که گاه عبارت‌هایی در آن‌ها برجسته می‌شود.</p>
<p style="text-align:justify;">شخصیت‌های مذهبی هم از هر دو طرف در هفته‌ها و ماه اول خیلی دور داشتند. حالا خیلی خبری نیست. گرچه کلا مذهبیون ترجیح دادند سخنی نگویند تا وجهه‌شان نزد مردم خراب نشود!</p>
<p style="text-align:justify;">اما هنرمندان جایگاه خاصی دارند. آنان بسته به جایگاه‌شان در نزد مردم مخاطبان ویژه‌ای دارند. برای نمونه استاد شجریان؛ ایشان فرای نامه‌های گاه و بی‌گاهش به صدا و سیما در باره پخش نکردن صدایش از آن رسانه، در یکی از کنسرت‌هایش در خارج از کشور تصنیفی خواند که بازتاب‌های داخلی فراوان داشت. و پس از آن حتا یکی از هواداران نظام هم تصنیفی در برابر آن تصنیف سرود که بازتاب داخلی‌اش کم نبود. خواستم بگویم جایگاه هنرمندان و به‌ویژه آن‌هایی که هواداران بسیاری دارند، متفاوت است. و این یکی از بزرگ‌ترین ضعف‌های نظام است. ضعفی که همواره از آن گزیده شده. چون از موسیقی گفتم با موسیقی هم ادامه می‌دهم چون شاید نمونه‌هایش ملموس‌تر باشد اما واقعا همه بخش‌های هنری کم و بیش به مانند همین نمونه است. ببینید؛ شما به یک کنسرت موسیقی می‌روید، یا سی دی یک کنسرت را می‌گیرید و در خانه تماشا می‌کنید. چیزی که می‌بینید هم همین سخن مرا تایید می‌کند. مخاطبان این کنسرت‌ها بیشتر از اقشاری هستند که توجه کمتری به دین و مذهب دارند و در نتیجه دلبستگی کمتری به نظام جمهوری اسلامی. یعنی بسیاری از آدم‌های دین‌دار (به معنی رایج در جامعه) ۱۵ هزار تومن پول بلیت یک کنسرت نمی‌دهند حتا اگر موسیقی اصیل و سنتی ایران باشد و اشعار حافظ و مولانا در آن اجرا شود چه رسد به موسیقی پاپ که شاید هیچ مخاطب دینداری نداشته باشد. این می‌شود که شما اگر سی دی یک کنسرت را هم در خانه ببینید، نمود همین سخن مرا می‌بینید. گاهی برخی‌ها حتا اینطور نتیجه می‌گیرند که چون هیچ آدم دینداری (نمود آن در خانم‌ها حجاب کامل و چادر و در مردها پوشش خاص و ریش و &#8230;) در این کنسرت نیست، پس خواننده این کنسرت چنین است و چنان است و هزار نتیجه‌گیری دیگری که هیچ ربطی به ماجرا ندارد.</p>
<p style="text-align:justify;">من با اجراهای شجریان بزرگ شدم. خاطرات بسیار شیرینی از آن‌ها دارم. گرچه تا کنون در کنسرت استاد حاضر نبودم اما اجراهای بسیاری از ایشان را دیده و شنیده‌ام. ایشان مخالف ایده من در این انتخابات بود و هست. در مخالفت با نظام شمشیر را هم از رو بسته. اما من به آواز شجریان گوش می‌کنم، ولی برای برخی ایده‌هایش هیچ ارزشی قائل نیستم چرا که شجریان در بهترین حالت یک خواننده خوب است و نه یک سیاست‌مدار.</p>
<p style="text-align:justify;">اما همین زمین بازی را مذهبیون به سود غیرمذهبیون خالی کرده‌اند و غیرمذهبیون هر توپی را بدون زحمت داخل دروازه مذهبیون می‌کنند و کک کسی هم نمی‌گزد. باید پرسید آیا واقعا مذهبیون بلد نیستند در این زمین بازی کنند؟ یا منع می‌شوند؟</p>
<p style="text-align:justify;">متاسفانه ماجرای صدا و سیما موسیقی تمامی ندارد و هنوز معلوم نیست چه موسیقی حرام است و چه موسیقی حلال؟ آیا نشان دادن نواختن آلات موسیقی حرام است ولی نشان دادن چند اعدامی مرده در حالی که هنوز از طناب دار آویزان هستند حلال است؟ آیا نشان دادن این همه کشت و کشتار در فیلم وسریال‌ها حلال است؟</p>
<p style="text-align:justify;">چرا تکلیف ما روشن نیست؟ چرا روحانیت این همه عقب است؟ شاید عده‌ای همین حرف مرا بگیرند و بر نظام بکوبند اما باور کنید مشکل ما با کسانی نیست که نظرات مستحکم دارند بلکه با کسانی که نظرات‌شان بسته به روز و هوا تغییر می‌کند. اما بالاخره نظام باید تکلیف خود را روشن کند و نباید چنین زمینی را در اختیار آن‌هایی قرار دهد که هیچ از سیاست نمی‌فهمند و هر روز دشنه‌ای بر پیکر نظام فرود می‌آورند که هیچ دشمنی نمی‌تواند. آن‌هایی که اگر یک سالن در اختیارشان قرار بگیرد و به راحتی برای رجرایشان مجوز بگیرند موافق نظام مصاحبه می‌کنند یا اگر کتاب‌‌شان مجوز چاپ بگیرد دیگر انتقادی ندارند و &#8230;</p>
<p style="text-align:justify;">البته جای شکر است که نظام و هوادارن‌اش تنها با یک برگ برنده، برنده‌اند و آن رهبری آقای خامنه‌ای است. و الا در هر موضوع دیگری اگر بررسی مقابله‌ای صورت بگیرد مخالفان جلوترند. این زنگ هشداری برای آن‌هایی است که تصور می‌کنند می‌توان به سادگی مردم را خر کرد. شما با یک موسیقی خوب، فیلم خوب، نقاشی خوب، ورزشکار خوب و &#8230; می‌توانید مردمی را به‌سوی خود جلب کنید که با هیچ بودجه‌ای نمی‌توان چنین کرد.</p>
<p style="text-align:justify;">قاعده بازی بر زمین بازی استوار است. اگر ما زمین را خالی کنیم، حریف زمین را خالی نمی‌کند و این یک هشدار اساسی است. مردم همیشه نمی‌اندیشند که چه کسی درست می‌گوید، بلکه این افراد ذی‌نفوذ اند که به ذهن مردم جهت می‌دهند.<em></em></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.nabizade.ir/blog/?feed=rss2&#038;p=130</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>رضایتمندی</title>
		<link>http://www.nabizade.ir/blog/?p=129&#038;utm_source=rss&#038;utm_medium=rss&#038;utm_campaign=%25d8%25b1%25d8%25b6%25d8%25a7%25db%258c%25d8%25aa%25d9%2585%25d9%2586%25d8%25af%25db%258c</link>
		<comments>http://www.nabizade.ir/blog/?p=129#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 28 Oct 2009 19:04:54 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Ghadeer Nabizade</dc:creator>
				<category><![CDATA[شخصی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://nabizadefa.wordpress.com/2009/10/28/%d8%b1%d8%b6%d8%a7%db%8c%d8%aa%d9%85%d9%86%d8%af%db%8c/</guid>
		<description><![CDATA[بهره مندترها ناراضی ترند و کمتر بهره مندها راضی تر. همین. &#160;]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>بهره مندترها ناراضی ترند</p>
<p>و کمتر بهره مندها راضی تر.</p>
<p>همین.</p>
<p>&nbsp;</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.nabizade.ir/blog/?feed=rss2&#038;p=129</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>دردسر وبلاگ‌نویسی</title>
		<link>http://www.nabizade.ir/blog/?p=127&#038;utm_source=rss&#038;utm_medium=rss&#038;utm_campaign=%25d8%25af%25d8%25b1%25d8%25af%25d8%25b3%25d8%25b1-%25d9%2588%25d8%25a8%25d9%2584%25d8%25a7%25da%25af%25e2%2580%258c%25d9%2586%25d9%2588%25db%258c%25d8%25b3%25db%258c</link>
		<comments>http://www.nabizade.ir/blog/?p=127#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 17 Oct 2009 14:58:32 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Ghadeer Nabizade</dc:creator>
				<category><![CDATA[شخصی]]></category>
		<category><![CDATA[انگلیسی]]></category>
		<category><![CDATA[شیوه تدریس writing]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://nabizadefa.wordpress.com/2009/10/17/%d8%af%d8%b1%d8%af%d8%b3%d8%b1-%d9%88%d8%a8%d9%84%d8%a7%da%af%e2%80%8c%d9%86%d9%88%db%8c%d8%b3%db%8c/</guid>
		<description><![CDATA[زبان‌آموزانی که به موسسه‌های آموزش زبان انگلیسی می‌روند معمولا اشکالات فراوانی در نوشتار یا همان Writing دارند. به همین در طول سال‌های تدریس به این نتیجه رسیدم که از آن ها بخواهم وبلاگی درست کنند و موضوع‌هایی را که من از آنان می‌خواهم و هر چیزی که خودشان دوست دارند در آن‌جا بنویسند تا از یک سو همکلاسی‌ها و دیگر شاگردان من هم ببینند و نظر بدهند و هم این‌که من هم آن را روی اینترنت بخوانم و نه دستی. البته مزیت دیگری هم دارد و آن اینکه با دنیای وبلاگ نویسی و اینترنت هم آشنا می‌شوند. اما در یکی از این موارد پیشامد جالبی روی داد.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:justify;">زبان‌آموزانی که به موسسه‌های آموزش زبان انگلیسی می‌روند معمولا اشکالات فراوانی در نوشتار یا همان Writing دارند. به همین در طول سال‌های تدریس به این نتیجه رسیدم که از آن ها بخواهم وبلاگی درست کنند و موضوع‌هایی را که من از آنان می‌خواهم و هر چیزی که خودشان دوست دارند در آن‌جا بنویسند تا از یک سو همکلاسی‌ها و دیگر شاگردان من هم ببینند و نظر بدهند و هم این‌که من هم آن را روی اینترنت بخوانم و نه دستی. البته مزیت دیگری هم دارد و آن اینکه با دنیای وبلاگ نویسی و اینترنت هم آشنا می‌شوند. اما در یکی از این موارد پیشامد جالبی روی داد. یکی از بچه‌ها که آدرس وبلاگ‌اش را به من داده بود، رفتم و دیدم نام کسی دیگری در جای نام نویسنده وبلاگ نوشته شده. اول فکر کردم شاید شخص دیگری وبلاگ را ایجاد کرده و نام خود را در جای نام نویسنده نوشته. اما بعد که از خودش پرسیدم، حرف جالبی زد:</p>
<blockquote>
<p style="text-align:justify;">شنیدم وبلاگ‌نویس‌ها رو می‌گیرن.</p>
</blockquote>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.nabizade.ir/blog/?feed=rss2&#038;p=127</wfw:commentRss>
		<slash:comments>7</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>الملک یبقی مع‌ الکفر و لا یبقی مع الظلم</title>
		<link>http://www.nabizade.ir/blog/?p=125&#038;utm_source=rss&#038;utm_medium=rss&#038;utm_campaign=%25d9%2584%25d9%2585%25d9%2584%25da%25a9-%25db%258c%25d8%25a8%25d9%2582%25db%258c-%25d9%2585%25d8%25b9%25e2%2580%258c-%25d8%25a7%25d9%2584%25da%25a9%25d9%2581%25d8%25b1-%25d9%2588-%25d9%2584%25d8%25a7-%25db%258c%25d8%25a8%25d9%2582%25db%258c-%25d9%2585%25d8%25b9-%25d8%25a7%25d9%2584%25d8%25b8%25d9%2584%25d9%2585</link>
		<comments>http://www.nabizade.ir/blog/?p=125#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 14 Oct 2009 08:23:51 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Ghadeer Nabizade</dc:creator>
				<category><![CDATA[سیاسی]]></category>
		<category><![CDATA[احمدی نژاد]]></category>
		<category><![CDATA[امام خمینی]]></category>
		<category><![CDATA[خاتمی]]></category>
		<category><![CDATA[رونامه جمهوری اسلامی]]></category>
		<category><![CDATA[موسوی]]></category>
		<category><![CDATA[کروبی]]></category>
		<category><![CDATA[کیهان]]></category>
		<category><![CDATA[گفتمان سیاسی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://nabizadefa.wordpress.com/2009/10/14/%d9%84%d9%85%d9%84%da%a9-%db%8c%d8%a8%d9%82%db%8c-%d9%85%d8%b9%e2%80%8c-%d8%a7%d9%84%da%a9%d9%81%d8%b1-%d9%88-%d9%84%d8%a7-%db%8c%d8%a8%d9%82%db%8c-%d9%85%d8%b9-%d8%a7%d9%84%d8%b8%d9%84%d9%85/</guid>
		<description><![CDATA[گفتمان پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری یکی از جالب‌ترین انواع گفتمان در تاریخ ایران است. البته این را من بدون تحقیق عرض می‌کنم. قاطعیت من در این مورد به شنیده‌ها، دیده‌ها و خوانده‌های من مربوط می‌شود . به نظرم اگر کار کارشناسی زبان شناسی روی آن انجام شود نتایج شگفت‌انگیزی در بر خواهد داشت.

ایده نوشتن این مطلب از آنجا در ذهنم شکل گرفت که روز سه شنبه (21 مهر 1388)، هنگامی که روزنامه جمهوری اسلامی را ورق می‌زدم به نکته جالبی برخوردم. البته این نخستین باری نیست که چنین چیزی خواندم ولی شاید یکی از بهترین انواع آن بود که مرا واداشت تا این نمونه را عنوان کنم ...]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:justify;">گفتمان پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری یکی از جالب‌ترین انواع گفتمان در تاریخ ایران است. البته این را من بدون تحقیق عرض می‌کنم. قاطعیت من در این مورد به شنیده‌ها، دیده‌ها و خوانده‌های من مربوط می‌شود . به نظرم اگر کار کارشناسی زبان شناسی روی آن انجام شود نتایج شگفت‌انگیزی در بر خواهد داشت.</p>
<p style="text-align:justify;">ایده نوشتن این مطلب از آنجا در ذهنم شکل گرفت که روز سه شنبه (۲۱ مهر ۱۳۸۸)، هنگامی که روزنامه <em>جمهوری اسلامی</em> را ورق می‌زدم به نکته جالبی برخوردم. البته این نخستین باری نیست که چنین چیزی خواندم ولی شاید یکی از بهترین انواع آن بود که مرا واداشت تا این نمونه را عنوان کنم.</p>
<p style="text-align:justify;">اگر روزنامه <em>جمهوری اسلامی</em> را دیده باشید، می‌دانید که در هر شماره، در قسمت بالا-چپ سخنی از امام خمینی نقل می‌کند که مطابق با شرایط و اوضاع زمانه باشد. در روز ۲۱ مهر ۱۳۸۸ در این بخش این چنین آمده بود:</p>
<blockquote><p>اگر در این نظام کسی یا گروهی خدای ناکرده بی‌جهت در فکر حذف یا تخریب دیگران برآید و مصلحت جناح و خط خود را بر مصلحت انقلاب مقدم بدارد، حتما پیش از آن‌که به رقیب یا رقبای خود ضربه بزند به اسلام و انقلاب لطمه وارد کرده است.</p>
<p style="text-align:right;">-صحیفه امام- جلد ۲۱- صفحه ۱۷۹-</p>
</blockquote>
<p style="text-align:justify;">البته روزنامه کیهان هم در صفحه ۱۴ خود بخشی دارد که به همین صورت در سمت بالا-راست، کلامی از امام چاپ می‌کند و آن هم با در نظر گرفتن اوضاع و شرایط است.</p>
<p style="text-align:justify;">نکته‌ای که برایم جالب می‌نماید این است که در هر دو سوی درگیری‌ها انتخاباتی دقیقا به یک چیز استناد می‌کنند و نمونه این موضوع هم کم نیست. مثلا کروبی، موسی یا خاتمی در کلام و بیانیه‌های خود با ذکر یک نکته گروه مقابل را می‌کوبد حال آن‌که جناح مقابل هم دقیقا با همان کلام آنان را می‌کوبد. به هر ترتیب کلام امام یا برخی بزرگان دین در این میان به موضوعی تبدیل شده که از هر سو به آن استناد می‌شود برای مشکل‌دار نشان دادن سوی مقابل. از این نمونه مورد دیگری هم هست که هر سو در کاربری آن نسبت به دیگری پیشی می‌گیرد و آن این حدیث از حضرت رسول است که: الملک یبقی مع‌ الکفر و لا یبقی مع الظلم، که در بارزترین شکل آن احمدی‌نژاد هم در سخنان مجمع عمومی سازمان آن را به کار برد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.nabizade.ir/blog/?feed=rss2&#038;p=125</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>امیر زمانی‌فر</title>
		<link>http://www.nabizade.ir/blog/?p=111&#038;utm_source=rss&#038;utm_medium=rss&#038;utm_campaign=%25d8%25a7%25d9%2585%25db%258c%25d8%25b1-%25d8%25b2%25d9%2585%25d8%25a7%25d9%2586%25db%258c%25e2%2580%258c%25d9%2581%25d8%25b1</link>
		<comments>http://www.nabizade.ir/blog/?p=111#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 09 Oct 2009 21:30:44 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Ghadeer Nabizade</dc:creator>
				<category><![CDATA[شخصی]]></category>
		<category><![CDATA[امیر زمانی‌فر]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://nabizadefa.wordpress.com/?p=111</guid>
		<description><![CDATA[هرچه به دنبال عنوان برای این پست گشتم، عنوانی بهتر از نام خود امیر نیافتم. شاید این نوشته خیلی طولانی باشد، اما ارزش خواندن دارد. به یاد دوست خوب و به یاد ماندنی‌ام، امیر زمانی‌فر که من او را نه با نام رادیو فردا و نه سبز‌ها که با دوستی و نوع خاص اخلاق و سخن‌گفتن‌اش به یاد دارم.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:center;"><a href="http://nabi2305.persiangig.com/image/amir%20zamanifar%201.jpg"><img class="aligncenter" title="amir zamanifar" src="http://nabi2305.persiangig.com/image/amir%20zamanifar%201.jpg" alt="" width="356" height="535" /></a></p>
<p>هرچه به دنبال عنوان برای این پست گشتم، عنوانی بهتر از نام خود امیر نیافتم. شاید این نوشته خیلی طولانی باشد، اما ارزش خواندن دارد. به یاد دوست خوب و به یاد ماندنی‌ام، امیر زمانی‌فر که من او را نه با نام رادیو فردا و نه سبز‌ها که با دوستی و نوع خاص اخلاق و سخن‌گفتن‌اش به یاد دارم.</p>
<h1 style="text-align:center;">♣</h1>
<p style="text-align:justify;">اولین دیدارمان را به یاد ندارم. ولی دوستی‌مان از دانشگاه شروع شده بود. هر دو رشتۀ مترجمی زبان انگلیسی می‌خواندیم و ورودی ۷۸ بودیم که البته همیشه در فرم‌های دانشگاهی باید متذکر می‌شدیم که «دوره‌ای» هستیم نه پاره‌وقت.</p>
<p style="text-align:justify;">قد کوتاهی داشت. با موهای تُنُک ولی مشکی که همیشه ژل‌خورده و تمیز بود. دو-سه روز یک‌بار صورتش را اصلاح می‌کرد. پوستی تقریباً تیره داشت. دماغش هم مانند خیلی‌های دیگر در رشت خیلی فرم جالبی نداشت. ساده لباس می‌پوشید. همیشه یک شلوار جین، با یک پیراهن و شاید جلیقه یا پولیور معمولی و شیک، با یک کاپشن ساده که شاید تا آخرین سال دانشگاه هم تغییری نکرده بود.</p>
<p style="text-align:justify;">بسیار مبادی آداب بود. از اقشار مختلف دوست و رفیق داشت چون به خوبی می‌دانست که با چه‌کسی چگونه سخن بگوید. زود دلگیر می‌شد و در طول هشت سال آشنایی‌مان سه بار شاهد قهر و گاه آشتی او با کسانی بودم که من هم آنان را می‌شناختم. زودرنج بود. قاطعانه سخن می‌گفت و در مسائل مختلف نظر داشت. اگر در موردی چیزی نمی‌دانست، می‌گفت که چیز بیشتری نمی‌داند. اهل منطق بود و استدلال را می‌پذیرفت. برای عمدۀ کارهایش استدلال محکمی داشت. مهم‌تر از همه، از بچگی دوست داشت گویندۀ رادیو باشد.</p>
<p style="text-align:justify;">گو این‌که زبان انگلیسی خوانده بود و ترجمه، مکالمه و تدریس‌اش بسیار خوب بود اما عشق گویندگی سرتاپای وجودش را فرا گرفته بود. پس از بازگشتن از خدمت سربازی در سال ۸۴، به‌رغم این‌که مشغول تدریس در آموزشگاه‌های زبان بود اما همچنان عشق‌اش را دنبال می‌کرد.</p>
<p style="text-align:justify;">بچه که بود به بخش فارسی رادیو فرانسه گوش می‌داد. این را خودش برایم گفته بود. از روی شماره تلفنی که مجری برنامه برای تماس می‌‌داد بارها از تلفن خانه‌ به فرانسه زنگ زده و با رادیو صحبت کرده بود. فیش تلفن که رسید تق قضیه درآمده بود و مادرش او را مجبور کرده بود تا از پول عیدی‌هایش پول تلفن خارج از کشور را بپردازد.</p>
<p style="text-align:justify;">تقریباً تمام مجری‌های رادیو و تلویزیون ایران را به خوبی‌ می‌شناخت. می‌گفت عاشق صداهای زیباست. هر ساله نوروز را با صدای فریدون فرح‌‌اندوز مجری تلوزیون ایران که پس از انقلاب به صدای امریکا رفته بود، تحویل می‌کرد. عاشق صدا و خود فریدون فرح‌‌اندوز بود. سبک گویندگی‌اش به سبک فرح‌‌اندوز می‌مانست و تنها صدایش با او تفاوت داشت. پس از آشنایی نزدیک با فرح‌‌اندوز در سال ۸۴ فرح‌‌اندوز خودش به امیر گفته بود که تنها کسی است که مانند او اجرا می‌کند. امیر و ماندانا زندیان-یکی دیگر از دوست‌داران فرح‌‌اندوز- پدر صدایش می‌کردند.</p>
<p style="text-align:justify;">چند باری به تیپ هم زده بودیم که عمدتاً در مسائل سیاسی بود. به یاد دارم یکی از دفعاتی که به تهران آمده بود و با هم قصد بازگشت به رشت را داشتیم، در اتوبوس سه بار با هم جر و بحث کردیم. اما به هم علاقۀ فراوانی داشتیم و در زندگی‌مان چیزی نبود که از هم پنهان کنیم و در یک کلام با هم دوست بودیم.</p>
<p style="text-align:justify;">شب یلدای سال ۸۱ که آخرین شب یلدای ما در دانشگاه بود، طبق معمول هر سال جشن مختصری با حضور استادان و دانشجویان برگزار می‌شد. قرار بود آن سال مجری برنامه امیر باشد. اما علی که خیلی هل بود و فقط می‌خواست خودش را معروف کند، نگذاشته بود که او اجرا کند. آن روز، متفاوت از همیشه کت و شلوار مشکی مطهری با پیراهنی سفید و دکمه سرآستین به تن داشت. بارها دیده بودم که چگونه آن پیراهن را در جای مخصوصی نگه‌می‌دارد. به قول یکی از استادان در آن شب خیلی خوش‌تیپ شده بود و حقیقتاً هم این‌چنین بود. شاید آن شب اولین باری بود که من عشق حقیقی امیر را به اجرا فهمیده بودم. او که در جای خودش، جایی نزدیک به من نشسته بود، همه‌‌اش خودخوری می‌کرد و با هربار اشتباه علی -که کم هم نبود- آهی از نهادش برمی‌خواست.</p>
<h1 style="text-align:center;">♣</h1>
<p style="text-align:justify;">این‌هایی که در بالا خواندید را حدود ۲ سال پیش نوشته بودم. می‌خواستم داستانی بنویسم در باره خودم و امیر . ماجراهایی که میان ما گذشت. هر بار که حوصله می‌کردم چیزی می‌نوشتم که نتیجه‌اش همانی بود که خواندید. پس از شنیدن خبر رفتن امیر هم چیزی به آن نیفزودم. تنها چند باری آن را خواندم و داغ دل تازه کردم. افزودنی‌ها را در زیر می‌نویسم.</p>
<p style="text-align:justify;">نوشتن این‌ها برایم بسیار سخت است چون هر واژه‌ای از این واژگان و هر جمله‌ای از این نوشته مرا به فکر فرو می برد و به یاد امیر می‌اندازد. نوع حرف زدن‌اش، خندیدن و &#8230;</p>
<p style="text-align:justify;">بسیاری از آن‌هایی که امیر را می‌شناسند، چیز زیادی از گذشته امیر نمی‌دانند. یا شاید هر چه بدانند همان چیزی باشد که امیر برایشان گفته بود.</p>
<p style="text-align:justify;">سال ۸۱ بود که امیر کامپیوتر خرید. از زمان اینترنتی شدن بود که امیر روابط زیادی برقرار کرد و بالاخره عازم فرنگ شد.</p>
<p style="text-align:center;"><a href="http://nabi2305.persiangig.com/image/amir%20zamanifar%202.jpg"><img class="aligncenter" title="امیر زمانی فر در سیلور" src="http://nabi2305.persiangig.com/image/amir%20zamanifar%202.jpg" alt="" width="321" height="428" /></a></p>
<p style="text-align:justify;">آخرین باری که ما باید همدیگر را در رشت می‌دیدیم، حدودا شب یلدای سال ۱۳۸۶ بود. می‌دانستم که فعلا به این زودی‌ها دیگر نمی‌توانم امیر را ببینم. آن شب برایم خیلی به یاد ماندنی بود. در پارک شهر رشت همدیگر را دیدیم. از هر دری سخن گفتیم. کلی هم عکس گرفتیم. موسیقی‌های رشتی قدیمی را که در موبایل‌ام داشتم، در حالی که یک گوشی در گوش من و دیگری در گوش او بود با هم گوش می‌کردیم. چیزهایی که امیر تا آن زمان نشنیده بود. بعدش هم رفته بودیم کافی‌شاپ سیلور، طبقه دوم. امیر همیشه بستنی می‌خورد. زمستان و تابستان نداشت. آن شب هم بستنی خورد. عکس‌اش هم هست. هفته پیش که به سیلور رفته بودم به آن جایی که با امیر نشسته بودم نگریستم و به یاد آن شب گریستم.</p>
<p style="text-align:justify;">خیلی از کسانی که این نوشته را در این وبلاگ می‌خوانند ممکن است شگفت‌زده شوند. از این‌که چه‌طور امیر زمانی‌فر ممکن است با شخصی مثل من دوست بوده باشد. اما حقیقت دارد. همه دوستان ما هم به این موضوع اذعان دارند. پس از مرگ امیر که ایمیل‌هایش را بررسی می‌کردم، به ایمیلی رسیدم که به این موضوع در آن اشاره شده بود. اسفند سال ۸۳ بود. امیر وبلاگی گشوده بود و آدرس‌اش را برایم فرستاده بود. من هم زمانی که آن را دیدم، نوشته ای برایش فرستادم به صورت رسمی و امضا کردم. او هم بلافاصله پاسخ داد. در آن‌جا او به همین موضوع اشاره کرده بود که من را فردی قشری و متعصب نمی‌داند.</p>
<p style="text-align:center;"><a href="http://nabi2305.persiangig.com/image/amir%20zamanifar%204.jpg"><img class="aligncenter" title="من و امیر زمانی فر بر مزار زنده یاد پروفسور ابراهیم پورداود" src="http://nabi2305.persiangig.com/image/amir%20zamanifar%204.jpg" alt="" width="277" height="706" /></a></p>
<p style="text-align:justify;">پس از درگذشت‌اش به رشت رفتم تا خانواده‌اش را ببینم. از همان یلدای ۱۳۸۵ دیگر به خانه‌ و آن کوچه پس‌کوچه‌ها نرفته بودم. می‌دانید چرا؟ چون نمی‌توانستم. من با امیر آنقدر خاطره خوب از خانه و اتاق و کوچه‌اش داشتم که پس از رفتن امیر از ایران هیچگاه حتا از آن‌جا رد نشدم. پیش‌تر هرگاه که به رشت می‌رفتم، قرار می‌گذاشتیم که همدیگر را ببنیم. من به امیر می‌گفتم، می‌آیم خانه، بعد از آن‌جا با هم بیرون می‌رویم. می‌رفتم اتاق‌اش، می‌نشستیم و به یاد دوران دانشجویی گپ می‌زدیم و کتاب‌ها و مجله‌هایی که همیشه روی زمین ولو بود را برانداز می‌کردیم و امیر آخرین عکس‌ها و خبرها و موسیقی‌ها را هم روی سی‌دی به من می‌داد. معمولا دم غروب بود. همانجا نماز می‌خواندم و بعدش با هم راه می‌افتادیم بیرون.</p>
<p>هر بار که به تهران می‌آمد، کار خاصی داشت. چند باری برای کار آمده بود. یکبار یکی از دوستان‌اش به او گفته بود کاری خوب برایش سراغ دارد که ماهی ۶۰۰-۷۰۰ هزار تومن حقوق دارد. همیشه برای آمدن به تهران، شب حرکت می‌کرد تا صبح تهران باشد. بعدش هم می‌آمد شرکتی که من در آن کار می‌کردم. صبحانه‌ای با هم می‌خوردیم و بعد آدرس‌ها و مسیر ماشین‌ها را به او می‌دادم تا به کارش برسد و برای ظهر یا بعدازظهر یا شب هم قرار می‌گذاشتیم. آن روز با امید فراوانی آمده بود. وقتی برگشت، خیلی پکر بود. پرسیدم چه شده، گفت که گلدکوئست و از این حرفهاست.</p>
<p>همیشه که به تهران می‌آمد دو کار ثابت داشت. یکی سر زدن به مادر فریدون فرح‌اندوز بود و دیگری سر زدن به پوران فرخ زاد. تنهایی پیش پوران می‌رفت و معمولا هم برای نهار. اما خانه مادر فریدون را با هم می‌رفتیم. عکسها‌یش هست. مادر فریدون خیلی پیر بود. امیر را هم خیلی دوست داشت. تا این‌که سال ۸۶، پیش از این که امیر از ایران برود فوت کرد.</p>
<p style="text-align:center;"><a href="http://nabi2305.persiangig.com/image/amir%20zamanifar%203.jpg"><img class="aligncenter" title="امیر زمانی فر در استدودیوی رادیو فردا" src="http://nabi2305.persiangig.com/image/amir%20zamanifar%203.jpg" alt="" width="607" height="455" /></a></p>
<p style="text-align:justify;">یکی-دو باری هم آمده بود تا در صدا و سیما آزمون بدهد. یک بار با رادیو جوان هماهنگ کرده بودم و یک باری هم خودش با شبکه خبر. رادیو جوان را با هم رفتیم داخل سازمان. از آزمونش خیلی راضی بود اما هیچ خبری از آن‌ها نشد. اما برای شبکه خبر، تا تهران آمد ولی با تماس با یکی از مجریان خبر، از رفتن به آزمون منصرف شد.</p>
<p style="text-align:justify;">همان زمان دانشجویی‌مان در رشت، یک بار هم او را به صدا و سیمای رشت برده بودم برای مصاحبه. آزمون هم داده بود اما طبق معمول خبری نشده بود.</p>
<p style="text-align:justify;">رفت و آمدهای امیر به تهران و رفتن من به رشت، وقت خوبی برای سخن گفتن بود. از هر دری سخن می‌گفتیم و اگر جایی مساله‌ای بود پیگیری می‌کردیم. یکی از ویژگی‌های امیر که همیشه در ذهن‌ام هست، و همین حالا هم دقیقا قیافه‌اش رو‌به‌رویم مجسم شده، زودرنجی‌های او بود. خیلی زودرنج بود. و شاید همین حالا دلم بیشتر برای همین زودرنجی هایش و لحن کلامش تنگ شده باشد.</p>
<p style="text-align:justify;">مسائل را خیلی پیچیده می‌دید. من و او مانند صدها هزار جوان در این مملکت زندگی می‌کردیم. او بارها به خانه ما آمده بود و زندگی ساده ما را دیده بود. چه شب‌ها که کلی تا صبح حرف زدیم. اما امیر اصلا متنفر بود از شرایط. تاب ماندن در ایران را نداشت. البته نه این‌که عشق خارج باشد. همانطور که اشاره کردم، بارها سعی کرد کار مورد علاقه‌اش را پی بگیرد اما نمی‌شد. گویندگی همه زندگی‌اش بود اما موقعیتی در ایران برایش فراهم نمی‌شد. مدتی چند کتاب برای کتاب گویا در لوس‌آنجلس خوانده بود که من هنوز برخی تکه‌ها را به یاد امیر گوش می‌کنم. همه زیر و بم شخصیت او در همان داستان‌هایی که خوانده هویداست و مرا به یاد سخن گفتن با او می‌اندازد.</p>
<p style="text-align:justify;">روزی که امیر زنگ زد و ماجرا را گفت که قرار است به رادیو فردا برود، هم خوشحال شدم، هم ناراحت. خوشحال از آن‌که بالاخره به آرزویش می‌رسید. البته من در همان نامه‌ای که به او نوشته بودم در پایان این جمله را نوشتم، چیزی که از آن پس همیشه به او یادآور می‌شدم:</p>
<p style="text-align:justify;">«شاید صراحت لهجه من در این نامه بیش از حد انتظارت بوده باشد، اما بگذار با یکی دیگر از این حرف‌ها نامه‌ام را به پایان ببرم. مطمئنم که تا رسیدن به آرزوهایت فاصله زیادی نمانده. به امید رسیدن به آروزهایت.»</p>
<p style="text-align:justify;">و ناراحت بودم از این که نمی‌توانستم از آن پس امیر را در رشت ببینم. می‌دانستم که با رفتن او به رادیو فردا محدودیت‌های زیادی برایم جهت ارتباط با او فراهم خواهد آمد اما چاره‌ای نبود. ولی همیشه فکر می‌کردم روزی در آینده او را خواهم دید و حتا آخرین باری که همدیگر را دیدیم همین را به او گفتم. اما نشد.</p>
<p style="text-align:justify;">امیر رفت و فرصت دیدن دوباره و شنیدن صدایش را از من گرفت. این است که در تنهایی‌ام امیر حاضر است. نام‌اش را صدا می‌زنم و با او سخن می‌گویم. عکس‌های‌مان را نگاه می‌کنم و نوشته‌هایش را می‌خوانم تا شاید تسلی خاطری برایم باشد.</p>
<p style="text-align:center;"><a href="http://nabi2305.persiangig.com/image/amir%20zamanifar%205.jpg"><img class="aligncenter" title="من و امیر زمانی فر در سبزه میدان رشت" src="http://nabi2305.persiangig.com/image/amir%20zamanifar%205.jpg" alt="" width="648" height="485" /></a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.nabizade.ir/blog/?feed=rss2&#038;p=111</wfw:commentRss>
		<slash:comments>16</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>زنده باد مخالف من</title>
		<link>http://www.nabizade.ir/blog/?p=107&#038;utm_source=rss&#038;utm_medium=rss&#038;utm_campaign=%25d8%25b2%25d9%2586%25d8%25af%25d9%2587-%25d8%25a8%25d8%25a7%25d8%25af-%25d9%2585%25d8%25ae%25d8%25a7%25d9%2584%25d9%2581-%25d9%2585%25d9%2586</link>
		<comments>http://www.nabizade.ir/blog/?p=107#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 09 Oct 2009 10:08:57 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Ghadeer Nabizade</dc:creator>
				<category><![CDATA[سیاسی]]></category>
		<category><![CDATA[شخصی]]></category>
		<category><![CDATA[زنده باد مخالف من]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://nabizadefa.wordpress.com/?p=107</guid>
		<description><![CDATA[ممنونم از این‌که به من سر می‌زنید و نوشته‌های مرا می‌خوانید. من هم همانند بسیاری از شما در کوره‌دهاتی به نام تهران زندگی می‌کنم [در پاسخ به خواننده‌ای که گفته بود نمی‌داند من از کدام کوره دهات‌ام] و در یک آموزشگاه زبان انگلیسی درس می‌دهم. همانند شما سایت و روزنامه می‌خوانم. مستاجرم و زندگی بسیار معمولی دارم. از سخن شما هم به هیچ روی ناراحت و دژم نمی‌شوم؛ برعکس، خوشحال هم می‌شوم و البته مصمم‌تر برای ادامه کار. بر این باورم که هر کسی نظری دارد....]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:justify;">نوشته‌ای که در زیر می‌خوانید، دیدگاه یکی از خوانندگان در زیر یکی از نوشته‌های من است:</p>
<p style="text-align:justify;"><em>«سلام<br />
خواستم ازتون تشکر کنم بابت این وبلاگ زیبا. اول از همه بابت این مهاجرت به وردپرس بهتون تبریک میگم! به خاطر اینکه اینجا دور از هر دغدغه ای میتونین نظرات و تفکرتون رو به دوستانتون انتقال بدین<br />
و خیلی خیلی خوشحالم که دوستی با این طرز خاص نگاه و پر از ایده های زیبا رو در دنیای وبلاگستان میبینم! باور کنین حضور یه همچین وبلاگ نویس های با شجاعتی خیلی در این فضای مجازی دلگرمی میده.<br />
از طرف دیگه بابت این حضور و ارائه ی نگرش خاصتون ازتون تشکر میکنم. چون ما به هر صورت متوجه میشیم که هنوز با در دسترس بودن اینترنت، مجلات، روزنامه ها و این همه منابع علمی و خبری، دوستانی همانند شما هم هستند با این کوته نگری ! که خب وظیفه ای که روی دوش ماست رو سنگین تر میکنه برای اطلاع رسانی و از چاهِ ظلمت بیرون کشیدنِ امسال شما. و خب متوجه میشیم که هنوز جامعه از این انسانهای کبک وار که سر در برف دارن تهی نشده! باشد که روزی به تعالی برسیم و با دیدگانی باز دست همنوع خود را گرفته و به راه درست هدایتشون کنیم! برای شما هم دعا میکنم که از جهالت خود بیرون بیایید… آمین»</em></p>
<h1 style="text-align:center;">♣</h1>
<p style="text-align:justify;">البته به‌نظر می‌رسد این دیدگاه ربطی به نوشتهِ خاصی ندارد و در کل برای وبلاگ من نوشته شده. اگر کسی یک نگاه کلی به نوشته‌های من و دیدگاه‌های نوشته شده در زیر آن‌ها بیندازد، به راحتی خواهد فهمید که مخالفان زیادی به این وبلاگ سر می‌زنند و هر چه هم که دل‌شان می‌خواهد می‌گویند. البته برخی، هم‌چون همین آقا که خود را بهروز کواکبی معرفی کرده، مودبانه می‌گویند و برخی ده‌ها ناسزا و واژه رکیک بکار می‌برند که من از تایید آن‌ها معذورم.</p>
<p style="text-align:justify;">اما سخنی با این عزیزان؛</p>
<p style="text-align:justify;">ممنونم از این‌که به من سر می‌زنید و نوشته‌های مرا می‌خوانید. من هم همانند بسیاری از شما در کوره‌دهاتی به نام تهران زندگی می‌کنم [در پاسخ به خواننده‌ای که گفته بود نمی‌داند من از کدام کوره دهات‌ام] و در یک آموزشگاه زبان انگلیسی درس می‌دهم. همانند شما سایت و روزنامه می‌خوانم. مستاجرم و زندگی بسیار معمولی دارم. از سخن شما هم به هیچ روی ناراحت و دژم نمی‌شوم؛ برعکس، خوشحال هم می‌شوم و البته مصمم‌تر برای ادامه کار. بر این باورم که هر کسی نظری دارد. در طول روز و هفته و ماه و سال نظرات بسیاری از دوستانم را می‌شنوم که مانند من نمی‌اندیشند و مدت‌ها روی آن‌ها فکر می‌کنم. هدف من از نوشتن و گفتن، تغییر عقیده و باور کسی نیست. برای خوش‌آمد یا بدآمد کسی هم نمی‌نویسم. من صرفا دیدگاه‌های خودم را می‌نویسم. هر کسی نظر خود را دارد و آن هم محترم است. از این‌که در محیط وبلاگ عرصه‌ای برای تضارب آرا هست استقبال می‌کنم و آن را به فال نیک می‌گیرم. تنها یک خواسته دارم و آن این که همان‌گونه که برای مخالفان‌ام حق ابراز عقیده و رای برخوردارم، آن‌ها نیز برای من حق ابراز آن را قائل باشند. این چیزی است که به ندرت می‌بینم.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.nabizade.ir/blog/?feed=rss2&#038;p=107</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>گفتمانِ گفت‌و‌گو</title>
		<link>http://www.nabizade.ir/blog/?p=103&#038;utm_source=rss&#038;utm_medium=rss&#038;utm_campaign=%25da%25af%25d9%2581%25d8%25aa%25d9%2585%25d8%25a7%25d9%2586%25d9%2590-%25da%25af%25d9%2581%25d8%25aa%25e2%2580%258c%25d9%2588%25e2%2580%258c%25da%25af%25d9%2588</link>
		<comments>http://www.nabizade.ir/blog/?p=103#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 29 Sep 2009 20:17:39 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Ghadeer Nabizade</dc:creator>
				<category><![CDATA[شخصی]]></category>
		<category><![CDATA[گفتمان]]></category>
		<category><![CDATA[آلمانی]]></category>
		<category><![CDATA[اسپانیایی]]></category>
		<category><![CDATA[ایتالیایی]]></category>
		<category><![CDATA[گفت‌و‌گو]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://nabizadefa.wordpress.com/?p=103</guid>
		<description><![CDATA[در صندلی پشت ماشین نشسته بودم. میان دو نفر. یک خانم که سمت چپ من نشسته بود و آقایی که سمت راست من نشسته بود. آن جوان سمت راستی داشت دفتری را می‌خواند که نوشته‌هایی به یک زبان خارجی بود. انگار به کلاس آموزشی آن زبان می‌رفت. از او پرسیدم:]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:justify;">در صندلی پشت ماشین نشسته بودم. میان دو نفر. یک خانم که سمت چپ من نشسته بود و آقایی که سمت راست من نشسته بود. آن جوان سمت راستی داشت دفتری را می‌خواند که نوشته‌هایی به یک زبان خارجی بود. انگار به کلاس آموزشی آن زبان می‌رفت. از او پرسیدم:</p>
<p style="text-align:justify;">من: شما اسپانیایی می‌خونید؟</p>
<p style="text-align:justify;">آقا: نه. ایتالیایی؟</p>
<p style="text-align:justify;">پس از این‌ که این گفت‌و‌گو پایان یافت. خانم سمت چپی از من پرسید:</p>
<p style="text-align:justify;">خانم: شما هم ایتالیایی می‌خونید؟</p>
<p style="text-align:justify;">من: نه. من اسپانیایی می‌خونم. مگه شما هم ایتالیایی می‌خونید؟</p>
<p style="text-align:justify;">خانم: بله.</p>
<p style="text-align:justify;">من: کجا؟</p>
<p style="text-align:justify;">خانم: مدرسه ایتالیایی‌ها.</p>
<p style="text-align:justify;">من: ترم چندم‌اید شما؟</p>
<p style="text-align:justify;">خانم: ترم دوم. شما الان می‌رید کلاس اسپانیایی؟</p>
<p style="text-align:justify;">من: نه. الان می‌رم انگلیسی درس بدم. حالا شما چطور به ایتالیایی علاقه‌مند شدید؟</p>
<p style="text-align:justify;">خانم: می‌خوام مدرک بگیرم برم ایتالیا.</p>
<p style="text-align:justify;">من: اسپانیایی خیلی به ایتالیایی شبیه.</p>
<p style="text-align:justify;">خانم: بله. به‌خاطر این‌که اسپانیایی از ایتالیایی گرفته شده.</p>
<p style="text-align:justify;">من: شاید هم برعکس. [همراه با نگاه چپ خانم] ۲۵ تا کشور اسپانیایی صحبت می‌کنن اما ایتالیایی چی؟</p>
<p style="text-align:justify;">خانم: البته آلمانی توی ۱۶۸ کشور صحبت میشه.</p>
<p style="text-align:justify;">من: نه. همچین چیزی امکان نداره. ما تو جهان همه‌اش ۲۰۰ تا کشور داریم، اونوقت ۱۶۸ تا آلمانی صحبت می‌کنن؟</p>
<p style="text-align:justify;">خانم: یعنی تو ۱۶۸ ناحیه. اما ۶۴ کشور آلمانی صحبت می‌کنن.</p>
<p style="text-align:justify;">من: [نگاه مبهوت]</p>
<p style="text-align:justify;">خانم: بله. شما اطلاع ندارید. اگر از کسایی که می‌دونن بپرسید بهتون می‌گن.</p>
<p style="text-align:justify;">
<p style="text-align:justify;">حالا کمی بگردید ببینید ربط زبان آلمانی با آن گفت‌و‌گو را پیدا می کنید یا مانند من هنوز حیرانید. و البته سر آخر، اعتماد به نفش آن خانم هم خیلی مرا حیران کرد. شما وقتی می بینید آدمی که هم کلام با شماست از شدت حماقت -به دلیل ثروت یا شاید تیپ و چهره اش-حاضر نیست از حرف اش دست بکشد و هر جور شده می خواهد در گفت‌و‌گو سر باشد، چه می کنید؟ مثل من سکوت؟</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.nabizade.ir/blog/?feed=rss2&#038;p=103</wfw:commentRss>
		<slash:comments>8</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>از الله اکبر روی پشت بام برای نابودی نظام تا تشکیک روزه خواران در روز عید فطر</title>
		<link>http://www.nabizade.ir/blog/?p=97&#038;utm_source=rss&#038;utm_medium=rss&#038;utm_campaign=%25d8%25a7%25d8%25b2-%25d8%25a7%25d9%2584%25d9%2584%25d9%2587-%25d8%25a7%25da%25a9%25d8%25a8%25d8%25b1-%25d8%25b1%25d9%2588%25db%258c-%25d9%25be%25d8%25b4%25d8%25aa-%25d8%25a8%25d8%25a7%25d9%2585-%25d8%25a8%25d8%25b1%25d8%25a7%25db%258c-%25d9%2586%25d8%25a7%25d8%25a8%25d9%2588%25d8%25af%25db%258c-%25d9%2586%25d8%25b8%25d8%25a7</link>
		<comments>http://www.nabizade.ir/blog/?p=97#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 25 Sep 2009 07:33:32 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Ghadeer Nabizade</dc:creator>
				<category><![CDATA[سیاسی]]></category>
		<category><![CDATA[الله اکبر روی پشت بام]]></category>
		<category><![CDATA[عید فطر]]></category>
		<category><![CDATA[مرجع تقلید]]></category>
		<category><![CDATA[میر حسین موسوی]]></category>
		<category><![CDATA[نماز جمعه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://nabizadefa.wordpress.com/?p=97</guid>
		<description><![CDATA[روز دوشنبه، سی‌ام شهوریور که سر کلاس رفتم، و همچنین روز سه‌شنبه سی و یکم، نخستین بحث کلاس در مورد عید فطر بود. مطابق معمول همیشه از بچه‌ها می‌پرسم که تعطیلات چه‌طور بود و چه کردید و &#8230; آن‌ها به اتفاق در عید فطر بودن روز یکشنبه تشکیک ‌کردند. حال آن‌که وقتی می‌پرسیدم که بیشتر [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:justify;">روز دوشنبه، سی‌ام شهوریور که سر کلاس رفتم، و همچنین روز سه‌شنبه سی و یکم، نخستین بحث کلاس در مورد عید فطر بود. مطابق معمول همیشه از بچه‌ها می‌پرسم که تعطیلات چه‌طور بود و چه کردید و &#8230;</p>
<p style="text-align:justify;">آن‌ها به اتفاق در عید فطر بودن روز یکشنبه تشکیک ‌کردند. حال آن‌که وقتی می‌پرسیدم که بیشتر توضیح دهند، می‌گفتند «من که روزه نمی‌گیرم ولی فلانی گفته روز دوشنبه عید است.» یا کسی می‌گفت که همه مراجع روز دوشنبه را عید می‌دانند حال آن‌که رهبر یکشنبه را عید اعلام کرده است.</p>
<p style="text-align:justify;">-</p>
<p style="text-align:justify;">(یک پرانتزی باز می‌کنم. هنگامی که در سال ۷۴ و با ورود به دبیرستان به کتاب‌خانه پدرم سرک می‌کشیدم، بیشتر کتاب‌ها را غیرضرور می‌یافتم. موضوع آن‌ها کلاً اثبات خدا، مارکسیسم ، اسلام و کمونیسم و از این دسته مسائل بود که در آن زمان به نظرم مسخره و پیش‌پا افتاده می‌آمد. اما بعدها فهمیدم که موضوع زمان انقلاب و اندکی پیش از آن همین‌ها بود. زیرا گروهک‌های ضد اسلامی زیادی فعالیت می‌کردند و تنها راه مبارزه با آن‌ها تبیین اسلام و نفی آن شیوه‌ها بود.)</p>
<p style="text-align:justify;">-</p>
<p style="text-align:justify;">کاری به این موضوع ندارم که آن‌هایی که یک عمر به دین پشت کرده بودند به یمن قدم مبارک مهندس م. م. شب‌ها الله‌اکبر می‌گفتند و به نماز جمعه رفتند و به راهپیمایی روز قدس هم مشرف شدند، اکنون به تشکیک در روز عید رسیده‌اند. البته هر عاقلی از این همه پیشرفت در عرض چند ماه به راحتی می‌فهمد که این قشر به ظاهر روشنفکر علاقه زیادی به سرک کشیدن در هر چیزی بدون دلیل و سواد لازم دارد.</p>
<p style="text-align:justify;">حال به میمنت حضور این عزیزان در صف مخالفان روشنگر جمهوری اسلامی پس از سی سال من هم کمی برای آن‌ها توضیح دادم که همیشه احکام فقهی علما با هم متفاوت بوده. که برای نمونه فلان مرجع سر زیر آب کردن را مبطل روزه نمی‌داند ولی بسیاری می‌دانند که البته نمی‌دانستند یعنی چه. بعد هم می‌پرسیدند یعنی حمام نباید رفت؟</p>
<p style="text-align:justify;">و این‌که آیت‌الله بهجت در همین سال‌هایی که زنده بود در بسیاری اوقات، نماز عید را یک روز زودتر یا یک روز دیرتر از آن‌چه رهبر اعلام می‌کرد، برگزار می‌نمود اما هیچ اپوزیسیونی به راه نیفتاد.</p>
<p style="text-align:justify;">این جماعت هم برای خود عالمی دارد &#8230;</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.nabizade.ir/blog/?feed=rss2&#038;p=97</wfw:commentRss>
		<slash:comments>6</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>گوش ناشنوا!</title>
		<link>http://www.nabizade.ir/blog/?p=92&#038;utm_source=rss&#038;utm_medium=rss&#038;utm_campaign=%25da%25af%25d9%2588%25d8%25b4-%25d8%25b4%25d9%2586%25d9%2588%25d8%25a7</link>
		<comments>http://www.nabizade.ir/blog/?p=92#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 25 Sep 2009 07:20:45 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Ghadeer Nabizade</dc:creator>
				<category><![CDATA[سیاسی]]></category>
		<category><![CDATA[تفرقه]]></category>
		<category><![CDATA[خامنه ای]]></category>
		<category><![CDATA[مجلس خبرگان]]></category>
		<category><![CDATA[مسائل پس از انتخابات]]></category>
		<category><![CDATA[هاشمی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://nabizadefa.wordpress.com/?p=92</guid>
		<description><![CDATA[آدم اگر سنگ بود، آب می‌شد از کلام رهبری با اعضای خبرگان، ولی بعضی‌ها چنان لم داده بودند که این سخنان برای آن‌ها حکم لالایی داشت. حتما هم همینطور است؛ همیشه می‌شنوند و بهایی نمی‌دهند و می‌خواهند بر اپوزیسیون رهبری کنند. هنگامی هم که به سد بزرگ مردمی برمی‌خورند، کمی پا پس می‌کشند تا در [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:center;"><img class="aligncenter" title="آیت الله خامنه ای در جمع اعضای مجلس خبرگان" src="http://nabi2305.persiangig.com/image/khamenei-khobregan%201.jpg" alt="" width="435" height="285" /></p>
<p style="text-align:justify;">آدم اگر سنگ بود، آب می‌شد از کلام رهبری با اعضای خبرگان، ولی بعضی‌ها چنان لم داده بودند که این سخنان برای آن‌ها حکم لالایی داشت. حتما هم همینطور است؛ همیشه می‌شنوند و بهایی نمی‌دهند و می‌خواهند بر اپوزیسیون رهبری کنند. هنگامی هم که به سد بزرگ مردمی برمی‌خورند، کمی پا پس می‌کشند تا در هنگامه مقتضی دوباره قد علم کنند.</p>
<p style="text-align:justify;">دوست عزیزی در وبلاگ‌اش نوشته بود که مدت‌هاست لحن کلان آقای خامنه‌ای عوض شده و مسائل را به صراحت زیادی عنوان می‌کنند. من به این نکته اضافه می‌کنم که حتا ضمیر افراد مخاطب نیز در کلام ایشان تغییر یافته به طوری‌که به وضوح در نماز جمعه‌ و عید فطر که به فاصله دو هفته خوانده شد، کاملا پیدا بود.</p>
<p style="text-align:justify;">قرآن آیه‌ای دارد که می‌فرماید اگر ما این قرآن را بر کوه نازل می‌کردیم از شدت خشوع و تواضع متلاشی می‌شد، حال آن‌که می‌بینیم در قلب انسان‌های مادی فرود می‌آید اما کک‌شان هم نمی‌گزد.</p>
<p style="text-align:justify;">کلام رهبری هم در جاهایی یا این نکته برابری می‌کند. من که عضو خبرگان نبودم، هنگام شنیدن این سخنان بی‌اختیار لب می‌گزیدم و تاسف می‌خوردم، اما برخی‌ در خبرگان  &#8230;</p>
<p style="text-align:justify;">به‌نظرم نکات مهم و اساس سخن رهبر انقلاب را از <a href="http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=8094" target="_blank">سایت ایشان</a> نقل می‌کنم برای کسانی که وقت گوش دادن به همه سخنان را ندارند یا نیاز به توجه بیشتری احساس می‌کنند.</p>
<h1 style="text-align:center;">♣</h1>
<p style="text-align:justify;">«سعی شد این نقطه‌ی قوت [حضور ۸۵ درصدی در انتخابات] را تبدیل کنند به نقطه‌ی ضعف؛ این مایه‌ی امید را تبدیل کنند به مایه‌ی تردید، مایه‌ی یأس. این کار خصمانه‌ای است.</p>
<p style="text-align:justify;">می‌بینید که متأسفانه بعکس، بعضی دم از تفرق میزنند، از روی جهالت، غفلت؛ واقعاً محمول بر غفلت است این چیزها، بیش از آنچه که بر چیزهای دیگری انسان بخواهد اینها را حمل کند. این، مسئله‌ی مهمی است. مسئله‌ی ایجاد وحدت؛ وحدت مذهبی، وحدت قومی، وحدت سلائق سیاسی، اینها مهم است؛ باید سعی کرد. یکی از خطوط دشمن، ایجاد تفرقه است؛ هر چه بتوانند، در هر جا بتوانند، در هر سطحی که بتوانند؛ در سطوح مختلف؛ از مسئولین، غیرمسئولین، آحاد مردم، بین خودِ گروه‌های روحانی، بین خودِ گروه‌های دانشگاهی، بین خودِ جمعها و جمعیتهای واحدهای دیگر اجتماعی، و بین اینها با یکدیگر ایجاد اختلاف کنند، و بین مذاهب. نمونه‌های فراوانش را دارید مشاهده میکنید که در جامعه هست. این یک مسئله است که در جامعه هست. خط دشمن خط ایجاد تفرقه است. این هم یک مسئله است.</p>
<p style="text-align:justify;">این ترفندهای دشمن است. اینها را باید شناخت، فهمید. او البته دشمنی‌اش را میکند؛ امر طبیعی است، اما اینکه ما نفهمیم دشمنی او را و از این معنا غفلت کنیم، این قابل قبول نیست. یک وقت می‌بینید ما در داخل جدول و پازلهای دشمن قرار میگیریم ـ در پازل، مجموعه‌ای را کنار هم میچینند، تا یک شکلی از تویش در بیاید ـ تا یکی از این اجزاء را ما تأمین بکنیم. خوب، این خیلی چیز بدی است؛ ما باید سعی کنیم که تأمین‌کننده‌ی اجزاء او نباشیم. مثل این جدول حروف متقاطع که وقتی کنار هم گذاشته میشود، یک کلمه‌ای از تویش در می‌آید. دشمن یک جدولی این جوری درست کرده، برای اینکه یک حرفی از تویش در بیاورد؛ چند تا از این حروف را هم ما بگذاریم! این را باید مراقبت کرد؛ بحث سر این است؛ باید جدول دشمن را کامل نکنیم؛</p>
<p style="text-align:justify;">امروز مؤثرترین سلاح بین المللی علیه دشمنان و مخالفین، سلاح تبلیغات است؛ سلاح ارتباطات رسانه‌ای است. امروز این قوی‌ترینِ سلاح است و از بمب اتم هم بدتر و خطرناکتر است. این سلاح دشمن را شما در بلواهای بعد از انتخابات ندیدید؟ دشمن با همین سلاح، لحظه به لحظه، قضایای ما را دنبال میکرد و به کسانی که اهل شیطنت بودند، رهنمود میداد. «و انّ الشّیاطین لیوحون الی اولیائهم لیجادلوکم»؛  دائم به اولیاء خودشان ایحاء میکردند. خوب، این حضور دشمن است دیگر؛ حضور دشمن را از این واضح‌تر و روشن‌تر میشود فرض کرد؟</p>
<p style="text-align:justify;">نکته بعدی این است که ما نه فقط در عمل احتیاج به شجاعت داریم، در فهم هم احتیاج به شجاعت داریم. در فهم فقیهانه، احتیاج به شجاعت هست؛ اگر شجاعت نبود، حتی در فهم هم خلل به وجود خواهد آمد. درک روشن از کُبریات و صُغریات؛ گاهی انسان کُبریات را درست میفهمد، در صُغریات اشتباه میکند. این درک صحیح از مبانی دین و از موضوعات دینی و از موضوعات خارجیِ منطبق با آن مفاهیم کلی و عمومی ـ یعنی کُبریات و صُغریات ـ احتیاج دارد به اینکه ما شجاعت داشته باشیم، ترس نداشته باشیم؛ والا ترس از مالمان، ترس از جانمان، ترس از آبرویمان، انفعال در مقابل دشمن، ترس از جوّ، ترس از فضا؛ اگر این حرف را بزنیم، علیه ما خواهند بود؛ اگر این حرف را بزنیم، فلان لکه را به ما خواهند چسباند؛ این ترسها فهم انسان را هم مختل میکند. گاهی انسان به خاطر این ترسها، به خاطر این ملاحظات،  صورتِ مسئله را درست نمیفهمد؛ نمیتواند مسئله را درست درک بکند و حل بکند؛ موجب اشتباه خواهد شد. لذا «و لا یخشون احدا الا الله» خیلی مهم است؛ در این آیه‌ی شریفه‌ی «الّذین یبلّغون رسالات الله و یخشونه و لا یخشون احدا الا الله و کفی بالله حسیبا»؛  معلوم میشود شرط بلاغ و ابلاغ و تبلیغ، همین عدم خشیت است که: «و لا یخشون احدا الا الله». میگوئی: آقا! اگر این کار را بکنم، ممکن است در دنیا سرم کلاه برود. خوب، «و کفی بالله حسیبا»؛ محاسبه را به خدا واگذار کنید و بگذارید خدا برایتان محاسبه کند. اگر پروای قضاوتهای مردم، داوری‌های گوناگون مردم را به جای پروای از خدا گذاشتیم، مشکل درست خواهد شد؛ چون پروای از خدای متعال تقواست. اگر این را کنار گذاشتیم و ترس مردم جایگزین شد، آنوقت فرقانی هم که خدای متعال گفته، پیدا نخواهد شد؛ «ان تتّقوا الله یجعل لکم فرقانا»؛ این فرقان ناشی از تقواست؛ روشن شدن حقیقت برای انسان، دستاورد تقواست. و به نظر من این مسئله خیلی مهم است؛ مسئله‌ی خشیت از مال و جان و حرف مردم و آبرو و زمزمه‌ها و حرفها و حدیثها و تهمتها و اینها، خیلی مهم است؛ اینقدر این مسئله مهم است که خدای متعال به پیغمبرش خطاب میکند و او را برحذر میدارد: «و اذ تقول للّذی أنعم الله علیه و انعمت علیه أمسک علیک زوجک و اتق الله و تخفی فی نفسک ما الله مبدیه و تخشی النّاس و الله احقّ أن تخشاه»؛ ملاحظه‌ی حرف مردم، ملاحظه‌ی این تهمتی که خواهند زد، ملاحظه‌ی چیزی را که خواهند کرد، نباید کرد؛ «ولله احقّ ان تخشاه». به نظر من یکی از چیزهائی که فتوحات گوناگون امام را ارزانی آن بزرگوار داشت، همین شجاعت او بود، که فتوحات علمی، فتوحات معنوی، فتوحات سیاسی، فتوحات اجتماعی، این مجذوب شدن دلها به آن بزرگوار را ـ که واقعاً چیز عجیبی بود ـ به وجود آورد. و شجاعت آن بزرگوار این بود که ملاحظه‌ی هیچ چیزی را نمیکرد. بالاخره اهل فتنه مایلند که خشیت خودشان را، خوف از خودشان را در دل نخبگان و خواص، به جای خشیت از خدا بنشانند؛ یعنی مایلند که از آنها ترسیده بشود؛ «الّذین قال لهم النّاس إن النّاس قد جمعوا لکم فاخشوهم فزادهم ایمانا و قالوا حسبنا الله و نعم الوکیل».  یعنی اینکه دائماً دارند به ما میگویند: آقا! «إن النّاس قد جمعوا لکم فاخشوهم»، جوابش همین است: «فقالوا حسبنا الله و نعم الوکیل». نتیجه‌اش هم این است: «فانقلبوا بنعمة من الله و فضل لم یمسسهم سوء».  نتیجه‌ی این احساس، این درک، این حقیقت روحی و معنوی همین است که: «فانقلبوا بنعمة من الله و فضل لم یمسسهم سوء». بنابراین، بایستی این شجاعت را داشت و لازم شد.</p>
<p style="text-align:justify;">دشمن انواع و اقسام کار را میکند؛ انواع و اقسام فعالیت را میکند؛ عمده هم امروز به گمان من، هدف و آماج توطئه‌های دشمن، خواص است؛ آماج دشمن، خواص است. می‌نشینند طراحی میکنند تا ذهن خواص را عوض کنند؛ برای اینکه بتوانند مردم را بکشانند؛ چون خواص تأثیر میگذارند و در عموم مردم نفوذ کلمه‌ دارند. به نظر من یکی از وظائف اصلی امروز ما و شما، همین است: ما بصیرت خودمان را در مسائل گوناگون تقویت کنیم و بتوانیم ان‌شاءالله بصیرت مخاطبان و مستمعان خودمان را هم زیاد بکنیم.</p>
<p style="text-align:justify;">قطعاً این بلواهای بعد از انقلاب، به نظر آدمهای خبره و آگاه، برنامه‌ریزی‌شده بود. یعنی انسان با هر کسی از انسانهای فهیم که با مسائل کشور و با مسائل جهانی آشنا هستند، در میان میگذارد، میفهمد. پریروز من به ایشان همین را عرض کردم؛ گفتم اینها برنامه‌ریزی‌شده بود. ایشان گفتند: قطعاً. یعنی همه این را میفهمند که این کار برنامه‌ریزی‌شده بوده و این یک کار دفعی نبود که بخواهیم بگوئیم یک چیزی پیش آمده. مثلاً دفعتاً کسی بلند شد حرفی زد؛ نه، این کار برنامه‌ریزی‌شده بود؛ از یک مرکزی هدایت میشد. خوب، شکست خوردند دیگر؛ ان‌شاءالله این شکست‌شان ادامه هم پیدا خواهد کرد. منتها دائم دارند توطئه میکنند.</p>
<p style="text-align:justify;">این را هم عرض بکنیم؛ بعضی‌ها در فضای فتنه، این جمله‌ی «کن فی الفتنه کبن اللبون لا ظهر فیرکب و لا ذرع فیحلب» را بد میفهمند و خیال میکنند معنایش این است که وقتی فتنه شد و اوضاع مشتبه شد، بکش کنار! اصلاً در این جمله این نیست که: «بکش کنار». این معنایش این است که به هیچوجه فتنه‌گر نتواند از تو استفاده کند؛ از هیچ راه. «لا ظهر فیرکب و لا ذرع فیحلب»؛ نه بتواند سوار بشود، نه بتواند تو را بدوشد؛ مراقب باید بود.</p>
<p style="text-align:justify;">راجع به این مطلبی هم که جناب آقای شاهرودی نقل کردند، به نظر من خبرگان اقدام نباید بکنند به اینکه کسی را که حالا عقیده‌ی مخالفی در بین خودشان دارد، اعلام کنند. این به نظر من اقدام خیلی مناسبی نیست. حالا من البته نمیخواهم به خبرگان تکلیفی بکنم یا چیزی را به عنوان تکلیف بگویم؛ سلیقه‌ی من این است. بالاخره یک نفر عقیده‌ی دیگری در یک مسئله‌ی خاصی دارد؛ اینجور نیست که در مبانی و اصول اختلافی وجود داشته باشد و به نظرم نمی‌آید اینجوری باشد.</p>
<p style="text-align:justify;">ر قضیه‌ی این عید فطر هم که فرمودند، به نظر من اینی که ما بگوئیم باید جوری بشود که همه، در یک روز عقیده‌ی به عید پیدا کنند، این نشدنی است؛ یعنی طبق مبانی فقهی ما نشدنی است؛ همه‌ی فقها بر یک فتوا متفق بشوند؛ خوب، نمیشود. بالاخره یک فقیهی ممکن پیدا بشود که نظرش چیز دیگری باشد؛ بنابراین اختلاف به وجود خواهد آمد. ما این اختلاف را خیلی بزرگ نکنیم؛&#8230; بنده که خیلی از آقایان محترم و بزرگی که فتوایشان هم غیر از آن چیزی بود که مبنای حکم ما بود، متشکرم، اما در عین حال، به مخالفت تظاهری نکردند؛ این خیلی چیز مهمی است. دشمن البته ممکن است یک کلمه حرف بزند و این را بزرگ کنند و جنجال کنند و هیاهو کنند؛ ما که تابع نغمه‌ی دشمن که نیستیم.»</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.nabizade.ir/blog/?feed=rss2&#038;p=92</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>حاج محمود، خدا پشت و پناهت</title>
		<link>http://www.nabizade.ir/blog/?p=76&#038;utm_source=rss&#038;utm_medium=rss&#038;utm_campaign=%25d8%25ad%25d8%25a7%25d8%25ac-%25d9%2585%25d8%25ad%25d9%2585%25d9%2588%25d8%25af%25d8%258c-%25d8%25ae%25d8%25af%25d8%25a7-%25d9%25be%25d8%25b4%25d8%25aa-%25d9%2588-%25d9%25be%25d9%2586%25d8%25a7%25d9%2587%25d8%25aa</link>
		<comments>http://www.nabizade.ir/blog/?p=76#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 24 Sep 2009 20:58:45 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Ghadeer Nabizade</dc:creator>
				<category><![CDATA[شخصی]]></category>
		<category><![CDATA[صهیونیسم]]></category>
		<category><![CDATA[مجمع عمومی سازمان ملل 64]]></category>
		<category><![CDATA[محمود احمدی نژاد]]></category>
		<category><![CDATA[موج سبز]]></category>
		<category><![CDATA[نیویورک]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://nabizadefa.wordpress.com/?p=76</guid>
		<description><![CDATA[نیمه‌ شب از خواب ناز بیدار شدیم و برای پیروزی اسلام بر کفر و ظلم داخلی و خارجی خواندیم:

... و اتقرب الی الله ثم الیکم بموالاتکم و موالات ولیلکم و بالبرائت من اعدائکم والناصبین لکم‌ الحرب و بالبرائت من اشیاعهم و اتباعهم، انی سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم و ولی لمن والاکم و عدو لمن عاداکم]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: center;"><img class="aligncenter" title="زورگویان ناگزیر از شنیدن سخنان رئیس جمهور ایران" src="http://nabi2305.persiangig.com/image/ahmadinejad-newyork-2009.jpg" alt="" width="329" height="395" /></p>
<p style="text-align: justify;">نیمه‌ شب از خواب ناز بیدار شدیم و برای پیروزی اسلام بر کفر و ظلم داخلی و خارجی خواندیم:</p>
<p style="text-align: justify;">&#8230; و اتقرب الی الله ثم الیکم بموالاتکم و موالات ولیلکم و بالبرائت من اعدائکم والناصبین لکم‌ الحرب و بالبرائت من اشیاعهم و اتباعهم، انی سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم و ولی لمن والاکم و عدو لمن عاداکم &#8230;</p>
<p style="text-align: justify;">انتظار زیادی است که از ستمگری که خود قانون می‌نویسد، خود اجرا می‌کند، خود نقض می‌کند و خود هم در مقام قضاوت به شکایت‌ها رسیدگی می‌کند انتظار داشته باشی که به ستم‌های کرده‌اش به صورت عمومی به گونه‌ای که از سراسر جهان به صورت زنده پخش می‌شود گوش فرا دهد.</p>
<p style="text-align: justify;">افزون بر این، کولونی جدید رژیم صهیونیستی را به او تبریک می‌گوییم و می‌گوییم خاک بر سر کشورهایی که ادعای استقلال و دموکراسی‌شان گوش جهان را کر کرده و در صف بندگی اسرائیل از هم پیشی می‌گیرند.</p>
<p style="text-align: justify;">من در شگفتم که چه گونه این هم قدرت در جهان که جمعیتی میلیاردی دارند از چند میلیون نفر حساب می برند؟</p>
<p style="text-align: justify;">مساله اکنون تنها به رسمیت شناختن یک رژیم نیست. برای نمونه اگر حتا ۲۰ رئیس دولت هم پاد  امریکا سخنرانی کنند جز نمایندگان امریکا کسی از سالن خارج نمی شود اما تا نوبت به اسرائیل می رسد، به همه بر می خورد. پس این موضوع نشان از چیزی غیرعادی دارد.</p>
<p style="text-align: justify;">اما به امید خدا، بیداری ملتها در برابر صهیونیسم شکل گرفته و چیز زیادی تا رسوایی آنان نمانده.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.nabizade.ir/blog/?feed=rss2&#038;p=76</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>میلیاردتا!</title>
		<link>http://www.nabizade.ir/blog/?p=79&#038;utm_source=rss&#038;utm_medium=rss&#038;utm_campaign=%25d9%2585%25db%258c%25d9%2584%25db%258c%25d8%25a7%25d8%25b1%25d8%25af%25d8%25aa%25d8%25a7</link>
		<comments>http://www.nabizade.ir/blog/?p=79#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 24 Sep 2009 20:58:22 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Ghadeer Nabizade</dc:creator>
				<category><![CDATA[شخصی]]></category>
		<category><![CDATA[موج سبز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://nabizadefa.wordpress.com/?p=79</guid>
		<description><![CDATA[میلیون تا سبز روز قدس اومده بودن تو خیابون، میلیون تا هم که تو نیورورک رفته بودن نذارن رئیس جمهور سخنرانی کنه اینارو که با هم جمع کنیم میشه میلیاردتا]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:center;"><img class="aligncenter" title="موسوی جزئی از این سی سال نبود؟" src="http://nabi2305.persiangig.com/image/sabz-newyork.jpg" alt="" width="400" height="533" /></p>
<p>میلیون تا سبز روز قدس اومده بودن تو خیابون،</p>
<p>میلیون تا هم که تو نیورورک رفته بودن نذارن رئیس جمهور سخنرانی کنه</p>
<p>اینارو که با هم جمع کنیم میشه میلیاردتا</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.nabizade.ir/blog/?feed=rss2&#038;p=79</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>رونمایی از یک اثر هنری برگرفته از تخیلات کروبی</title>
		<link>http://www.nabizade.ir/blog/?p=81&#038;utm_source=rss&#038;utm_medium=rss&#038;utm_campaign=%25d8%25b1%25d9%2588%25d9%2586%25d9%2585%25d8%25a7%25db%258c%25db%258c-%25d8%25a7%25d8%25b2-%25db%258c%25da%25a9-%25d8%25a7%25d8%25ab%25d8%25b1-%25d9%2587%25d9%2586%25d8%25b1%25db%258c-%25d8%25a8%25d8%25b1%25da%25af%25d8%25b1%25d9%2581%25d8%25aa%25d9%2587-%25d8%25a7%25d8%25b2-%25d8%25aa%25d8%25ae%25db%258c%25d9%2584%25d8%25a7</link>
		<comments>http://www.nabizade.ir/blog/?p=81#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 24 Sep 2009 20:24:19 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Ghadeer Nabizade</dc:creator>
				<category><![CDATA[سیاسی]]></category>
		<category><![CDATA[تخیل]]></category>
		<category><![CDATA[موج سبز]]></category>
		<category><![CDATA[کروبی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://nabizadefa.wordpress.com/?p=81</guid>
		<description><![CDATA[بالاخره جناب مهدی کروبی به خیل هنرمندان پیوست. وی که پیشتر آثار تخیلی او به صورت نامه و بیانیه منتشر می شد اکنون به همت چند نقاش به اثر ماندگار هنری تبدیل شده است. تجاوز در زندان، برگرفته از تخیلات کروبی در نامه ها و بیانه ها]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:justify;">بالاخره جناب مهدی کروبی به خیل هنرمندان پیوست.</p>
<p style="text-align:justify;">وی که پیشتر آثار تخیلی او به صورت نامه و بیانیه منتشر می شد اکنون به همت چند نقاش به اثر ماندگار هنری تبدیل شده است.</p>
<div class="mceTemp" style="text-align:justify;">
<dl class="wp-caption   alignnone">
<dt class="wp-caption-dt"><a href="http://nabi2305.persiangig.com/image/222.jpg"><img title="تجاوز در زندان، برگرفته از تخیلات کروبی در نامه ها وبیانه ها " src="http://nabi2305.persiangig.com/image/222.jpg" alt="تجاوز در زندان، برگرفته از تخیلات کروبی در نامه ها وبیانه ها " width="440" height="292" /></a></dt>
<dd class="wp-caption-dd">تجاوز در زندان، برگرفته از تخیلات کروبی در نامه ها و بیانه ها </dd>
</dl>
</div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.nabizade.ir/blog/?feed=rss2&#038;p=81</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>چند نوشته از من</title>
		<link>http://www.nabizade.ir/blog/?p=62&#038;utm_source=rss&#038;utm_medium=rss&#038;utm_campaign=%25da%2586%25d9%2586%25d8%25af-%25d9%2586%25d9%2588%25d8%25b4%25d8%25aa%25d9%2587-%25d8%25a7%25d8%25b2-%25d9%2585%25d9%2586</link>
		<comments>http://www.nabizade.ir/blog/?p=62#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 20 Sep 2009 16:24:56 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Ghadeer Nabizade</dc:creator>
				<category><![CDATA[شخصی]]></category>
		<category><![CDATA[BBC]]></category>
		<category><![CDATA[VOA]]></category>
		<category><![CDATA[Washington Television]]></category>
		<category><![CDATA[الف]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://nabizadefa.wordpress.com/?p=62</guid>
		<description><![CDATA[در جریان رویدادهای پس از انتخابات دو دیدگاه از وبلاگ و نوشته‌های من در رسانه‌های خارجی چاپ شد؛ نخست، گزارشی از وضعیت پیشامدها و تحلیل‌های پس از انتخابات ایران بود که در سایت بی‌بی‌سی (انگلیسی) چاپ شد.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:justify;">در جریان رویدادهای پس از انتخابات دو دیدگاه از وبلاگ و نوشته‌های من در رسانه‌های خارجی چاپ شد؛ نخست، گزارشی از وضعیت پیشامدها و تحلیل‌های پس از انتخابات ایران بود که در سایت بی‌بی‌سی (انگلیسی) چاپ شد. در این گزارش که تنها چند روز پس از انتخابات در ایران روی سایت رفته، دیدگاه چند روزنامه‌نگار و وبلاگ‌نویس و شخصیت سیاسی را منتشر کرده که استناد آن هم به یکی از نوشته های وبلاگ من بود. لینک مطلب را در <a href="http://news.bbc.co.uk/2/hi/middle_east/8103934.stm" target="_blank">اینجا </a>ببینید اما اگر فیلترشکن ندارید، آن را از راه کش در <a href="http://209.85.129.132/search?q=cache:OWYlEroXCsAJ:news.bbc.co.uk/2/hi/middle_east/8103934.stm+Ghadir+nabizadeh&amp;cd=1&amp;hl=en&amp;ct=clnk&amp;client=firefox-a" target="_blank">اینجا </a>ببینید.</p>
<p style="text-align:justify;">دومین گزارش مربوط به شبکه بین‌المللی واشینگتن است. این رسانه که چیزی همسان با VOA و BBC است، به فارسی نیز مطلب دارد. این مطلب که در بخش فارسی آن آمده، از این نوشته در روز رای اعتماد مجلس به کابینه دهم گرفته شده که آن هم در <a href="http://www.televisionwashington.com/floater_article1.aspx?lang=fa&amp;t=floater_blog&amp;id=13706" target="_blank">اینجا </a>و در صورت فیلتر بودن در <a href="http://209.85.129.132/search?q=cache:KQZsbeprUBYJ:www.televisionwashington.com/floater_article1.aspx%3Flang%3Dfa%26t%3Dfloater_blog%26id%3D13706+%D8%BA%D8%AF%DB%8C%D8%B1+%D9%86%D8%A8%DB%8C+%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87&amp;cd=8&amp;hl=en&amp;ct=clnk&amp;client=firefox-a" target="_blank">اینجا </a>قابل دسترسی است.</p>
<p style="text-align:justify;">همچنین پس از کودتای هندوراس که دو هفته پس از انتخابات در ایران رخ داد، جیمز پتراس جامعه‌شناس و پژوهش‌گر امریکایی مقاله‌ای با عنوان «ا<a href="http://nabizadefa.wordpress.com/%D8%A7%D9%88%D8%A8%D8%A7%D9%85%D8%A7-%D9%88-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%AA%DA%98%DB%8C-%D9%85%D9%87%D8%A7%D8%B1-%D8%9B-%D9%87%D9%86%D8%AF%D9%88%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7/" target="_blank">وباما و استراتژی مهار</a>» نوشت که من آن را به فارسی ترجمه کردم. این مقاله در وب‌سایت خبری-تحلیلی <a href="http://www.nabizade.ir//alef.ir/1388/content/view/52064/83" target="_blank">الف </a>به چاپ رسیده است.</p>
<p style="text-align:justify;">افزون بر این نخستین نوشته این وبلاگ که اعتراضی به بلاگفا بود نیز در <a href="http://alef.ir/1388/content/view/53789/" target="_blank">الف </a>منتشر شد.</p>
<p style="text-align:justify;">اینها را اینجا نوشتم تا اول از همه حرف و حدیثی نباشد و دوم این که به نظرم رابطه ای میان آن بی‌بی‌سی و بستن وبلاگ پیشین من هست.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.nabizade.ir/blog/?feed=rss2&#038;p=62</wfw:commentRss>
		<slash:comments>6</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>خوبی خس و خاشاک</title>
		<link>http://www.nabizade.ir/blog/?p=58&#038;utm_source=rss&#038;utm_medium=rss&#038;utm_campaign=%25d8%25ae%25d9%2588%25d8%25a8%25db%258c-%25d8%25ae%25d8%25b3-%25d9%2588-%25d8%25ae%25d8%25a7%25d8%25b4%25d8%25a7%25da%25a9</link>
		<comments>http://www.nabizade.ir/blog/?p=58#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 20 Sep 2009 08:10:16 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Ghadeer Nabizade</dc:creator>
				<category><![CDATA[شخصی]]></category>
		<category><![CDATA[باران]]></category>
		<category><![CDATA[خس و خاشاک]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://nabizadefa.wordpress.com/?p=58</guid>
		<description><![CDATA[نماز عید فطر به امامت امام خامنه ای در دانشگاه تهران- ۲۹ شهریور ۱۳۸۸- میدان فلسطین خوبی خس و خاشاک این است که با یک پارچه نم‌دار از بین می‌رود، چه رسد به باران سیل‌آسای دیروز تهران. امروز ندیدی؟ انگار جمعه هیچ خس و خاشاکی در کار نبود.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div class="mceTemp mceIEcenter" style="text-align:center;">
<dl class="wp-caption  aligncenter">
<dt class="wp-caption-dt"><img class="alignnone" title="نماز عید فطر به امامت امام خامنه ای" src="http://nabi2305.persiangig.com/image/eide%20fetr-tehran-%20khamenei.JPG" alt="" width="400" height="276" />
</dt>
<dd class="wp-caption-dd">نماز عید فطر به امامت امام خامنه ای در دانشگاه تهران- ۲۹ شهریور ۱۳۸۸- میدان فلسطین</dd>
</dl>
</div>
<p style="text-align:justify;">خوبی خس و خاشاک این است که با یک پارچه نم‌دار از بین می‌رود، چه رسد به باران سیل‌آسای دیروز تهران.</p>
<p style="text-align:justify;">امروز ندیدی؟</p>
<p style="text-align:justify;">انگار جمعه هیچ خس و خاشاکی در کار نبود.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.nabizade.ir/blog/?feed=rss2&#038;p=58</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>نادانی تا کجا؟</title>
		<link>http://www.nabizade.ir/blog/?p=47&#038;utm_source=rss&#038;utm_medium=rss&#038;utm_campaign=%25d9%2586%25d8%25a7%25d8%25af%25d8%25a7%25d9%2586%25db%258c-%25d8%25aa%25d8%25a7-%25da%25a9%25d8%25ac%25d8%25a7%25d8%259f</link>
		<comments>http://www.nabizade.ir/blog/?p=47#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 18 Sep 2009 21:47:23 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Ghadeer Nabizade</dc:creator>
				<category><![CDATA[سیاسی]]></category>
		<category><![CDATA[انتخابات دهم ریاست حمهوری]]></category>
		<category><![CDATA[توهم]]></category>
		<category><![CDATA[خاتمی]]></category>
		<category><![CDATA[خس و خاشاک]]></category>
		<category><![CDATA[روز قدس]]></category>
		<category><![CDATA[موسوی]]></category>
		<category><![CDATA[نماز جمعه]]></category>
		<category><![CDATA[کروبی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://nabizadefa.wordpress.com/2009/09/19/%d9%86%d8%a7%d8%af%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%aa%d8%a7-%da%a9%d8%ac%d8%a7%d8%9f/</guid>
		<description><![CDATA[در شگفت‌ام از این همه نادانی و حماقت؛ از این‌که این حضراتی که روزی نخست‌وزیر، رئیس‌مجلس، رئیس‌جمهور و دارای جایگاه‌های عالی در جمهوری اسلامی بوده‌اند چگونه با شتاب فراوان به سوی دیوار می‌روند تا نابودی خود و جریان منتسب به خود را رقم بزنند و در این راه از هیچ کاری هم دریغ نمی‌کنند. دشمنان خونی این مملکت آنان را در آغوش می‌فشارند و ریز اخبار آنان را پوشش می‌دهند و از ضربه‌ای که آنان بر پیکر نظام وارد می‌کنند بی‌مهابا سخن می‌رانند ولی آنان همچنان با شتاب و بدون اندیشه همان دیوار را نشانه رفته‌اند و با هیچ توصیه و نصیحتی هم دست بردار نیستند.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:center;"><img class="alignnone" title="موسوی باطل شد" src="http://nabi2305.persiangig.com/image/moosavi%205.jpg" alt="" width="279" height="386" /></p>
<p style="text-align:justify;">در شگفت‌ام از این همه نادانی و حماقت؛ از این‌که این حضراتی که روزی نخست‌وزیر، رئیس‌مجلس، رئیس‌جمهور و دارای جایگاه‌های عالی در جمهوری اسلامی بوده‌اند چگونه با شتاب فراوان به سوی دیوار می‌روند تا نابودی خود و جریان منتسب به خود را رقم بزنند و در این راه از هیچ کاری هم دریغ نمی‌کنند. دشمنان خونی این مملکت آنان را در آغوش می‌فشارند و ریز اخبار آنان را پوشش می‌دهند و از ضربه‌ای که آنان بر پیکر نظام وارد می‌کنند بی‌مهابا سخن می‌رانند ولی آنان همچنان با شتاب و بدون اندیشه همان دیوار را نشانه رفته‌اند و با هیچ توصیه و نصیحتی هم دست بردار نیستند.</p>
<p style="text-align:justify;">این توصیه‌ها از آن جهت نیست که نظام توان مقابله ندارد. مگر این نظام جز همان نظامی است که در آن منتظری، آیت‌الله شریعتمداری و &#8230; در آن کنار گذاشته شدند و آب هم از آب تکان نخورد؟ حال کنار زدن چند عنصر بی‌بته همچون موسوی و کروبی و خاتمی چه هزینه‌ای می‌تواند داشته باشد؟</p>
<p style="text-align:justify;">مگر جمهوری اسلامی، هشت سال تمام خاتمی و اعوان و انصار خائن‌اش را تحمل نکرد؟ چه شد؟ آیا نظام آسیب دید؟ یا بیمه شد؟</p>
<p style="text-align:justify;">به‌نظرم اگر این آقایان سردستهِ خس-و-خاشاک به همین صورت به کار خود ادامه دهند، به‌زودی از شمار نیروهای درون نظام خارج خواهند شد و از آن پس باید یا آنان را در همین رسانه‌های ضدنظام دید یا اصلا ندید.</p>
<p style="text-align:justify;">در شگفت‌ام که چرا پایانی بر توهم این آقایان نیست؟ خیلی دوست داشتم چهار کلمه حرف حساب بزنند و ما هم بشنویم و متنبه شویم اما دریغ از حتا یک کلمه. شروع سخن‌شان با یک توهم است که چرا آیت‌الله خامنه‌ای پیش از پایان شمارش آرا (!!!) به احمدی‌نژاد تبریک گفت. نمی‌دانم اینان خودشان را به نفهمی زده‌اند یا حقیقتا عاجز از فهم و درک‌اند. من که یک فرد معمولی این جامعه هستم، نیمه‌های شب پس از انتخابات می‌دانستم که احمدی‌نژاد با بیست میلیون رای رئیس‌جمهور است و کیست که نداند آرای رسمی پس از طی مراحل قانونی اعلام می‌شوند و مثلا هنگامی که صدا و سیما بیانیه نهایی نتایج انتخابات را می‌خوانَد، همان لحظه آخرین رای‌ها را نشمرده، بلکه تایید کرده. آن‌گاه یعنی اقای محتشمی‌پورِ رئیس «کمیته خیانت در آرا» که پیشتر وزیر کشور بوده و تاج‌زاده یا دیگران نمی‌دانند؟</p>
<p style="text-align:justify;">آیا واقعا این‌ها تصور می‌کنند که مردم (به معنای واقعی) معترض بودند؟ من که یک فرد معمولی هستم پیش از  انتخابات می‌دانستم که قرار است پس از اعلام نتایج به خیابان بریزند. آنگاه آنان نمی‌دانستند؟</p>
<p style="text-align:justify;">آیا این‌ها حقیقتا تصور می‌کنند که در روز شنبه، ۲۳ خرداد، درست پس از اعلام نتایج مردم به خیابان آمدند و اتوبوس و موتور به آتش کشیدند و سنگ‌پرانی‌ (آجر پرانی بهتر است) کردند و با پلیس درگیر شدند؟ اگر این‌طور بوده گاز فلفل و کوکتل‌مولوتوف از کجا آمده بود؟ چرا همه مجهز به ماسک بودند و دوربین‌های‌شان بر فراز ساختمان‌های منطقه آشوب جا خوش کرده بود. من که خودم در آن میان گیر کرده بودم چنین ندیدم.</p>
<p style="text-align:justify;">آیا این آقایان هنوز فکر می‌کنند که احمدی‌نژاد هواداران موسوی و کروبی را خس-و-خاشاک خوانده؟ چرا حتا به خود اجازه نمی‌دهند یک بار همان پاراگراف مربوط به آن مطلب را بخوانند؟</p>
<p style="text-align:justify;">من خودم تا دیروز صبوری پیشه کردم و به همان‌ها که مدام در نوشته‌ها و گفته‌های‌شان می‌گفتند که احمدی‌نژاد آنان را خس-و-خاشاک خوانده، می‌گفتم که نه این‌طور نیست، شما اشتباه می‌کنید. اما اکنون بر این باورم که دیگر مدارا معنا ندارد و این‌هایی هنوز بحث تقلب و این توهم‌ها را مطرح می‌کنند و حرمت هیچ چیزی را نگه نمی‌دارند، چه چیزی جز خس و خاشاک می‌توانند باشند؟ این‌ها که نه نماز جمعه سرشان می‌شود و نه روز قدس! و این‌را در این نوشته و نوشته‌ پیشین آورده‌ام.</p>
<p style="text-align:justify;">
<div class="wp-caption aligncenter" style="width: 459px"><img title="موسوی کلاهت رو بگذار بالاتر" src="http://i31.tinypic.com/wiletg.jpg" alt="موسوی کلاهت رو بگذار بالاتر" width="449" height="336" /><p class="wp-caption-text">موسوی کلاهت رو بگذار بالاتر</p></div>
<p style="text-align:justify;">آقای موسوی و کروبی! شما که این‌ همه سنگ امام را به سینه می‌زنید، بگویید مگر روز قدس روز امام نیست؟ دست کم حرمت این روز را نگه می‌داشتید. لااقل کمی از امام بگویید ببینیم که بوده. این امامی که شما می‌گویید را ما نمی‌شناسیم. می‌دانید اگر همان امام حالا زنده بود شما کجا بودید؟</p>
<p style="text-align:justify;">خیلی‌ها معتقدند، پیشامدهای پس از انتخابات بد بود و جز ضررهای فراوان چیزی برای کشور نداشت. اما من مخالفم. البته کسی منکر ضررها نیست اما من بر این باورم که این‌ها انقلاب را بیمه می‌کند. ملت ما برای ادامه استقلال خود به افرادی نیاز دارد که به اصول کشور و قانون اساسی پایبند باشند. ملت ما خائنان و دیکتاتورها را شناخت؛ همان‌ها که چون دزدی که خود را گرفتار می‌بیند فریاد «آی دزد» سر می‌دهد، دولت قانونی و برگزیده ملت را دروغگو، دیکتاتور و کودتاچی می‌خوانند حال آن‌که خودشان دست همه را در دروغگویی و دیکتاتوری از پشت بسته‌اند.</p>
<p style="text-align:justify;">جنبش خس و خاشاک برای ادامه حیات خود به ماجراجویی نیاز دارد و از فرصت‌هایی چون روز قدس برای این هدف بهره می‌برد. ما امروز نفس به نفس منافقان ایستادیم و چشم در چشم‌شان نگریستیم و فریاد مرگ بر منافق را فریاد زدیم ولی خندیدیم. خندیدیم به نادانی و پستی کسانی که خود را منتسب به امام می‌دانند و از هیچ کوششی در شکستن کمر انقلاب فروگذار نمی‌کنند؛ و گرنه آن فریب‌خوردگان خیابانی که جرمی ندارند.</p>
<p style="text-align:justify;">آقایان! روز قدس گذشت. بازگشایی دانشگاه‌ها هم خواهد گذشت. از آن پس چه خواهید کرد؟</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.nabizade.ir/blog/?feed=rss2&#038;p=47</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>هم غزه، هم لبنان، جانم فدای اسلام</title>
		<link>http://www.nabizade.ir/blog/?p=42&#038;utm_source=rss&#038;utm_medium=rss&#038;utm_campaign=%25d9%2587%25d9%2585-%25d8%25ba%25d8%25b2%25d9%2587%25d8%258c-%25d9%2587%25d9%2585-%25d9%2584%25d8%25a8%25d9%2586%25d8%25a7%25d9%2586%25d8%258c-%25d8%25ac%25d8%25a7%25d9%2586%25d9%2585-%25d9%2581%25d8%25af%25d8%25a7%25db%258c-%25d8%25a7%25d8%25b3%25d9%2584%25d8%25a7%25d9%2585</link>
		<comments>http://www.nabizade.ir/blog/?p=42#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 18 Sep 2009 18:03:38 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Ghadeer Nabizade</dc:creator>
				<category><![CDATA[سیاسی]]></category>
		<category><![CDATA[صهیونیسم]]></category>
		<category><![CDATA[خس و خاشاک]]></category>
		<category><![CDATA[مرگ بر اسرائیل]]></category>
		<category><![CDATA[مرگ بر امریکا]]></category>
		<category><![CDATA[مرگ بر بی‌بی‌سی]]></category>
		<category><![CDATA[مرگ بر دولت مردم فریب]]></category>
		<category><![CDATA[مرگ بر دیکتاتور]]></category>
		<category><![CDATA[مرگ بر روسیه]]></category>
		<category><![CDATA[مرگ بر ضد ولایت فقیه]]></category>
		<category><![CDATA[مرگ بر منافق]]></category>
		<category><![CDATA[نماز جمعه روز قدس 88]]></category>
		<category><![CDATA[نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[هم غزه، هم لبنان، جانم فدای اسلام]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://nabizadefa.wordpress.com/?p=42</guid>
		<description><![CDATA[دیده‌های من از راهپیمایی روز قدس سال 1388]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:center;">
<div class="wp-caption aligncenter" style="width: 240px"><img title="موسوی، از این پیرو خمینی کبیر خجالت بکش!" src="http://nabi2305.persiangig.com/image/Quds%20Day88-6.JPG" alt="موسوی، از این پیرو خمینی کبیر خجالت بکش!" width="230" height="303" /><p class="wp-caption-text">موسوی، از این پیرو خمینی کبیر خجالت بکش!</p></div>
<p style="text-align:justify;">امروز روز قدس بود. همان که امام خمینی فرمود روز حیات اسلام است. امروز مراسم روز قدس باشکوه‌تر از سال‌های گذشته در تهران و همه شهرهای ایران اسلامی برگزار شد. این چیزی بود که به چشم خودم دیدم و از دوستان‌ام در شهرستان‌ها شنیدم.</p>
<p style="text-align:justify;">من که از سمت میدان فاطمی وارد راهپیمایی شدم، از همان آغاز افرادی را دیدم که در دسته‌های چند نفری به سوی بلوار کشاورز حرکت می‌کردند. عده‌ای ماسک‌زده و برخی کوله به پشت. اگر معنی کوله داشتن را نمی‌دانید باید توضیح دهم که از ۲-۳ ماه پیش این کار به معنی رفتن به کلاس درس نیست، بلکه کوله یعنی به همراه داشتن سنگ و چاقو و گاز فلفل و چماق و مواد منفجره و &#8230;</p>
<p style="text-align:justify;">تا بلوار کشاورز همه‌چیز عادی بود ولی به محض رسیدن به بلوار کشاورز خس‌-و-خاشاک را دیدم که در پیاده‌رو و پیرامون جمعیت راه‌پیما و وسط بلوار کشاورز شعار می‌دادند؛ همان شعارهایی که پیشتر خبر-اش را در شب‌نامه‌ها دیده و شنیده بودم:</p>
<p style="text-align:justify;">مرگ بر روسیه / مرگ بر دیکتاتور / مرگ بر دولت مردم فریب / نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران و &#8230;</p>
<p style="text-align:center;"><img class="aligncenter" title="خس و خاشاک- روز قدس 1388- تقاطع خیابان فلسطین و بولوار کشاورز" src="http://nabi2305.persiangig.com/image/Quds%20Day88-4.JPG" alt="" width="564" height="174" /></p>
<p style="text-align:justify;">
<div class="wp-caption aligncenter" style="width: 538px"><img title="خس و خاشاک در برابر سیل مردم" src="http://nabi2305.persiangig.com/image/Quds%20Day88-3.JPG" alt="خس و خاشاک در برابر سیل مردم" width="528" height="174" /><p class="wp-caption-text">خس و خاشاک در برابر سیل مردم</p></div>
<p style="text-align:justify;">
<div class="wp-caption aligncenter" style="width: 505px"><img title="خس و خاشاک در برابر سیل مردم" src="http://nabi2305.persiangig.com/image/Quds%20Day88-2.JPG" alt="خس و خاشاک در برابر سیل مردم" width="495" height="200" /><p class="wp-caption-text">خس و خاشاک در برابر سیل مردم</p></div>
<div class="wp-caption aligncenter" style="width: 410px"><img title="خس و خاشاک در برابر سیل مردم- بولوار کشاورز" src="http://nabi2305.persiangig.com/image/Quds%20Day88-1.JPG" alt="خس و خاشاک در برابر سیل مردم- بولوار کشاورز" width="400" height="300" /><p class="wp-caption-text">خس و خاشاک در برابر سیل مردم- بلوار کشاورز</p></div>
<p style="text-align:justify;">این شعارها در پاسخ به شعارهای میلیونی راهپیمایان در «مرگ بر اسرائیل» و «مرگ بر امریکا» گرچه کمی جالب به‌نظر می‌رسید و جلب توجه می‌کرد اما خیلی زود با فریادهای «مرگ بر منافق»، «مرگ بر ضد ولایت فقیه»، «مرگ بر بی‌بی‌سی» و «هم غزه، هم لبنان، جانم فدای اسلام» پاسخ داده شد و جمعیت ناچیز خس-و-خاشاک که یارای مقابله با جمعیت میلیونی را نداشتند به سمت هفت‌تیر و پارک لاله تغییر مسیر دادند.</p>
<p style="text-align:justify;">
<div class="wp-caption aligncenter" style="width: 472px"><img title="باران رحمت الهی در آغاز خطبه های نماز جمعه روز قدس به امامت آیت الله خاتمی- باران خس خاشاک را شست و برد" src="http://nabi2305.persiangig.com/image/Quds%20Day88-5.JPG" alt="باران رحمت الهی در آغاز خطبه های نماز جمعه روز قدس به امامت آیت الله خاتمی- باران خس خاشاک را شست و برد" width="462" height="300" /><p class="wp-caption-text">باران رحمت الهی در آغاز خطبه های نماز جمعه روز قدس به امامت آیت الله خاتمی- باران خس خاشاک را شست و برد</p></div>
<p style="text-align:justify;">برای نماز جمعه به خیابان قدس رفتم، جایی که با بلوار کشاورز حدود صد متری فاصله داشت. در طول سخنان پیش از خطبه احمدی‌نژاد صدای نامفهومی از جمعیت به گوش می‌رسید که وقتی نگاه می‌کردم می‌دیدم عده‌ای خس-وخاشاک شعار می‌دهند و برخی از نمازگزاران روزه‌دار هم در مقابل آن‌ها شعارهایی سر می‌دهند. هرگاه که احمدی‌نژاد با سخنان‌اش آب در لانه اصلاح‌طلبان می‌ریخت، داد آن‌ها به هوا می‌رفت. سپس با آغاز خطبه‌های نماز جمعه، باران تند و درشتی برای حدود ۱۰ دقیقه باریدن گرفت و آن خس و خاشاک را همچون نجاست شست و برد. دیگر صدایی از آنان برنخواست. البته در اخبار دیدم که در میدان هفت‌ تیر به وظیفه سازمانی خود عمل کردند.</p>
<p style="text-align:justify;">نوشته های مرتبط:</p>
<p style="text-align:justify;">- <a href="http://www.bornanews.com/Nsite/FullStory/?Id=305963" target="_blank">برخی حاشیه های راهپیمایی روز قدس از زبان برنا نیوز</a></p>
<p style="text-align:justify;">-<a href="http://ab_o_atash.persianblog.ir/post/203" target="_blank">روز مسکو- از تقی دژاکام</a></p>
<p style="text-align:justify;">- <a href="http://pavaraqi.mihanblog.com/post/123" target="_blank">گزارش استقبال از کروبی و هادی غفاری</a></p>
<p style="text-align:justify;">- <a href="http://www.farsnews.com/plarg.php?nn=M567206.jpg" target="_blank">عکس جالب از فارس</a></p>
<p style="text-align:justify;">- <a href="http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8806221332" target="_blank">حاشیه های فارس از راهپیمایی روز قدس</a></p>
<p style="text-align:justify;">- <a href="http://vajgoon.blogfa.com/post-206.aspx" target="_blank">تحلیلی بر شعار &#8221; بسیجی واقعی همت بود و باکری</a>&#8220;</p>
<p style="text-align:justify;">- <a href="http://arghavaan.parsiblog.com/1174555.htm" target="_blank">روایتی از حضور میلیونی سبزها و استقبال از جناب میرحسین</a></p>
<p style="text-align:justify;">- <a href="http://ahestan.wordpress.com/2009/09/19/green-mowj/" target="_blank">احتضار موج سبز</a></p>
<p style="text-align:justify;">- <a href="http://shimiyayee.blogfa.com/post-88.aspx" target="_blank">روایتی هیجان انگیز ولی دردناک از روز قدس با عسکهای جالب</a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.nabizade.ir/blog/?feed=rss2&#038;p=42</wfw:commentRss>
		<slash:comments>3</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>

